logo





چند شعر از عسگر آهنین

يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۳ مه ۲۰۲۰

عسگر آهنین



خیال بازیگوش
----------------

از دست این خیال بازیگوش
که نیمه شبان پر می گیرد،
تمام فاصله ها را بر می دارد،
در بستر تو می خزد،
چه باید کرد؟
از دست این خیال بازیگوش
که روز و شب نمی شناسد
کجا پناه باید برد؟

(یک بعد از نیمه شب اول مه ۲۰۱۵)


در ابرها ...
----------------

در ابرها نگاه می کنم
تا چهره ی تو را
در ابر ها ببینم
از آن همه رویاها
تنها همین خیالپردازی
برای من باقی ماندست

(۳۰ آوریل ۲۰۱۷)


خالی
------

هم کاغذ سپید دارم
هم خودنویس و خودکار
چیزی که هست،
جوهر من ته کشیده است.

۲۹ آوریل ۲۰۱۴


ایدز و کودکان خیابانی
-------------------------

تنها مردگانند
که بی تفاوتند
تعداد مردگان، به راستی،
در سرزمین ما کم نیست
چرا به خشم نمی آیید
وقتی که می شنوید
چهل در صد از کودکان خیابانی
مبتلا به "ایدز" اند؟
اکثر شان نیز، بر اثر تجاوز جنسی
و سن بیشتر آنان
بین ۱۰ تا ۱۸ سال است؟
آوردن آمار
در شعر شاعرانه نیست، می دانم
اما مگر عذاب کودکان مبتلا
که عمری دچار بدترین عفونت ها هستند،
شاعرانه است؟
چرا زشتی ها را باید
لاپوشانی کرد،
در سرزمین ثروتمندی
که دزدان مقدس دارد
و کودکان خیابانی؟

(۲۹ آوریل ۲۰۱۵)


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد