logo





فلسفه ی آزادی

چهار شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۷ اوت ۲۰۱۹

رضا اسدی

ایزایا برلین، فیلسوف و سیاستمدار بریتانیایی را میتوان به عنوان یکی از طراحان فلسفه مُدرن نام برد. او به دو نوع از آزادی" مثبت و منفی" اشاره دارد.
آزادی مثبت آن است که فرد در انجام امور دل خواهش اختیار کامل داشته و تصمیم گیرنده باشد. این نوع طرز فکر مورد تایید ژان ژاک راسو و آمانوئل کانت نیز قرار گرفته است.
برلین نیز به بمانند جان لاک و میل مفهومی منفی از آزادی را قرار داده است که بطور خلاصه میشود گفت:
"تا جایی که این نوع آزادی به کس دیگری صدمه وارد نکند قابل اجرا خواهد بود".

بدون در نظر گرفتن آمانوئل کانت نمی شود به آزادی اندیشید. از نظر کانت آزادی به مفهوم استقلال است:
آزادی به آن معنی نیست که فرد هر کاری را که دل خواهش است انجام دهد مگر اینکه اخلاقی عمل نماید. آزادی آن است که از یک قانون مندی تبعیت نماییم و نه آنکه هر کاری را که بخواهیم خودسرانه انجام دهیم. و این قانون مندی را ما "فلسفه ی آزادی" می نامیم.
این عقاید باعث شد تا کانت به عنوان فیلسوف آزادی شناخته شود. او بجدّ بر این نظر بود که :
" انسان به مانند گوسفندی نیست که زبان بسته باشد و توسط دیگری رهبری گردد. انسان مجاز است که به صلاحدید خود عمل نماید و سر طناب زندگی اش را آزادانه در دستان خویش محکم نگهدارد".

در زمان جنگ جهانی دوم موضوع آزادی دغدغه اصلی فیلسوف دیگری بنام ژان پل سارتر قرار گرفت:
"آزادی نشان موجودیت و حق طبیعی هر انسان است، اما در این رابطه یک شرط وجود دارد. آزادی از یک جهت با خودش خوشبختی به همراه دارد و از جهت دیگر به همان فرد مسئول بودن می آموزد و مسئولیت پذیری واگذار می نماید".
سارتر در مورد آزادی بسیار نوشت. یکی از برجسته ترین آنها آزادی" وجودی" بود. این یک نوع آزادی در عملگرایی است. یک مثال ساده آن خرید اجناس در سوپرمارکت است:
تو میتوانی از میان صدها محصول هر کدام را که میخواهی انتخاب نمایی. در این صورت تو" آزادی انتخاب" خواهی داشت.
از نظر سارتر هر فرد- حتی در حادترین حالت- یک انسان آزاده است و حق دارد تا به کسی که به او زور میگوید" نه" بگوید.
" انسان آزاد است و با "کَلَم پیچ" متفاوت است، زیرا کَلَم پیچ بجز کَلَم پیچ بودن انتخاب دیگری ندارد.

بطور طبیعی برای سارتر خدایی وجود نداشت:
"چنانچه خدا وجود داشته و انسان ها را آفریده باشد، در این صورت انسان موجودی است که خدا او را درجهت اهدافی ساخته است. این شامل اشیاء هم خواهد شد. یک شئی ساخته شده توسط انسان نیز یک موجودی است که برای هدفی ساخته شده است، و هدف از استفاده از آن نیز توسط سازنده مشخص گردیده است. به عنوان مثال یک چاقو را در نظر بگیریم:
چاقو ساخته شده تا چیزی را قطع نماید. این منظورنه توسط خود چاقو، بلکه بوسیله چاقو ساز تعین می گردد.
پس وظیفه چاقو توسط فردی - خارج از خودش- برایش تعین گردیده، لذا چاقو فاقد آزادی است.

جان استوارت میل، فیلسوف قرن بیستم، آخرین بینش را در رابطه با آزادی بیان نمود:
از نظر میل "آزادی" دارای مفهوم واضح و روشنی است و آنهم این است که ما به دیگران خسارت وارد نکنیم و آنها را در انتخاب محدود نکنیم:
" در حالی که انسان ها به یکدیگر نیاز دارند باید یاد بگیرند تا خودمختار و غیر وابسته زندگی کنند".

بالطبع هر انسان، ازجمله فلاسفه- بنا به میزان درک و آگاهی- با توجه به زمان و مکان، و جامعه ای که در آن قرار داشته و دارند، آزادی را به نوع دیگری می بینند.

من در یک جامعه ی به غایت مذهبی و غرق در خرافه گرایی متوّلد شدم. حتی قبل ازدوران بلوغ نسبت به مذهب متناقض بودم وبا شک و تردید به آن می نگریستم. علاوه بر آن به هر گونه فرقه و فرقه گرایی احساس تنفر میکرده و میکنم. نه تنها تمامی فرقه ها با شستشوی مغزی اعضایشان را محدود و آزادی را از آنها صلب می نمایند، بلکه اکثر اعمال تروریستی، آدم کشی ها و عملیات های انتحاری توسط این گروه ها انجام می گردد.
زمانی با تمام احساسم "آزادی" را لمس نمودم که خود را یک فرد لاییک و مخالف تئوکراسی یافتم. از همان زمان احساس کردم که ارزش های اجتمایی، بافت اخلاقی و ثبات ادراکی ام را باز پس گرفتم، جهان را زیبا می بینم و از طبیعت لذت می برم.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد