logo





کمپین«نه به جمهوری اسلامی»،مواضع رضا پهلوی وچند وچون آن

دوشنبه ۲ فروردين ۱۴۰۰ - ۲۲ مارس ۲۰۲۱

اکبر سیف

akbar-seif2.jpg
بیانیه سیاسی «نه به جمهوری اسلامی» و سپس انتشار سخنان آقای رضا پهلوی مبنی بر ترجیح نظام جمهوری نسبت به نظام پادشاهی موج تازه ای از گفت وگو در بین کنشگران سیاسی برانگیخته است.همزمانی این دو اقدام و چگونگی نشر بخشی از سخنان رضا پهلوی در فضای عمومی تاکنون ناروشن باقی مانده است.ولی مسئله اصلی متن بیانیه و مواضع منتشر شده است.گفته ها وناگفته های این بیانیه کدامند؟قوت و ضعف آن به چه قرار است؟به همین ترتیب است درباره سخنان رضا پهلوی؟نحوه برخورد سایرین با این بیانیه وین سخنان چگونه است؟ چرا بخشی از مخالفین کمتر به خود متن می پردازند و بیشتربه حواشی مشغولند؟ چیستی و چرائی رشته برخوردهای نفی ای ونه نقدی،عصبی و به اصطلاح افشاگرانه، و چسبیدن به مسائل فرعی و شخصی از سوی دسته ای از مخالفین، خواه چپ وخواه راست، ناشی از چیست؟ هدف این نوشتار کوتاه طرح ملاحظاتی در این باره هاست.

یکم- بیانیه «نه جمهوری اسلامی» متنی است کوتاه، با امضا نزدیک به ۶۵۰ تن از کنشگران سیاسی مخالف نظام، با گرایشات جمهوری خواهی و پادشاهی خواهی! بیانیه رژیم جمهوری اسلامی را مانع اصلی آزادی، رفاه، دموکراسی، پیشرفت و حقوق بشر در ایران می داند و خواستار برچیده شدن بساط آن توسط مردم ایران گشته است. صرف نه گفتن به جمهوری اسلامی با تکیه بر مبارزات مردم، جستجوی دشمن اصلی مردم در ایران، و مشارکت در تقویت این کارزاری که مدتهاست در جامعه ما آغاز شده است، بخودی خود حرکتی است مثبت،اگر چه تمام ماجرانیست. به عبارت دیگر کمپین نه به ۹۸، قیام هایی که بند ناف خود رااز جریان متوهم اصلاح نظام بریدند و با شعار اصولگرا، اصلاح طلب، دیگه تمامه ماجرا دوران تازه ای از مبارزه رااعلام کردند» است،اگر چه گامی ست مثبت،اما به سبب مسکوت گذاردن نظام جانشین، تلاشی است ناقص. به این دلیل ساده و بنیادین که نسبت به خطر بازگشت دوباره نظام موروثی، یعنی نظام سلطنتی، به قدرت و بدین ترتیب تکرار کژراهه تجربه شده گذشته، بی تفاوت می ماند. چرا بی تفاوت، آن هم بر سر این موضوع اساسی و سرنوشت سازبرای میهن، مردم و نسل های آینده ما؟ مگر جزاین است که استبداد و دیکتاتوری در ایران، تاریخی بس طولانی دارد. استبداد و دیکتاتوری در کشورما، علاوه بر زمینه های اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی، از بستر تاریخی و فرهنگی ریشه داری برخورداراست و بربنیاد دو نهاد روحانیت وسلطنت، در پیوند بایکدیگر،استوار بوده است. با رویداد«انقلاب اسلامی»، باوجود همه عوارض دردناک و جبران ناپذیرش، امااز نهاد سلطنت خلع یدشد. یک استبداد رفت و شوربختانه استبدادی بدتر بجای آن نشست! برکناری آن رکن تاریخی دیکتاتوری واستبداد به بهائی بسیار سنگین فراهم آمده است. نمی توان ونمی باید به صاف کردن جاده بازگشت دوباره آن، که در تقابل با مبانی دموکراسی و مدرنیته و حقوق بشر قرار دارد، برآمد. اینک، در یک نگاهی تاریخی، نوبت به کنار نهادن قطعی رکن دیگر دیکتاتوری و استبداد، خلع ید نهاد روحانیت از قدرت سیاسی و عودت ملاها به مساجد رسیده است. امری که با برکناری تام و تمام رژیم اسلامی می باید به سرانجام رسد. درس تاریخ را جدی بگیریم. ذره ای نباید بسان گذشته از تاریخ غفلت ورزید و در مقابل احتمال بازگشت دوباره استبداد، چه در اشکال تجربه شده وچه در اشکال نوین، غافل ماند. تاریخ مطابق میل ما، بنا بر فورمول های از پیش تعیین شده و دترمنیسم جریان نمی یابد. باید هوشیار بود و با چشمان باز به رخدادهای مهم تاریخی نگریست و چرائی و چگونگی آنان را مدنظر قرار داد. کشور و مردم ما تاوان بس سنگین و جبران ناپذیری به سبب وجود رژیم های استبدادی و دیکتاتوری و اشتباهات نسل های قبل از انقلاب و مقطع انقلاب داده اند. راه تحول کشور ما در مسیرآزادی و ترقی و پیشرفت وعدالت اجتماعی ازطریق برکناری قطعی نظام حاکم و جایگزینی آن با نظامی دموکراتیک، مدرن، تجربه شده و مطابق با استانداردهای شناخته شده جهان مدرن یعنی جمهوری هموار می گردد. تاریخ به ما می آموزد که بر سر این مسئله اساسی هیچ گونه مماشاتی جایز نیست. عدم موضع گیری بیانیه نسبت به نظام جایگزین جمهوری اسلامی و بدین ترتیب ندیده انگاشتن اولین درس انقلاب بهمن ماه، سبب اصلی عدم حمایت بخش بزرگی از جمهوری خواهان،از جمله نگارنده این سطور،از بیانیه «نه به جمهوری اسلامی»بوده است.

دوم- اما درباره آقای رضا پهلوی چه می توان گفت؟ این که نام ایشان در پای بیانیه نه به جمهوری اسلامی در کناراسامی دیگر امضا کنندگان بدون پسوند یا پیشوند«شاهزاده» و نظایر آن آمده است بخودی خود عاملی ست مثبت.اما مهم تراز آن سخنان رضا پهلوی در جمع طرفداران سلطنت مبنی برنقد حکومت موروثی و ترجیح نظام جمهوری بر نظام پادشاهی است. او در بحث خود به درستی از موضع یک کنشگر مدرن و امروزین، با تکیه بر مبانی دموکراسی، با عزیمت از اصل بنیادین انتخابی بودن همه مقامات بر پایه شایستگی های فردی، با تاکید براهمیت دوره ای بودن همه مسؤلیت ها به نقدنظام موروثی و ترجیح نظام جمهوری به نظام پادشاهی می پردازد. وی جا به جا از طرفداران نظام سلطنتی می خواهد که با تحولات جهان مدرن همراه شوند، گذر زمان ر ادریابند و درباره این پرسش ها به طور جدی بیندیشند و...! اتخاذ این مواضع از سوی رضا پهلوی تازگی داشته اند و فارغ از این یاآن گمانه زنی درباره دلائل آن، نمی تواند مورد استقبال افراد و جریانات دموکرات وآ زادیخواه کشورما، بخصوص جمهوری خواهان، قرار نگیرد. اتخاذ این مواضع بخودی خوداقدامی است مثبت. پیگیری رضا پهلوی در طرح شفاف و رسمی این مواضع قطعا سبب گشایشی تازه در مبارزه اپوزیسیون آزادیخواه و دموکرات بر علیه رژیم قرون وسطائی حاکم بر کشور می گردد و تاثیرات معینی بر صف بندی نیروها و تغییر توازن قوا به نفع دموکراسی و آزادی خواهدگذاشت. شفافیت بخشیدن به این مواضع ضرورت دارد چراکه این سخنان تنها بخشی گزینشی از مجموعه سخنان بیان شده در یک نشست خصوصی ظاهرا سه ساعته بوده است. علاوه بر این در همین سخنان باز رضا پهلوی گاه به همان مواضع کلی و تکراری و تفسیربردار گذشته اش مثل جایگزینی مقام«پادشاه» با «میهن بان» و نظایر آن می پردازد!این مبهم گوئی ها راه رابرای ارائه تفسیرهای متفاوت د ربین افراد و جریانات مختلف سیاسی، باز گذاشته است و سبب بروزاغتشاشاتی شده است. شفافیت و روشن گوئی از الزامات دموکراسی است. برعهده رضا پهلوی است که در صورت باورداشتن به مواضع تازه اعلام شده خویش، به طور رسمی به عنوان یک کنشگر سیاسی و یک شهروند برابرحقوق با دیگران،از مقام ولیعهدی استعفا دهد و چون هر کنشگرسیاسی دیگری مبارزات سیاسی خویش را پی بگیرد.

سوم-گفته شد که راه افتادن کمپین نه به جمهوری اسلامی وانتشار مواضع تازه رضا پهلوی در فضای عمومی، جنب و جوش تازه ای در بین مخالفین سیاسی رژیم آفریده است. کانال های تلویزیونی و رادیوئی و رسانه های نوشتاری مختلف بدین موضوع پرداخته اند. این که این جنب و جوش چگونه و درچه مسیرهائی تداوم یابد نامشخص است. بدون تردید نحوه برخورد دست اندرکاران کمپین نسبت به قطع یا تداوم آن، بخصوص با توجه به تحولات پرشتاب جامعه و نیز نزدیکی انتخابات رژیم، و همچنین نحوه برخورد رضا پهلوی با پرسش ها ی پیشگفته، در چگونگی پیشرفت کار تاثیر خواهدگذاشت.

در همین رابطه نباید نقش مخالفین «قسم خورده» بیانیه و امضاکنندگان آن رااز یادبرد.اگر یک طرف این مخالفت ها را طرفداران نظام اسلامی اعم از «اصولگراتااصلاح طلب» تشکیل می دهند سوی دیگررا باید نزد مخالفین سیاسی نظام جستجو کرد. دراین دنیای عجیب مخالفین، طیف متنوعی،از اصلاح طلبان سکولاری نظیر فرخ نگهدار وهمفکران ایشان در سازمان اکثریت و حزب چپ(فدائی) تا «ضدامپریالیست»های استالنیست، و نیز «لنینیست های»متشکل در محافل و گروه بندی های چپ نظیر «راه کارگر» و «اقلیت»و...، تا راست های افراطی در طیف سلطنت طلبان حضور دارند! بخش بزرگی از اینان با بستن شمشیراز رو،اصلا تمایلی به وارد شدن به بحث و گفت وگوی انتقادی در فضائی دموکراتیک از خودبروز نمی دهند. اینان فکر می کنندبه پاسخ های قطعی بر پایه یک رشته فورمول های از پیش تعیین شده دست یافته اند و به تبع آن پرسشگری را برنمی تابند و از موضع«ایمان»به راه خود به نفی مطلق مخالفین سیاسی شان، اغلب باادبیاتی توهین آمیز، می پردازند! در چنین فضائی است که نبرد اندیشه ها و رقابت میان پروژه ها و جریانات مختلف سیاسی به نفع جنگ قبیله ها و فرقه‌ها به عقب رانده می شود. در چنین فضائی است که فرقه گریان بویژه نسبت به مواضع همفکران سابق خویش حساسیت به خرج می دهند و به تخطئه تحول نظری دوستان سابق خود باواژه هایی نظیر «ندامت» و «توبه» و پایمال کردن «خون شهدا» می پردازند! نمونه های چنین برخوردهائی هم در بین طیف سلطنت طلبان وهم در بین اصلاح طلبان و هم در نزد«مارکسیست-لنینیست های ارتدوکس» به وفور مشاهده می شود و در هر مرحله ای که چرخشی نظری و تلاش فکری تازه ای پیش می آید اوج تازه ای پیدا می کند. این برخوردها در همین دوره اخیر، از جمله در جریان برآمد گفتمان جمهوری خواهی و لائیسیته و رشد و گسترش آن ،یا در روند تاسیس شورای مدیریت گذا ریا انتشار بیانیه از سوی ۱۴ تن از هموطنان داخل کشور باخواست استعفای ولی فقیه، به دفعات دیده شده است.

با این همه نباید فراموش کرد که کنشگران و جریانات سیاسی دموکرات وآزادیخواه ایران در مقایسه با سال های قبل از انقلاب بهمن از لحاظ ذهنی و تجربی در موقعییت مناسب تر و امیدوارکننده تری بسر می برند. آن ها می توانند و کماکان فرصت آن را دارند با تکیه برآن تجارب ودرس گیری ازاشتباهات گذشته، به سهم خود از بروز سناریوهای مملکت برباده، اعم از ظهوراستبداد و دیکتاتوری جدید بر ویرانه های رژیم اسلامی یا بدل شدن عرصه کشور به جنگ داخلی و تاخت وتاز قدرت های منطقه ای و جهانی، ممانعت به عمل آورند. آنان که نتوانند امروزه، در فضای آزاد در تبعید با مخالفین سیاسی-نظری خود به درستی گفت و گو کنند و مسائل مورداختلاف را در فضائی دموکراتیک به بحث بگذارند قطعا در آینده نیز جز تکرار اشتباهات گذشته،واگر بتوانند، ورای شعارهای پرطمطراق در زمینه دموکراسی و آزادی و عدالت اجتماعی و دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان و حقوق قومی-ملی، جز مصیبت برای جامعه به ارمغان نخواهند آورد.

اکبر سیف دوشنبه ۲۲ مارس ۲۰۲۱ برابربا ۲ فروردین ۱۴۰۰



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد