logo





فصلی آن سوی این نسل

پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۸ مارس ۲۰۲۱

کامبیز گیلانی

kambiz-gilani.jpg
هنوز
به آخر نرسیده است
کار نسلی
که همچنان می سوزد
در هیاهو.

نسلی
که در پیچش حرفهای پوشالی
چون برگ خزان می ریزد
و
می رود که فراموش شود.

نسلی
که چنگ در چنگ اوج سیاهی
روزنه ی روشن زندگی را
به پایانی چنین هولناک
وا نمی گذارد.

باز هم
در ابتدای کوهی دیگر
می ایستد
و
لبخند تلخش را
تا آن سوی قله
پر می دهد.

نگاهی
به اندام فرسوده می ساید
و
گوش به آوازی
در هوا
می سپارد،
زمزمه ای
که هرگز او را
رها نکرده است.

تو از کدام نسلی
که تن
به مرگ پیش رو
نمی دهی؟

که نمی توانی در خانه ی پلید ستم
سکوت کنی؟

مگر
چه مانده است
دگر باقی؟

چه فرقی می کند
کجا باشی
وقتی
خانه ات سوخته
دلخوشی هایت
پرپر
و
آرزوهایت بر باد
رفته؟

اما
آن فصل
که چون بهار
پر از شکوفه
چون تابستان
پر از میوه
چون پاییز
رنگارنگ
و
چون زمستان
سپید
در درون این نسل
یک جا
زنده است،
جوانه می زند
در عالمی
که در آن
نیستی جایی ندارد
مگر برای ستم.

تو از این نسلی
آن سوی همه ی فصل ها.
Kamizgilani.com
















نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد