logo





قرارگاه خاتم‌الانبیا همچنان دوست مدیران شهرداری

دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۹ ژوييه ۲۰۱۹

س. حمیدی

مدیران شهرداری همچنین چندان نیازی نمی‌بینند تا در برنامه‌های شهری خود، از شهروندان تهرانی و گروه‌های مردم‌نهاد نظرخواهی به عمل آورند. آنان در الگویی از خودِ حکومت، جای خالی شهروندان تهرانی و گروه‌های مردم‌نهاد را به تنهایی پر کرده‌اند. چون می‌پندارند که چنین رویکردی دوام و بقای آنان را بر کرسی قدرت تضمین خواهد کرد. بر گستره‌ی چنین دیدگاهی حتا مشارکت‌ عملی مردم را در مدیریت شهری پس می‌زنند. چنانکه قصد دارند همراه با ارایه‌ی آمارهای تقلبی و تبلیغات دروغین به کارهای نامردمی خود وجاهت ببخشند. مـتأسفانه شورای شهر نیز با سکوت خود به چنین سیاست‌های ناصوابی یاری می‌رساند. بی‌دلیل نیست که "شورای اسلامی شهر تهران" را "شورای اسلامی شهرداری تهران" نام نهاده‌اند.
سردار سعید محمد فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، اینک بیش از هرکسی از انتخاب پیروز حناچی به عنوان شهردار تهران خوش‌حال به نظر می‌رسد. در همین راستا، پیروز حناچی نیز در الگویی از قالی‌باف، چیزی برای قرارگاه خاتم‌الانبیا کم نمی‌گذارد. بی‌دلیل نیست که نام قرارگاه خاتم‌الانبیا، اصطلاح وصفی "سازندگی" را هم با خود یدک می‌کشد. چون چنان تبلیغ می‌گردد که گویا سرداران سپاه پاسداران قصد سازندگی کشور را در سر می‌پرورانند. با همین رویکرد است که مدیران شهرداری تهران همگی مأموریت یافته‌اند تا با ادامه‌ی کاروبار تراکم فروشی و افزایش انواع و اقسام عوارض شهری پول‌های بیش‌تری از شهروندان تهرانی دریافت کنند. اما این پول‌ها سرآخر بر گستره‌ای از قراردادهای فی‌مابین راهی صندوق بی‌در و پیکر قرارگاه خاتم‌الانبیا می‌شود. به عبارتی روشن، شهرداری تهران با درآمدزایی نامردمی خود، تأمین بخش‌هایی گم و گور شده از هزینه‌های سرکوب‌گرانه‌ی نیروهای سپاه را در داخل و خارج کشور تضمین نموده است. رسم و راهی که محمدباقر قالی‌باف آن را برای اصلاحات‌چی‌های حکومت در شهرداری بر جای نهاد. اکنون اصلاحات‌چی‌های نظام نیز در رویکردی کلی، به همان سیاست‌های خودساخته‌ی محمدباقر قالی‌باف گردن نهاده‌اند.

در همین راستا گفتنی است که شهرداری تهران به تازگی قرارداد جمع‌آوری و هدایت آب‌های سطحی غرب تهران را با قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا امضا کرده است. طرحی که به ظاهر قرار است سیلاب‌های شمالی و شمال غربی تهران را در مناطق 21 و 22 شهرداری کنترل نماید. این طرح تمامی پهنه‌ی رودخانه‌ی وردآورد را در بر می‌گیرد. مدت اجرایی این قرارداد را دو سال در نظر گرفته‌اند که هزینه‌ی عملیاتی آن را شهرداری در همین مدت پرداخت خواهد کرد. به همین منظور در مسیل یادشده تونلی بین راهی به طول چهار کیلومتر حفر خواهد شد. این تونل را تونل فتح نام نهاده‌اند که 200 میلیارد تومان هزینه در بر خواهد داشت. هزینه‌های کلی این طرح را 840 میلیارد تومان برآورده نموده‌اند.

اما بخش‌های عمده‌ای از پهنه‌ی طرح یادشده، خارج از محدوده‌ی قانونی شهرداری قرار گرفته است. توضیح اینکه طبق قانون، استانداری تهران یا فرمانداری شهرهای همجوار وظیفه دارند که کارهای عمرانی این مناطق را به پیش ببرند. اما شهرداری تهران به بهانه‌ی کارهای عمرانی، پا را از محدوده‌ی قانونی خود بیرون می‌گذارد تا از این طریق، بخش‌های حاشیه‌ای شهر را به مجموعه‌ی قانونی خود بیفزاید. به طبع چنین راهکار ناصوابی تراکم فروشی شهرداری را رونق خواهد بخشید. تجربه‌ای که از پیش شهرداران قبلی تهران نیز آن را به کار گرفته‌اند. در عین حال، محمود احمدی‌نژاد و محمدباقر قالی‌باف بیش از دیگران از مزایای پولسازی آن به نفع تیم خود سود برده‌اند.

لازم به یادآوری است که آب‌های سطحی تهران در اقدامی بی‌ضابطه و شلخته راهی زمین‌های روستاهای جنوبی شهر می‌گردد. به طبع طرح یادشده، به این موضوع اعتبار بیش‌تری خواهد بخشید. اما آب‌های سطحی تهران تنها به آب باران و جویبارهای کوه‌های شمالی آن محدود باقی نمی‌ماند. چون چه‌بسا در طی مسیر، فاضلاب و پسماند شهری را هم به آن می‌افزایند. حتا بسیاری از باغداران و کشاورزان روستاهای جنوب تهران به دلیل ناآگاهی از چنین سازوکاری راضی و خوش‌حال به نظر می‌رسند. ولی همین ناآگاهی‌ها پشتوانه‌ای محکم برای مدیران شهرداری تهران قرار می‌گیرد تا به سیاست‌های نابخردانه‌ی خود ادامه دهند.

بدون تردید مناسب بود تا شهرداری به جای این سیاست‌های عوامانه، راهکاری همیشگی و ماندنی برای جمع‌آوری پسماندهای شهری ارایه می‌کرد. توضیح اینکه عملیات جمع‌آوری فاضلاب تهران که از سوی سازمان آب و فاضلاب تعقیب و دنبال می‌گردد هنوز هم نیمه کاره رها شده است. ضمن آنکه در تهرانِ جمهوری اسلامی، عرفی را به کار می‌بندند که آب‌های سطحی را در جوی‌های روباز شهر بگردانند تا این آب‌های آلوده را پس از طی فاصله‌ای سی کیلومتری به زمین‌های کشاورزی جنوبی شهر بکشانند. در همین مسیر سی کیلومتری بسیاری از مردم پسماندهای خود را بر دل آن بر جای می‌گذارند و شهرداری نیز از همین رسم و راه عمومی به نفع خود سود می‌برد. چنانکه مدیران ارشد شهرداری در این خصوص آموزش‌های لازم را فرا نگرفته‌اند و از سر ول‌انگاری و لاقیدی آموزش شهری و شهروندی مردم را نیز چندان لازم نمی‌بینند. انگار ناآگاهی و عقب‌ماندگی جامعه، بیش‌تر به کار این مدیران نوظهور می‌آید.

در آماری شگفتی‌آور، در تهران مدرن امروزی حدود دوازده هزار کیلومتر کانیو و جوی آب روباز برای هدایت آب‌های سطحی احداث نموده‌اند. با چنین حجمی از کانال و کانیو، به طور متوسط چهار بار می‌توان شمالی‌ترین نقطه‌ی کشور را به جنوبی‌ترین نقطه‌ی آن پیوند زد. بدون تردید مدیران شهری فکر دیروزی و روستایی خود را در فضای شهرهای امروزی به کار گرفته‌اند. با همین راهکار غیر منطقی است که سالانه قریب پانصد میلیون متر مکعب آب‌های سطحی و آلوده‌ی شهر تهران را به سوی کشتزارهای ورامین و شهرری می‌فرستند. تازه تبخیر همین آب‌های آلوده آسیب‌هایی را در پی دارد که مدیران ارشد حکومت، هرگز چند و چون آن را در جایی به حساب نمی‌آورند.

توضیح اینکه تنها در منطقه‌ی یک شهرداری تهران حدود شش‌صد کیلومتر جو و کانال روباز ساخته‌اند که پانزده کانال اصلی، این مجموعه‌ی پرپیچ و خم را به هم پیوند می‌دهد. چون در پس سیاست‌های تراکم فروشی شهرداری، تمامی رود- دره‌های منطقه‌ی یک را به پهنه‌ای مسکونی و تجاری تبدیل نموده‌اند تا به درآمدزایی ده‌ها هزار میلیارد تومانی شهرداری یاری برسانند. رود- دره‌های دارآباد، دربند، خشکه، گلابدره، مقصودبیگ، ولنجک و جمشیدیه تنها بخش کوچکی از این رود- دره‌ها شمرده می‌شوند که همگی بدون استثنا از سر ناتوانی علمی مدیران شهرداری به شهرک‌های مسکونی تبدیل شده‌اند. مدیران شهرداری همچنین ضمن تراکم فروشی خود اجازه داده‌اند تا همراه با کور کردن مسیر قنات‌ها، مسیل رودخانه‌ها نیز به مراکز مسکونی و تجاری بدل گردند. ولی اکنون که این مناطق به پهنه‌هایی آسیب‌زا در مقابل سیل بدل شده‌اند. درنتیجه مدیران شهرداری راهکاری را دنبال می‌کنند تا آن‌ها را ضمن حفر تونل و کانال از آسیب سیل وارهانند.

همراه با سیاست‌هایی از این دست، به طبع پهنه‌ی فعالیت قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا نیز در شهرداری تهران گسترش می‌یابد. اگر تا دیروز پروژه‌های ساخت و ساز مترو و بزرگراه‌های شهری را به قرارگاه می‌سپردند، امروزه قرار است که این پهنه، مجموعه‌های دیگری از کارهای به ظاهر عمرانی شهر را نیز در بر بگیرد. برنده‌ی اصلی این ماجرا نیز سرآخر "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" خواهد بود که تحت پوشش پیمانکار ظاهر می‌گردد تا اندوخته‌های شهرداری را از توده‌های عادی مردم به تاراج ببرد. اما کم‌ترین بی‌قانونی مدیران اصلاحات‌چی شهرداری از آنجا ناشی می‌شود که برای عملیاتی شدن کارهای عمرانی خود، هرگز مناقصه برگزار نمی‌کنند. آنان بدون برگزاری مناقصه، تمامی این پروژه‌های بزرگ را به قرارگاه خاتم‌الانبیا واگذار می‌کنند تا در پناه چنین سیاست تسلیم‌طلبانه‌ای، حضور خود را در کرسی‌های مدیریتی شهرداری تهران تضمین نمایند. در ضمن، کم و کیف اجرای چنین پروژه‌هایی از تضمین‌های لازم نیز چندان بهره‌ای ندارد. چون قرارگاه خاتم‌الانبیا آن‌گونه که خودش لازم بداند، می‌بُرد و آن‌گونه که مناسب ببیند همین بریده‌ها را به هم وصله و پینه می‌زند.

مدیران شهرداری همچنین چندان نیازی نمی‌بینند تا در برنامه‌های شهری خود، از شهروندان تهرانی و گروه‌های مردم‌نهاد نظرخواهی به عمل آورند. آنان در الگویی از خودِ حکومت، جای خالی شهروندان تهرانی و گروه‌های مردم‌نهاد را به تنهایی پر کرده‌اند. چون می‌پندارند که چنین رویکردی دوام و بقای آنان را بر کرسی قدرت تضمین خواهد کرد. بر گستره‌ی چنین دیدگاهی حتا مشارکت‌ عملی مردم را در مدیریت شهری پس می‌زنند. چنانکه قصد دارند همراه با ارایه‌ی آمارهای تقلبی و تبلیغات دروغین به کارهای نامردمی خود وجاهت ببخشند. مـتأسفانه شورای شهر نیز با سکوت خود به چنین سیاست‌های ناصوابی یاری می‌رساند. بی‌دلیل نیست که "شورای اسلامی شهر تهران" را "شورای اسلامی شهرداری تهران" نام نهاده‌اند. چون نمایندگان شورا از پیش مزدشان را به قدر کافی از شهردار تهران دریافت کرده‌اند تا بدون استثنا به سیاست‌های خودپرداخته‌ی او گردن بگذارند.

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد