logo





اعتراضات در امریکا و اروپا: نوید تولد جنبشی برای عدالت، علیه تبعیض و نژادپرستی!

دوشنبه ۲ تير ۱۳۹۹ - ۲۲ ژوين ۲۰۲۰

مهدی ابراهیم زاده

اولین بارقه امید در اوج هراس از ابتلا به کووید ۱۹ ، که با شدت یابی پاندمی کرونا ، همه انسانهای ساکن زمین، فارغ از رنگ، نژاد، فرهنگ، ثروت و همه آنچه تفاوت بین ما محسوب میشود را، در بر گرفت، پدیدار شدن حس همبستگی بین مردم همه جهان بود، در آنچه بر همه بشریت نازل شده.

افزون براین، ناتوانی ثروتمند ترین کشور و یا دمکراسی جهان (در معنای مصطلح) در مقابله با کرونا، اما در مقابل، موثر بودن کمک های بهداشتی و پزشکی کشوری مثل کوبا، با وجود همه مشکلات و محدودیت های مال، به ایتالیا و اسپانیا، دو کشور پیشرفته سرمایه داری، مشاهده توانایی های نهادهای مردمی در مقابل ناتوانی های برخی حکومت ها نظیر ایران ، موجب و موجد پرداختن به بحث های زیادی در باره پسا کرونا شد. اینکه چه درسهایی میتواند بشر از این پشامد بگیرد و چه هزینه هایی باید بپردازد، در کدام عرصه و چگونه؟

این پرداختن ها توأم بود و است با برداشت های رمانتیک، عقلانی و پراگماتیستی و یا یا ترکیبی از هر دو بصورت پیش بینی ها، و یا با بیانی دیگر ترسیم آرزوهای نیک و بشر دوستانه، در خوشبینانه ترین حالت. اینکه امیدوار به این باشیم که آزمندی بشر مسیر معقولی پیدا میکند، با طبيعت و همنوع با تعامل و مهربانی برخورد خواهد کرد، در اقتصاد و نظم اقتصادی و سیاسی، نئولیبرال تضعیف و نظم دیگری پدیدار با تندانس عدالت‌ برای همه شهروندان، جانشین آن خواهد شد. و در بد ترین حالت اینکه پس از کرونا باز درب بر همان پاشنه خواهد چرخید که قبلا و انسان هیچگاه از این فجایع درس نخواهد گرفت. و پیش‌بینی ها و اظهار نظر هایی شبیه به این یا آن‌.

سخن امروز اما، مکثی است بر رخداد های جاری و فاکت های عینی منتج از آن.

در ثروتمندترین دمکراسی جهان، یک شهروند امریکایی با رنگ پوست سیاه ۸ دقیقه و ۴۷ ثانیه زیر زانوی راست یک پلیس پوست سفید، در مقابل همسر و فرزندش، و درحالیکه چندبار و به پلیس میگوید، "حضرت عالی من نمیتونم دیگر نفس بکشم، لطفا پایت را از روی گردن من بردار" و در حالیکه ۳ پلیس دیگر مراقب بودند تا او از دست همکارشان در نرود، جان می‌سپرد. همسر وی تمام این صحنه را با موبیل فیلمبرداری میکند، با این امید که شاید، پس از بازداشت همسرش و با ارائه این مدرک بتواند کاربرد خشنونت پلیس در دستگیری همسرش را اثبات، و از این طریق کمکی به همسرش بکند.

این قتل خشن نژاد پرستانه پلیس‌ که قطعا از قبل نقشه ای برای انجام آن نکشیده بود، یعنی غیرعمد، اما با نهایت خشونت، نفرت و بیرحمی که در آن پلیس و پلیس های دیگردر امریکا نهادینه بگونه ای نهادینه وجود دارد، صورت گرفت. این نه اولین و نه آخرین اعمال خشونت آشکار و قتل نژاد پرستانه در آمریکا است و خواهد بود. پیش و پس از آن نیز خشونت و قتل های نژاد پرستانه صورت گرفته و یحتمل باز هم صورت خواهد گرفت. همچنان که دوهفته پس از عمل نژاد پرستانه در مینیاپولیس، اینبار آتلانتا مرکز شاهد مرک ریچارد بروکس یک شهروند سیاه دیگر توسط پلیس بود.

اما آنچه که بیش از هر چیز این رخداد ها را برجسته میکند، واکنش گسترده و وسیع شهروندان بصورت گردهمایی ها، راهپیمایی ها و مجموعه اعتراضاتی ‌که غالبا مسالمت آمیز و گاهاً توأم با خشونتی بود که در گستره وسیعی در سراسر امریکا صورت‌ گرفت. جوانان و سفید پوستان اکثریت شرکت کنندگان‌ را دراین جنبش اعتراضی تشکیل می‌دادند. در پی آن و بخشا همزمان اروپا شاهد گردهمایی، راهپیمایی و اعتراضات مسالمت آمیز و بخشا توأم با قهر، همانگونه که در آمریکا نیز، در شهرهای بزرگ اروپا بود. در تجمع های چند ده هزار نفره در امریکا و اروپا، خواست های: علیه خشونت، نژاد پرستی و تبعیض و برقراری عدالت برای همه شهروندان، بیش از همه برجسته بود.

آنچه امروز در امریکا و اروپا رخ می‌دهد، سزاوار مکث و تامل است.

در امریکا، بدون شک در وضعیت پیش آمده ناشی از کرونا، با ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار مبتلا و بیش از ۱۲۱ هزار نفر کشته، که بیش از کشته های سه جنگ ویتنام، افعانستان و عراق است، و بیکار شدن بیش از ۴۰ میلیون نفر و سرازیر شدن میلیونها نفر به سمت خط فقر، و اینکه اکثریت آنها از سیاهان و یا از لاتینو هستند و در اغلب موارد، اگر آماج خشونت مستقیم پلیس نباشند، حد اکثر بعنوان شهروند درجه ۲ و یا ۳ محسوب می‌شوند، دلایل آشکار و قابل ملاحظه ای جهت بروز جسارت برای اعتراض به قتل جورج فلوید و از طریق آن اعتراض به وضع تبعیض آمیز و ناعادلانه موجود است. و این یعنی آشکار شدن دره عمیق بین فقر و ثروت در امریکا

در اروپا اعتراضات که با انگیزه محکوم کردن عمل خشونت آمیز توأم با تفرعن نژاد پرستانه پلیس امریکا در مقابل یک شهروند رنگین پوست بود، در گستره وسیعی سمت ضد راسیستی و پوپولیستی و حتی حفط زیست بوم بخود گرفت، دقیقا همان شعار هایی که در نزدیک به ۴ سال گذشته دونالد ترامپ آنها را نادیده و عکس آن عمل کرده بود. یعنی آشکارا، انکار شخص رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا!

آنچه در هفته های گذشته در سراسر اروپا، در برلین، پاریس، لندن، منچستر، لیورپول، فرانک، آمستردام و بسیار شهر های دیگر اروپا شاهد بودیم، هرچند در درجه نخست ابراز همبستگی با معترضین امریکایی بود، اما بیش از هرچیز، واکنشی بود علیه خشونت نژادی، راسیسیم و پوپولیسم راست نژاد پرستانه در اروپا و برای عدالت و نوعی همبستگی بین قاره ای و به جرات جهانی، برای صلح، خشنونت پرهیزی، علیه نژادپرستی و فاشیسم، علیه پوپولیسم راست و برای عدالت ومحیط زیست. جنبشی با شرکت مجموعا چند صد هزار نفر، عمدتا از جوانان با ظرفیت چپ و ترقیخوانه و طرفدار محیط زیست، در شرایط کرونا!

این جنبش نوین اعتراضی
در امریکا بر بستر و در امتداد مبارزات مارتین لوتر کینک صورت گرفت و از مشخصه های آن خشونت پرهیزی و جلب پشتیبانی هرچه بیشتر غیر سیاهان و جوانان از این حرکت بود. این جنبش در گام های اول و با محوریت " به زندگی سیاهان اهمیت دهید!" از خود چهره جنبشی خشونت پرهیز و متکی به قانون نشان داد. قوانینی که موجود است، اما یا به آن عمل نمیشود و یا نژاد پرستانه مورد استفاده و یا سوء استفاده قرار میگیرد.

در واکنش به خواستهای این جنیش، میتوان به اقدام شخص رئيس جمهور با اختصاص بودجه برای افراد کم درآمد، امضا طرح رفرم پلیس و یا به انحلال مکز پلیس شهر مینیاپولیس، شهری که جورج فلوید توسط پلیس سفید پوست بقتل رسید، توسط شورای شهر مرخص کردن و استخدام مجدد همه کادر های پلیس و تجدید نظر در نحوه آموزش پلیس اشاره کرد.

اما اتفاقات دیگری هم در سطوح بالای سیاسی صورت گرفت. جیمز ماتیس وزیر دفاع سابق آمریکا با بیان اینکه ترامپ جامعه آمریکا را قطبی کرده، دهان به انتقاد از رئیس سابقش گشود و در پس همین انتقاد راه برای واکنش های دیگر در سطوح مختلف جمهوریخواهان در ابراز نارضایتی شان از دونالد ترامپ، گشوده شد. جورج دبلیو بوش و گرین پاول وزیر خارجه اش، ترامپ را به نقض قانون اساسی متهم کردند و گفتند در نوامبر ۲۰۲۰ به وی رای نخواهند داد. در کنگره با اکثریت حزب دمکرات بر روی طرح "سلب مصونیت قضایی برای مستخدمین و ماموران دولت" کار می‌کنند. اینکه تا نوامبر آتی این طرح به تصویب برسد بعید خواهد بود اما اهمیت آن در واکنش به جنبش اعتراضی در امریکا در بیان این حقیقت است، که در آمریکا، در عین حال که نژاد پرستی و خشونت پلبس ، از جمله موجد اعتراضات کنونی است، اما جنش اعتراضی با اتکا به نهاد های مردمی و قوانین حاکم، حرکت میکند و مورد تعقیب و شناسایی و انتقام کشی قرار نمی‌گیرد و بتدریج به دستاوردهایی هم می‌رسد. و این وجه ممیزه این جنبش ها در امریکا و یا اروپا در مقایسه با کشور منطقه مثل ایران، سوریه، ترکیه است.

در اروپا
به جریان افتادن موج نوین و گسترده جنبش اعتراضی را باید در واکنش به تداوم پیشروی راست در اقتصاد و سیاست در اروپای پیش از کرونا دانست. در سالهای پس از ۲۰۰۸ بخش قابل ملاحظه ای از دستاوردهای اجتماعی در بیشتر کشورهای اروپایی، بیش و کم، به بخش خصوصی واگذار شد. احزاب پوپولیستی راست یکی پس از دیگری متولد شدند. همزمان جنبشی در آلمان، و در ایالت های شرقی سابق شکل گرفت، بنام پگیدا. این جنبش درست عکس جنبش سالهای ۶۷ و ۶۸ بود.

برخلاف جنبش های دهه ۶۰ میلادی که برای صلح، خلع سلاح اتمی، طرفداری از زنان، فمینیسم، طرفداری از خواست های جوانان و محیط زیست و با ظرفیت و تندانس چپ و ضد سرمایه داری و جهان وطنی توام بود،

پگیدا جنبشی راست با هدف بازگشت به ارزشهای اکسیدنت، غرب، هراس پراکنی نسبت به شهروندان غیر آلمانی و با سمت گیری ملی.

۵۰ سال پس جنبش ترقیخواه دهه ۶۰ ، حریف و مخالف سرسخت و جدی پگیدا، جنبشی است در همان امتداد جنبش های چپ و عدالتخواه و صلحدوست دهه ۶۰ با استراکتور و ترکیب های تازه . بی‌دلیل نیست که در محافل عمومی، راست پوپولیست و چپ را ( که ارباب جراید راست به آن چپ پوپولیست میگویند) توأمان میکوبند، مبادا مخالفت با راست، که خود بخوبی میدانند، خطر واقعی است، باعث تقویت چپ بشود شود.

در یک سال قبل از پاندمی کرونا، احزاب راست پوپولیست بتدریج رشد کرده ، اما جنبش پگیدا و جنبش های از این دست، دیگر حضور فعال نداشتند. با شدت یابی پاندمی بتدریج دامنه رشد احزاب راست متوقف شد. اما این هنوز، ابتدا به ساکن نمی‌تواند، در نقطه مقابل دلیلی بر قدرت گیری و نفوذ و شروع مجدد رشد و گسترش احزاب چپ و ترقیخواه باشد. اما میتواند آغازی باشد برای عقب نشاندن نئولیبرالیسم در اقتصاد وسیاست در وضعیت پدید آمده پسا کرونا، اگر با جنبش اعتراضی کنونی پیوند بخورد.

جنبش های اعتراضی گسترده ‌ای که امروز در شهر های مختلف امریکا و اروپا به جریان افتاده به لحاظ ترکیب سنی‌، خاستگاه اجتماعی، فرهنگ، علیه تبعیض و نژادپرستی بودن، طرفداری از عدالت و محیط زیست، شباهت های زیادی با جنش های دهه ۶۰ دارد. با این تفاوت که مثلا در امریکا امروز این جنبش غالبا از جوانان و با شرکت ۷۰٪ سفید پوستان و در اروپا نیز با همین شعار ها و افزون بر آن، با تاکید بر صلح، طرفداری از محیط زیست، عدالت و علیه راسیسم آشکار وپنهان در اروپا.

این جنبش نويد بخش تولد دوباره جنبش ۶۸ در قالب پست ۶۸ و یا جنبش ۲۰۲۰ خواهد بود. آماج آن مبارزه با خشونت، نژاد پرستی، راسیسیم، تبعیض و برای برابری در استفاده از امکانات اجتماعی و بهره وری مسولانه از طبیعت و زیست بوم است.

دو دلیل برای این خوشبینی و امید میتوان برشمرد. یکی برخورد حکومت های دمکراتیک با جنبش های اعتراضی و تولرانس آنها، شبیه آنچه در اروپا و امریکا شاهد آن هستیم و دیگری وجود تشکل ها و نهاد های مردمی پشتیبان این جنبش ها. بعنوان مثال، در روزهای گذشته در امریکا شاهد پشتیبانی اتحادیه ها و سندیکاهای مختلف ازجمله اتحادیه کارکنان بنادر با اعلام اعتصاب در روز ۱۹ ژوئن، روز پایان برده داری در امریکا، در پشتیبانی از جنبش ضد نژادپرستی کنونی بودیم.

فیلم کوتاه همسر فلوید از صحنه مرگ او توسط پلیس، اگرچه بخوبی خشنونت پلیس امریکا را آشکار کرد، اما اهمیت آن در نشر و پخش‌ در شبکه های اجتماعی در سراسر جهان، در بر انگیختن موجی گسترده از همبستگی انسان‌ ها با او و تنفر نسبت به نژاد پرستی و تبعيض و آشکار ساختن دره عمیق میان فقر و ثروت در امریکا و آغازی برای جنبشی ضد نژادپرستی و عدالتخواهانه است.

این جنبش مناسبت ترین بستر حرکت و عمل چپ است. و شانس بزرگی که بتوان از این طریق درمقابل جریانهای فاشیستی و راست پوپولیست ایستاد و منحنی نزولی رشد چپ در سالهای گذشته را به سمت صعودی سوق داد.

سر سخن به‌پیش

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد