logo





آبانگان

سه شنبه ۲۵ تير ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوييه ۲۰۱۹

آبتین آیینه

سُروده ای از آبتین آیینه
برگرفته از دفترِ آماده ی چاپِ ایران رود

پیشکش به زیست بوم بانانِ ایران به ویژه نیک آهنگ کوثر
که نیک آهنک، نیک گفتار و نیک کردار در آبانگان:
آبِ آبان را مهربان، نگاهبان است.

أب روز است و ماهِ آبان
خُرم گردان به آب زَرِ جان
مسعود سعد




آبانگان*۱

آبِ آبانگاه، آبِ آبانگان*۲
آبِ پگاه هر نگاه تا نگارِ هر شبانگاه

آبی آذینی و جشنواره ای هر گردی را می شوید
تیرگی را می زُداید روشنی را می زاید
تلخ کامی را شیرین کام می گرداند

گویند: ایزد بانو آناهیتا
از کوهِ هُکَر آبشارِ خروشان را
بر دلِ زمین*۳ ارمغان آورد تا دریای فراخکَرت*۴
گهواره ی زمین و زمان را آبانگاه، ایران؛
گردشِ زمین با زمان را همسان بگرداند

گویند: پسِ تیرگان*۵ نشتنِ تیرِ تیراژه ی آرش
بر تنِ درخت بانوی گردو
بر آنسوی آمُلِ آمودریا
در آبانگان ایرِ ایرانیان
آبگینه ی نگارشگران
بر تورِ تورانیان پیروز
افراسیاب پُشت به آفتاب
بر آنسوی فرارودان پرتاب
بر چَکادِ بدخشان کوه یخ سنگ گردید

تا کیخسرو*۶ شهریارِ شهروندیِ ایرانیان
از کوهِ کیمیای خوکَند (خُجَند) بازآید

تا مردان در بارشِ با پیکری پیروز بر آب درآیند
زنان بی باران آبستنِ آب، آب ابرو بر چشم کشانند
جانِ جوانسری را بر گَرد پیری شهسوار گردانند
آب، با بازگردی چرخان بر خوانِ خانه بازآید

تا گِردبادهای ریزگرد
و تُندبادهای درشتگرد
آبخوانِ هر سرای شیرینی را
تلخین و زهراگین نگردانند

در یادستانِ آبانگاه:
آب را پرستار و نگاهدار باشیم!
تا آب، فرسایش را زایش، کاهش را افزایش بخشد
جنگلِ درخت بانوی بلوت، پیرامونِ جُلگه:
سر زنیِ نخل های خوزیان را بایستاند
آنان را پاینده خرمنِ خرما گرداند

تا خوانِ خانه ی ایرانیان
کامِ جهانیان را شیرین
رامش را نوشین کند

آب را پاکدیسِ پردیس بدانیم!
چون آب ما را آبان و پارسا می گرداند

آبِ بازیافت:
بازگردانِ چرخان و خندان
مَهستان تن و روان را خروشان
ژرفای دانش و بینش کاریزیِ ایرانیان
چشمانِ ژرفِ چاه و چراغِ چشمه ی هرنگاه
گذارِ تیرگی شبانگاه را
فرازِ روشنایی پگاهِ پسِ فردا
آبانگانِ آبانگاهِ آیندگان می گرداند

تا خانه سازیِ دیوان، جِلوه ی جنگل را
آبشارِ آهِ فرسایشِ خاک، اندوهِ ریزشِ گیاه
و تنهایی گَوَنِ در خاکسترِ خسته ی هستی
در کوره های گاز هر جان و جانداری را
به هیچستانِ نیستی سرنگون نگردانند

تا سفره های تهی از نانِ روی زمین
و کوزه های تهی از آبِ زیرِ زمین
برآیندِ اسلامستانِ الله بر ایرانیان را
آذرخشِ بازگردانیِ آب بگردانیم

تا هر بزنگاهی دردِ بی درمان نیآفریند
آنگاه در آرزوی درمان
سو سوکُنان پیِ مُشتی آب بگردیم

ما خاموشیانِ فراموشی
بیدارخوابانِ خوابهای خرگوشی
پروانه ی فرجامِ سرانجامِ گُسلِ گُسستگی
چونان آبستانِ کاسپین، تاجِ ایرانشهر را
به دیوانِ الله واگذار می کنیم
تا کام از آب برگیرند

آنگاه در بادِ گازِ اتم
گازستانِ نیستی گردانند

بدینسان گودال ها دَمادَم
بزرگ و بزرگتر به هم می پیوندند
گورستان، ایرانِ زیبا را
در کام فرو خواهد کشاند
آب و خاک در یادِ بادستان، آتشستان
جنگستان نگارِ هیچِ آن «امام» می گردد:

اگر همچنان خاموشانِ فراموشیان باشیم!

آبی بی سر و بی تن سرای
آبیِ بی آبانگاه و بی آبانگان

بی آبی و بی آبان؛
گهواره ی زمین و زمان را
از بستر واژگون می گرداند:

اگر همچنان خاموشانِ فراموشیان باشیم!


۲۴ تیرماه ۲۵۵۶ ایرانی
۱۵جولای ۲۰۰۵ ترسایی (میلادی)
گوتنبرگ- سوید


پانویسها:
*۱‍ نگینِ نگاه به روز دهم آبان از ماهِ آبان، جشنِ آبانگان یکی از جشن های دوازدگانه ی ایرانیان است که هرگاه نامِ روز و نامِ ماه هم نام باشد آن روز را جشن می گیرند.
سرچشمه ی آگاهی: دفترِ آثارالباقیه، نگارشِ ابو ریحان بیرونی می باشد.

*۲ نگینِ نگاه به آبانگان: تارنمایی سرشار از آگاهی و دانایی برای آبخوانی و آبدانی.

*۳ نگینِ نگاه به سُروده ی نظامی گنجوی است:

همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خِجِل

چونکه ایران دلِ زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد.

*۴ نگینِ نگاه به دریای فراخکَرت است سُروده ای به همین نام در رویه ۹

*۵ نگینِ نگاه به جشنِ تیرگان: تیر روز، سیزدهمین روز ماهِ تیر و جشنِ تیشتر ستاره ی باران است.

*۶ نگینِ نگاه به کیخسرو شهریارِ آرمانیِ شاهنامه است که پس از شست سال فرمانروایی بر سراسر ایرانشهر، شاهنشاهی را به برادرش می سپارد در کوهِ دِنا بر بامِ زاگرس یا در رشته کوههای بدخشانِ فرارودان ناپدید می شود. در اوستا واژه ی سوشیانس به جمِ رایان، دانا و رهاینده آمده است و اینکه کیخسرو روزی بازخواهد گشت تا زیستنِ زیبا و پارسایی را به جهان بازگرداند.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد