logo





کیهان شناسی و متافیزیک فردوسی

دوشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۳۱ اوت ۲۰۲۰

بیژن باران

bijan-baran.jpg
جهان از کجا آمده؛ به کجا می رود؟ در خلقت مواد اولیه ساختن و نقشه معماری جهان نامعلوم اند. با فرمانی جهان و حیات زمین پدیده آمده؛ آخرتی برای نامه اعمال مومنان وعده شود. پاسخ پیش از سده ۲۰ به این پرسشها تخیلی، منطقی، حدسی اند نه با ابزار و آزمایش مانند تلسکوپها، کاوشگرها، ماهواره ها. مهبانگ منشاء کیهان، نیروی گرانش، ماده تاریک است که سپهر را گرداند. انرژی تاریک گیتی را با سرعت ۷۰ کیلومتر/ ثانیه می گسترد. بررسی منشاء، تکامل گیتی با نجوم و فیزیک ذرات است.

با مقایسه فردوسی با غولهای ادبی فارسی و جهان؛ نظرات فلسفی او با علوم امروزی محک زده شوند. فلسفه فردوسی را در 6 رشته خرد و دانش، اخلاق، متافیزیک، فلسفه سیاسی، کیهان شناسی، زیباشناسی بررسی شود. در این بخش کیهان شناسی و متافیزیک در شاهنامه واکاوی شوند. پرسشهایی هست: آفریدگار اجسام آسمانی کیوان، ماه، ناهید، مهر را از چی ساخت؛ مکانیسم نظارت دائمی گردش آن‌ها چیست؟

به باور فردوسی بنا به فرمان خدا یا ایده تجریدی جهان مادی در فضا و زمان آفریده شد. اجرام سماوی بدون تکامل، ایستا یند. یعنی از "هیچ "با ایده محض بدون جایگاه پرتاب، ماده پدید آمد. این ماده اجسام دیدنی اند؛ نه دور و تاریک. می توان "هیچ" را انرژی بیشینه مهبانگ در سده 20 انگاشت. اگر "جان و خرد" آفریده خدایند؛ منشاء او دانش پیشینا و مفروض است. فردوسی از ایده خدا در ذهن خود و مومنان آفرینش "ماه، آفتاب ز خاور برآید سوی باختر" را اینگونه تخیلی نوشت: https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/aghaz/sh12/
به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه بر نگذرد.
خداوند نام و خداوند جای/ خداوند روزی ده رهنمای.
خداوند کیوان و گردان سپهر/ فروزنده ماه و ناهید و مهر..

جهان آفرین تا جهان آفرید/ چنو مرزبانی نیامد پدید.
چو خورشید بر چرخ بنمود تاج/ زمین شد به کردار تابنده عاج.
چه گویم که خورشید تابان که بود/ کزو در جهان روشنایی فزود.
ابوالقاسم آن شاه پیروزبخت/ نهاد از بر تاج خورشید تخت.
زخاور بیاراست تا باختر/ پدید آمد از فر او کان زر.

فردوسی در جایی دیگر نوشت: به زیر اندر آورد برج بره/ جهان چون می زرد شد یکسره. برج بره یکی از بروج فلکی 12گانه زودیاک است. دور فلک در سال خورشیدی با 12 برج یا 12 ماه در زیر آید: اولی نام برج رایج در افغانستان، دومی نام برج فلکی، سومی نام ماه ایرانی: حمل/ قوچ یا بره/ فروردین، ثور/ گاو/ اردیبهشت، جوزا/ 2قلو/ خرداد، سرطان/ خرچنگ/ تیر، اسد/ شیر/ مرداد، سنبله/ خوشه/ شهریور، میزان/ ترازو/ مهر، عقرب/ کژدم/ آبان، قوس/ کمانگیر/ آذر، جدی/ بز/ دی، دلو/ آب/ بهمن، حوت/ ماهی/ اسفند.

در هیات/ نجوم هزار سال پیش آسمان 9 گردونه، سپهر، فلک داشت. هفت گردونه رصد پذیر بوده؛ زمان طلوع، غروب، گردش آن‌ها اندازه‌ پذیر بودند: نخست ماه/ قمر؛ دوم تیر/ عطارد؛ سوم ناهید/ ‌زهره؛ چهارم مهر/ خورشید، هور، شمس؛ پنجم بهرام/ مریخ؛ ششم برجیس/ مشتری، هفتم کیوان/ زحل. بقیه سیارات بی دوربین رصد پذیر نیستند.

هشتم ستارگان دورتر ند. نهم ثوابت یا بروج فلکی، بیرونی ترین گردونه فلک الافلاک بدور زمین، اند. پلوتو، نپتون، اقمار مشتری با اختراع دوربین گالیله کشف شدند. در تئوری مهبانگ پیدایش جهان از انفجار کیهانی تکنیگی گوی بینهایت انرژی بود. نیروی گرانش ستاره منظومه شمسی، ماده تاریک، کهکشان راه شیری بدور سیاهچاله گرداند. تلسکوپها زمینی و فضایی، فروپاشی ابرنواخترها، پرتو ایکس کیهانی فضا، کرانه فضا را رصد کنند.

فردوسی سیارات و ستارگان را آفریده خدا، حاکم بر سرنوشت انسان دانست. در بیت آخر، "شب بی مهتاب" و ظلمات، ساعتی بوده که بهرام/ مریخ، کیوان/ زحل، تیر/ عطارد در دیدگاه توس ناپیدا بودند. ‌شاید بتوان تاریخ این بیت را با تقویم ناپیدایی 3 سیاره یافت. او از منابع نقلی جملات صحیح دستوری بدون آزمایش، سازنده سیارات در چند میلیارد سال پیش را "آفریننده پیل و مور" در چند 100 میلیون سال پیش خواند.
خداوند کیوان و بهرام و هور/ که هست آفرینندهٔ پیل و مور.
خداوند کیوان و خورشید و ماه/ و ز و آفرین بر منوچهر شاه.
خداوند بهرام و کیوان و ماه/ خداوند نیک و بد و فر و جاه.
خداوند خورشید و کیوان و ماه/ کزویست پیروزی و دستگاه.
خداوند بهرام و کیوان و هور/ خداوند فر و خداوند زور.
خداوند بهرام و کیوان و شید/ از و یم نوید و بدویم امید.
شبی چون شبه روی شسته به قیر/ نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر.

کیوان دور/ بیرونی ترین سیاره رصد پذیر است. در ادبیات فارسی کیوان/ زحل استعاره ابعاد نجومی و ناپیدایی است:
به کیوان رسیدم ز خاک نژند/ از آن نیکدل نامدار ارجمند.
که ایوانش برتر ز کیوان نمود/ که گفتی ستاره بخواهد بسود..
تهی دید از آزادگان جشنگاه/ به کیوان برآورده گرد سیاه.
نشیمی ازو برکشیده بلند/ که ناید ز کیوان برو بر گزند.
دو کودک بدیدند مرده به طشت/ از ایوان به کیوان فغان برگذشت.
چو نامه بر شاه ایران رسید/ سر تاج و تختش به کیوان رسید.
https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/aghaz/sh3/

او آفرینش عالم، چار گوهر یا عناصر اربعه آتش، آب، باد، خاک، گیاهان روی زمین را این گونه تصویر کرد. روند پیدایش عناصر اولیه گیتی مانند هیدروژن، اکسیژن، طلا، آهن از مهبانگ بقرار زیرند: 2 تریلیون کهکشان مانند راه شیری، سیاهچاله ها، ستارگان، سیارات، منظومه شمسی، عناصر اربعه، حیات. پیدایش گیتی مادی از "هیچ" بفرمان خدا دانسته؛ او نظرات رایج و حس دیدن "آفتاب گرد زمین" با نیاز قافیه و وزن نوشت:

که یزدان ز ناچیز چیز آفرید/ بدان تا توانایی آرد پدید.
سرمایهٔ گوهران این چهار/ برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار.
یکی آتشی برشده تابناک/ میان آب و باد از بر تیره خاک.
نخستین که آتش به جنبش دمید/ ز گرمیش بس خشکی آمد پدید.
و ز ان پس ز آرام سردی نمود/ ز سردی همان باز تری فزود.
چو این چار گوهر به جای آمدند/ ز بهر سپنجی سرای آمدند.
گهرها یک اندر دگر ساخته/ ز هرگونه گردن برافراخته.
پدید آمد این گنبد تیز رو/ شگفتی نمایندهٔ نو به‌ نو.
ابر ده و دو هفت شد کدخدای/ گرفتند هر یک سزاوار جای.
در بخشش و دادن آمد پدید/ ببخشید دانا چنان چون سزید.
فلکها یک اندر دگر بسته شد/ بجنبید چون کار پیوسته شد.
چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ/ زمین شد به کردار روشن چراغ.
ببالید کوه آبها بر دمید/ سر رستنی سوی بالا کشید.
زمین را بلندی نبد جایگاه/ یکی مرکزی تیره بود و سیاه.
ستاره برو بر شگفتی نمود/ به خاک اندرون روشنائی فزود.
همی بر شد آتش فرود آمد آب/ همی گشت گرد زمین آفتاب.
گیا رست با چند گونه درخت/ به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت.
ببالد ندارد جز این نیرویی/ نپوید چو پیوندگان هر سویی.
و ز ان پس چو جنبنده آمد پدید/ همه رستنی زیر خویش آورید.
خور و خواب و آرام جوید همی/ وزان زندگی کام جوید همی.
نه گویا زبان و نه جویا خرد/ ز خاک و ز خاشاک تن پرورد.
نداند بد و نیک فرجام کار/ نخواهد از و بندگی کردگار.
چو دانا توانا بد و دادگر/ از ایران کرد ایچ پنهان هنر.
چنین ست فرجام کار جهان/ نداند کسی آشکار و نهان.

عمر جهان/ افلاک 11 بیلیون سال، زمین و آغاز حیات تک یاخته ای 4 بیلیون سال؛ چند یاخته ای 1 بیلیون سال، جانواران ساده 600 میلیون سال، ماهیان، گیاهان خاکی، حشرات 500 میلیون سال، ذوحیاتین، خزندگان، دانه ها 300 میلیون سال، پستانداران 200 میلیون سال، پرندگان/ گلها 150 میلیون سال است. انقراض داینوسورها 65 میلیون سال پیش، پیدایش انسان از 200 هزار سال پیش، فرهنگ / خط از 5 هزار سال پیش است. فسیلها، لایه های رسوبی، عناصر پرتوزا- این شجره تقویمی را گواهند.

پیش از ورود شعور انسان بر زمین، جهان مادی، جانوران، نباتات متقدم /قدیم بوده اند. تبیین علمی جهان مادی را انسان در روال 2-3 هزار ساله انجام داد. نخست از اجسام مادی و فرمولهای جبری آغاز شد؛ تا در قرن 20م به امواج مادی در احتمالات موقعیت فضایی انرژی رسید. قانون بقای ماده در نظام بسته را نخست نصیر توسی، 1201-1274م، اینگونه تبیین کرد: ماده قادر به تناسخ است، ولی ناپدید نشود.

فردوسی گردش گردون/ بقای ماده و مومنتوم را اینگونه بیان کرد: "نه گشت زمانه بفرسایدش (چرخ گردون)/ نه این رنج و تیمار بگزایدش./ نه از گردش آرام گیرد همی./ نه چون ما تباهی پذیرد همی." این بیت تخیل قوانین حرکت نیوتن سده 17 است که چرخ گردون در حرکت سرمدی است. لامانوسف و لاوازیه در قرن 18م قانون بقای ماده در نظام بسته را در آزمایشات شیمی ثابت کردند. در قرن 19م ژول، سعدی کارنو فرانسوی، هولتزمان- با اثبات بقای مومنتوم (حاصل جرم و سرعت) و انرژی؛ قانون اول ترمودینامیک/ رابطه حرارت، کار، انرژی در یک سیستم را تبیین کردند.

در قرن 20م اینشتاین با نسبیت خاص و رابطه جرم/ ماده، سرعت و انرژی را تبیین کرد. در مکانیک کوانتم، شرویدینگر، هایزنبرگ، پلانک انرژی را متناسب با مشتق زمانی امواج مادی کشف کردند. این کشف احتمالات، عدم ایقان، رابطه امواج الکترو مغناطیس با انرژی، نبود علیت قاطعانه deterministic causality را در فیزیک وارد کرد. شرویدینگر و دیراک جایزه نوبل فیزیک 1933 را گرفتند.

پس روال مادی تکوین جهان 11 میلیارد سال پیش از انسان با تاریخ فرهنگی چند هزار ساله اش رخ داد. در روال ادبی، فلسفی، مهندسی، علمی - تکامل جهان و انسان با منطق و آزمایش در کتابها و اشیای دیگر تبیین یافت. اکنون 2 روند را می توان پیگیری کرد: نخست درک پیدایش جهان در اقلام مادی کتیبه و کتاب؛ سپس تاریخچه این درک در مکاتب فلسفی و تکوین علوم طبیعی در کتب و وب.

متافیزیک. مابعد الطبیعه مجموعه حدسیات، احکام ذهنی، موارد استقرایی در باره جهان عینی است. متافیزیک در فلسفه و الهیات تدریس شود. در آن شناخت واقعیت، وجود/ هستی، ماهیت اشیاء، جهان جسم، پیدایش، آغاز، مسیر، پایان کیهان ربطی به واقعیت و آزمایشات ندارند. منطق در آن بکار رود. در سده 20 داده های تلسکوپهای زمینی و فضایی، کاووشگرها، اقمار مصنوعی با مدلهای رایانه ای تنظیم شدند. تئوری مهبانگ، گسترش گیتی، ساختار ذرات تبیین شدند. نتایج آنها با منطق، اندازه گیریهای نجومی، مهندسی ابزار آزمایشات می خوانند.

فردوسی بیانگر فلسفه ثنوی، فرهنگ انسانگرا، ادامه دهندۀ آرمان زرتشت ست. او باورهای متافیزیک هم داشت. شبیه آنها در غرب و شرق در عصر کشاورزی و سلطه روحانیون وجود داشتند. از چین آثار کتبی بر ورقه های نی بمبو- خوراک خرس پندا- بجا ماندند. متافیزیک با اندیشه تجربه گرا و طبیعت نگر چین، زو یوان 305 -240 ق.م. مکتب ثنویت یین و یانگ، لائو تسه سده 6 ق.م. بانی تائویسم در هونان جنوب چین، مکتب مراقبه ذن در تمرکز ذهن و تنفس، کارمای بودا در هند و چین قرابت دارد.

آیا متافیزیک از چین و رفتار درویشی و قلندری مرتاضان هندی به افغانستان و ایران آمده یا منشاء آریایی دو فصل زمستان و تابستان، خیر و شر، نور و تاریکی دارد؟ ثنویت راستی/ دروغ، خرد/ جهل، نیکی/ بدی در اشعار زرتشت ابعاد کیهانی و در فردوسی ابعاد اساطیری دارد. در سده 3 میلادی مانی ثنویت نیک و بد را به تورفان در غرب چین برد.

در چینی 2 مفهوم تیان/ سپهر با صفات انسانی و مینگ/ فرمان در متافیزیک اند که سرنوشت انسان را به آسمان گره زنند. متافیزیک چینی، هندی، یونانی، سامی با الهیات ایرانی باید قیاس شود. رابطه تمدن موهنجو دارو، جیرفت، عیلام، بابل، آشور باید بررسی شود. فردوسی تقدیرگرا جهان را آفریده از غیب، ستایش خدا را واجب بر انسان "جوینده راه" دانست:
ز نام و نشان و گمان برترست/ نگارندهٔ بر شده پیکر ست.
به بینندگان آفریننده را/ نبینی مرنجان دو بیننده را.
نیابد بدو نیز اندیشه راه/ که او برتر از نام و از جایگاه.

در مسیل کنار دروازه قران شیراز در 1397 خانه های مسکونی را آب برد. فردوسی تجربه گرا و منطقی نوشت که مسیل باید آزاد برای حمل سیل نه خانه و جاده باشد: به جوئی که یک روز بگذشت آب/ نسازد خردمند از آن جای خواب.

هر انسانی با سلامت دماغی در زندگی خود منطق بکار برد. در متافیزیک مانند فیزیک، علم، جدل- منطق بکار رود. منطق اینها را در بر دارد: اصول استدلال، اثبات، خطایابی، تناقض/ پارادکس، مغالطه، بحث، درست اندیشیدن، کاربرد روش درست، استقراء نتیجه از کل به جزء، استنتاج نتیجه از جزء به کل، ارزیابی درست نتیجه گیری در توافق تجربه.

بنا به منطق ارسطویی هیچ معلولی، بدون علت، نیست؛ جهان با اصل علیت گردد. فارابی منطق/میزان را در راس علوم جای داد؛ یعنی منطق بر تمام علوم محاط است. پس همچون فردوسی درباره هر رخدادی باید پرسید: از کجا آمده، در کجا هست، به کجا انجامد؟ ولی پاسخ یابی باید تابع منطق و آزمایشات باشد. منطق در ۱۰۰ هزار سال عمر انسان ثابت ماند. در سده 20 لطفی زاده منطق فازی با احتمالات را ارایه کرد.

چرا اسطوره گاهی تخیل را با منطق آمیزد؟ برای نمونه: شخصیتهای اسطوره ای نوح، ضحاک، فریدون چند ۱۰۰ سال عمر کرده؛ ولی کارهای منطقی کردند. عاطفه و تخیل گاهی مباین و ورای منطق اند. محرکه یا هیجان/ ایموسیون و منطق/ لوژیک گاهی متضاد هم اند- در برخی عشقها در ادبیات، روی تضاد هیجان با منطق تاکید شده.

اصول منطق، قواعد درست اندیشیدن چند تا یند. نمونه: آ< ب، ب< پ؛ پس آ < پ باشد؛ در نتیجه آ بزرگتر از پ است. قضیه حمار/ خر برای کمینه مصرف انرژی: کوتاه ترین فاصله بین 2 نقطه خط راست است. ساده ترین نمونه منطق اثبات قضایای هندسی در دبیرستان است.

درست اندیشیدن دو بخش است: درست تعریف کردن و درست استدلال کردن. مباحث درست تعریف کردن را معّرف و مسائل درست استدلال کردن را حجت نامند. پس موضوع منطق معّرف و حجت است که یا درباره معّرف/ تعریف یا درباره حجت/ استدلال بحث کند. وقتی تعریف ها و استدلال ها صحیح باشند، نتیجه پایانی، حتما درست خواهد بود.

موضوع منطق، معلومات تصوری و تصدیقی است، زیرا فرد را به سوی مجهولات تصوری و تصدیقی راهنمایی کرده؛ آنها را برایش هویدا سازد. پس باز هم موضوع منطق معّرف و حجت است. در دادگاه و کارآگاهی منطق برای علت معلولی، زمان، جای داده ها -آثار جنایت بضد مجرم بکار رود.

منابع. ‏2020‏/08‏/31
دکتر امیر افشاری/ روزنامه مردم سالاری گردآوری:گروه ادبیات تبیان زنجان http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

هر چه خورشید در آسمان بالاتر ‌رود؛ صلات ظهر نور سفید بدون شکست از جو زمین گذرد. با رسیدن به جو زمین،و نور جذب شده؛ رنگ غالب در مشاهدهٔ آن آبی باشد. خورشید پاییز طلایی است؛ زیرا زمین بر محورش زاویه باز و نور را زردتر کند. خورشید تابستان نقره ای است؛ زیرا زمین بر محورش زاویه تنگ و دورتر داشته؛ نور سفید با آبی بیشتر شود. https://www.bbc.com/persian/magazine-53781769

کتب هزاره اول ایرانی بجا مانده از 3000 سال گذشته- بشکل نام، بخشی، ترجمه، اصل در جهان پراکنده اند. در سه سدهٔ نخست هجری ترجمه و تفسیر نسک‌های اوستا، کتب‌ اخلاقی، دینی، تاریخی، جغرافیایی، ادبی، علمی، حکمت، موعظه در رقابت با اسلام بودند. بیشتر کتب پهلوی مربوط به سده‌های 7-9 میلادی در هندوستان و موزه های غرب مانده اند.

بسیاری از این کتب‌ به عربی ترجمه شدند. داستانهای شفاهی را هم به این لیست باید افزود. کتابهای از بین رفته؛ نامهای آنها بجا مانده؛ بسیاری کتب نابود شدند. شمار کتب با فقر و بیسوادی هم کم شد. لیست کتب هزاره اول میلادی ایران بجامانده در موزه های هند و غرب اینها یند:

ارداویراف‌نامه
اندرز اوشتر داناک
اندرژ خسرو کواتان
اندرژ داناک مرت
اندرژآلورپات‌مارسپندان
آیین تیراندازی از بهرام گور یا بهرام چوبین
آیین چوگان زدن
آیین‌نامه
بلوهروبوناسف
بندهشن
بهمن‌یشت
پندنامهٔ زرتشت
جاماسپ‌نامگ
خدای‌نامه
داتستان دینیگ
داروی خرسندی
داستان اسکندر
داستان بهرام چوبین
داستان پیران ویسه
داستان خسرو و شیرین
داستان دارا و بت زرین
داستان رستم و اسفندیار
داستان شهر براز با ایرویژ
درخت آسوریک
دین کرت
دینای مینوگ خرد
زات‌سپرم
زیج شهریار
ستایش سی روزه
شایست نشایست
شترستان‌های ایرانشکند گمانیک ویژار
عهد اردشیر به پسرش شاپور
عهد کسری به پسرش هرمز و پاسخ هرمز بدان
کارنامهٔ انوشروان
کارنامة اردشیربابکان
کتاب الاختلاج
کتاب بنیان دخت
کتاب بهرام دخت
کتاب جاماسپ در کیمیا
کتاب زادانفرخ در تأدیب پسرش
کتاب زجرالفرس
کتاب ستور پزشکی
کتاب سیرت اردشیر
کتاب مزدک
کتاب موبدان موبد در حکم و جوامع و آداب
کتاب‌التاج در سیرت انوشروان
کتاب‌السکسیکین
کتاب‌الصور
کتاب‌الفال
کلیله و دمنه
گاهنامه
گزارش شطرنج
لهراسپ‌نامه
ماتیکان هزارداتستان
مادیگان چترنگ
مادیگان گجستک ابالیش. گُجستگ= ملعون
مادیگان ماه فروردین روز خرداد
مادیگان یوشت فریان
نامهٔ تنسر
یادگار زریران

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد