logo





یاد تو ، یادتان

دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۹ ژوييه ۲۰۱۹

عفت ماهباز



یادت نان مان نفس مان یادت قاتق جانمان شده است. شاپور جان یاد بلند تو پس از کشتار جمعی زندانیان سیاسی تابستان ۶۷، تابستان قتل عام تان در هم تنیده و گره شد بر یادتان، یاد هزاران جوان چون تو رشید و آزادی خواه. یادتان نه یک روز بلند پنج مرداد سال تابستان ۶۷است یادت در نفس روز و شب مان است یادت در حکایت های ریز و درشت هر روز زندگی است.

همچون حکایت های کوچک شهر ما:

امروز عروسی پسرت امید است و عکس ت در میان همهمه عروسی و شادی ، همچنان جوان روی طاقجه اتاق نشسته و نگاه به جلو دارد

نازلی دختری به دنیا آورده و نام ترا دارد سیمین ، و عکس تو در اتاق نوه جان است به آینده لبخند می زند .

نوید در جشن پایانی دانشگاهش در کنار عکس تو ایستاده و لبخد تو را بر لب دارد

نوروز است و تو در کنار هفت سین نشسته ایی .نام تو حسن و علی و مسعود و فردین و سهیلا است اما در کنار سین ها ی هفت سین سفره نوروز نشسته ایی و به ما لبخند می زنی

یادت در لحظه لحظه نفس های مادر است که اگر همه چیز فراموشش شود اما نام تو و و لحظه و به لحظه همه زندگی ت در خاطر اوست

زندگی در این دیار آن دیار، اینجا و آنجا فرقی نمی کند همه جا روح و جسم مان گره شده با یادتان، یاد بلندی که امید داریم نوایی خواهد شد برای رهایی

سی و یک سال پس از کشتار تان در آن تابستان ، حقایق همچنان در پس پرده مسکوت مانده است آمرین و عاملین قتل ها همچنان نصیب می برند وزیر و قاضی القضات کشورمی شوند و باافتخار شکم بزرگشان را جلو می دهند و از ان قتل عام دفاع می کنند اینگونه سوزن در چشمان مان فرو می کنند

اما یادتان نه امروز که هر روز و همیشه همراهمان است. هنوزکه هنوز است مادر و همسر ت چشم بر در نظاره گرند است و بر این گمان شاید یک روز تو بیایی و بر در بکوبی، بگویی سلام مادر .. و سلام دلبر دلیر م.......

بسیار مادران و پدرانمان اینگونه سر بر بالین مرگ سپرده اند چشم در انتظار تو چشم انتظار خورشید عدالت، بی شک آن روز فرا می رسد روزی که فرزندان و نوادگان ایران زمین بپرسند شما با فرزندان این مرز و بوم چه کرده اید؟ !

شنبه ۵ مرداد ۱٣۹٨
عفت ماهباز کلن آلمان

_______________

زیر نویس

علی رضا اسکندری (شاپور)، همراه با صد ها جوان بی گناه دیگر که نه خودشان به مشی مسلحانه معتقد بودند نه سازمانشان، در شامگاه ۵ مرداد سال ۱٣۶۷ جزو اولین سری اعدام شدگان بودند اين عده از گروه های مختلف چپ در زندان بودند. هنوز تعداد کسانی که در اين روز و در اين سال اعدام شده اند، مشخص نشده است همسرم را در گورهای جمعی در خاوران به خاک سپرده اند .

بيست و دو سال پيش ۵ مرداد ۱۳۶۷. يازده شب بود. ساعت سکوت اجباری زندانيان. در راهروی بند عمومی در آموزشگاه اوين بوديم .برخی آماده خواب در رختخواب شان .من در راهروی بند مشغول خواندن روزنامه بودم صدای شعار پاسداران با مارشی غريب سکوت شب را دريد. بنديان هريک در جايشان نيم خيز شدند. پريده رنگ به ديوار تکيه دادم. تک تيرها و سپس رگبار. پايان زندگی همسرم عليرضا اسکندری (شاپور) و صدها تن ديگر در آن شب."کتاب خاطرات فراموشم مکن "

در پنج مرداد ماه در زندان اوین، همسرم علیرضا اسکندری (شاپور) و بسیار از همفکران و هم بندان او که از گروهای مختلف چپ بودند، جزو اولین سری اعدام های جمعی سال ۶۷ بودند. “گواهی فوتی” را که مسئولین زندان به خانواده همسرم دادند، پنج مرداد ماه نوشته شده است صدای تیرباران زندانیان در سالن اموزشگاه شب هنگام شنیده شد گواه دیگری است»*.

خاوران گورستانی است در ۱۴ کیلومتری تهران در جاده خراسان خطه جنوب شرقی در کنار گورستان ارامنه وهندی ها، دولت وقت از سال ۱۳۵۹ - ۱۳۶۰ ، قطعه زمینی رادر آن مکان، "لعنت آباد" نامید. ان را قبرستانی کرد برای دگراندیشان سکولار و بهایی ها. آنها هزاران زندانی عقیدتی سیاسی حکم اعدامشان را در سال ۶۷ صادر کردند و مخفیانه و بدون نام نشان در این خاوران در گورهای دست جمعی مدفون کردند. در آن سال سخت مادرانی شبانه گورها را شکافتند و عزیران خود را در کنار هم در گورهای دست جمعی مدفون شده دیدند،

در نوار ضوتی آیت الله منتظری خطاب به هیئت مرگ: حسینعلی نیری مرتضی اشراقی مصطفی پورمحمدی ابراهیم رئیسی می گوید:
"بزرگ‌ترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما را محکوم می‌کند، به دست شما انجام شده و [نام] شما را در آینده جزو جنایت‌کاران در تاریخ می‌نویسند."

ابراهیم رییسی قاضی و القضات مصطفی پورمحمدی بعد از گذشت سی و یک سال از آن فاجعه ، نه تنها پشیمان نشدها ند بلکه از همه آن قتل ها دفاع هم می کنند



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد