logo





جواد رضایی میرقائد

زنده آنهایند که پیکار می کنند!

تقدیم به یاران پیکارگر و مدافعان سوسیالیسم در حزب چپ ایران(فدائیان خلق)

دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ - ۰۸ ژوييه ۲۰۱۹

طی روزهای آینده ( ۱۲ لغایت ۱۴ ژوئیه) اولین کنگره حزب چپ ایران (فدائیان خلق) قرار است برگزار شود. ضمن آرزوی موفقیت برای رفقایی که با هدف مبارزه علیه نظام سرمایه داری و حکومت غارتگر اسلامی در کنگره این حزب حضور خواهند داشت، لازم است عنوان نمایم نوشته فوق برگرفته از بخشهایی از سندهای پیشنهادی راستای عمومی برنامه و سند سیاسی حزب چپ ایران(فدائیان خلق) است که در متن فوق از این به بعد از آن بعنوان "حزب چپ" نام برده خواهد شد. اسنادی که قرار است در اولین کنگره پیرامون تصویب آنها بحث و گفتگو شود. سندهایی که در وحله اول بیانگر تشتت نظری و متضاد در حزب چپ و تلاش جدی جناحهای راست مدافع لیبرالیسم، جناح اصلاح طلب تحت لوای سوسیالیسم و سوسیال دمکراسی با نیروی چپ درون آن برای ترسیم سیمای آن می باشد.

این کنگره در حالی تشکیل می گردد که تاکنون سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت بعنوان یکی از موسسین این حزب نه تنها با آینده سیاسی و تشکیلاتی خود تعیین تکلیف ننموده بلکه برخی از اعضای آن علاوه بر عضویت در حزب چپ در دیگر جریانات سیاسی حضور داشته و به بهانه های مختلف آنرا توجیه می نمایند، جریاناتی که خواهان گذر از کلیت حکومت اسلامی نبوده بلکه با ترویج و تعریف عناوینی همچون اصلاح طلبی و تحول خواهی موجب انحراف افکار عمومی در عبور از کلیت رژیم و مخدوش نمودن چهره جنبش چپ خواهند شد!

حزب چپ ایران فدائیان خلق در بخش دیدگاه ها و ارزشهایش خود را "بخشی از جنبش تاریخی چپ ایران و جهان‌" دانسته و با "بهره گيری از انديشه های کارل مارکس، ميراث جريان های سوسياليستی و انديشه پردازان چپ و ترقی خواه" بر اين باور است که "سوسیالیسم با دموکراسی درهم تنيده"‌ می باشد.

وقتی قرار است حوزه عمل و تاثیرگذاری اصلی حزب چپ در جغرافیای سیاسی ایران نقش بازی کند ناچارا نیازمند بهره گیری از این اندیشه ها و تطبیق آن با اوضاع ایران خواهند بود تا بتواند متناسب با آن نتیجه مطلوبی را کسب کنند. بنابراین حزب چپ: "با نظام سرمایه‏ داری مخالف" است" و باور دارد "سرمایه داری آخرین نظام اقتصادی ـ اجتماعی و پایان شکل بندی تاریخی و محتوم نیست و تلاش بشریت برای دست‏یابی به جامعهٔ انسانی و عاری از استثمار، ستم و تبعیض ادامه دارد."

با این تعریف و شناخت مقدماتی از حزب چپ باید گفت: تاریخ جنبش چپ در دوره ها و جغرافیای مختلف بارها نشان داده است تنها با برگزیدن نامهای سرخ و نشانه هایی از جنس طبقات محروم و یا ترسیم برنامه هایی آرمانی از دنیای انسانی و بدون تبعیض، بخودی خود نمی تواند بیانگر ماهیت یک جریان سیاسی و کارنامه آن باشد بطوریکه در خصوص آن به رفقای حزب چپ باید گفت آنچه باعث شد هزاران انسان رزمنده و آرمانخواه جذب سازمان چریکهای فدایی خلق ایران شود تنها نام فدایی نبود بلکه ماهیت وجودی، شفافیت و جسارت در سیاست، انساندوستی و مبارزه تا پای جان علیه دیکتاتوری بوده است.

هرچند حزب چپ نام "فدائیان خلق" را برای جلب نظر رفقای داخل کشور جنبش چپ و فدایی برگزید و از اعتبار و پیشنه تاریخی برخی از موسسان حزب برای پسوند خود استفاده کرد اما بدون راهکاری عملی در سیاست و مبارزه علیه نظام حاکم نخواهد توانست پیوندی اصولی با آنها ایجاد نماید. حزب چپ باید بپذیرد فدائیان خلقی که مبارزه و آرمانشان پس از گذشت چندین دهه همچنان نزد توده های آگاه از احترام و اعتبار ویژه ای برخوردار است در تضاد مستقیم با دیدگاه، کارنامه و عمل سیاسی برخی از موسسان حزب چپ ایران(فدائیان خلق) می باشد، کسانیکه حضورشان در اولین کنگره تشکیل این حزب تحت نام مهمان و یا عضو باعث تنفر دوستداران جنبش چپ و مخدوش شدن چهره حزب در گام نخست گشت، کسانیکه هنوز هم انگشتهای جوهرنشان انتخاباتی خود را در دفاع از بخشی از جانیان و غارتگران حکومت اسلامی غلاف نکرده و آماده اند تا باردیگر آنرا در پای سفارتخانه های رژیم به علامت پیروزی در چشمان مدافعان سوسیالیسم و اپوزیسیون رژیم فرو کنند!

با رجوع به اسناد و اعتقاد به چنین دیدگاهی طبیعی خواهد بود که فعالین سیاسی از این حزب انتظار خواهند داشت تا قطب نمای سیاسی خود را بطور شفاف و بدور از روابط محفلی گذشته در راستای مبارزه طبقاتی، رفع تبعیض، استقرار سوسیالیسم و "کمونیسم" تنظیم و مطابق ارزشهایش اتخاذ سیاست نماید زیرا نمی توان از "اندیشه های مارکس و دیگر اندیشه پردازان چپ" در عرصه ملی و جهانی نام و بهره برد اما مبارزه برای سوسیالیسم را به فردایی مجهول موکول کرد و از کلیدی ترین مقوله هایی همچون مبارزه "طبقاتی" و "انقلاب" طفره رفت و یا بدلیل حمایت از مبارزه مسالمت آمیز از ذکر آن خودداری و یا آنرا معادل با خشونت تعبیر کرد و بخشی از اعضای حزب تا آستانه دفاع از روشهای اصلاحی تحت نام اصلاح طلبی و تحول خواهی نتوانند مرزبندی شفاف و مشخصی با جناحی از غارتگران حاکم اتخاذ نموده و تا مرز عناصری رفرمیست پیش روند و تلاش نیروی چپ درون حزب را خنثی و یا کم اثر سازند!

هیچ نیروی چپ دمکراتی با مبارزات مردمی حول مطالبات مدنی، صنفی، اجتماعی، فرهنگی، اصلاحی، حقوق شهروندی بطریق مسالمت آمیز مخالفتی نخواهد داشت اما وقتی این مبارزات با سرکوب و خشونت عریان از جانب نیروهای حکومت مواجه می شوند آیا نباید از حق دفاع نیروهای سرکوب شده در مقابل سرکوبگران دفاع نمود و این حق را از آنان سلب نکرد؟

براستی چنانچه روند مبارزات مردمی طی روند تکاملی خود وارد مرحله ای پرشتاب و شکل انقلابی بخود گیرد آیا بدلیل پایبندی به مبارزات مسالمت آمیز باید تنها نظاره گر سرکوب جنبشها و رویدادها بود؟

حزب چپ در سند سیاسی پیشنهادی به کنگره خود وضعیت کشور را اینگونه ترسیم می کند: "کشور ما امروز با بحران های فزاینده و درهم تنيده، انبوه شکاف های اجتماعی و چالش های بزرگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و زيست محیطی‌ مواجه است. رژیم جمهوری اسلامی که خود عامل اصلی در پديد آمدن اين بحران هاست، قادر به مهار و حل آن ها نيست./ مردم کشور ما به تجربه دریافته اند ... کوشش برای اصلاح این نظام، عملا بیهوده و سترون ‌است و به اصلاح آن نخواهد انجامید. تجربه‌ی چهل سال جمهوری اسلامی به مردم ایران نشان داده‌است که ... حکومتی است واپس‌گرا، در تقابل با اراده و خواست مردم و عامل رانده شدن کشور به ورطه‌ی سقوط." می باشد. بنابر چنین دلایلی این حزب نتیجه می گیرد: "نیاز مبرم جامعه‌ ما استقرار جمهوری سکولار و دمکرات، حکومتی متکی بر اراده‌ی آزاد مردم در کشور و گذار از جمهوری اسلامی است. " و لذا شعار راهبردی خود را برای دوره گذار" تشکیل مجلس موسسان و تدوين قانون اساسی جديد " انتخاب نموده است!

حزب چپ با این انتخاب خود روشن نمی کند آیا این شعار راهبری قرار است در چه زمانی و بدست کدام نیرو اجرایی شود آیا این حزب انتظار دارد حکومت اسلامی تحت فشار عوامل داخلی و خارجی تن به چنین خواسته ای دهد و آنرا در دوران حیات خود اجرایی کند و اصلاحات ساختاری دمکراتیکی را بپذیرد یا اینکه این شعار قرار است بعد از دوران گذار و سقوط حکومت اسلامی بدست فاتحان آن اجرایی گردد؟!

اگر چنین ظرفیتی در حکومت اسلامی باشد که تحت فشار تن به اصلاح ساختاری دهد و خط بطلان بر بقای ننگین خود کشد پس نمی توان ادعا نمود که " کوشش برای اصلاح این نظام، عملا بیهوده و سترون ‌است و به اصلاح آن نخواهد انجامید. " و چنانچه گفته شود این شعار قرار است بعد از دوران گذار اجرایی شود باید پرسید راهکار و شعار راهبردی شما در دوران گذار از حکومتی با چنین مختصاتی " جمهوری اسلامی مانع اصلی اعمال اراده‌ی آزاد مردم، حق انتخاب آنان برای تعیین سرنوشت خویش و سد راه پيشرفت و تحول دمکراتیک و تامين آزادی، عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و استقرار دموکراسی در کشور است. " چه خواهد بود؟!

حزب چپ پذیرفته است که سکولاریسم و دمکراسی جزیی از "ارزشهای سوسیالیسم" بوده و سوسیالیسم مورد نظر آنها مغایرتی با این مقوله ها ندارد اما آیا این حزب می تواند مدعی شود انتخاب سیاسی "جمهوری سکولار و دمکرات" که برای پس از دوران گذار برگزیده است می تواند تامین کننده عدالت اجتماعی بعنوان جوهره وجودی سوسیالیسم باشد؟

آیا جوهره وجودی جمهوری سکولار دمکرات مورد نظر حزب چپ بر پایه ماهیت و ساختار کدامین نظام اقتصادی، سیاسی، اجتماعی شکل می گیرد، نظام سرمایه داری که حزب چپ معتقد است " سرمایه‌داری، نظامی بحران زا است/ ما با نظام سرمایه‏ داری مخالفیم/ ما در مبارزه‌ای که میان کار و سرمایه در سطح جهانی و در کشور ما جریان دارد، در جانب کار قرار داریم " و یا سوسیالیستی؟!

یک نیروی مدافع "سوسیالیسم"چگونه می تواند استراتژی سیاسی دوران گذار از حکومت اسلامی را در راستای استقرار "جمهوری سکولار و دمکرات" تنظیم و متحدین خود را در این عرصه برگزیند در حالیکه ندای تشکیل ”بلوک چپ“ را سرمیدهد اما طی یکسال گذشته حداکثر نیرویش در جهت یافتن راهی برای همکاری با رفرمیستها و سکولارهایی بوده که بند نافشان به بازار آزاد، نظام سرمایه و جناحهایی از حکومت اسلامی گره خورده است؟

حزب چپ با پذیرش استقرار یک "جمهوری سکولار و دمکرات" پس از دوران گذار نه تنها در جهت مبارزه برای سوسیالیسم گامی برنخواهد داشت بلکه با چنین استراتژی نخواهد توانست متحدینی در میان جریانات چپ بیابد زیرا جریانات چپ نه تنها خواهان سرنگونی و عبور از کلیت حکومت اسلامی می باشند بلکه با پایبندی بر عدالت اجتماعی و تامین منافع طبقات محروم در پی آنند تا مبارزات خود را در جهت استقرار اشکالی از جمهوری با ساختاری شورایی و غیر متمرکز، جغرافیایی یا منطقه ای پیش برند.

یک جمهوری سکولار و دمکراتیک شاید بتواند آلترناتیوی مناسب در تقابل با استبداد مذهبی و نظام سلطنتی و خوشایند یک بخش از نیروهای جمهوریخواه مدافع نظام سرمایه داری در کشور و حزب چپ را با آنها همسو سازد اما تامین کننده منافع نیروهای باورمند به تفکر چپ در مبارزه با نظام سرمایه داری در عرصه ملی و جهانی نخواهد بود. تلاش و تمرکز محض حزب چپ بر گزینه جمهوریت و سکولاریسم تنها مدافعان نظام سرمایه داری در شکل و شمایل جمهوری سکولار را شادکام خواهد ساخت.

حزب چپ با انتخاب نظام سیاسی ( جمهوری سکولار دمکرات) آینده خود ناچار به پذیرش نظام سرمایه داری شده و لذا در ترسیم برنامه های اقتصادی خود سرمایه های عمومی و ملی را در تملک دولت قرار میدهد و صنایع سنگین را مشترکا به دولت و بخش خصوصی واگذار کرده و دست بخش خصوصی را در صنایع بزرگ، متوسط و کوچک باز گذاشته است مجبور خواهد شد بخش تعاونی را بدنبال "نخود سیاه" فرستاده تا اسباب زحمت بخش خصوصی، دولت نئولیبرال و "بازاریان محترم" در نظام اقتصادی مورد نظر در آینده نشوند!

آیا حزب چپ نمی داند یک دولت برآمده از سکولاریسم با پیروی از چنین دیدگاهی اقتصادی تنها حافظ منافع سرمایه داران خواهد بود و بهمراه بخش خصوصی نه تنها اجازه رشد بخش تعاونی در همان سطح ابتدایی را نخواهد داد بلکه سرمایه های ملی و عمومی کشور را هزینه کمبودها و ناکارآمدیهای خود نموده و نهایتا بکام بخش خصوصی سرازیر خواهد نمود!

چگونه است که این حزب از یک سیستم برنامه ای در سطحی محلی و ملی با دستگاهی نظارتی از جانب نمایندگان مردم بر منابع و سرمایه های عمومی صحبتی به میان نمی آورد و اقتصاد کشور را جولانگاه بخش خصوصی و دولتی که اساسا از نظام اقتصادی سرمایه داری پیروی می کند بدون کنترل و نظارت رها می سازد.

با چنین نگرشی از استراتژی سیاسی اقتصادی و گزینش یک جمهوری سکولار می توان دریافت حزب چپ نه تنها از تفکر مارکس و دیگر اندیشمندان چپ در عرصه ملی و جهانی بهره ای نبرده است بلکه با انتخابهای سیاسی اقتصادی خود در برنامه هایش از هم اکنون حاصل مبارزات کارگران و زحمتکشان میهنمان علیه غارتگران رانتخوار اسلامی را به کام سرمایه داران سکولار و نمایندگان سیاسی آنها سرازیر خواهند نمود.

حزب چپ باید بپذیرد: این رژیم با تمام ضعفهایی که دارد بخودی خود فرو نخواهد ریخت. فروپاشی و یا سرنگونی رژیم زمانی رخ خواهد داد که بار دیگر امید توسط یک آلترناتیوی ملی و دمکراتیک در دل توده های معترض شکل گیرد. مطالبات و خواسته هایی را که مردم در جنبشهای اعتراضی طلب می کنند خواستهایی دمکراتیک، آزادیخواهانه و فرا جناحی خواهد بود که با توجه به بحرانهای همه جانبه سیاسی، اقتصادی و نظامی پیش رو انتظار می رود اقشار بیشتری از مردم که دغدغه های اصلی شان "رفاه و عدالت اجتماعی" است مصمم تر از قبل همگام با دمکراسی خواهان در مقابل استبداد صف آرایی نمایند بنابراین نیروهای فعال در عرصه های صنفی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید بتوانند ضمن حفظ هویت فردی، گروهی و طبقاتی خود در جبهه های گسترده تری همچون( جبهه متحد چپ، جبهه متحد دمکراتیک ملی ) که بیان کننده مطالبات آنان است تشکل یابند.

حزب چپ بجای تمرکز بر روی جبهه جمهوری خواهی در وحله اول باید در جهت تشکیل جبهه متحد چپ گام بردارد و سپس در صدد تلاش برای ایجاد جبهه متحد دمکراتیک ملی با محوریت جبهه متحد چپ اقدام نماید. تشکیل جبهه متحد چپ باعث خواهد شد تا نیروهای چپ از وزن و اعتبار بیشتری در جبهه متحد دمکراتیک ملی برخوردار شده و همچون موتور محرکه آن ایفای نقش نمایند. با تشکیل این دو جبهه متحد برای برگزاری گنگره ملی و انتخاب "شورای رهبری موقت" در دوران گذار با طرح خواسته های مردم ایران در صحن داخلی و بین المللی می توان گامهای عملی موثری را بجلو برداشت و در روند روبرشد خود باعث اعتماد و جلب نظر توده ها خواهد گشت. با پرهیز از پراکندگی و ترسیم سیمای ایران فردا، امکان انحراف و شکست مبارزات مردم و تسلط مجدد قدرتهای امپریالیستی با مهره هایی دستچین شده ای تحت نام اصلاح گر یا سرنگونی طلب، سکولار و یا ملی مذهبی، جمهوریخواه یا سلطنت طلب، دمکرات و یا ... جلوگیری خواهد شود.

همه جریانات سیاسی چپ که به استقلال تشکیلاتی و اصول دمکراتیک پایبند می باشند باید ضمن تلاش برای آزادی میهن در جهت کمک به تشکیل جبهه متحد چپ، جبهه متحد دمکراتیک ملی، برگزاری کنگره ملی، تعیین شورای رهبری موقت و پرداختن به دیگر ضروریات پیش روی جنبش دمکراتیک مردم ایران تلاش نموده و از امکانات و توانایی های خود در جهت رفع مشکلات در این زمینه بهره برند.

یقینا با برگزاری چنین کنگره ای همه طیفهای مستقل سیاسی اپوزیسیون مدافع ( اصلاح ساختاری یا انقلابی، مذهبی یا سکولار، کمونیست یا لیبرال، ملی یا مشروطه خواه، چپ یا راست، مدافع جمهوری دمکراتیک فدرال یا جمهوری دمکراتیک ملی و ... ) نه تنها متحدا در شکل یک اپوزیسیون دمکرات و سکولار عمل خواهند کرد بلکه بعنوان یک آلترناتیوی واقعی و تاثیرگذار در عرصه داخلی و خارجی در مقابل رژیم جمهوری اسلامی هویت خواهند یافت.


هدف از برگزاری کنگره ملی در دوران گذار، تعیین شورای رهبری موقت، تهیه پیش نویس موقت قانون اساسی، تهیه برنامه و راهکارهای ضروری مناسب برای گذر از رژیم جمهوری اسلامی، تلاش برای ایجاد مجلس موسسان جهت معرفی و برقراری جمهوری دمکراتیکی که تامین کننده، استقلال، آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی در میهنمان خواهد بود.

تنها با بحثهای نظری و به اسم آزادی، سکولاریسم، اصلاح ساختاری یا انقلاب، دمکراسی و حقوق بشر نمی توان حزب و یا جنبش های اعتراضی موجود را توده ای و فراگیر نمود. برای گسیل نمودن بخشهای بیشتری از کارگران و زحمتکشان، اقوام و ملیتها، پیروان ادیان و مذاهب مختلف، زنان و دیگر جنبشهای دمکراتیک مردم ایران به جنبش پیش رو، علاوه بر طرح خواستهای مشترک باید موانع، دردها و مطالبات خاص آنها را شناخت و بهمراه نمایندگان آنها در کنگره ملی چاره اندیشی نموده تا کارزار مشترک و موثری برای گذر از حکومت اسلامی در داخل و خارج از کشور برنامه ریزی و اجراء گردد.

جواد رضایی میرقائد 05.07.2019

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد