logo





آریانه طباطبائی - الیزابت دنت*

ماندن در سوریه، هدف ایران

ترجمه: ن. نوری زاده

يکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۷ مارس ۲۰۲۱

Nourizadeh.n@gmail.com
ماندن در سوریه، هدف ایران
دولت جدید ایالات متحده آمریکا باید تهران را بمثابه یکی از بازیگران (مهم) در منطقه درنظر آورد

در اوائل هفتۀ گذشته (۸ دسامبر) مقامات عراقی اعلام کردند که یک فرماندۀ سپاه پاسداران ایران در تاریخ ۲۹ نوامبر درحالی که با یک محموله سلاح از عراق وارد سوریه می شد در یک حمله هوائی کشته شد. این خبر تنها چند روز پس از ترور یکی از افسران بلند پایه سپاه در تهران بنام محسن فخری زاده کسی که آژانسهای اطلاعاتی (غرب و اسرائیل) وی را بمثابه مغز متفکر برنامه های پنهانی سلاح های هسته ای شناسائی کرده بودند، اعلام شده بود. گرچه اسرائیل در مورد ترور فخری زاده سکوت کرده بود اما سازمان های اطلاعاتی، اسرائیل را مظنون هر دو قتل ارزیابی کردند. مقامات ایرانی بلافاصله اسرائیل را عامل ترور فخری زاده اعلام نمودند و قول دادند که آنرا تلافی خواهند کرد. اما ایران از تائید حمله به نیروهای سپاه در نزدیکی مرز عراق و سوریه که به کشته شدن یک فرمانده ارشد سپاه انجامید، خودداری کردند. در این رابطه سخنگوی وزارت امور خارجه ایران یک روز پس از برگزاری مراسم تشیع جنازه فخری زاده در یک برنامه تلویزیونی گزارش های مربوط به قتل فرماندۀ سپاه در سوریه را "تبلیغات رسانه ای" (دشمن) عنوان نمود.

ایران دلایل خوبی دارد تا توجهات فعالیت های خود در سوریه را منحرف سازد. رژیم ایران مدتها است که نقش خود را در سوریه کم اهمیت جلوه می دهد. در روزهای اخیر تحلیلگران آمریکائی عمدتا روی این موضوع متمرکز کرده اند که آیا قول انتقام گرفتن قتل فخری زاده از سوی ایران، امید های رئیس جمهور منتخب آمریکا، جو بایدن را برای توافق هسته ای با ایران بر باد می دهد؟. اما مناسبات و تعهدات تهران با دمشق همچنان خطری برای ثبات منطقه محسوب می شود. همچنین تنش ها میان ایران و اسرائیل در مورد سوریه به سرعت رو به افزایش است و احتمالا دولت بایدن را مجبور سازد که در این مورد (به نفع اسرائیل) اقدام نماید.

محدودیت اهرم های فشار

برای چندین سال متوالی است که اسرائیل عادت کرده است در فواصل معینی مواضع نیروهای ایران را در سوریه مورد حمله قرار دهد. در ماه های اخیر اسرائیل در سطح گسترده ای به ابزارآلات (نظامی و مهمات) ایرانیان در سوریه حمله هوائی کرده است تا باعث بالارفتن تنش میان آمریکا و ایران شود.

رسانه های خبری آمریکا پیش تر گزارش داده بودند که دونالد ترامپ به وزیر امور خارجه جنگ طلب خود پمپئو اختیار تام داده بود تا هرگونه که او مایل است برای مجازات ایران اقدام کند به شرط آنکه اقدامات او باعث بروز "جنگ جهانی سوم" نشود. البته کاخ سفید این گزارش را تائید نکرد اما بنظر میرسد دولت ایران نگران است که ایالات متحده آمریکا به نشان دادن چراغ سبز به اسرائیل جهت بمباران امکانات (نظامی ) ایران در سوریه ادامه دهد.

اهرم های فشار ایالات متحده در سوریه محدود می باشد و فقط منحصر به نیروی هوائی و حضور در منطقه شمال شرقی سوریه جهت کنترل میادین نفتی است. با این وجود بایدن اعلام کرده است مقابله با حضور و نفوذ ایران در سوریه یکی از اولویت های سیاست خارجی دولت او خواهد بود. ایران با ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به سوریه، حکومتی که مردم خود را سرکوب می کند و نیز همکاری (نظامی) با متحدان و شرکای غیر دولتی خود در عراق و لبنان موجبات بی ثباتی منطقه را فراهم کرده است. دولت ترامپ این معضل را بخوبی تشخیص داده بود اما سیاست همه یا هیچ (all-or-nothing policy) او اهرم های فشار واشنگتن علیه تهران رابطور غیر واقعی ارزیابی کرده بود که همین امر باعث شد که نفوذ ایران در سوریه بیشتر و محکمتر گردد. بدیهی است تیم سیاست خارجی بایدن برای تغییر این روند می بایست با شرکاء خود در منطقه و اروپا همکاری کند و نیز این واقعیت را بپذیرد که ایران مرتبه ای از نفوذ خود را در سوریه بدون برو برگرد حفظ خواهد کرد. همچنین آمریکا (با سیاسیت واقع گرایانه خود) قبول کند که اهرم های فشار آن در سوریه محدود می باشد. آمریکا صرف نظر از کنترل میادین نفتی شمال سوریه بهتر است از اهرم تحریم اقتصادی در سوریه و ایران استفاده کند. زیرا این دو کشور به شدت به کاهش تحریم آمریکا که بمثابه یک اهرم فشار بکار رفته است، نیاز دارند.

ایران و سوریه

از زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ روابط ایران با همسایگان عرب خود همواره در بهترین و بدترین حالت در نوسان بود. در خلال جنگ هشت ساله ایران و عراق، بیشتر کشورهای عربی منطقه در کنار صدام حسین علیه ایران قرار گرفتند. در میان کشورهای عرب فقط سوریه بود که در طول دو دهه پس از جنگ حافظ اسد و بشار جانشین او به دوستی خود با جمهوری اسلامی وفادار ماندند. بدیهی است برای ایران جهت بقای قدرت (قدرت نمائی) در منطقه، داشتن چند متحد و یک دولت دوست مانند سوریه جنبه حیاتی دارد.

هنگام شروع ناآرامی در سال ۲۰۱۱ در سوریه این ایران بود که به رژیم اسد یاری رساند تا مخالفین خود را در سوریه سرکوب کند. آنچه ایران تصور می کرد که کمک به سوریه کارزاری موقت و زود گذر است، اما بزودی دریافت که کارزاری دراز مدت است تا جائیکه فرماندهان بلند پایه سپاه همراه با نیروهای شبه نظامی با مداخله نظامی تمام عیار وارد جنگ شدند و از اسد حمایت همه جانبه کردند. برای آمریکا برآورد نیروهای ایرانی و شبه نظامیان وابسته به آن که هنوز در سوریه حضور دارند، دشوار می باشد. اما بنا بر گزارشات سازمانهای اطلاعاتی بعد از تقویت دولت بشار اسد بسیاری از نیروهای ایرانی خاک این کشور را ترک کرده اند. طبق همین گزارشات هنوز تعدای از فرماندهان و نیروهای عملیاتی جهت نظارت بر ادامه عملیات و تامین منافع ایران در سوریه همچنان باقی مانده اند.

تهران سوریه را بمثابه بازوی مهم "محور مقاومت" خود میداند که از این طریق می تواند تسلیحات و تجهیزات نظامی به حزب الله لبنان منتقل کند. ممکن است یک دولت بعد از دولت اسد نه تنها با نفوذ ایران در سوریه مخالفت کند بلکه دولتی با ترکیب سنی روی کارآید و با رقبای منطقه ای ایران مانند عربستان سعودی همسو گردد. در حال حاضر ایران برای بقای خود در منطقه به یک دولت دوست و وفادار مانند سوریه نیازمند است.

بهره برداری از تمام کانال ها

طی چهار سال گذشته دولت ترامپ سیاستی غیر متجانس، نا منسجم و مبهم در قبال سوریه دنبال کرده بود که از طرفی به اعتبار ایالات متحده آمریکا خدشه وارد کرد و از طرف دیگر دست ایران را در این کشور باز گذاشت و موجب تقویت حضور آن شد. ایالات متحده آمریکا چندین بار از سیاست ها و تعهدات خود در قبال نیروهای دمکراتیک سوریه (SDF) که منافع آمریکا را در منطقه تامین می کردند و مخالف دولت اسلامی و یا همان داعش (1) بودند، عقب نشینی کرد. این تصمیمات و سایر مواضع آمریکا و نیز سخنان تند و تیز ترامپ نشان داد که سیاست او در مقابل ایران در سوریه از اولویت برخوردار نیست.

دولت بایدن باید بپذیرد که گزینه های ما (آمریکا) جهت مقابله با ایران در سوریه محدود است. اما با وجود این محدودیت، بایدن می تواند اقداماتی موثر در این مورد بدون از دست دادن وقت انجام دهد. برای مثال، نیروهای دمکراتیک سوریه که در حال حاضر به دستور واشنگتن گفتگوهایشان را با رژیم سوریه متوقف کرده اند را اجازه دهد دوباره آغاز شود و همچنین از نزدیک با روسیه همکاری کند. به سخنی دیگر اگر یک بازوی نیرومند در منطقه باشد که به شدت مخالف نفوذ ایران در سوریه است همین نیروی دمکراتیک سوریه ( دست نشانده ما در منطقه -م) می باشد. شبه نظامیان مورد حمایت ایران در امتداد رود فرات (the Euphrates River) و شهرهای پرجمعیت دیرالزور (Deir ez-Zor) و قامیشلی (Qamishli) بی وقفه به نیروهای دمکراتیک سوریه حمله می کنند و به آنها صدمه می زنند. بدیهی است که اگر نیروهای دمکراتیک سوریه در کنار روسیه قرار بگیرند نه تنها موجب حذف تدریجی شبه نظامیان ایران می شوند بلکه بمثابه نیروهای مدافع واقعی منافع ایالات متحده آمریکا به ایجاد ثبات در منطقه یاری می رسانند.

سیاست کنونی آمریکا خودداری و امتناع از عادی سازی روابط با رژیم بی رحم اسد می باشد. اما بسیاری از کشورهای عربی در حال حاضر بدنبال برقراری روابط دیپلماتیک با سوریه با رضایت و بدون رضایت آمریکا هستند. اخیرا عمان سفیر خود را به دمشق فرستاد و اوائل سال جاری امارات متحده عربی سفارت خود را در این کشور بازگشائی کرده است. ایالات متحده آمریکا می تواند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را در گشودن باب گفتگو با سوریه ترغیب کند تا بدین وسیله نشان دهد که ارتباطات آنها با این کشور را مجاز می داند.

ایالات متحده آمریکا مدتها است که یک کانال ارتباطی دیپلماتیک با روسیه در مورد سوریه برقرار کرده است. با توجه به اینکه آمریکا می بایست نفوذ و منافع محدود روسیه در تعامل با ایران را بپذیرد باید با روسها در جهت تامین منافع آمریکا نیز همکاری نماید. مسکو و تهران درصدد اعلان پیروزی اسد بر دشمنانش می باشند و مصمم اند که از این پیروزی بهره برداری کنند. در نتیجه ممکن است میان این دو کشور در این مورد شکاف ایجاد گردد که (آمریکا) می بایست از این شکاف که روز به روز عمیق تر می شود نهایت استفاده را ببرد. ایالات متحده آمریکا در این مورد می تواند روسیه را تحت فشار قرار دهد تا این کشور را وادار سازد نیروهای ایرانی و شبه نظامیان وابسته به آن را از مناطق درۀ فرات و نواحی مرزی با اسرائیل بیرون کند و یا حداقل در این زمینه با ما همکاری داشته باشد. در ازای کمک روسیه به ما، آمریکا می تواند مناطقی را که برایش در سوریه مهم نیست اما از نظر روسیه آن مناطق حائز اهمیت می باشد تا بتواند اهداف خود را در جهت کنترل مجدد رژیم اسد و بطور کلی سوریه پیاده کند مانند پایگاه تنف (Tanf) آمریکا، به روسیه واگذار نماید. ایالات متحده آمریکا همچنین باید با آنکارا و مسکو توامان همکاری نماید تا بدین وسیله تهران را از سوریه بیرون راند. برای شروع، آمریکا می تواند در مورد هسته های تروریستی در ادلب که در واقع آخرین سنگرهای باقی مانده مخالفان سوریه می باشد و ظاهرا محل زندگی برخی از اعضای داعش، القاعده و دیگر افراطیون است، بحث های سه جانبه را با ترکیه و روسیه آغاز کند. البته این کار ساده ای نیست و به درایت بسیار احتیاج دارد. زیرا از طرفی روابط آمریکا با ترکیه نابسامان است و از طرف دیگر مسکو با آنکارا در مورد اینکه کدام یک از گروه ها تروریست می باشند، اختلاف نظر دارند. در این میان رجب طیب اردوغان (Recep Tayyip Erdogan) رئیس جمهور ترکیه نشان داده است که به مناقشه در شرق اروپا و شمال آفریقا تمایل دارد. با این وجود واشنگتن می تواند در حالیکه موقعیت خود را در شمال شرق سوریه تقویت می کند در همانحال برای ریشه کن کردن هسته های تروریستی تلاش نماید تا بدین وسیله بتواند خود را بمثابه یک بازیگر مهم در مناسبات دیپلماتیک آینده معرفی کند.

بدون تردید ایالات متحده آمریکا می بایست به همکاری نزدیک خود با اسرائیل ادامه دهد تا ضمن باز گذاشتن دست اسرائیل در از بین بردن تهدیداتی که در نزدیکی مرزهای خود با سوریه با آن مواجه است، این کشور را در هرگونه مذاکره ای که در مورد ایران و شرکایش در منطقه صورت می گیرد، سهیم سازد. همچنین ایالات متحده آمریکا ممکن است بتواند از مذاکراتی که به طور جداگانه با اسرائیل و روسیه انجام می دهد زمینه را برای مذاکرات سه جانبه مهیا سازد تا در آن مذاکرات آمریکا و اسرائیل بتوانند روسیه را متقاعد سازند تا تعهداتش را در منطقه مسئولانه انجام دهد. (به نفع اسرائیل- م) علاوه بر آن، مذاکرات سه جانبه (آمریکا، اسرائیل و روسیه) ممکن است به مبادله اطلاعات در مورد انتقال تسلیحات ایران و تهدیدات احتمالی این کشور منجر شود که برای اسرائیل بسیار مفید می باشد.

دولت بایدن پروندۀ پیچیده ای در مورد خاورمیانه به ارث برده است. این پرونده فقط مختص به تنش میان ایران و اسرائیل نیست بلکه سوریه هم در بر می گیرد. سیاست دولت قبلی ارزیابی غلط و غلو آمیزی از نقش ایران در سوریه و توانائی ایالات متحده آمریکا در عقب راندن این کشور از سوریه ارائه داده بود. دولت جدید باید در حال حاضر این واقعیت را بپذیرد که ایران نه از سوریه خارج خواهد شد و نه حتی مایل است که نفوذ خود را در این کشور کاهش دهد. در نتیجه اتخاذ یک سیاست واقع بینانه در این مورد به ایالات متحده آمریکا کمک خواهد کرد تا ضمن کاهش تنش در منطقه، مانع از ضرر و زیان هائی گردد که سیاست خارجی دولت پیشین برای آمریکا در منطقه ایجاد کرده بود.

منبع مقالۀ خانم طباطبائی و خانم دنت بنام "ماندن در سوریه، هدف ایران" از دو ماهنامه Foreign Affairs شماره 100 مارچ / آوریل 2021
__________________________

* الزابت دنت (Elizabeth Dent): محقق و پژوهشگر غیر ساکن (Non- Resident) موسسه خاور میانه در مورد موضوع مقابله با تروریسم و افراط گرائی می باشد. وی پیش تر در مورد موضوع ائتلاف جهانی در شکست داعش در وزارت امور خارجه آمریکا خدمت می کرد.
آریانه طباطبائی (Arianeh Tabatai): محقق و پژوهشگر ارشد در دانشگاه کلمبیا و عضو موسسه اتحاد برای دمکراسی و امنیت (Alliance for Securing Democracy) در آمریکا می باشد. طباطبائی نویسنده کتاب "بدون پیروزی ، بدون شکست: استراتژی امنیت ملی ایران" است. نامبرده در حال حاضر مشاور ارشد بایدن- هریس در وزارت امور خارجه آمریکا است.

رجوع شود به سخنان هیلاری کلینتون و ترامپ به این آدرس ها:


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد