logo





دفاع دیگربار از بیانیه های جسورانه «۱۴ نفر» در آستانه ۱۴ مرداد تاریخی!

به مناسبت فرا رسیدن سالروز مشروطیت

چهار شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۳۱ ژوييه ۲۰۱۹

بهزاد كریمی

behzad-karimi.jpg
113 سال از 14 مرداد تاریخی 1285 می گذرد. سالگرد روزی که در آن مظفرالدین شاه با تمکین به اراده بیدار ملی، ناگزیر از صدور فرمان مشروطیت شد. با تاسیس مجلس شورای ملی و تدوین قانون اساسی مشروطه بود که سرانجام رنج سالها روشنگری اندیشه پردازان پیشا مشروطه و جسارت مدنی جامعه شهری علیه استبداد قجری ببار نشست و سلطنت به محاصره ملت درآمد. این، یک نقطه عطف بیاد ماندنی در روند مبارزه ایرانیان برای قانونیت، آزادی و تجدد بود. نهضت مشروطه گرچه با آنهمه جانبازی، بگونه غم انگیزی گرفتار نارسی ها، نارسایی ها و کژی ها شد و نتوانست که دربرآوردن آرمان هایش به کامیابی های نیازین رسد، اما موفق شد با ورق زدن تاریخ این سرزمین، به گونه نازدودنی مهر و نشان خویش بر سیر تحولات آتی کشور بنشاند.

درست است که تاریخ عیناً تکرار نمی شود اما اینهم نیست که بی تکرارش بدانیم! گذشته، بارها خود را به اشکال مختلف ادامه داده و به رخ کشیده است؛ گرچه هر بار در برآمدی تازه و طرازی دیگر. اگر هم گهگاه در پسرفت اما بیشترش توام با پیشرفت. از اینرو، هر 14 مرداد برای ما ایرانیان فرصتی است در شناخت زوایای نهضت نیاکانی مان و فهم چندوچون پیامدهای آن تا به امروز ایران. اشاره این نوشته، صرفاً به سنت مبارزاتی و پایداری ها در این نهضت است که برای ایران اکنونی اهمیتی ویژه دارد: ایستادگی ها در برابر حکومت زور و استبداد کنونی و نه گفتن ها به آن! تاکید بر تکرار اعتراضات مدنی جسورانه پیشا مشروطیت که خود را همه روزه در اشکال متنوع و ابعاد گسترده علیه حکومت ولایی به نمایش می نهند و البته با کیفیتی که درخور ایران و جهان همروزگار ماست.

در آن چند سال پیشا 14 مرداد 1285، شهرهای بزرگ آن زمان ایران از دل خود انواع اعتراض مدنی علیه استبداد بیرون داد که در نوشتار و سخنوری، عریضه نویسی، تهیه طومار و پخش شبنامه تجلی داشت. ایران کنونی نیز در حال تکرار همان تاریخ است در سطح متعالی و شایسته امروز. پیش چشم ما اعتراضات مدنی به وسعت جریان دارند و با بروز هر روزه شان در شکلی بدیع، جنبش مدنی مخالفت با جمهوری اسلامی را غناء می بخشند. انواع جلوه ها از دلیری های مدنی علیه نماد ولایی جمهوری اسلامی را شاهدیم که از نمونه های تازه آنان یکی نیز ابتکار جسورانه اخیر 14 فعال مدنی - سیاسی است در شکل انتشار دو بیانیه. بیانیه هایی با مضمون خواهان استعفای خامنه ای ولی فقیه و تصریح ضرورت گذر ایران از جمهوری اسلامی به حقوق بشر و سکولار دمکراسی. بیانیه هایی که، بجا و نافذ انگشت بر مسئولیت تعیین کننده این نماد ولایی جمهوری اسلامی در رساندن مردم ایران و کشور ما به سطح دهشتبار فعلی از فلاکت و فاجعه گذاشته اند.

از مشروطیت به اینسو هیچ تحولی در کشور ما بی فراهم آوردن نیروی مردمی لازم و پشتوانه اجتماعی کافی ممکن نبوده است. چرا که قانونمندی تحول سیاسی به همین است. دستاورد تاریخی تسلیم مظفرالدین شاه و سقوط محمد علی شاه کی آسان به دست آمد؟ چه مرارت هایی که آزادیخواهان در این راه ندیدند و چه فداکاری هایی که در آن نه ماه تبریز بپاخاسته صورت نگرفت. نصیب بسیارانی در مسیر انتقادات و اعتراضات به استبداد، نفی بلد بود و مصادره اموال. فراوان بودند نقره داغ شدگانی که بخاطر جسارت ورزی در برابر اعمال عمله و اکره ظلم بر تحته شلاق ها از درد تازیانه به خود پیچیدند و کم نبودند گرفتار آمدگان در سیاهچال ها که زیر کند و زنجیر جان کندند و یا که جانباز سنگر نبرد و سر باخته بالای دار شدند. مگر دربار قاجار بدون سالها ایستادگی مردمی عقب می نشست؟ کی و کجا شاه لیاخوف نشان خود را در برابر خیزش عمومی ناگزیر از فرار می دید، اگر که تدارک بسیج اعتراضی همگانی از سوی پیشتازان جسور و آماده فداکاری در میان نبود؟

ایران امروز نیز مقدم بر هر چیز، برخاستن علیه کانون زور و فساد و ماجراجویی را لازم دارد که همگان می دانند کسی و کانونی نیست مگر شخص ولی فقیه، اصل و ساختار ولایت فقیه و بازوهای اجرایی آن. تحقق هر راهکار اثباتی رهگشا و افق گشا در زمینه نحوه گذار از جمهوری اسلامی، که طرح و ترویج آنها بنوبه و در جای خود بسی لازم و مفیدند، فقط و فقط منوط است مقدمتاً به تامین نیروی نیازین برای مقابله با زور ولایی. طراحی نوع عبور از نظام تنها بر متن ایستادگی ها و تولید نیروی مقاومت است که معنی واقعی پیدا می کنند! برای عقب نشاندن نظام جمهوری اسلامی در راستای راندن آن سوی انحلال، اول از همه بسیج نیروی مردمی را نیاز داریم. این، ضرورت محوری هر تحول سیاسی در کشور است و می باید که وظیفه و دستور مقدم تلقی شود. جز آن، بهترین طرح ها، نوعی از بازی و دقیق تر به بازی گرفته شدن خواهد بود در زمین ولایت فقیه بمثابه صاحب اصلی قدرت در جمهوری اسلامی، ولو که از نیت خیر نیز برخیزند. لازمه چنین بسیجی هم، جسارت ورزیدن هاست علیه نظام و نشانه رفتن کانون اصلی قدرت در جمهوری اسلامی برای کنار زدن و برچیدن نهاد بنیاد محوری که اصلاح آن تنها به از میان برداشتن اش میسر می شود. در چنین شرایطی است که می باید هر اقدام مدنی با سمتگیری دمکراسی علیه ولایت فقیه را پشتیبان شد و با همه توان به تقویت آن همت گماشت تا بتوان متکی بر همگی ملت از کلیت جمهوری اسلامی بگذشت.

هر دو بیانیه 14 نفره، از نمونه های بازتاب دهنده اراده ملی ما در 14 مرداد امروزین ایران است. بیانیه هایی که بگونه مسئولانه گذر از این رژیم را مسالمت آمیز خواسته اند و برپایی انتخابات آزاد، رفراندوم و تاسیس حکومت به دست شهروندان آزاد را پیش کشیده اند. این بیانیه ها در مضمون و نوع بیان، بیانگر احیای روحیه نهضت تاریخی مشروطه اند در حالای ایران. ایرانی که در جوشش برای گذر از جمهوری اسلامی به جمهوریت واقعی در مضمون سکولار دمکراتیک به سر می برد. این جوش و خروش ها را می باید در هم گره زد تا فردای خوب ایران حاصل آید. باید دستان این 14 صدای رسا را به گرمی فشرد و معترضان و دیگر منتقدان پرشمار در جامعه را تشویق کرد که آنان هم دست اندر کار ابتکاراتی مشابه شوند. بدینگونه است که می توان پرچم مبارزه علیه جمهوری اسلامی در وجود بیشماران مبارز را برافراشته یافت. روحیه محافظه کاری در برابر جمهوری اسلامی، یارو یاور ولایت فقیه است.

اما در لحظه معین کنونی، مهم است بر این تاکید شود که پشتیبانی از اقدام شجاعانه این 14 نفر فعال مدنی – سیاسی و مشخصاً هم مفاد بیانیه دوم آنان، پیش از همه عبارتست از دفاع از حقوق شهروندی آنها در برابر تعرضات حکومتی علیه آنان. بازداشت و شکار تک تک این امضاء کنندگان شروع شده و حتی فشار بر خانواده های این 14 نفر رو به تشدید گذاشته است. بخاطر باید داشت که اعتراض به هرگونه اقدام حکومتی ها علیه اینان، دفاع از خواست های درستی است که آنها در نوشتارهایشان پیش کشیده اند. نباید به دام گمانه ها و بدگمانی ها افتاد که در مورد اصالت این پروژه دامن زده می شود. اصل را باید بر مضامینی قرار داد که بیانیه ها بر آنها تصریح دارند: خامنه ای ولی فقیه و ولایت فقیه و جمهوری اسلامی بروند و جمهوریت و دمکراسی جایگزین آن شود! آری، هر تعدی به 14 نفر را تعرض به حقیقت بدانیم و از حقیقت دفاع کنیم.

بگوئیم و از تکرارش باز نمانیم که از بهم پیوستن این نوع تجمع های خرد هست که می توان در سطح کلان به یک ما ملی رسید. مبادا که این دو بیانیه متوالی و مکمل را در تعداد 14 نفر خلاصه کنیم. آن را صدایی بشنویم پیام رسان حرف دل میلیون ها ایرانی به تنگ آمده از دست جمهوری اسلامی و مخصوصاً با رهبریت خامنه ای ولی فقیه. این بیانیه ها را آرزوی میلیون ها انسان ایرانی رنجور از نکبت جمهوری اسلامی بدانیم که در اکنون خود روگردان تر و گریزان تر از همیشه نسبت به این نظام اند. پشتیبانی از حرکت جسورانه و مدنی امضاء کنندگان این بیانیه ها و راه انداختن کارزار علیه هرگونه فشار حکومتی به آنها، وظیفه ای است ملی. ما تنها در پشتیبانی از همدیگر است که خواهیم توانست رودی خروشان باشیم در محاصره ولایت - این ستون خیمه نظام. جنبش علیه جمهوری اسلامی، ادامه نهضت مشروطیت در امروز ایران است و مقصد در آن، استقرار جمهوریتی سکولار دمکرات در کشور. باشد که دستان دراز شده ابتکارورز از هرسو با هم گره بخورند و در هم دوخته شوند.

بهزاد کریمی
10 مرداد ماه 1398


google Google    balatarin Balatarin    twitter Twitter    facebook Facebook     
delicious Delicious    donbaleh Donbaleh    myspace Myspace     yahoo Yahoo     


نظرات خوانندگان:

بهزاد يولداش
ص كؤچه باغلى
2019-08-02 20:13:10
بيژن جزنى دقيقن با همين تحليل جبهه واحد ضد ديكتاتورى را مطرح كرده بود. اگر ضربات رژيم ديكتاتورى شاه به پيكر رهبرى سازمان نبود رهبرى لايق ميتوانست با نقشى مؤثر در انقلاب ٥٧ از ارتجاع خمينى را به عقب نشينى وادارد.

ياشاسئن بهزاد يولداش

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد