logo





آرمیدن: در گلچینی از سروده ها و ترانه ها

سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۸ - ۰۹ ژوييه ۲۰۱۹

دکتر منوچهر سعادت نوری

آرمیدن را در سروده هایی از فردوسی، سعدی، خیام، ایرج میرزا، رهی معیری، نادر نادرپور و ... و در ترانه هایی از خیام، ایرج میرزا، سیاوش کسرایی و ... با یکدیگر مرور می کنیم:
چنین گفت مر بارمان+ را قباد/ که یکچند گیتی مرا داد داد
به جایی توان مرد کاید زمان/ بیاید زمان یک زمان بی‌گمان
بگفت و برانگیخت شبدیز را/ بداد آرمیدن دل تیز را
ز شبگیر تا سایه گسترد هور/ همی این برآن آن برین کرد زور…: فردوسی
+ بارمان به همراه هومان، نام دو تن پهلوانان تورانی در شاهنامه است که از طرف افراسیاب مأموریت داشتند که نگذارند در جنگی که احتمالش نزدیک بود سهراب پدرش رستم را بشناسد تا یکی از آن دو تن توسط دیگری هلاک گردد
*
روز وصلم قرار دیدن نیست/ شب هجرانم آرمیدن نیست
طاقت سر بریدنم باشد/ وز حبیبم سر بریدن نیست
مطرب از دست من به جان آمد/ که مرا طاقت شنیدن نیست
دست بیچاره چون به جان نرسد/ چاره جز پیرهن دریدن نیست…: سعدی
*
ای کاش که جای آرمیدن بودی/ یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک/ چون سبزه امید بر دمیدن بودی: خیام
*
با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن/ چندین هزار احسنت می‌بایدت کشیدن
روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش/ سهل است در محبت پیراهنی دریدن
سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن/ سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن…: فروغی بسطامی
*
بر سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که وا شریعتا، خلق روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق می‌رفت که مومنین رسیدند
این آب آورد و آن یکی خاک یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفته‌ای را با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست رفتند و به خانه آرمیدند… : ایرج میرزا
*
در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفت/ که روز گشت و شنا کردن و جهیدن نیست
بساط حلقه و دامست یکسر این صحرا/ چنین بساط، دگر جای آرمیدن نیست: پروین اعتصامی
*
شراب بوسه من رنگ و بوی دیگر داشت/ مباد گرمی آن بوسه ها فراموشت
ترا چو نکهت گل تاب آرمیدن نیست/ نسیم غیر ندانم چه گفت در گوشت؟
رهی اگر چه لب از گفتگو فروبستی/ هزار شکوه سراید نگاه خاموشت: رهی معیری
*
آسمان بیکران تا آستان من/ بانگش طنین افکند در آفاق زنگاری
آنگاه، من در گرگ و میش صبحدم دیدم/ کز مغز شب، اندیشه ای روشن
چون عنکبوتی آتشین، از طاق بی خورشید در من فرود آمد به هوشیاری
گفت ای دل اندوهگین، ای دیده ی بیدار/ دیگر، زمان آرمیدن نیست
زیرا که بانگ ساعت شماطه ی تاریخ هر لحظه، از آفاق ناپیدا
در آسمان نیلی آینده می پیچید
برخیز تا این ضربه ها را نیک بشماری…: نادر نادرپور
*
آمدن، رفتن، دویدن؛ عشق وزیدن؛
در غم انسان نشستن
پابه پای شادمانی ‌های مردم پای کوبیدن
کار کردن،کارکردن؛ آرمیدن
چشم انداز بیابان ‌های خشک و تشنه را دیدن
جرعه ‌هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
هم نفس با بلبلان کوهی ِ آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن شیر دادن
نیمروز خستگی را در پناه_ دره ماندن… : سیاوش کسرایی
*
با گلرخی به بستان گفتم پس از چمیدن/ هنگام چیست گفتا با بوسه غنچه چیدن
گفتم که در لب تو جان منست گفتا/ شیرین رسی به کامی با جان به لب رسیدن
گفتم که چیست رویت در شام زلف گفتا/ مهتاب پشت ابرست در حالت دمیدن
گفتم ستاره ها چیست بر سقف آسمان گفت/ اشکی بود به مژگان در لحظه ی چکیدن
خوش دولتیست با دوست در پای گل نشستن/ وانگه حدیث دل از دلبران شنیدن
گاهی به روی ماهی با بوسه گل نشاندن/ گه پا به پای یاری بر هر چمن چمیدن
که تا بشب چه زیباست با آفتابرویی/ در زیر چتر گل ها بر سبزه آرمیدن
هر لحظه آن دلارام در کار دلرباییست
دلداده را نشاید دست از طلب کشیدن… : مهدی سهیلی
*
آرمیدن، خواب دیدن/ خواب و رویای محال
یا، اسیر یک نبرد نابرابر/ با گروهی مردمان کینه توز
پا ی بند صد ستیز و بس جدال
یا که از شادی رمیدن/ گشته دمساز غم و اندوه جانسوز
بی اراده، اشک باریدن/ بغض آلوده، پریشان، پرملال...
یا که روز و شب، به اوج ناتوانی/ خسته و آشفته حال
در تقلای ر‌هایی، باز ناماندن/ هر مکان و هر زمان و هر مجال
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
ترانه ها
ترانه ی ای کاش که جای آرمیدن بودی - اجرا : محمد رضا شجریان
https://www.youtube.com/watch?v=qVlWGDacSuU
ترانه ی ای کاش که جای آرمیدن بودی - اجرا : شجریان
https://www.youtube.com/watch?v=Uwvrm_d-Lwc
ترانه ی ای کاش که جای آرمیدن بودی - اجرا : شاملو و شجریان
https://www.youtube.com/watch?v=3jNzoNS4y0w
رفتند و به خانه آرمیدند (ترانه ی بر سردر کاروانسرایی) - اجرا: فریدون فرح اندوز
https://www.youtube.com/watch?v=AL1hxpLDKhA
کار کردن،کارکردن؛ آرمیدن (ترانه ی آرش کمانگیر) - اجرا: سیاوش کسرایی
https://www.youtube.com/watch?v=dVu5TJzXv3U
*
متن کامل
http://saadatnoury.blogspot.com/2019/07/blog-post_6.html

*
آرشيو مقالات و سروده ها
http://asre-nou.net/php/ar_author.php?authnr=1023


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد