logo





یکبار دیگر کرونا، یکبار دیگر احترام به حق حیات جهان گیاهی

دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۷ ژوييه ۲۰۲۰

طاهره بارئی

tahere-barei1.jpg
هیچکس دیگر منکر این نیست که کره زمین مولفه های دفاعی خود را تحلیل برده است. و باز حرف تازه ای نیست که ویروس کرونا و عدم توان مهار آن توسط جامعه بشری نوعی پاتک طبیعت به تجاوز های مکرر بشر به قلمرو طبیعت محسوب میشود. اکولوژیست ها در تب و تابند تا دوچرخه را جایگزین اتومبیل و قطار شبانه را جایگزین سفر با هواپیما کنند. با هدف کدام نتیجه؟ جلوگیری از آلودگی هوا. اما ندیدم هیچ جا از صدمه ای که قطع بی رویه درختان در شهر با بهانه های پوچ، و تجاوزی که به قلمرو گیاهان انجام گرفته در بررسی های اخیر اکولوژیست ها جائی قابل توجه داده باشند.

در محله ما تقریباً قریب به اتفاق همسایگان درختهای حیاطشان را قطع کردند تا بتوانند حمام آفتاب بگیرند. هیچکدامشان دلش به اهمیت مقدار تصفیه هوائی که این برگها انجام میدادند نسوخت. شهرداری برخی درختان قدیمی و گیاهان قدیمی را هم قطع کرد و جایش گیاهان کوتاه و کم دوامی کاشت تا هم یک اثری از فضای سبز در حد مینیمال باشد، هم مانع تابش تند آفتاب برای کسانی که روی نیمکت ها می لمیدند به وجود نیآید. ما چندین درخت گل یخ خیلی قدیمی داشتیم که تابستانها پر از برگ و زمستانها پر از گل های عطر آگین بودند. روزی که باغبانهای شهرداری برای قطع آنها آمده بودند، به آنها التماس کردم که دست از سرشان بردارند. پذیرفته نشد، مآموریتشان را باید انجام میدادند. جای آنها را نوعی گیاه سبز کم برگ گرفت که بزحمت خودشان را سر پا نگاه می داشتند. یادم هست در پارک مشهور لوکزامبورگ چندین درخت جنگلی ذغال اخته بود. درختها آنقدر قدیمی بودند که نکشان دیده نمیشد و تابستانها غرق ذغال اخته که هنوز فرانسوی ها آنرا بعنوان خوردنی تشخیص نداده و امتحان نکرده اند هر چند انواع توتهای مشابه جنگلی را استفاده میکنند و بسیار هم طرفدار دارند. حساب آنها را هم رسیدند و و من فقط یکروز گودالی را که از بیرون کشیدن ریشه آنها بوجود آمده بود دیدم. رفتم باغبانها را پیدا کردم و علت را پرسیدم. گفتند میوه هایش میریخت زمین و زمین را کثیف میکرد.می بینید؟ زمین را میوه های قرمز کثیف میکنند پس موجودات زنده ای که دهها سال عمر دارند از حق حیات طبیعی خود در زمینی که همانقدر سرزمین آنهاست که سرزمین انسانها، با تبر انسان محروم میشوند. آشنائی که در هلند زندگی میکند می گفت آنجا هم درختان نیرومند و کهن گردو و باقی درختان را در باغچه ها معدوم میکنند به این بهانه که برگ می ریزند . زمین کثیف میشود. اما حالا که هوایشان کثیف شده و دیگر درختهائی نیستند که آنرا شب و روز تصفیه کنند و با انواع روشهائی که هنوز برای بشر مشخص نیست نقش دفاعی انسان در برابر میکربها را ایفا کنند، اصلا یاد تفرعن خودشان می افتند؟ چرا می گویم تفرعن؟ چون تفرعن میخواهد کسی یادش نباشد که در خانه طبیعت و درختان مهمان است و پای صاحبخانه را نمی بُرند. انسان از درختان برای میوه آنها، برگ آنها، چوب و ریشه آنها استفاده کرده اما حواسسش نیست که درختان وسیله تزئین نیستند و خودشان بعنوان موجودات زنده و گاه هزار باز مفید تر از برخی انسانها، در اقلیم خودشان زندگی میکنند. اقلیمی که بشر بخاطر خیابان کشی وپارک کردن ماشینها ردیف به ردیف آنها را قلع و قمع کرده است.

یک دوست فیزیکدان اهل بولیوی داشتم که میگفت از رفتار مردم و بی اعتناعیشان نسبت به حیات درختان و بی احترامی به آنها وحشتزده است. می گفت اهالی کشورش بخصوص آنها که از بازماندگان سرخپوستی هستند میدانند که هر درخت، برای خودش شخصیت دارد، حریم دارد و کسی حق ندارد بدون احترام و اجازه به حریم آنها حتی پا بگذارد، قطع درخت که خود جنایتی محسوب میشود و باید منتظر انتقام خانواده درختان باقی ماند. درختان هم همانطور که اخیرا یک کتاب بسیار پرفروش بنام زندگی مخفی درختان از آن پرده برداشت، دارای خانواده و قبیله ها هستند از هم حمایت میکنند گاه با هم دچار بحران و نزاع میشوند. اگر اعضا جوانتر به غذا نیاز داشته باشند، بزرگتر ها با ریشه های خود غذا را نمی گیرند تا اینها بتوانند از آن استفاده کنند. یعنی یک حمایت جمعی بینشان هست پس حتما دارای ارتباطات با هم هستند. آنوقت در شهر ها درختها را قطع میکنیم برای جلو کشیدن ساختمان، برای جا باز کردن برای توقف ماشین ها،انگار موجودات زنده ای نیستند و بردگان بی روح بشر بوده اند که تا آنجا که ممکن است آنها را دوشید و هر وقت مانعی سر راه خواستهای بیمورد و گاه حقیر ما بودند ازحیطۀ حیات خارجشان کنیم.

همانطور که دوست بولیویائی من میگفت و کتاب راز پنهان درختان از آن پرده بر می داشت، درختان نیز با خانواده و خویشاوندان خود نزدیک می شوند و حق انتخاب دارند که با چه گیاهانی خودشان را نا موافق حس کرده و نخواهند نزدیک باشند. آنوقت صرفا با یک انتخاب بر اصل هماهنگی رنگ آنها، منظره شناسان امروز در خدمت شهر سازی، به این قانون بین گیاهی تعدی کرده و گیاهانی را کنار هم می نشانند که هر چند به ذوق بصری ممکن است خوشایند باشد، اما الزاما برای آن گیاهان خوشایند نیست و چه بسا از آن همزیستی رنج می برند. نشان به آن نشانی که کمتر پیش آمده این قبیل شاهکار ها در محلات شهر ما بپایند. معمولا بعد از مدتی زرد میشوند و از ریخت می افتند. این نوعی اسکان اجباری و به بردگی گرفتن درختان و گیاهان است. چه توقعی داریم؟ که بعد ازینهمه سال تحمل فشار و از بین رفتن قوانین اکو سیستم، طبیعت همچنان به کار محافظت ما از بیماری ها ادامه دهد؟ همین طبیعت داروخانه و بزرگترین محل تولید معالجه برای بیماری ها بوده و بشر مثل موجودات ندید بدید که قدر هدایا را نمیدانند و فکر میکنند اینها بخاطر چشم و ابروی آنها بوده، قدر این گنجینه زنده و حساس و صاحب اعصاب را ندانسته. آنقدر که امروزه با طغیان و شورش طبیعت روبرو ست.

از همه کسانی که در کشور های مختلف این مطلب را مطالعه میکنند، عاجزانه درخواست دارم نه تنها از درختکاری در حیاط و محله خود کوتاهی نکنند بلکه میخواهم با مراجعه به شهرداری ها و مسئولین شهر تقاضا کنند به درختانی که پای آنها توالت سگهاست، احترام قائل شده و به درختکاری در شهر روی بیآورند. اگر با محیط زیستی ها کار میکنید یا دوستی در این جمع ها دارید، این پیام را هر جا هستید به آنها برسانید. درختان را به بردگی گرفته ایم. به آنها آزادی و احترام ببخشیم.

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد