logo





من هم شمعی روشن می کنم و به انتخابات ریاست جمهوری نه می گویم

چهار شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹ - ۱۳ ژانويه ۲۰۲۱

دنیز ایشچی

Deniz
چند روز پیش اولین سالگرد کشتار یکصد و هفتاد و شش نفر در انفجار هواپیمای اوکرائینی شماره هفتصد و پنجاه و دو بود. چند روز از خودکشی رضا، از کودکان کار بخاطر به بن بست رسیدن امید و آرزوهایش نگذشته است. چند روز پیش جوانمیر مردای عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران دستگیر و به صف دیگر زندانیان فعال صنفی مدنی و سیاسی پیوست. هنوز تعدادی از دستگیر شدگان اعتراضات خیابانی آبان ماه سال گذشته در صف محکومیت به اعدام قرار دارند. امروز خبر دستگیری تعداد قابل توجهی از دانشجویان در سرتاسر ایران در رسانه ها پخش شد. این است بخش های کوتاهی از تصویر روزمره آنچه نظام جمهوری اسلامی ایران برای مردم ایران فراهم میکند.

هنوز ندای دادخواهی خانواده های یکصد و هفتاد و شش تن جان باختگان در این نظام دفن مشود. هنوز اعدام نوید افکاری در خاطره ها تازه بود، که چند هفته پیش روح الله زم نیز اعدام شد. سیر تسلسل اعدام های فعالین مدنی سیاسی نه تنها پایان نیافته است، بلکه استراتژی ایجاد خوف و وحشت در میان اپوزیسیون واقعی حکومت از طریق تداوم این اعدام ها یکی از دلایل اصلاح ناپذیری قدرتمداری حاکمه در جمهوری اسلامی ایران میباشد.

امروزه نه تنها قوه قضائیه دست رئیسی ها و پور محمدی ها میباشد که دستهایشان تا آرنج در خود جوانان وطن فرو رفته است، بلکه افراطی گرایان اصول گرا بر مجلس شورای اسلامی نیز سلطه گری میکنند. قوه مجریه به ریاست حسن روحانی که دست چین مورد اعتماد خود ولایت فقیه میباشد، که کارنامه اش در اختلاس، خصوصی سازی و کارگر ستیزی درخشان، و در خدمت به مردم در دوران سیطره ویروس کرونا صفر میباشد.

در شرایطی که تحریم های اقتصادی قدرتمداری حاکمه بر امپریالیسم آمریکا، با کاربردهای عملیات تروریستی مستقیم و نیابتی خویش در منطقه و ایران را شاهد میباشیم، که خود این قضیه در طرف مقابل موجب تقویت روزافزون قدرتمداری اصول گرایان متعصّب و افراطی، نظامیان وابسته به ولایت فقیه و خود دارو دسته نهاد ولایت فقیه میگردد. در یک چنین شرایطی ما به انتخابات رایاست جمهوری سال 1400 در ایران رو در رو میباشیم.

گرچه این روزها از طرف بعضی از مفسّرین سیاسی انتخاب شدن آقای جو بایدن به ریاست جمهوری آمریکا، به منزله مشروعیت یافتن حکومت جمهوری اسلامی ایران و بازگشت آن به قانونمداری بین المللی با توجه با احتمال آغاز مذاکرات فی مابین تلقی شده و به عنوان گشایش دریچه ای از روشنایی در مناسبات دو کشورمحسوب میشود. این دیدگاه، آغاز مذاکرات با آمریکا را گشایش دموکراتیک، و تداوم مناسبات با روسیه و چین را تداوم دیکتاتوری تبلیغ میکند. باید در این مورد گفت، بهتر است به جوهر و ماهیت های هر دو حکومت های آمریکا، و جمهوری اسلامی ایران بطور مجّزا توجه کرده و بطور واقع بینانه تری کارنامه های این حکومت ها طی چندین دهه گذشته را در ایران و منطقه خاورمیانه ملاحظه نمود.

اگر به قضیه اهمیت مذاکرات برجام برای دولتمداران آمریکا از نظر محدود کردن ظرفیت های غنی سازی اتمی، تعداد سانترفیوژها و میزان و کیفیت موشک های دور برد جمهوری اسلامی ایران نگاه بکنیم، هدف عمده و استراتژیک آمریکا از این قضیه تامین امنیت منطقه ای اسرائیل، عربستان و دیگر متحدین طبیعی آمریکا میباشد، نه دموکراسی برای مردم ایران. آمریکا حاضر است برای نیل به آن هدف، حکومت های دست نشانده و دست چین شده خویش را با یک انقلاب رنگی دیگر در کشورهای منطقه، از جمله ایران بر سر کار بیاورد، ولی به هیچ وجه راضی به نوعی از دموکراسی که در آن احزاب چپ و سوسیالیستی بتوانند آزادانه به فعالیت خویش بپردازند، نخواهد بود.

بر عکس، توافق های میان دو حاکمیت، منجر به باز شدن بازارهای ایران برای سرمایه گذاری انحصارات آمریکائی، به قیمت محدود تر کردن رقیبان بین المللی آنها خواهد بود. پیش زمینه چنین برآمدی فراهم تر کردن زمینه های فرهنگی، حقوقی و ساختاری سرمایه داری نئولیبرالی برای تامین منافع قدرتمداران حاکمه هر دو حاکمیت میباشد. در فرهنگ لیبرال دموکراتیک وابسته به امپریالیسم و از نوع جهان سومی آن، جایی برای رادیکالیسم دموکراتیک سوسیالیستی نخواهد بود.

احزاب سیاسی در شرایطی که آزادانه قادر بوده باشند تا در داخل کشور دفتر و سازمان ها تشکیلاتی خویش را داشته و بتوانند نشریات خویش را منتشر نموده و کاندیداهای خود را برای ارگان های نمایندگی مردمی معرفی کرده و برای شناساندن آنها تبلیغ نمایند، میتوانند در انتخابات شرکت نمایند، در غیر این صورت بصورت سیاهی لشگر جناح بندی های تقسیم شده در درون قدرتمداری حاکمه خواهند بود.

یکی از شروط اساسی و اولیه فراهم بودن زمینه های آزادی و دموکراسی در ایران، حذف ولایت فقیه و نهادهای وابسته به آن از ساختار سیاسی کشور، جدائی کامل دین از سیاست و امور اجتماعی میباشد. امروزه با اندک نظاره ای بر آرایش نیروهای سیاسی در قدرتمداری حاکمه سیاسی، میتوان مشاهده نمود که سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی وابسته به آن از یک طرف، از طرف دیگر نهاد ولایت فقیه و ساختارهای وابسته به آن سیطره خویش را بر دیگر قوای مقننه، مجریه و قضائیه گسترده اند.

این نظام مخالف شکل گیری تشکل های صنفی سندیکایی تمامی زحمتکشان بوده و با تمام توان خویش در صدد مسخ، مختل کردن و از هم پاشیدن این تشکل های میباشد. رهبران تشکل های صنفی کارگران هر روز یک پایشان در زندان های جمهوری اسلامی ایران میباشد. نظام جمهوری اسلامی ایران نه تنها حقوق طبیعی شهروندان از بابت آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی قلم و آزادی تشکیل نهادهای مدنی را به رسمیت نمیشناسد، بلکه همچنان تمامی احزاب سکولار و غیر مذهبی در کشور غیر قانونی بوده و فعالین آنها تحت پیگرد قرار میگیرند. این در شرایطی میباشد که خود نظام جمهوری اسلامی ایران از درون بر پایه و اساس اختلاس و دزدی بنیان گذاری شده و مقامات مسئول آن نه تنها در داخل کشور برای خویش زندگی افسانه ای به راه انداخته اند، بلکه بخش قابل توجهی از ثروت های غارت کرده خویش را هر سال به خارج از ایران منتقل می نمایند.

فعالین حمایت از محیط زیست، فعالیت حقوق ملّیت هایی که از نظر آنها اقلیت محسوب میگردند، فعالین حقوق زنان و فعالین حقوق مدنی شهروندان و زندانیان همگی تحت تعقیب و پیگرد بوده و تعداد زیادی از آنها در زندان ها برای مدت های طولانی محبوس میباشند.
در یک چنین شرایطی ما انتخابات ریاست جمهوری فرمایشی و نمایشی قدرتمداری حاکمه بر جمهوری اسلامی ایران را در سال 1400 شمسی پیش رو داریم. دور تسلسل انتخابات نمایشی که در آنها کاندیداهای مورد تایید ولایت فقیه، از کانال شورای نگهبان ولایت فقیه برای مقام ریاست جمهوری نامزد میگردند. گرچه در این انتصابات زیاد فرق نمیکند که کدامین کاندیدای ولایت فقیه به این مقام منتصب گردند، این مقام در چهاچوبه سیاستهای ترسیم شده توسط نهاد ولایت فقیه، مدیریت دیوان سالاری اداری اجرائی را در دست خواهند گرفت.

باید در چنین روزهایی صدای زندانیان سیاسی و مدنی در خارج از زندان بوده و ندای آنها را به گوش همگان رساند. باید امید و آرزوی کودکان کار را شعله ور کرده و نظام اختلاس، دزدسالاری و خصوصی سازی ها را افشا نمود. باید آزادی سندیکاها، اتحادیه ها، احزاب سیاسی سکولار و دموکراتیک را با صدای بلند مطرح کرده و خواهان برچیده شدن تمام انواع تبعیض های نهادینه شده در نظام بود . در این روز ها، باید ما هم همراه با خانواده های داغدار یکصد و هفتاد و شش جان باخته به یاد و خاطره آنها شمعی روش نمود، و به انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده، نه گفت.

دنیز ایشچی 12 ژانویه 2021


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد