امروز در صفحه اول عصر نو ،عکسی توجه ام را بخود جلب کرد.یک عکس نه،دو عکس ؛عکسی از دوران جوانی خواننده محبوب گیلان: ناصر مسعودی » عکسی از دوره پیری ،عکس اول، طراوت جوانی ،با نگاهی عمیق ،پوست روشن،سبیل سیاه و آن کلاه بره که از زمان جنگ دوم در شهر پاریس مد بود .(در پاریس پارتیزان ها ، آن را -یک وری - بسر می گذاشتند)،همانگونه که ناصر مسعودی بسر گذاشته بود ،با نگاهی بسی انعطاف پذیر و معنا دار.ا آری آن عکس متعلق به به ناصر مسعودی بود خواننده ترانه های شاد و غمگین و رنگارنگ گیلانی.در ترانههای محلی او اما-نیز- غم و اندوهی بس تاثیر گذار موج می زد.واژه به واژه الهام گرفته از زندگانی مردمان اعماق،گیله مردان، زنان شالیکار ،چوپانان،،مراتع سر سبز ،چمنزار ها ,دشت و دمن ،جوی و رود و دریا کنار . مناطق کوهستانی پوشیده از درختان انبوه ،جنگل ، جا ده ها ی باریک و مار پیچی بر دامنههای شمالی کوهپایه ها.نسیم بامدادی ، آواز پرندگان ،باران ،خاکه باران ،عطر گیاهان وحشی.زمزمه کن با صدای خوش ناصر مسعودی زمزمه کن .:« گل، گل، پیراهن-گول،گول، پیراهن-:« گل مادر-گول مار- گل ریحان -گول ریحان،چی ناز کنی ،رودخانه لب- نزدیک رودخانه، پاورچین, آمده فصل بهار .
به گفتۀ ناصر مسعودی آهنگهای محلی که :«علی اکبر پور می ساخت (و ترانهها با آوای دلنشین او خوانده می شد) ،همه آنها الهام گرفته از شالیزار ها و روستاهای سرسبز گیلان بود ».ترانه ها صرفاً واژه به واژه در کنار هم چیده نمی شد ؛ با عطر بهار می آمیخت و با روح شیدایی ناصر مسعودی مجموع و با صدای بس انعطاف پذیر و خوشایند او به شنوندگان منتقل می شد .مادران به هنگام لالایی کودکان،ترانه ها را کنار، «گاهواره» زمزمه می کردند. گیله زنان شالیکار ترانه ها را به هنگام بذر افشانی می خواندند.جوانان عاشق بههنگام درو واگویه می کردند. دختران لب:«تلار» یا سایه سار درختان بید مجنون زیر لب زمزمه می کردند. ترانه های ناصر مسعودی سینه به سینه می گشت، از این رو مردمانی محلی گیلان نیاز نداشتند به برنامههای رادیویی ،(گلهای رنگارنگ) گوش بسپارند .چون، آنزمان در اغلب روستاها رادیو در کار نبود، یا اگر بود ،از شمار انگشتان تجاوز نمیکرد. تعداد اندکی به رادیو گوش می دادند. از قدیم ترانههای محلی -همیشه- سینه به سینه - بین اهالی نواحی روستاها پخش می شد.آری مخاطب من، ترانههای ناصر مسعودی بسکه شیرین بود آمیخته با اندوهی ژرف،به دل می نشست.ما در جوانی از ناصر مسعودی ،بخوان ترانههایش یک دنیا خاطره داشتیم.شگفت (طرفه) ترانههای محلی قدیمی که اغلب از عرقریزی جسم و روح و روان گیله مردان و بویژه زنان شالیکار سخن می گفت ،هیچوقت نه از سکه می افتاد نه از خاطره ها محو می شد . شاید و بدون تردید از این رو است که ترانههای ناصر مسعودی در اعماق ضمیر مردمان گیلان ماندگار شده است و هر بار به مناسبتی که یکی از آن ترانه ها را بگوش می شنوی یا زیر لب به یاد ایام جوانی زمزمه می کنی،همه خاطرات دور و از یاد رفته بار دیگر به حافظه تو باز بر می گردد . یقیناً راز ماندگاری ترانههای ناصر مسعودی هم در محتوای غنی و انسانی هم به خاطر احوالات شیدایی است که بلبل گیلان آن را از جان و دل برای مردمان میهنمان می خواند.
نکته دیگر ،ترانه گیلکی:« میرزا کوچک خان جنگلی » است .این ترانه بین اهالی مردمان گیلان چه روستایی چه شهری تو گویی نهادینه شده است.مخاطب در این ترانه دلنشین بطرز خاصی با میرزا کوچک سخن می گوید.از شجاعت میرزا ،از اینکه زندگانی راحت را بخود حرام کرده و به با یاران همدلش به جنگل زده و برای سعادت مردمان میهنمان می جنگد ،زمان شنیدن آن ترانه حس قوی به آدم دست می دهد.واژه ها از یک هماهنگی و انعطافی برخوردار است که بشنیدن آن جان و روح آدم به شوق در میآید.به شنیدن صدای دلنواز و سرشار از غم و اندوه ناصر مسعودی اشک شوق از دیده آدم جاری میشود.راز ماندگاری ترانه کوچک جنگلی هم بخاطر مضمون قوی و پر از احساس هم صدای خواننده محبوب گیلانی ها است.لازم است در اینجا اضافه کنم هر خواننده ای قادر نیست ترانه ی میرزا کوچک جنگلی را به سیاق ناصر مسعودی بخواند .زیر و بم آهنگین واژه ها ،درست خواندن الفبای زبان گیلکی و حزنی که در تار و پود ترانه میرزا کوچک جنگلی نهفته است فقط به فقط از عهدهی خواننده ای با روح شیدایی چون ناصر مسعودی بر می آمد و بس.تنها او بود که قادر شد احساسات روح لطیف و شاعرانه ای را که در بند بند واژههای ترانه میرزا کوچک جنگلی نهفته بود ،به مخاطب خود منتقل کند .بدون شک و یقیناً راز توفیق صدای جادویی ناصر مسعودی از همین رو ست.
می دانیم که ناصر مسعودی در جوانی با خانواده اش به تهران مهاجرت می کند. همچنین می دانیم که ناصر مسعودی در دوران کودکی در خانه پدری می خوانده است، می دانیم که مادر همواره مشوق او بوده است .نکته آخر اینکه همو بود قطعاتی از ترانه کوچک جنگلی را به او آموخته بود . شاید راز موفقیت ناصر مسعودی از این رو بود که مادر این ترانه را از همان ایام کودکی به او آموخته بود. یعنی اینکه فرزند با آن ترانه از کودکی زندگی کرده بود .در نتیجه زیر و بم و فراز و فرود این ترانه در نهانخانه دلش ریشه دوانده بود .از این رو به مجردی که شروع به خواندن ترانه کوچک جنگلی می کرد،ناخوداگاه لحظات و دقایقی را که به هنگام فراگیری ،بخوان لالایی نزد مادر گذرانده بود ،همچون احساس قوی( مادر و کودک) به ذهنش متبادر می گشت.
ناصر مسعودی در رشت از دیرباز با یکی از آهنگسازان بنام «علی اکبر پور» همکاری داشت .ناصر مسعودی برای او احترام زیادی قائل بود . حاصل همکاری این دو هنرمند بیش از چهل- 40 ترانه محلی بود.
ناصر مسعودی زمانش که رسید ،مانند جوانان دیگر برای خدمت سربازی به ارتش فراخوانده شد. روزی یکی از دوستان خواهرش او را به یک مهمانی شبانه دعوت می کند. ناصر مسعودی در آن شب،با «احمد عبادی» استاد - سه تار - فرزند «میرزا عبدالله » معروف آشنا می شود ،به دعوت احمد عبادی میخواند. صدایش بسکه شیرین و گیرا بود احمد عبادی که از شنیدن صدای ناصر مسعودی به شوق در آمده بود، در همان مجلس (تلفنی) با خواننده و مشهور آنزمان « ملوک ضرابی» تماس می گیرد و از ناصر مسعودی می خواهد از همان پشت تلفن برای ملوک ضرابی بخواند. ملوک ضرابی از طرز خواندن جوان خوششان میآید و به احمد عبادی می سپارد که «این جوان » را ببرد رادیو و معرفی کند. در آن زمان برنامههای «گلهای صحرایی و برگ سبز» با تم موسیقی نواحی ایران تهیه و پخش می شد.حاصل همکاری آن دو هنرمند ،سه تا ر احمدی عبادی و صدای دلنواز ناصر مسعودی بود که خوش درخشید آشنایی ناصر مسعودی با آهنگ ساز برجسته «مرتضی حنانه » نقطه عطفی در روند خوانندگی او به حساب آمد . ناصر مسعودی با خواندن ترانه«الله تی تی» خودش را به عنوان یک خواننده محبوب گیلانی به ثبت رساند. آهنگ ترانه«الله تی تی» را آهنگساز شهیر «مرتضی حنانه » ساخته بود. حنانه، این آهنگ محلی گیلکی را در ارکستر «فارابی» اجرا کرد. در واقع ناصر مسعودی این لالایی را با شعری از «سروش گیلانی» برای دخترش خوانده بود.
به جز اجرای ترانه «میرزا کوچک خان» حاصل کار هنرمند محبوب گیلانی ها از این قرار است:۱- برنامه گلها , بیشاز/ ۲۰۰ آهنگ دستگاهی/ ۲- برنامه برگ سبز،«۱۵»۳ - برنامه شاخه گل/ «۱۰» ۴- علاوه بر آنها بیش از«۲۵۰ » ترانههای محلی گیلکی است.
این برنامهها در ارکستر گلها و توسط اساتید موسیقی ایران به اجرا در آمد.
یاد هنرمند محبوب گیلان گرامی باد.
تسلیت به خانواده ، دوستدارن موسیقی ، بویژه خانم بنفشه مسعودی.
پاریس ،اول ماه دسامبر سال ۲۰۲۵
محسن حسام .