logo





گم کردن جاذبۀ زمین

دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۵ ژوين ۲۰۲۰

طاهره بارئی

tahere-barei1.jpg
بعضی ها دیر چشم از خواب وا میکنند
با دارو، گوشِ بیداری را پاک میکنند
حرفی نباید زد
می گویند عادت داریم
خمیازه های کشدارشان
فرصتی برای درک فاصله ها
نقطه چین ها
خالی ها
بین آمد و رفت وقایع و ایام
باقی نگذاشته برایشان
اتوبوسی از کار بیافتد
کودکی پهن شود روی خیابان
سیبی از درخت پرتاب شود به هوا
و سقوط کند روی چشم نیوتون
بانگ بزند منم جاذبه، منم
باز خمیازه ها جلو می زنند از تپش قلبها
خمیازه باز و بسته میکند، تلمبۀ خونشان را
و عبور یک سوزن ته گرد کافیست
تا ببالند به قطر مدارکِ خاک گرفته
به بی صاحبی ِ سرشان

حل یک دستپاچگی
بین خمیازه و عطسه ای
شاهکار زندگی آنهاست
باربرانی بی خبراز تاریخچۀ بار ها
و محتوای صندوقها
یک پایشان لب کشتی
یک پا در هوا
کلافه از خوابی که دیده اند
چهره پرازمگس هاست
دستکِ کرایه برای تاراندن
چوبی در آمده از آّب
نصفه پاروئی شکسته
که قایقی هم نمیزند برایش مژه
هر چند بالا گیرد باد افروزیشان!

روی چهره ی زمین پهن شدن
رختخواب شدن
پرشمار تر از قبیلۀ مگسها
بیدار میشود نیوتون
همچو ورزشکاری که قد میکشد
می لرزاند سکّوی پیروزی را
فریاد میزند
آهای
باز پس دهید جاذبه زمین را




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد