logo





باوری نا موزون

پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۳ ژانويه ۲۰۲۰

مسعود دلیجانی

masouddelijani2.jpg
در باور چه کس می گنجید،
که دروغ بود، دروغ
که زیر چتر اعتماد نطفه می بست
تا چند صباحی بر فراز بنشیند
در آندم که خیابان ها سرا پا آتش بود
و مردم، موج ناگزیر مردم
مشت های گره کرده را
چون گندمزاران در باد
نوسان می دادند
تا شاید درد های به ظاهر بی درمان را
علاجی بیابند، دیرپا؟

در باور چه کس می گنجید
که دروغ بود، دروغ
که پریروزهای سپری را
از بطن تاریخی مرده،
جانی دوباره می بخشید
تا کودک نابالغِ دورانی به اوج نارسیده را
در پای آن قربانی کند؟

در باور چه کس می گنجد،
که دروغ است، دروغ
که اینبار نیز
در اوج جنونی سردرگم
بالهای سیاه خویش را دوباره می کشد:
ـ وقیح و بد منظر!
تا مرگ راستی را به جشن بنشیند؟

اگر چه اینبار در زیر استیلای جبری ناگزیر
چند صباحی در پشت سر دروغ سنگر گرفت
تا دوباره از کجا سر برآورد
تا بر فراز نشستن را تداومی ببخشد:
ـ نامیمون!

غافل، که دستان قدرتمند راستی
در خیابان ها به اهتزاز در آمده
تا دروغ را از فرازِ بر سریر نشستن
به زیر خاک تیره بکشاند.


و غافل، که گام از پی گام
ضرب آهنگ گام ها فزونی می یابد
تا بزرگترین سمفونی قرن را
در زیر گام های میلیونی بنوازد.
"پرچم انقلاب دوباره برافراشته خواهد شد."

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد