logo





پویان سلطانپور

مروری بر آثار ، سیروس سیف

دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۹

مرکزیت کارهای این نویسنده عمدتا حول ایران ، جنبشهای ایران از زمان مشروطه تا ایران امروز است. او هر چند تلاش میکند با خلق شخصیتهایی بومی در منطقه جغرافیایی خاص و در محدوده آداب و رسوم همان منطقه داستانهایش را خلق کند اما همان منطقه جغرافیایی خاص در واقع نمادی است از کل وضعیت تاریخی ایران که به زبان داستان به رشته تحریر درآمده است . نمونه آثاری ، چون رمان سه جلدی کدام عشق آباد ، داستانهایی چون پیرمرد ضد انقلاب ، پیرمرد و درخت پیرتر از خودش ، پیرمرد و گلدسته ، انقلاب تولدت مبارک ، شما هم بی تقصیر نبودید، علی معلم و بچه های مسجد پایین دارند می ایند و هیچ . نیچ . گا ،،و … دلیلی روشن برصحت این مدعا است
ایران سرزمینی است که از دیر باز مهد تفکرات عرفانی و تاملات شرقی بوده است، عرفان و سلوک و در جستجوی حقیقت و حق بودن در فطرت ایرانیانی است که در جستجوی حقیقت ناب هستند و این دلاور فرهنگی ایران ، از جمله همان نویسندگانی است که در کلیه آثارش همواره در جستجوی همین آفتاب روشن بوده است .

او نویسنده ای متعهد و دلسوز میهن و سرزمینش ایران است و یکی از نویسندگان ایرانی است که در تمامی زندگی قلمی خویش با قلبی مملو از عشق به میهنش ایران از عشق به انسان و آزادی تمامی توان خویش را بکار برده تا راهی بسوی نور و روشنایی به روی خوانندگان آثارش بگشاید. کلیه آثار ادبی او که شامل رمانها ، نمایشنامه ها ، داستانهای کوتاه ، اشعار و مقالات است، نیز بر حول همین محور استوارند .

مجموعه کارهای او در حقیقت کالبد شکافی تاریخ ایران است ، به ویژه پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷. او در این آثار تلاش کرده است با نگاهی چند بعدی به انقلاب بنگرد و آنرا تشریح کند. در حقیقت این نوع وقایع نگاری ـ نه خوشبین، نه بدبین ـ بلکه واقع بینی است که نه ایدئولوژیک است و نه قومی و نه قبیله ای و نه مذهبی و غیره . بلکه نویسنده تلاش میکند با نگاهی باز و روشن، تنها حقیقت را بگوید. همچون چیستانی یا جدولی که خواننده را بر آن میدارد تا با نمادهای تاریخی و شخصیتهایی که دارد ، جاهای خالی جدول را پر کند. به نوعی میتوان گفت ، کالبد شکافی تاریخی و لحظه به لحظه است از تاریخ کشوری که گذشته تاریخی آن امروزش را میسازد و امروزش ، فردای آنرا . و همزمان هشیار است که این مسیر به کجا میرود و در آینده به کجا خواهد رفت و آنرا پیش بینی میکند . کالبد شکافی ای در حوزه فردی، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و حتی کیهانی!

مرکزیت کارهای این نویسنده عمدتا حول ایران ، جنبشهای ایران از زمان مشروطه تا ایران امروز است. او هر چند تلاش میکند با خلق شخصیتهایی بومی در منطقه جغرافیایی خاص و در محدوده آداب و رسوم همان منطقه داستانهایش را خلق کند اما همان منطقه جغرافیایی خاص در واقع نمادی است از کل وضعیت تاریخی ایران که به زبان داستان به رشته تحریر درآمده است . نمونه آثاری ، چون رمان سه جلدی کدام عشق آباد ، داستانهایی چون پیرمرد ضد انقلاب ، پیرمرد و درخت پیرتر از خودش ، پیرمرد و گلدسته ، انقلاب تولدت مبارک ، شما هم بی تقصیر نبودید، علی معلم و بچه های مسجد پایین دارند می ایند و هیچ . نیچ . گا ،،و … دلیلی روشن برصحت این مدعا است که مشاهده میکنیم خلق چنین شخصیتهایی همگی نمادهایی از عناصری اجتماعی هستند که زندگی آنها در قالب داستان به تصویر کشیده شده است .

بطور مثال در رمان سه جلدی و ماندگار تاریخ ادبیات ایران ، کدام عشق آباد ، که در واقع رمانی است درباره تاریخ ایران که در آن واقعیت و رویا با هم در آمیخته شده اند تا تاریخ ایران را به روایت بکشند، نویسنده در این رمان ، توانسته است ، با خلق شخصیتهایی مقتدر که در جریان رویدادهای تاریخی مدام تغییر میکنند و دگرگون میشوند ، ارتباطی کلامی و فکری با ذهن خوانندگانش برقرار کند. روایتی که به عمق شخصیتهای داستان میرود و در طی بحرانها ، دگرگونی باطن و ظاهر آن چهره ها و مماشات گری هایشان را به نمایش میگذارد و البته در این میان تصویر زن ایرانی ، تصویری شگفت انگیز و زیبا است . بویژه در رمان کدام عشق آباد که در جریان رشد خویش ، شخصیت اصلی زن دریافته که متاسفانه ، هستی خود را صرف مبارزه به خاطر دروغ های مردان فرا دستی کرده است که هرگز سزاوار فرادستی نبوده اند و در نتیجه در تاریخ زندگیش رنج بسیاری برده تا تنها بتواند حضورهمراه با مهر و بیباکی اش را به نمایش بگذارد .

همچنین در رمان بلند آوارگان خوابگرد که ـ بی تردید رمانی است ماندنی در تاریخ ادبیات مهاجرت ـ نویسنده تلاش کرده است در حوز ه ای جهانی ، در قالب شخصیتهایی چون حو و خو ، همان حس ترس از غریبگی با محیط پیرامون خویش ، گم شدن شخصیتها در ناشناخته ها و ترسها و کابوسهایشان را درقالب شخصیتهایی که در مرکزیت رمان حضور دارند را به خوبی به تصویر بکشاند. ترسهایی که ابتدا بصورت کابوس در خوابهای شخصیتها آشکارا خودش را نمایان میکند و آرام آرام تمامی زندگی آنها را در بر میگیرد. وحشت هایی چون ناپدید شدن، گم شدن ، فراموش شدن و حتی گم شدن در فرهنگ و زبان و رنگ پوست و چهره خویش و سرانجام بیگانگی عمیق با خویشتن خویش !

رمان آوارگان خوابگرد بر آن است که به آوارگان جهان بگوید، که تنها نیستند و بر این حقیقت پای میفشارد که در نهایت همه آوارگان جهان به صورتی یکسان در رنج و عذاب و غوطه ور در کابوسهای خویش و ناپدید شدن از صفحه زندگی هستند. این رمان سرگذشت غم انگیز مهاجران و آوارگان جهانی است که نویسنده حدود بیست سال پیش با گفتن این جمله که ، قرن بیست و یکم ، قرن رستاخیز آوارگان است ! ، پیش بینی وضعیت اکنون آوارگان جهان را کرده است . ( چنانکه شاهد آن هستیم که چگونه در طی سالهای اخیر ، تعداد آوارگان جهان، جریانی فوق سعودی یافته است ) و این نویسنده دلسوزانه به آوارگان جهان یادآوری میکند که باهم نجنگند بلکه با اتحادشان ، همانگونه که مارکس در قرن نونزدهم زحمتکشان را به اتحاد دعوت میکرد اوهم آوارگانی را که روز به روز به تعدادشان افزوده میشود را با شعار ( آوارگان جهان بیدار شوید! ) به اتحاد با یکدیگر دعوت میکند ، اتحادی که پیامد آن برای آوارگان میتواند تنها راه نجات از این دربدری و گم شدن در غارها و چاه های زندگی در غربت و آوارگی باشد.

در واقع او تلاش میکند تا با داستانهایش خوانندگانش را به اندیشیدن وابدارد چرا که خود داستانها از همان آغاز در حال اندیشیدن هستند و حل مسئله ای که در آنها مطرح میشود در واقع به عهده خواننده بازگذاشته میشود و البته بستگی بسیاری به این دارد که خواننده در کدام سطحی از لایه های مختلف زندگی ، توان اندیشیدن دارد. این داستان ها ، همچون چیستانی هستند که بستگی به دانش اجتماعی خواننده دارد که بتواند واژه ها را در ستون جدول به یکدیگر ربط بدهد و رمز آنها را دریابد. در واقع داستان هایی هستند برای انسان دگر اندیش امروز. بطور مثال ، در داستان پیرمرد و گلدسته ، خاکستر داغ سیگار پیرمرد که در اندیشه فرو رفته روی مورچه ناتوان میریزد ، نماد سیگار، خاکستر و …در حقیقت نمودار لایه های ، افیون جامعه ، ترس و ناتوانی موجودی است ، که از فروریختن آواری بنام قدرت ، بر روی مردمی بی دفاع میگوید که جز تلاش برای زنده ماندن و زندگی کار دیگری نمیتوانند بکنند. تشابه وضعیت مورچه در زیر خاکسترهای داغ سیگار با اینکه که اگر گلدسته مسجد همچون سیگار موجودی فرادست باشد و اگر خاکستر چنان سیگاربزرگی که به اندازه گلدسته مسجد است بر روی سر پیرمرد بیافتد، چه بر سر پیرمرد خواهد آمد؟ پیرمردی که وقتی به تشابه وضعیتش با مورچه راه گم کرده که زیر داغی خاکستر اسیر شده پی میبرد ، خودش را وا میدارد تا بیندیشد و خاکستر را از روی مورچه ناتوان به کنار بزند. در واقع نویسنده میخواهد با شبیه سازی موقعیت ، حس مسئولیت آدمها در رابطه با یکدیگر را و درک شرایط متفاوتشان را به آنها یادآوری و بیدار کند. همان مسئولیتی که قرار است آنهایی که در قدرت فراتر هستند به زیر دستانشان نشان بدهند.

این نویسنده با نوشته هایش ، نشان داده است که انسانی است با روحی جستجو گر و در پی حقیقت ناب . او هم چنین مقاله های کوتاه و اشعاری نیز در باره ایران بعد از انقلاب نگاشته که در این مجموعه آثارش ، نهایت تلاش خویش را کرده تا هر آنچه که مانع دیدن حقیقت میشود را دلاورانه عیان کند به همین دلیل هم ، چه در ایران و چه در خارج از کشور ، آثارش با مخالفانی روبرو شد .

این نویسنده ، که خود انسانی کاوشگر است با عادتی که به کالبد شکافی و کاویدن دارد، روایتگر تاریخ کشورش بزبان داستان است و توانسته است خوانندگانش را با آثارش، به نوعی ممارست ذهنی برساند . خواندن این داستان ها شبیه به سفری در تخیل و واقعیت است که نویسنده روح و ذهن خوانندگانش را بر آن میدارد تا در این سیر و سفر با او همراه شوند ، تاریخ را بکاوند، حقیقت ناب را بیرون بکشند و در برابر ، آلودگی های تاریخی و بیدادگری ها آرام ننشینند . روایت هایی که قادر هستند نور و روشنایی را به قلب و ذهن خوانندگان درباره حقیقتی تاریخی بتابانند.

او نویسنده ای است با نگاهی باز و روشن و حقیقت جو که وقتی مینویسد ، اگر چه خودش را به دست الهام میسپارد و آزادانه در عرصه های خیال گام برمیدارد و قلمش را در دستان رویا و الهام رها میسازد ، اما در عین حال نویسنده ای است که با بصیرت و آگاهی که در مورد تاریخ کشورش و پیشینه فرهنگ غنی آن دارد ، قادر است هم چنان به مسائل مربوط به تاریخ ایران ، با ذهنی توام با حس تردید ذهنی وعلمی برخورد کند. به همین دلیل هم هست که قلم این نویسنده ماندگار خواهد ماند و همانند نوری خواهد بود برای آیندگانی که در جستجوی حقیقت ناب به ویژه درباره تاریخ ایران هستند .

سیروس سیف ، کارگردان تلویزیون و فارغ التحصیل دانشگاه هنر است که از سال ۱۳۵۲ تا زمان ترک ایران در سال ۱۳۶۲ به عنوان بازیگر و کارگردان ، مدرس تاتر ، نویسنده و کارگردان در تلویزیون ، صحنه و سینما مشغول به کار بوده است و دوبار به عنوان بهترین بازیگرمرد سال از طرف منتقدین انتخاب شده است.

از سیروس سیف ، تا به حال این آثار به چاپ رسیده است :

رمان های : کدام عشق آباد ، آوارگان خوابگرد، دستتان را از جیب ایشان بیرون بیاورید .

و رمانهای در دست چاپ چون : هفت شهر عشق ، به وطنم باز خواهم گشت ، طاهره قرت العین ، صولتی ها ، راننده تاکسی و پسر عمو محمود.

نمایشنامه ها :‌آرمان شهر، درون اتاق ، بیرون اتاق، ایران خانم و شوهرش، علی آقا ، نوعی زن ، نوعی مرد ، نوعی کابوس ، خوردن روح در بهترین رستورانهای جهان و ...

و مجموعه قصه های کوتاه ، چون تابستان شاد و ….اشعار و مقالاتی بسیار .

مطلب فوق ، از وبلاگ سیروس سیف و هم چنین ، سایتهای : ایران امروز، رادیو زمانه ، عصر نو، شهر وند کانادا، بررسی کتاب آمریکا، آفتاب، کار، پژواک ، نیمروز و سایت نقطه ،اخبار روز، آرش ، فاخته ، نمایش و پویشگران برگرفته شده است.

نویسنده متن : پویان سلطانپور

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد