logo





سيلون سيپل

نتانياهو. يورش به سوي الحاق سرزمين فلسطيني ها

ترجمه بهروز عارفي

شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۹ مه ۲۰۲۰

بنيامين نتانياهو موفق به تشکيل يک دولتي ائتلافي شد که هدف اصلي آن اِلحاق بخش بزرگي از سرزمين هاي کرانه باختري رود اردن است. براي رسيدن به اين هدف، او از پشتيباني دونالد ترامپ و سکوت همدستانه «جامعه بين المللي» برخوردار است.

هنگام کارزار اخير انتخاباتي، نتانياهو به هموطنان خود وعده داده بود که چنين الحاقي را انجام دهد. او گفته بود که قصد دارد به سرعت، بخش قابل توجهي ار سرزمين هاي فلسطيني کرانه باختري را به اسرائيل ضميمه کند. وي پس از پيروزي در انتخابات، مي خواهد به وعده اش عمل کند. در پيماني که روز ٢١ آوريل، براي ايجاد يک ائتلاف بزرگ با رقيب اصلي اش ژنرال بِني گانتس، رهبر « جنبش آبي و سفيد » امضا کرد ، اين الحاق را هدف مقدم سياسي‌اش قرار داد. اين پيمان پيش بيني مي کند که مي توان اين روند الحاقي را از اول ژوئيه به اجرا گذاشت.

يک بار ديگر، نتانياهو به مثابه شخص قدرتمند بدون رقيب درحکومت ظاهر مي شود. اوشخصا اولويت ها را تعيين مي کند. همان طوري که روزنامه نگاري طعنه زنان مي نويسد (١) : او « گانتس را به عنوان محافظ شخصي براي سه سال آينده استخدام کرده » است. او بيش از هر زماني، جريان هاي سياسي عميقي که جامعه يهودي اسرائيلي را تحرک مي بخشد ، نمايندگي مي کند.

تسليم بني گانتس

گانتس، رئيس ستاد پيشين ارتش، که پس از ائتلاف با نتانياهو، تشکيلات سياسي اش در هم پاشيد، در مقايسه با او، سياستمدارحقيري به حساب مي آيد. تنها چيزي که او در اين ائتلاف به دست آورد، اين بود که هر نوع الحاق سرزمين ها بايد با « توافق قبلي و کامل ايالات متحده » صورت گيرد (امري که به هر حال، خودِ نتانياهو نيز در پي آن بوده است). اکنون، مرد شماره دوي جنبش آبي-سفيد، – يک رئيس ديگر پيشين ستاد ارتش- گابي اشکِنازي به طور ضمني گفته که با الحاق مخالف است، اما از آن جا که بدون حزب او، نتانياهو اکثريتِ قاطعي براي گذراندن قانون الحاق در مجلس دارد، کاري از آن ساخته نيست. استدلالي که درست است، گرچه ژنرال پيشين جسارت سياسي فراواني از خود نشان نمي دهد...

راندن فلسطيني ها به سوي مراکز شهري

کدام سرزمين ها را نتانياهو قصد دارد ملحق کند؟ همه ي آن ها را؟ خير چنين چيزي تقريبا مطرح نيست. نتيجه اين کار انحلال عملي (دوفاکتو) تشکيلات خودگردان فلسطين است، که اسرائيل به هيچ وجه - دستِ کم در مرحله کنوني - خواهان آن نيست. هر حکومتي در اسرائيل ترجيح مي دهد که يک تشکيلات خودگردانِ ناتوان، مسئوليت ظاهري مديريت امور شهرهاي بزرگ را داشته باشد. وانگهي، از دستِ کم بيست سال پيش به اين طرف، يکي از محورهاي کليدي سياست استعماري اسرائيل در کرانه باختري اين است که زمين هاي فلسطيني ها را در نواحي روستائي غصب کند تا آن ها را وادارد که در پيرامون شهرها متمرکز شوند و از اين طريق، زمين هاي کشاورزي اي در اختيار کولون ها بگذارند که از اهالي بومي خالي شده است. محتمل ترين سناريو، اين است که الحاق شامل سراسر دره اردن (بدون ترديد به استثناي شهر اريحا، در هشت کيلومتري پُل آلِنبي، تنها راه ارتباطي زميني بين اسرائيل و اردن)، و نيز شامل يک منطقه ي کم و بيش با اهميت از ناحيه موسوم به «C» خواهد شد، که پس از قراردادهاي اسلو (١٩٩٣)، کلیه آن زير کنترل اسرائيل باقي مانده و بيش از ٦٢ درصد از سرزمين کرانه باختري را شامل مي شود.

اين ناحيه C به هفت حوزه غير مرتبط به هم که هر کدام نيزتکه تکه شده، تقسيم شده است. در اين ناحيه، ٣٠٠ هزار فلسطيني (درست معادل جمعيتي که از بيست سال پيش، مجبور به ترک زمين هاي خود شده اند)، زندگي مي کنند، در حالي که هم اکنون، ٣٩٠ هزار کولون ، يعني ٩٠ درصد اسرائيلي هاي ساکن کرانه باختري در آن جا سکونت دارند (البته بايد ٢٥٠ هزار نفري را که ساکن بيت المقدس شرقي هستند، به آن ها افزود). در اسرائيل، تخمين زده مي شود که وسعت خاک سرزمين هاي الحاقي بين ٣٠ و ٤٠ درصد سرزمين هاي فلسطيني خواهد بود.

براي يادآوري، اشاره کنيم که «طرح صلح» دونالد ترامپ که در ماه ژانويه گذشته منتشر شد، به اسرائيل امکان مي دهد که قريب به ٣٥ درصد از خاک کرانه باختري را - و اگر گستره زمين هاي دولتي شهرک ها را هم در نظر گيريم، در واقع ٥ تا ٦ درصد بيشتر از آن را، به خود ضميمه کند.

چند صداي مخالف

در اسرائيل، طرح الحاق برنامه ريزي شده، از پشتيباني مردمي قابل ملاحظه اي برخوردار است. با اين حال چند صداي اعتراض بلند شده است. همان گونه که در اين کشور رسم است، فقط مسئولان عالي رتبه ي بخش هاي امنيتي جسارت کردند تا مخالفت خود را با سياست الحاق نشان دهند. طبق گزارش المونيتور (٢)، آويو کوخاي، رئيس کنوني ستاد ارتش، نداو ارغمان رئيس شين بت و تامير حِيمان، رئيس سرويس هاي اطلاعاتي در ميان آن ها ديده مي شوند. در اوايل ماه آوريل، ٢٢٠ نفر از مسئولان عالي مقام امنيتي (ارتش، شين بت، اطلاعات ارتش)، فراخواني را عليه الحاق پيش بيني شده، امضا کرده اند. روز ٢٢ آوريل، عامي ايالون، دريادار پيشين و رئيس شين بت، تامير پاردو، رئيس پيشين موساد و ژنرال ذخيره، گادي شَمني، بيانيه اي در ايالات متحده منتشر کردند که در آن «مخاطرات » الحاق هاي مورد نظر را برملا مي کرد (٣)

به عقيده آنان، مهم ترين خطر، مربوط به آينده ي اردن است که « بخش قابل توجهي از جمعيت آن فلسطيني هستند »، و آن ها نگرانند که هزينه اي که اسرائيل به خاطر بي ثباتي رژيم پادشاهي هاشمي خواهد پرداخت، بسيار سنگين تر از فوايد الحاق کرانه باختري باشد. در آمريکا نيز، ١٤٩ نفر از رهبران برجسته ي جماعت يهودي در مورد انحراف سياسي که در صورت الحاق کرانه باختري، اسرائيل شايد در آن گام برخواهد داشت ، به آن دولت هشدار دادند. اما، اين صداها به ويژه در اسرائيل در حاشيه قرار دارند. و احتمال بسيار کمي وجود دارد که فقط اين صدا ها موجب شوند که نتانياهو و ترامپ عقب گرد کنند.

دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتي رياست جمهوري امريکا

احتمال زياد وجود دارد که بين ترامپ و نتانياهو، دومي اشتياق بيشتري داشته باشد تا وارد عمل شود. زيرا از نگاه او، وقت تنگ است: او روز ٣ نوامبر مطمئن خواهد شد که ترامپ دوباره انتخاب شده است يا نه. لذا، وي مجبور است که فرايند الحاق را پيش از آن تاريخ به راه اندازد. اگر ترامپ انتخاب شود – امري که امروز هنوز معلوم نيست- همه چيز به سود او خواهد بود. اگر ترامپ شکست خورد، نتانياهو مي تواند اميدوار باشد که بتواند بر پايه عمل انجام شده، از موضع قدرت با رئيس جمهوري منتخب دموکرات مذاکره کند.

اما، ترامپ،به يقين شخصيتي مضحک و بيرحم، و اغلب غير قال پيش بيني است که براي انتخاب مجدد به پشتيباني گسترده اوانجليست هاي افراطي نياز دارد که بخش بزرگ « صهيونيست هاي مسيحي » را تشکيل مي دهند. لذا، او مجبور است از اين الحاق حمايت کند. به علاوه، از اين امر که پس از انتشار « طرح صلح » او ، يک کميته آمريکائي-اسرائيلي ايجاد شده تا نقشه ي مورد تائيد دولت آمريکا را براي الحاق هاي آينده ترسيم کند ، اطلاع کمي در دست است. از ميزان پيشرفت کارهاي اين کميته اطلاع کافي در دست نيست، ولي نفسِ وجود چنين کميته اي، نشان مي دهد که اسرائيل مسئله الحاق را با کاخ سفيد هماهنگ کرده است.

تنها پرسشي که در اين نمايش سايه ها مطرح است، اين است که آيا ترامپ، به هر دليلي، تمايل دارد به عنوان «تعديل کننده» تصميمات نتانياهو عمل کند، يا او تمامي و يا تقريبا همه ي بلندپروازي هاي ارضي او را تامين خواهد کرد ؟ منطقِ کارزار انتخاباتي ترامپ ايجاب مي کند که او راه حل دوم را برگزيند. اما، با اين فرد با اختلال شخصيت مرزي(border line) (مثل پيشنهاد آب ژاول براي پاکسازي ريه ها از کُروناويروس)، همه چيز و نيز عکس آن امکان دارد.

«طرح صلح» ترامپ تقريبا به تمامي خواست هاي الحاق نتانياهو پاسخ مثبت مي دهد. دشوار است که او عقب نشيني کند. پس فقط مسئله زمان بندي در ميان است. امکان پذيرترين حالت اين است که هروقت ترامپ مناسب تشخيص دهد، الحاقي را که نتانياهو برنامه ريزي کرده، تائيد خواهد کرد. به نظر مي رسد که نتانياهو در اين باره مطمئن است. در يک صحبت ويدئوئي خطاب به گروهي از اوانجليست هاي اروپائي که هواداران متعصب طرح «اسرائيل بزرگ» هستند، نتانياهو از «طرح صلح ترامپ» به مثابه ي بازشناسي حقوق اسرائيل جهت تصاحب همه سرزمين هائي که شهرک هاي مستعمره را دربر مي گيرد، ياد مي کند (٤). او خطاب به آن ها گفت: «من اطمينان خاطر دارم: چند ماه ديگر، اين تعهدات عملي خواهند شد و ما خواهيم توانست لحظه ي تاريخي جديدي از صهيونيسم را جشن بگيريم». سه روز پيش از آن، مايک پُمپِئو، وزير امورخارجه امريکا، بر اين اعتماد تاکيد کرده بود. او اظهار داشته بود که الحاق سرزمين ها، « تصميمِي اسرائيلي » است.

اروپائيان - در راس آن ها امانوئل مارکون - اعلام کردند که نظر خوبي نسبت به الحاق هاي پيش بيني شده ندارند. اما، يک ناظر اسرائيلي مي گويد که نتانياهو، پشيزي ارزش براي اين مسئله قائل نيست. «هيچ پيامدي نخواهد داشت. اروپائيان چه خواهند کرد ؟ آن ها چاي خود را خواهند نوشيد، منتهي همراه با خشم. تاريخ اشغال، تاريخي پايان ناپذير از محکوم کردن هاي رقت آور اروپائي هاست .» (٥) اندکي بعداز اظهاراتِ نيکولا دو ريويير، نماينده فرانسه در شوراي امنيت، مبني بر اين که اگر اين الحاق ها صورت گيرند، «روابط کشور او با اسرائيل تحت تاثير» قرار خواهد گرفت، ديپلمات هاي عالي رتبه اسرائيل او را دست انداختند و اظهار داشتند که اتحاديه اروپا قادر به اتخاذ تصميم مشترکي درباره اين موضوع نيست.

آيا جو بايدن صدايش را بلند خواهد کرد؟

در طي اين زمان ، جو بايدِن، نامزد حزب دموکرات براي انتخابات آينده رياست جمهوري آمريکا، سکوت اختيار کرده است. او حتي در مورد نقائص نظام بهداشتي آمريکا در مقابله با کروناويروس، حرفي براي گفتن ندارد. پس با اين وصف، طبيعي است که بپذيريد الحاق کرانه باختري، مسئله دوردستي است. با اين همه، دو عضو پيشين و مهم دولت اوباما در مورد مسائل بين المللي، فيليپ گوردون و رابرت مالي، در فراخواني فوري به او هشدار داده و از او خواسته اند که « پيش از آن که دير شود، (٦) عليه طرح اسرائيلي الحاق اعتراض کند.». چرا اين امر اضطراري است ؟ دو مشاور پيشين کاخ سفيد مي نويسند که بايدن روز اول ژوئيه رئيس جمهور نخواهد بود، اما سخنان او «ممکن است بر عملکرد نتانياهو، موضع گانتس و دولت هاي عربي تاثير داشته باشد».

اين موضوع اضطراري است، زيرا او تنها فردي است که از چنين امکاني برخوردار است. که چه بگويد ؟ به طور خلاصه، براي اعلام اين مطلب که الحاق، دموکراسي اسرائيل را با خطر روبرو مي کند و نيز حقوق فلسطيني ها را زيرپا مي گذارد و امکان دارد منطقه را در بي ثباتي و خشونت غوطه ور کند. آن ها مي افزايند، به ويژه بايدن مي بايست به نتانياهو گوشزد کند که اگر او در تصميم خود پافشاري کند، ايالات متحده تحت رياست اومي تواند مجازات هاي مالي در مقابل اسرائيل اتخاذ کند. آن ها اضافه مي کنند که برخي خواهند گفت که در آن صورت، نتانياهو مصمم خواهد شد که زودتر بجنبد و ترامپ نيز او را پشتيباني کند. متاسفانه، هيچ کدام از اين دو، براي اقدام، نيازي به دلگرمي ندارند و هر دو فکر مي کنند که سياستِ پرحرارتِ الحاق به آن ها کمک خواهد کرد تاقدرت را حفظ کنند. در حالي که، اگر بايدن امروز حرف نزند، بعدا خيلي دير خواهد شد، حتي اگر او در ماه نوامبر انتخاب شود».

بايدن در روز ٢٩ نوامبر در يک ضيافت شام براي جمع آوري کمک مالي جهت کارزار انتخاباتي اش، در مورد اوضاع خاورميانه صحبت کرد. فکر مي کنيد در مورد طرح الحاقي نتانياهو نظر داد ؟ البته که نه. او گفت اگر انتخاب شود، سفارت آمريکا را از بيت المقدس دوباره به تل آويو منتقل نخواهد کرد (٧). يادآوري کنيم که هنگامي که ترامپ اين انتقال بسيار نمادين را اعلام کرد، بايدن اين تصميم «کوته بينانه و سبک سرانه» را مورد انتقاد قرار داده بود. اما اينک، او توضيح مي دهد که مورد سوال قرار دادن اين عمل انجام شده، هيچ کمکي به ازسرگيري روند صلح نخواهد کرد. با وجود اين، او توضيح داد که کنسولگري امريکا را در بيت المقدس شرقي که ترامپ بسته بود، دوباره بازخواهد کرد
.
اسرائيلي ها يادگرفته اند که لابلاي سطرهاي چنين داستان هائي را خوب بخوانند. در تابستان ٢٠٠٩، ارتش اسرائيل پس از بدترين و شديدترين بمباران هاي غزه ، به ان سرزمين حمله نظامي زميني نيز کرد. در آن تهاجم، ١١٣٥ فلسطيني (با ٦٥ درصد غير نظامي) و ده سرباز اسرائيلي (چهار نفر در اثر شليک «گلوله خودي» يعني اشتباه هاي اسرائيل) و سه غيرنظامي کشته شدند. درآن زمان، اوباما در انتظار ورود به کاخ سفيد در ٢٠ ژانويه بود. برخي از مشاوران او تمنا مي کردند که براي پايان دادن به تهاجم اسرائيل دخالت کند. او با تکرار اين که پس از شروع دوره رياست جمهوري اش، مداخله خواهد کرد، اين تقاضا را رد کرد. دو روز پيش از آن، اسرائيلي ها اتش بس را پذيرفتند. از نگاه آنان، پيام اوباما از نقطه نظر سياسي روشن بود: او مانع از ادامه حمله نظامي آن ها نشده بود.

لذا، نتانياهومي تواند با موضعي حق به جانب، احساس کند که اگر فردا دوباره اقتضا کرد، با رئيس جمهور جديد دموکرات همان کند که با اوباما کرد و او دم برنياورد. اما، همان طوري که اشاره شد، او اميدوار است که کاخ سفيد، پيش از انتخابات رياست جمهوري در نوامبر، الحاق سرزمين ها را تائيد کند.

٦ مه ٢٠٢٠، روزنامه اينترنتي "اوريان ٢١ "


پاورقي ها:
div align="ltr">
١-https://www.haaretz.com/i

٢-https://www.al-monitor.com/

٣-https://apnews.com/

٤-https://foreignpolicy.com/

٦-https://www.timesofisrael.com/

Nétanyahou : A marche forcée vers l’annexion
Sylvain Cypel, ٦ mai ٢٠٢٠
https://orientxxi.info/
https://orientxxi.info/



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد