logo





سوسیالیسم یا سوسیال دموکراسی؟

نقدی برتعدادی ازمقاله های دوست گرامی، آقای ایشچی در زمینه سوسیالیسم (قسمت پایانی)

شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۵ آپريل ۲۰۲۰

همت قلاوند

در مقالات واظهارنظرهای متعددی ازسوسیالیسم درعصر جدید، بعنوان آلترناتیو دنیای سرمایه داری و امپریالیسم و تنها راه واقعی برای دستیابی بشر به عدالت اجتماعی نام برده می شود.

آیا تصورتحقق یک انقلاب سوسیالیستی در عصر کنونی واقع بینانه است؟

درعصری که جهان را چند تحول بزگ زیر دگرگون ساخته است، این تصور واقعبینانه به نظرنمی رسد.

بعد ازفروپاشی نظام های سوسیالیستی و برچیده شدن دیواربرلین، عصرجدیدی آغاز شده است. یکی از پیامدهای آن، ریزش باورها به حکومت های سوسیالیستی است. بعد از این تحول، اعتقاد و باور به نظام سوسیالیستی خیلی محدود و عمدتا منحصر به بخشی از جامعه روشنفکری شده است.

انقلاب بعدی دربعُد اینترنت وشبکه های گسترده ارتباطات اجتماعی بوده است. این پدیده دیوارها و مرزهای کشورها را درنوردیده و جهان را در معرض گردش و چرخش سریع اطلاعات و ارتباطات قرار داده است. این تحول سبب شده است تا اخبار و رویدادهای روزانه کشورها سریع و به راحتی واز طریق شبکه های اجتماعی و ارتباطات مجازی درسرتاسر جهان انتشار یابد. (هرچند نقش دولتها در مواجهه با این فرایند یکسان نیست و برخی از آنها محدودیتهای شدیدی را در این زمینه ایجاد کرده اند.) اما یک کشورسوسیالیستی چنانچه به این چنین فضایی آزادی بدهد، امنیت خود را درخطر می بیند، اگر اجازه ندهد، با نقض دموکراسی و آزادی روبرو میشود. علاوه برآن ازمزیتهای گسترده آن محروم می گردد. این تناقضی است که هم اکنون نیز کشورهایی که به نوعی هنوز نظام سوسیالیستی و کمونیستی دارند، با آن مواجه هستند. (چین و ویتنام)

تحول بعد، جهانی شدن (گلوبالیزاسیون) است که سبب شده تا سرمایه‌ در عصرجدید، جهانی بدون مرز داشته باشد و درهرکجا ازدنیا که امکان سودآوری بیشتر داشته باشد، یا نیروی کار ارزانتری بیابد، به آنجا سرازیرشود. یکی از میدانهای رقابت اقتصادی کشورها، جذب سرمایه خارجی است. سرمایه گذاران خارجی به راحتی حاضر نیستند که سرمایه خود را به یک کشور سوسیالیستی منتقل کنند. یک کشور سوسیالیستی، در دنیای سرمایه داری، یا باید به پذیرش این علاوه بر فشارهای ویران کننده جهانی به لحاظ سیاسی، با موانع بیشماری روبرو می گردد که سرانجام روزی تسلیم آن فشارها می شود و یا در زیر سایه دیکتاتوری و خفقان به حیات خود ادامه میدهد. (کشورهای چین و ویتنام در دهه های گذشته با باز کردن درهای اقتصاد خود به روی سرمایه داری جهانی، به رشد چشمگیری دست یافته اند. این کشورها توانسته اند که سیستمهای خود را به نوعی با بازار و اقتصاد جهانی هماهنگ کنند. آنها دست به خصوصی سازی زده و حضور سرمایه داری را در کشورهایشان پذیرفته اند و به بلوک سرمایه داری پیوسته اند، هرچند نظام سیاسی هنوز کمونیستی وسوسیالیستی است). از ۱۰۰ میلیاردر جهان در سال ۲۰۲۰، تعداد ۱۶ نفرشان از کشور چین به اصطلاح کمونیست هستند.

در دوره جدید کشورها نیاز به روابط اقتصادی و تجاری گسترده ای با یکدیگر دارند. در روابط تجاری ، روز به روز نیاز و وابستگی کشورها به یکدیگر افزایش می یابد. کشورها بیش از پیش در زمینه های تولید، علم و تکنولوژی و سایرعرصه ها به یکدیگر نیازمندند. گاهی درساخت یک وسیله نقلیه و یا کارخانه صنعتی چندین کشور در ساخت قطعات آن مشارکت دارند. یک کشور سوسیالیستی نمی تواند درهای اقتصاد خود را به روی جهان باز کند، در غیر این صورت سیستم سوسیالیستی با اضمحلال روبرو می شود.

برحسب تئوری نظام سوسیالیستی، طبقه کارگر باید رهبری یک انقلاب سوسیالیستی را بر عهده داشته باشد تا دچار انحراف نشود. درعصرجدید، تحولات عمیقی در کارکرد نیروی کار و تولید و خدمات اتفاق افتاده است بطوریکه دیگر به راحتی امکان جدا کردن طبقه کارگر از خرده بورژوا، میسر نیست ونشانه شناسی و تعاریف از این مقوله ها کاربرد کلاسیک خود را از دست داده است. زیرا درعصرجدید قشربندی اجتماعی نسبت به دوره مارکس و حتی نسبت به دوره انقلابات سوسیالیستی تغییر کرده است. با توجه به این تغییرات، پایگاه طبقاتی و خاستگاه نیروهای شرکت کننده در تحولات سیاسی و اجتماعی نیز تغییر کرده است. درزمینه های اقتصادی و تکنولوژی در دنیای امروز، تقسیم کار گسترده ای اتفاق افتاده است. هرچه جامعه و اقتصاد پیشرفته تر باشد، تقسیم کاردرآن جامعه بیشترو پیچیده تراست و بر حسب آن نقش انسانها متفاوت ترمی شود. علاوه بر آن در دنیای امروز ماشینهای اتوماتیک، رباط ها و اینترنت نیز در حد وسیعی جای نیروی انسانی را اشغال کرده اند و هر روز از تعداد کارگران در صنایع کاسته می شود و به نیروهای مجرب و مهندسین که از درامد بالاتری برخوردار هستند، افزوده می شود. دهقانان سابق که در نظام فئودالی همرزم طبقه کارگر بودند، نیز اززیر بارستم فئودالها بیرون آمده اند، به کشاورزانی تبدیل شده اند که با ماشین آلات کشاورزی، کشت و برداشت می کنند و یا به حاشیه شهرها آمده اند و به انواع و اقسام کارها از جمله خدماتی و کارگری مشغول هستند. بنابراین نیروی پیشبرنده انقلاب سوسیالیستی نیاز به یک انسجام و گستردگی دارد که امروزه این امرفراهم نیست و تصور رهبری حزب طبقه کارگر بطور عام برای یک انقلاب سوسیالیستی در این زمانه به دور از تصور است.

در عصر کنونی کارگران و زحمتکشانی که از اقشار فرودست جامعه هستند، توانایی رهبری و مدیریت یک انقلاب و اداره آن کشور را ندارند. آنها باید متکی به قشر میانی جامعه باشند. آنهایی که ازاقشارمیانی جامعه هستند، از قبیل اقشا ر تحصیل کرده، مهندسین، استادان دانشگاهها، معلمین و....در دنیای کنونی تمایلی به هیچ نوع دیکتاتوری ازجمله دیکتاتوری طبقه کارگر ندارند. اگرسوسیالیسم بدون دیکتاتوری تعریف بشود، دیگرسوسیالیسم نیست بلکه نوعی از سوسیال دموکراسی خواهد شد.

با توجه به جمیع موارد فوق می توان نتیجه گرفت که تحقق یک انقلاب سوسیالیستی جدید و بر فرض محال در صورت وقوع آن، محافظت از آن بسیار دشوار به نظر می آید.

اما باید متذکر شد که بعد از فروپاشی بلوک کشورهای سوسیالیستی، امید و نیاز به تحولات بنیادین در نظام سرمایه داری در جهان از بین نرفته است، بلکه بشر همواره در تلاش بوده است تا دستیابی به عدالت اجتماعی، امنیت، دموکراسی، آزادی و حقوق انسانی را در چارچوب همان نظام پیگیری نماید و شرایط و کیفیت زیست انسان را در کره زمین ارتقاء دهد. این تلاش و مبارزه را برای شرایط امروز جهان، می توان به دو سطح کلان ( بین المللی) و ملی تقسیم نمود.

مبارزه برای تغییرات و رفرم در بعد کلان

بسیاری از مشکلات گریبانگیربشرابعادی جهانی دارند. توسعه نامتوازن کشورها و مناطق، بحرانهای زیست محیطی، جنگ ها، توسعه سلاحهای کشتار جمعی، فقرومحرومیت، مهاجرت و بسیاری مشکلات دیگر دارای دامنه های گسترده ای هستند و نیاز به مبارزه برای تغییراتی بنیادی نه تنها در محدوده کشورها، بلکه همزمان برای تغییرات گسترده ای در سطح بین المللی وجود دارد تا در کارکرد نظام سرمایه داری و نئولیبرالیسم در ابعاد مختلف بازنگری و درنقش و کارکرد نهادها و سازمانهای بین المللی و در راس آن سازمان ملل تجدیدنظر شود.

بسیاری از صاحب نظران اظهار می کنند که دنیا درحال ورود به جهان جدیدی است. جهانی که لزوماً مهارنئولیبرالیسم و سیستم سرمایه داری جهانی و همچنین تغییر درکارکرد سازمان ملل را در دستور کار قرار میدهد. زیرا مکانیزم و کارکرد سرمایه داری درکنار پیشرفت ها و دستاوردهای فراوانش برای بشر، ویرانیهای بیشماری را نیز به همراه آورده است.

آنچه امروز قدرت را در دنیا تعریف می کند، نه مرزهای ژئوپولیتیکی و گستردگی کشورها و قلمرو آنها، بلکه میزان توسعه یافتگی، قدرت اقتصادی و ثبات آنها است که دررقابتهای جهانی تعیین کننده است. عدم وجود توازن درچگونگی توزیع این قدرت ها، تلاطم های بیشماری را در دنیا ایجاد می کنند که موجهای برخاسته از آن ثبات جهانی، خصوصا ثبات کشورهای رشد نیافته و حتی ثبات کشورهای پیشرفته را نیز تهدید می کند. بنا بر اعلام موئسسه آکسفام، در سال ۲۰۱۶ ثروت ۸ نفر در جهان براربر نیمه فقیرتر کره زمین، بنابر اعلام همان منبع و در همان سال نیزثروت ۳۶ نفر در آلمان باز هم بیش از نیمه فقیرتر کره زمین، یعنی ۳،۶ میلیارد نفر بوده است* و از ۱۰۰ میلیاردر جهان در سال ۲۰۲۰، تعداد ۳۴ نفرشان در آمریکا هستند**. بسیاری از بحرانهای کشورها، زاییده این فرم از انباشت سرمایه و نحوه توزیع آن در جهان است.

همانگونه که دردهه های اخیرسرمایه بخاطر سود بیشتر در بین کشورها به حرکت در آمده است، انسانها نیز به دلیل فقر و بیکاری، خشکسالی، جنگ و ناامنی در بسیاری از کشورها به حرکت درآمده اند. تحولات برشمرده فوق، تکنولوژی و شبکه های اجتماعی ، باعث بیداری انسانها و بالاتر رفتن انتظاراتشان از کیفیت زندگی شده است. آفریقای گرسنه و تشنه و سایر کشورهای اسیر جنگ و آوارگی و محرومیت، که از این نابسامانها رنج میبرند، به جنبش در می آیند و بسیاری از آنها حاضر نیستند که به سبک اجداد خود زندگی کنند و هرروزشاهد نابودی خود وفرزندانشان باشند. آنچه در سال های گذشته در کشورهای عربی و افریقایی و امریکای لاتین رخ داده است، نمونه ای از آنها است. آنها یا دست به اعتراض و تظاهرات بر علیه حکومت های خود میزنند و خواهان تغییر امور هستند، یا روی به مهاجرت می آورند. در سالهای اخیر مرزهای ترکیه، اروپا، امریکا، استرالیا و بسیاری از کشورهای دیگر شاهد آن بوده اند که لشگر پناهجویان به حرکت در آمده و با هزینه های گزاف هم نمیتوان سد راه آنها شد. آنها به زندگی محتوم در چهاردیواری کشور خودشان و به فقر، جنگ و مرگ پیش رو، تن نمی دهند. به حرکت در می آیند، از کوهها و دریاها عبور میکنند و خطرات فرار و مهاجرت و پیامدهای آن را با امید رسیدن به فردایی بهتر به جان می خرند. تلاش می کنند تا خود را به کشورهای پیشرفته برسانند تا شریک رفاه و آسایش و دموکراسی آنها شوند و در این راه، هرساله هزاران نفر جان خود را از دست می دهند. با این روند، درآینده کشورهای پیشرفته یا باید هرسال ناخواسته تن به پذیرش صدها هزار پناهجو بدهند و یا باید تلاش کنند تا شرایط زندگی بهتر را برای آنها در کشورهایشان فراهم سازند تا روی به مهاجرت نیاورند. اما این کشورها به راحتی حاضر به پرداخت این هزینه ها نیستند مگربا اعتراضات خیابانی و فشارهای تشکل ها، سازمانهای حقوق بشری و محیط زیستی و سایر نهادها و انجمن های مدافع حقوق انسانی وادار به پذیرش آن شوند.

اینک که ویروس کرونا بیش از پیش ناکارآمدی نظام جهانی برای حفظ سلامتی انسانها و امنیت اقتصادی میلیاردها انسان را در جهان به نمایش گذاشته است، این فرصت بیشتر فراهم شده است تا تشکلها، احزاب و سازمانها، نهادهای حقوق بشری و محیط زیستی، و بسیاری دیگر از ارگانهایی که با راه اندازی یک کارزار جهانی بعد از پایان کرونا به خیابانها بیایند و اعتراضات گسترده خود را به این نظام ابراز دارند و دولتها را وادار به مداخله فعالانه برای مهار روند ویرانگری جهان کنند.

روز به روز تعداد بیشتری از سیاستمداران مطرح می کنند که برای رهایی بشراز کابوسهای فراگیر جهانی در عصر جدید، نیاز به تغییراتی گسترده درمکانیزم لجام گسیخته نظام نئولیبرالیسم و همچنین بعد امپریالیستی سرمایه داری هست. نظامی که برای ده ها سال جنگ، سلاح انباشته کرده است ولی تمهیدات اولیه لازم را برای کنترل یک بیماری فراگیر فراهم نکرده وغافلگیرمی شود. خیلی از صاحب نظران براین باورهستند که شاید پیامدهای، کرونا جامعه جهانی را وادار به نقد و تغییر گسترده ای درکارکرد بسیاری از نظامها از جمله سازمان ملل بکند.

بعد از جنگ جهانی دوم، این سازمان بعد از کشته شدن میلیونها انسان و ویرانی بسیاری ازکشورها بوجود آمد. این سازمان فارغ از ضعف ها و ناتوانیهایش، به یقین نقش بسیار موثری در پیشرفت و صلح و ثبات جهان داشته است. اگر امروز نقد اساسنامه و کارکرد آن شروع بشود، شاید نسل آینده در صدمین سال تاسیس آن به بنیاد جدیدی دست یافته باشد که بتواند جهان را از خطرات بعد امپریالیست سرمایه داری و نئولیبرالیسم برهاند. شاید در آن سازمان دیگر همه کشورها دارای حق رای برابر به معنی واقعی باشند، در آن شورای امنیتی با اعضای دائمی وجود نداشته باشد، از بازوهای اجرایی قدرتمندی برخوردار باشد که مناطق عقب مانده دنیا را بلحاظ توسعه پایدار حمایت کند تا مهاجرتهای ناخواسته و قربانی شدن انسانها اتفاق نیفتد. شاید در زیر سایه چنین ارگانی کره زمین دیگر انبار سلاح های اتمی و جنگ افزارهای فراوان در زیر کوهها، در زیر و سطح دریاها، در کنار شهرها و در بیابانها نباشد.

این قبیل موضوعات مسائل مرتبط با یک کشور به تنهایی نیستند بلکه دامنگیر کل جهان هستند و تنها ارگانها، سازمانها و نهادهای قدرتمند دموکراتیک جهانی با همکاری همه کشورها می تواند به آنها بپردازد و در صدد حل آنها برآیند.

فقط مبارزه بشر در عرصه بین المللی و در ابعاد ملی است که می تواند عقلانیت را به جای سرمایه برمعادلات جهانی حاکم کند و در این راستا شاید بتوان جهانی شدن را که سرمایه داری رقم زده است، با تغییراتی گسترده، درخدمت تمام ساکنین کره زمین جهت تامین کالاهای مورد نیاز، در عین حال برای محرومیت زدایی و حفظ محیط زیست قرار داد. مبارزه بشر می تواند راه را جهت استقرار یک نظام جدیدی در راستای حقوق بشر و سوسیال دموکراسی و توسعه پایدار برای دنیا هموار سازد و از درون آن یک ارگان یا سازمان مللی جدید برآن مبناها بوجود بیاید که پشتیبان ملت ها در راه توسعه پایدار و استقرار سوسیال دموکراسی دردرون کشورهایی باشد که فاقد آن هستند.

مبارزه درجهت تغییرات در بعد ملی

کشورهای مختلف دارای ویژگیهای منحصر بفرد خود در زمینه های اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هستند و طبعا نمی توان برای همه آنها یک مدل از توسعه یا سیستم و ساختار دولتی تعیین کرد. اما در نبود سیستم سوسیالیستی، تجربه اروپا نشان داده است که نظامهای سوسیال دموکرات فارغ از ضعف هایی که دارند، ظرفیت وگنجایش های لازم برای توسعه و براورده کردن نیازهای اولیه جوامع بشری از جمله نیازهای زیستی، نیازهای درمانی ، آموزشی و دموکراسی از یک سو و توسعه اقتصادی از سوی دیگر را دارا هستند. توسعه نظامهای سوسیال دموکرات، در بسیاری از کشورها از جمله ایران نیز می تواند فرم مطلوبی برای مشارکت حداکثری طبقات و اقشار مختلف اجتماعی در کنش سیاسی و در راستای توسعه پایدار کشور باشد. امکان و یا چگونگی شکل گیری یک نظام سوسیال دموکرات در ایران و موانع آن، خود مقوله ای جداگانه است که نیازاست به آن پرداخته شود.

در انتها، باید متذکر شد که رشد و توسعه کشورها در بعد ملی، بدون تغییرات کلان درنحوه مدیریت جهان، همواره با ریسکهای غیر قابل پیشبینی روبرو است.

همت قلاوند ۲۳ آپریل ۲۰۲۰




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد