logo





انجمن فیزیک بین «ذرۀ خدا»، «بهشت کانتور» و «ویروس مغناطیسی»

جمعه ۲۹ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۷ آپريل ۲۰۲۰

فرهاد قابوسی

به من رجوع کرده اند تا نظرم را در مورد جدلی که «انجمن فیزیک ایران» بر سر "دستگاه ویروس یاب" برپا کرده است، بیان کنم.

برخلاف روش نادرست انجمن های فیزیک کشورهای غرب (که انجمن فیزیک ایران نیز برای عقب نمادن از قافلۀ تمدن رو به قبله شان نماز می گذارد)، پاسخ گویی به "چگونگی" یک پدیده کافی نیست! چون همچنانکه می بینیم این روش سبب ایجاد بحران تناقض نظریه های اساسی فیزیک که «میدانهای کوانتومی» و «نسبیت عمومی» باشند، شده است. بحرانی که پس از من حتی هاوکینگ را نیز در کتاب عمومی معروفش «تاریخ مختصر زمان» وادار به این بیان کرده است که: "یکی از این دونظریه غلط است" (و به بیان من در کتابم «نقد عقل علمی، خطای اینشتین»، حداقل یک از آنها نادرست است!).

لذا بنظر من برخلاف روش مسلط معرفتشناسی غرب، وظیفۀ مهمتر علم پاسخ گویی به «چرایی» یک پدیده است، چون چنین پاسخی، چنانکه در کتابم استدلال کرده ام: "روشن کنندۀ روابط پدیده با محیط و دیگر پدیده ها می تواند باشد". به عبارت دیگر معرفتشناسی غربی پدیده ها را در خود و به تنهایی مطالعه می کند، درحالیکه پدیده ها در طبیعت نه به تنهایی در خلاء، بلکه در متن ارتباط با دیگر پدیده ها پدید می آیند! لذا مطالعۀ چگونگی هر پدیده برای خود بدون ملاحظۀ ارتباطش با پدیده های دیگر منجر به تناقض میان نظریه های ناظر بر پدیده ها می شود.

یعنی علم باید (با حداقل مصالح قابل تجربه و تعریف) روشن کند که چرا فلان پدیده در متن پدیده های محیطش، پدید می آید و به این ترتیب با ملاحظۀ روابط کلی میان پدیده ها از ایجاد تناقض میان نظریه های علمی که بواسطۀ ملاحظۀ هرپدیده برای خود برعلم حاکم شده است، اجتناب کند. معرفتشناسی مخبط مسلط شده از عصر دکارت ناظر بر تجزِیۀ حتی هر پدیده به "اجزاء متصور" آنست و هر پدیده را مجزا از پدیده های دیگر منظور می کند. درحالیکه پدیده ها نه تنها همچنانکه متضمن بینش توپولوژیک است، در کلیتشان، بلکه در ارتباط با پدیده های محیط پدید می آیند. چون ضرورت و رشد توپولوژی در علوم دقیقه در دهه های اخیر تحت عنوان مطالعۀ خصایص کلی پدیده (در کلیت آن) و لزوم بینش توپولوژیک در معرفتشناسی و خصوصأ معرفتشناسی علمی، نشان می دهد که بحران های علمی معاصر نظیر «بحران اساس ریاضیات» و «بحران عدم توافق نظریه های اساسی فیزیک» که ناشی از تجزیۀ پدیده های از هم دیگر و حتی در درون خود آنهایند، صرفأ با روشها و بینش توپولوژیک که ناظر بر کلیت هر پدیده و حتی فضای محتوی پدیده هاست، قابل حل اند.

به عبارت دیگر نه تنها اشکالات اساسی یاد شده در نظریه های "علمی" موجد انباشت اشکالات دیگر اند و تسلط متافیزیک اعتقادات تجربه و تعریف نشدۀ "جهان چهاربعدی" بر فیزیک مسبب بروز اعتقادات متافیزیکی در فیزیک شده است. بلکه انجمنی که باوجود قضایای اساسی "مورس ـ اسمیل" و "ک. آ. م" در انحصار موجودیت فیزیکی قابل تجربه یا تعادل ساختمانی سیستم های دینامیک به سیستم هایی با دو درجۀ آزادی، به عادت اعتقادات متافیزیکی خود و انجمن های مشابه، معتقد به فضایی با سه درجه آزادی و یا کشف "ذره خدا" باشد، نباید تعجب کند که در متن "بهشت کانتوری" ریاضیات و فیزیک بی حساب و کتاب معاصر که در آن هر کسی قادر به معلق زدن است، ویروس الکترومغناطیسی هم کشف بشود.

علمی که معتقد به وجود فیزیکی فضاهای محلی (لوکال) گروه ها در هر نقطه از فضای فرضی "سه بعدی" باشد، باید به ملائکه هم معتقد باشد! چون از نظر منطق و تجربه هیچ تفاوتی میان اعتقاد به "فضای سه بعدی"، "فضاهای محلی گروه" و ملائکه نیست. همه غیر قابل تعریف و تجربه اند!

انجمن های فیزیک عالم و ایران که سالهاست به خواب خرگوشی فرو رفته اند و از فرط اعتقاد دینی به مابعد الطبیعۀ تبلیغ شده به اسم علم نظیر "ذرات شبح" (که هم به سبب اجبار داشتن دو اسپین متفاوت ذاتأ متناقض اند و هم با قضیۀ اساسی «قضیۀ اسپین و آمار» نظریه میدانهای کوانتومی در تناقضند) معتقد به "کشف" ذرات اثیری نظیر "ذرۀ خدا (هیگس)" هستند؛ نمی دانند که چرا فیزیکدانان متخصص نظریۀ میدانهای کوانتومی با آنهمه دبدبه و کبکبه اش، هنوز قادر به توضیح اتم دو الکترونی نیستند (نقل قول ریاضی دان آشنایم "ادوارد چهندر" از مرکز تحقیقات ریاضی سویس، زوریخ). کمااینکه در رابطه با همان مسئلۀ "آمار کوانتومی" تاکنون کمیت "پتانسیل" میان دو الکترون تاکنون قابل بیان نبوده و طرح نظریۀ منسجمی برای "آمار کوانتومی" میسر نشده است. این انجمن های موقر که از فرط منافع صنفی اصول خود را که التزام به تجربه و منطق و شک در مسلمات "علمی" است، زیر پا می گذارند، نباید تعجب کنند که چگونه صنف غالب می تواند علم را مسخره و ویروس مغناطیسی کشف کند. از نظر منطق ساختار مابعدالطبیعی این کشف صنفی در ایران تفاوت اساسی با ساختار متافیزیکی کشف صنفی ذرۀ خدا در "سرن" ندارد. هردو بخاطر حفط منافع صنفی ، البته وسیلۀ صنف هایی با اصول متفاوت طرح شده اند.




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد