logo





روزنامه‌نگاران مستقل ایران:آن مرد اعدام شد!

روزنامه نگاران مستقل ایران

شنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰

نوید افکاری، امروز در سحرگاه شنبه بیست و دوم شهریور ماه مثل مصطفی صالحی و دیگرانی اعدام شد؛ اما قائله ختم نشده و دیگرانی چون حیدر قربانی، هوشمند علیپور، سامان کریمی، عباس محمدی، امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و ... در صف اعدامیان‌اند. پیش از اعدام نوید افکاری و دیگر محکومین هم فیلم‌های ضبط شده، کارگردانی و بازیگری شده اعدامیان یک به یک به نمایش در آمد تا مسئولیت پرسش‌هایی را که هیچگاه بعد از دی ماه ۹۶ نتوانستند پاسخ بگویند، یکی یکی به افراد و اشخاص نسبت دهند.

فیلم اعترافات اجباری نوید افکاری که از صداوسیما پخش شد، با چنین پرسشی آغاز می‌شود: «چه کسی باید پاسخگوی گریه‌های این پدر باشد؟» برای بازجو - خبرنگاری لازم نیست مهارت خاصی داشته باشید؛ کافی است چشم بر واقعیت ببندید، روحتان را به شیطان قدرت بفروشید و به جای پرسشگری درباره واقعیت‌های اجتماعی یا تلنگر زدن به جامعه، کثافت موجود را توجیه کرده و چون گردوخاک زیر فرش بروبید. در ماجرای پخش مستند اعتراف اجباری نوید افکاری که محصول مشترک صداوسیما و نهادهای امنیتی بود، دیگر گماشتگان این نهادها در رسانه ها و شبکه های اجتماعی نیز به کار گرفته شده بودند تا افکار عمومی نتواند آنگونه که باید به تقابل با مخاطبان ۲۰:۳۰ بپردازد و روایت رسمی به عنوان روایت مسلط ارائه شود. توییت علی احمدنیا، مسئول سابق کانال تلگرامی اصلاحات نیوز که توسط مهره گردان رسانه ها در وزارت اطلاعات وارد این عرصه شد درباره « عمل تطبیق جنسیت محمدرضا فروتن، بازیگر سینما» بخش دیگری از این بازی بود.

حالا دیگر نوید افکاری زنده نیست، آنها برای طنابشان گردنی یافتند، احتمالا بازجو- خبرنگارها هم دستمزد این خوش خدمتیشان را دریافت کردند اما رویه نهادهای امنیتی در به دام انداختند نیروهای رسانه‌ای یا وارد کردن نیروهای امنیتی به رسانه‌ها تمام نشده است؛ قوادی برای قدرت همچنان ادامه دارد؛ چراکه همچنان در تبعیض، فقر، نابرابری و انواع فساد غوطه‌وریم.

طبق گفته کارشناسان ۷۰ درصد از ۴۰ میلیون خانوار کارگری کشور زیر خط فقر قرار دارند. همین امر سالانه تحولات اجتماعی وسیعی را در قالب اعتراضات کارگری و صنفی و خیزش‌های دی و آبان رقم زده است اما هنوز «بازجو- خبرنگاران» در رسانه‌ها بی‌آنکه به عمق و ریشه مشکلات اجتماعی کارگران و دهک‌های پایین جامعه معترض در خیابان‌ها پرداخته باشند، تصاویر وارونه از یک محکوم به اعدام پخش می‌کنند. وارونگی همه این تصاویر اتفاقاً در سلب مسئولیت مسببین فقر است.

وقتی طبق آخرین سرشماری بیش از ۳ میلیون کودک بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد؛ وقتی براساس آمارهای غیر رسمی بیش از ۲۰ هزار نفر در کردستان روزگارشان را از طریق کولبری می‌گذرانندو بر اساس گزارش وزارت راه وشهرسازی جمعیت حاشیه‌نشین کشور را حدوداً ۱۹ میلیون نفر اعلام کرده؛ بیش از ۶۰ هزار کارگر ساختمانی بیمه ندارند و طبق آمار غیر رسمی ۳.۵ میلیون کارگر فاقد بیمه در کشور وجود دارد؛ وقتی بر اساس ارقام مرکز آمار بیش از ۳ میلیون بیکار و بر اساس داده‌های کارشناسان تا ۶ میلیون بیکار در کشور داریم و وقتی برآوردهای غیر رسمی نیز اذعان دارد که بیش از ۵ هزار کارتن‌خواب در کشور وجود دارد، تصاویری که بازجوخبرنگار از نظر پنهان می‌کنید، ابعاد وسیعی دارد. همه‌ی این تصاویر وارونه درست وقتی عرضه می‌شود که اعدام مخالفان تقدیس و اعتراض جرم‌انگاری می‌شود. حال کشوری بدون معترض، بدون اعتصاب را تصور کنید؛ جایی که بهشت ایده‌آلِ سیستم و بازجو خبرنگارانِ است. در یک چنین جایی فقط کسی درد پدران بی‌شماری را نمی‌بیند اما خبرنگاری مستقل به دنبال همین اعداد عظیم است، پیگیری تک به تکِ همین چند میلیون نفر زیر خط فقر.

سانسور پیش و بیش از هر چیز آزادی بیان بخشی است که چون حق مطلق سوال کردن دارد، می‌پرسد و اعدام می‌کند. همه این سال‌ها لشگر این افرادی که محق بودند، خبرنگاران تحریریه‌ها همیشه یک وظیفه خطیر داشته‌اند، تطهیر سرکوب!

امروز باید به هر شکلی از سرکوب و اعدام نه گفت!

روزنامه نگاران مستقل ایران

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد