واکنش رئیسجمهور آمریکا به مرگ کارگردان راب راینر نفرتانگیز بود. آنچه حتی از این هم بدتر است، رفتاری است که اطرافیان او از خود نشان میدهند.
روزنامهنگاران باید از تشخیصهای روانشناختی از راه دور پرهیز کنند. اما برخی انسانها در عرصه عمومی چنان بیپرده درون خود را عیان میکنند که این کار عملاً ناممکن میشود؛ بهویژه وقتی پای قدرتمندترین مرد جهان در میان باشد.
آنچه دونالد ترامپ پس از مرگ خشونتبار کارگردان راب راینر و همسرش میشل بر زبان آورد، حتی با معیارهای خود او نیز نمونهای خاص از دنائت و پستی بود. این زوج آخر هفته با ضربات چاقو به قتل رسیدند؛ بهاحتمال زیاد به دست پسر خودشان.
کینهتوزی حقیرانه
ترامپ در شبکه خود، «تروث سوشال»، چنین نوشت که راینر احتمالاً بر اثر خشمی مرده است که با «بیماری روانی عظیم، لجوجانه و علاجناپذیرِ موسوم به سندروم جنونِ ترامپ» در دیگران برانگیخته بود. به گفته ترامپ، پارانویای راینر زمانی به اوج تازهای رسید که «دولت ترامپ همه اهداف و انتظاراتِ عظمت» را پشت سر گذاشت. راینر بارها از ترامپ و دولت او انتقاد کرده بود. اینکه ترامپ قربانیان را تحقیر میکند، چیز تازهای نیست. با این حال، هولناک است که او حتی یک تراژدی خصوصی را نیز صرفاً به خود نسبت میدهد. در جهان او هیچ جایی برای بخشندگی، انصاف یا نجابت وجود ندارد. برای ترامپ فقط خودِ او وجود دارد و کینهتوزیِ خرد و حقیرانهاش. برت استیونز، ستوننویس محافظهکار، در «نیویورک تایمز» نوشت: «ما توسط نفرتانگیزترین انسانی که تاکنون در کاخ سفید اقامت داشته است، اداره میشویم.»
این البته به آن معنا نیست که رئیسجمهور نفرتانگیزترین انسان در واشنگتن سیاسی باشد. ترامپ آشکارا دچار اختلالی شدید در خودتنظیمی است. سوزی وایلس، رئیس دفتر خودش، در گفتوگوهایی با مجله «ونیتی فِر» گفته بود که او شخصیت یک الکلی را دارد. او مردی بیمار است.
این توصیف درباره چاپلوسان و سودبرندگان پیرامونش صدق نمیکند: خودِ وایلس که مهمترین تکیهگاه ترامپ است؛ یا معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، فرصتطلبی سیاسی که احتمالاً خود در اندیشه ریاستجمهوری است؛ مایک جانسون، رئیس جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان، که در حال گرفتن بینیاش، اکثریتها را برای رئیسجمهور سامان میدهد؛ و سناتورهایی که هر بار ترامپ حرفی نفرتانگیز بر زبان میآورد، دستها را به هم میفشارند و با این حال همچنان از او حمایت میکنند، زیرا هر راه دیگری آینده حرفهایشان را به خطر میاندازد. رفتار آنان دستکم به اندازه رفتار خود ترامپ رقتانگیز و نفرتانگیز است.
این داوری درباره شمار زیادی از سیاستمداران حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) نیز صدق میکند که به ایالات متحده سفر میکنند تا از حلقه نزدیکان رئیسجمهور برای خود پشتیبانی دستوپا کنند. مارکوس فرونمایر، نماینده بوندستاگ، چند روز پیش در نیویورک جایزهای را که جمهوریخواهان جوان اهدا کرده بودند دریافت کرد؛ جایزهای برای «کار شجاعانه» در «فضای بهویژه سرکوبگر و خصمانه» در آلمان.
حتی اگر این کار هیچ تغییری ایجاد نکند، باز هم باید پیوسته بر آن تأکید کرد: هر کس از ترامپ حمایت میکند ـ چه در ایالات متحده و چه در آلمان ـ آگاهانه از حوزه شأن انسانی و نزاکت سیاسی خارج میشود. او دقیقاً میداند که چه میکند.
۱۸ دسامبر ۲۰۲۵
از نشریه اشپیگل، شماره ۵۲ / ۲۰۲۵