logo





این زمان های کش آمده

پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ - ۲۷ ژوين ۲۰۱۹

علی آشوری

این زمان های کش آمده
این در های بسته
این و عد های دروغین “آنسو می برمت “
این زیبایی های شکننده ي هروزه
این دست های لاغر و پیشانی های به شیار و غم رنگ باخته
این صلابت و ایستادگی
این دهان کف کرده این چشم هراسان و بیدار
این رویای در سیلی و لگد
هر لحظه ايستاده
به تحقیر نشان شده

و آن فخر دست و دهان و
نشستن در گیشه های کنسول خانه ها در صورت های برق زده
اماآفتاب ندیده سفیران
این هجوم پا ها و
حسرت
آن دربان ها و دژبانهای اخم و
بلاهت
منم در چهره ای گمشده.
دختری له شده
منم پیری تجربه در گور کرده
منم مادری لاشه فرزند به سینه
زنی در گیسی بریده با جراحت ها و آرزوهای زخمی
منم از خون و دار و باروت فراری
در پس درد و دروازه های بسته ،
به گل نشسته

منم
من پیری زود رس
منم مهاجر
من.
کودکم من
سیاهم، قهو ایی و ۰۰۰۰
منم تو
منم به در بدری در میانه غيظ و توهین و کار و كار ٠٠٠٠ مهاجرم من اخر

علي اشوري


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد