logo





توضیحاتی در بارۀ « تقریب و تضعیف منطق: مصطلحات غلط میان باسوادان و متخصصین در بارۀ علوم دقیقه و توجیه عدم تعادل سیستم نامتعادل سرمایه داری»

دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۳۰ مارس ۲۰۲۰

فرهاد قابوسی

از آنجایی که محتوای مقالۀ مذکور خصوصأ در مورد عوارض انسانی و اقتصادی مدل های ریاضی اقتصاد سیستم (نامتعادل) سرمایه داری بدیع و فشرده بود، لذا توضیحاتی در اینمورد لازم هستند. در مقالۀ مذکور یادآوری کردم که: "بحران بهداشت جهانی کنونی بحران سیستم جهانی سرمایه داری است که صرفأ متوجه تحمیل اجباری منافع اقلیت سرمایه دار بر بشریت و متکی بر تصور امکان دائمی بهره اقتصادی در داخل یک سیستم محدود (!) است. بعنوان مثال بر اساس این معیار غلط نئولیبرالیسم که «باید خود بازار خود را کنترل کند»، نه تنها منافع موقت سرمایه داری جهانی در اقتصاد بازار گلوبالیزه از انتقال سریع هوایی کالا و مردم بدون ارزیابی نتایج آن در شرایط شدیدأ غیر متعادل جهانی از نظر اقتصادی و بهداشتی: مسبب انتقال سریع و غیر قابل کنترل بیماری های خطرناک در سراسر جهان شده است. بلکه بر همان اساس، چون تولید مواد بهداشتی و داروئی در برخی از کشورها به سبب سهولت استثمار کار روزانه مردم ارزانتر از بعضی کشورهاست، بسیاری از کشورها حتی از حد اقل ضروری خودکفایی بهداشتی و داروئی دست کشیده و وابسته به شرایط بازار جهانی کنترل شده بدست اقلیت سرمایه دار در بورس ها شده اند."
توضیح: خصوصأ در رابطه با "ارزیابی نتایج آن در شرایط شدیدأ غیر متعادل جهانی از نظر اقتصادی و بهداشتی و غیره" اینست که هرگاه شرایط زندگی و بهداشت در همه کشورهای جهان متناسب با امکانات اقلیت صاحب سرمایه در کشورهای پیشرفته و لذا بصورت میانگین بهتر و بالا می بودند، در صورت پیش آمدن اپیدمی یا پاندمی، به جهت سطح بهداشت بالای کشورها، اپیدمی و پاندمی سریعتر و اساسی تر قابل درمان می بودند. به موازات آن هرگاه اصل غلط ازدیاد دائمی منافع در سرمایه داری در سایۀ حذف سرمایه داری و تعادل اقتصادی امکانات مردم و کشورها از بین می رفت، چون کشورها تحت روابط متعادل اقتصادی یا به خود کفایی متمایل می شدند و یا بصورت متعادل در استفاده از محصولات تولدی یکدیگر مشارکت می کردند؛ با کمبود وسایل بهداشتی فعلی مواجه نمی شدند. یعنی غیر از ایجاد ویروس، تمامی ناروایی های پاندمی کنونی از شیوع سریع و کشتار مفرط انسانی آن همه نتایج منطقی استیلای سرمایه داری است که صرفأ متوجه ازدیاد منافع اقلیت سرمایه دار و استثمار مردم در این جهت است! همچنانکه مردم باید راضی نگهداشته شوند تا با کار مداوم منافع سرمایده داران تامین شود.
نوشتم که: "این طرز فکر متکی بر معیارهای غلط اقتصادی ناشی از معیارهای غلط ریاضی و فیزیکی است که البته حتی بر بسیاری از متخصصین نیز، به جهت طرز فکر یا بینش نادرست آنان که عادت بر فرار از منطق و "تقریب منطق" است، پوشیده می ماند. یعنی در بینش نادرست علمی معاصر ما مواجه با اساس نادرست "تقریب منطق" هستیم. وچون منطق بعنوان «معیار تشخیص درست از نادرست»، تقریب ناپذیر است و تقریب منطق در عمل معادل تضعیف آن و در نتیجه غلط شدن روش عمل می شود. لذا همچنانکه شاهدیم، سرمایه داری موجد بحران سرمایه داری شده است. چون در علوم دقیقه فرضیۀ غلط "تعادل ضعیف" بوسیلۀ "ریاضیدانان" عجول جعل و بجای نظریۀ «تعادل قوی» نشانده شده است.
توضیح: تعادل قوی نتیجۀ نظریۀ «واریاسیون قوی» است که تعادل سراسری در تمامی فضا یا حوزۀ مورد مطالعه است، درحالیکه فرضیۀ غلط تعادل ضعیف ناشی از فرضیۀ «واریاسیون ضعیف» است که تعادل در یک نقطه یا "محل جزئی" از فضا و حوزۀ مورد نظر است.
در مورد اول که سابق بر واساسی تر از مورد دوم است، می بایستی بر اساس نظریۀ «واریاسیون قوی»، مشتق دوم (واریاسیون دوم) تابع بیان کنندۀ وضع سیستم دینامیک به اذای جواب مشتق اول تابع یاد شده است، کمیتی ثابت باشد. چنین نقطه ای را نقطۀ تعادل قوی سیستم می نامند.
لذا این شرط تنها برای توابع درجه دوم جبری یا منحنی نظیر (x² ) ممکن است که در سراسر فضای مورد نظر معتبر است! موضوعی که ناشی از نتایج تجربی انحنای کمیات طبیعی و سطح دوبعدی منحنی کره متحرک زمین با تابع درجه دو آنست! اما ریاضیدانان که کارشان تعمیم کمیات محدود تجربی به کمیات نامحدود تخیلی است، و خودرا مقید به اعتقاد دینی (متافیزیکی) به کمیات خطی (درجۀ اول) وکمیات درجۀ بالاتر از دو کرده اند، برای جعل تعادل کمیات خطی و درجۀ بالاتر در یک نقطه (!) که هرگز در طبیعت وجود خارجی نداشته و ندارند؛ اصل واریاسیون ضعیف را جعل کردند که در آن همه جوابهای مشتق اول تابع نقاط تعادل (ضعیف) تابع (در یک نقطه) محسوب می شوند، چون به اذای آنها مشتق دوم تابع هرگز کمیتی ثابت نیست.
دقت شود که همچنانکه من در کتابم «نقد عقل علمی: خطای اینشتین» نشان داده ام، ریاضیدانان برجستۀ معاصر نظیر هَینچ هوپف و ولادیمیر آرنولد سعی بسایر کرده اند تا مثلأ به این طریق صحت یا تعادل خط مستقیم نشان دهند. و سیستم معادلات خطی در بسیاری از موارد مدل های اقتصاد نظیر «روش مطلوب» یا متد ریاضی اپتیمیزاسیون متدوالند.
لذا تعمیم جعل اعتبار (صحت) تعادل ضعیف در ریاضیات به مدل های ریاضی اقتصادی سبب شده است که همچنانکه تاکید کردم متخصصین به غلط "تعادل ظاهری و موقت یا نقطه ای و یا محلی جزئی" سیستم سرمایه داری را در معدودی از کشورهای جهان بعنوان تعادل سرمایه داری معتبر برای سراسر جهان (بعنوان حوزۀ مورد مطالعه) تلقی می کنند.
و درنهایت چون منطق بر اساس نتایج تجربی متکی است، لذا تعمیم های مجرد (!) ریاضی بدون وجود تجارب پیشین موید آنها و در فقدان امکان تجربه آنها، در واقع تقریب و تضعیف منطق محسوب می شود!




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد