logo





کودکان نباید کار کنند، باید به رویاهایشان بپردازند

يکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوين ۲۰۱۹

علی صمد

new/koudak-kar-ajorpazi.jpg
سازمان ملل متحد روز ۱۲ ژوئن ( ۲۳ خرداد) را روز جهانی مبارزه با کار کودکان نامیده است. برای فعالین مدنی - اجتماعی و مدافعین حقوق کودک توجه نشان دادن به چنین روزهائی از سال، بسیار حائز اهمیت است! زیرا در چنین روزی مشخصاً به زندگی کودکان کار توجه بیشتری صورت می گیرد و همین امر می تواند موجب ایجاد فرصت و فضائی مناسب برای برجسته کردن وضعیت ناهنجار و پر رنج زندگی کودکانی شود که می بایست در یک شرایط عادلانه و انسانی آموزش و تربیت شوند و از زندگی شایستە و انسانی برخوردار شوند. اما متاسفانە با این وجود صدها میلیون کودک کار همچنان در جهان وجود دارند کە زندگی دشواری را همە روزە از سر می گذرانند و با خطرات و تهدیدات گوناگونی مواجەاند کە بە آنها ممکن است آسیبهای جبران ناپذیر وارد کنند و حتی موجب مرگ شان گردد.

همه شواهد موجود نشانگر این واقعیت تلخ است که کودکان کار نه تنها نمی توانند تصویری نسبتاً خوب و شکوفا از آینده داشته باشند بلکه در زندگی همە روزە خود نیز با خستگی و رنج بسیار، روزها را پشت سر می گذرانند. برای آنها تصویر دنیای آینده مبهم و تاریک است و جز دشواری، تحقیر، آزار و اذیت و پژمردگی زودرس، تجربه دیگری را در زندگی نمی بینند. کودکان کار از آسیب‌ پذیرترین لایه‌های اجتماعی جامعه هستند. آن‌ها نه‌ تنها از فضای امن، خانواده، محیط آموزشی و بهداشتی مناسب بی‌ بهره‌اند، بلکه از ساده ‌ترین امکانات انسانی مانند حق شادی، بازی کردن و تفریح نیز محروم‌ می باشند.

هم از این رو توجە به معضل کودکان کار و خیابانی و تلاش برای از میان برداشتن آن یک وظیفە اجتماعی انسانی ست و لازم است از هر فرصت و امکانی برای محو آن در جهان بهرە گرفت.

سازمان بین المللی کار وابستە بە سازمان ملل با اعلام ١٢ ژوئن بنام روز جهانی کودکان کار در واقع خواستە است توجه بزرگسالان، سیاست مداران و مردم جهان را به این معضل جهانی جلب نماید بلکە از این طریق بتواند با برجستە کردن آن منشا تغییری در زندگی مشقت بار صدها میلیون‌ کودک کار گردد و با این معضل جهانی مقابلە نمایند.

کودک کار کیست؟

یونیسف کسانی را کودک کار می‌خواند که در سن کودکی کار می کنند و اغلب به کارهایی مشغولند کە مناسب سن و وضعیت جسمی و روحی و روانی شان نیست و از آمادگی و آموزش لازم برای انجام آنها برخوردار نیستند. کارهای خطرناکی کە سلامت و حیات کودکان را تهدید و از آموزش و تحصیل محروم شان می کند. کار کودک در واقع عملی است سودجویانە و استثمارگرانە کە جلوی پیشرفت فکری و روانی کودکان را می‌گیرد و مانع تحصیل آنها می‌شود. این تفسیر در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل نیز آمده است.

دلایل کار کودکان

یکی از اصلی ترين دلایل عمده كار كودكان فقر شديد اقتصادی خانوادهای این کودکان است. وجود فقر موجب می شود تا خانوادەهای نادار و فقیر این کودکان بە کارکردن کودکان شان در سنین پائین برای کمک تامین معیشت خانوادە تن در دهند. در آمد ناچيز كودك می تواند خانواده را از گرسنگی نجات دهد و حداقل اينكه غذای به خور و نميری را برای آنها فراهم سازد. چنين كودكانی محكوم به زندگی در وضعيتی آكنده از رنج و محروميت هستند. اين كودكان از همان سال های تعيين كننده كودكی با تحمل فشارهای شديد كار، دچار آسيب های جدی از لحاظ رشد جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی می شوند.

فقر موجب محرومیت می شود

فقر به مفهوم محروميت آشكار از رفاه عمومی است. معمولاً فقر را بصورت نسبی به معنی محروميت مادی نیز تعریف می کنند. به علاوه به راحتی می توان دید كه ففر درآمدی در اكثر موارد با فقر انسانی، يعنی آموزش و بهداشت اندک كه حاصل درآمد پایین می باشند، همراه است. فقر درآمدی و انسانی با محروميت های اجتماعی مانند آسيب پذيری شديد در مقابل رويدادهای ناهنجار، عدم تاثیرگذاری بر اغلب نهادهای مدنی و اجتماعی و ناتوانی در بهبود شرايط زندگی، همراهند.

تعریف فقر

سازمان ملل متحد، فقر را چنین توضیف می کند: "فقر در اشکال مختلف مانند کمبود درآمد برای معیشت پایدار، گرسنگی و سوء تغذیه، بیماری و مرگ ‌و میر ناشی از آن، بی‌خانمانی، ناامنی، محرومیت و تبعیض اجتماعی نمود پیدا می‌کند. این پدیده همچنین خود را به شکل عدم توانایی برای مشارکت در فرایندهای تصمیم‌گیری در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و مدنی نشان می‌دهد."

بانک جهانی نیز فقر را چنین معنی می‌کند:" فقر گرسنگی، فقر نداشتن سرپناه و لباس، بیمار بودن و درمان نشدن، بی‌سواد بودن و مدرسه نرفتن است." بانک جهانی همچنین تأکید می‌کند برای فقرا در فقر زیستن چیزی فراتر از اینهاست. چرا که فقرا اغلب بسیار آسیب‌پذیرند و در معرض انواع خطرات و بی‌عدالتی‌ها قرار دارند که خارج از اراده آنهاست. آنها همچنین از سوی نهادهای دولتی و اجتماعی و حتی جامعه بشدت مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و از این طریق صدا و قدرت خود را در این نهادها از دست می‌دهند.
با وجود این تفاسیر اما خود بانک جهانی و رهنمودهای آن نیز با نفوذ اقتصادی زیادی کە بخصوص در اقتصاد کشورهای در حال توسعە دارد در افزایش شمار کودکان کار بطور غیر مستقیم نقش دارد

کودکان زیر پنج سال ۲۲ درصد کل گرسنگان جهان را تشکیل می دهند

بر اساس گزارش سالانه "سازمان جهانی تغذیه"، در سال ۲۰۱۷ در مجموع حدود ۸۲۱ میلیون نفر از گرسنگی مزمن رنج برده‌اند . بر اساس این گزارش، از هر نه نفر، یک نفر در جهان درگیر گرسنگی مزمن است. وضعیت گرسنگی در جهان بویژه در آفریقا و آمریکای جنوبی وخیم‌تر از دیگر نقاط جهان گزارش شده است. تعداد گرسنگان در جهان ظرف چهار سال گذشته روندی صعودی داشته است. به عنوان نمونه، در سال ۲۰۱۵ تعداد گرسنگان در جهان ۷۷۷ میلیون نفر بود. این رقم در سال ۲۰۱۶ به ۸۰۴ میلیون نفر افزایش یافت و در سال ۲۰۱۷ نیز ۱۷ میلیون نفر بر تعداد گرسنگان جهان افزوده شد. بر اساس گزارش یاد شده، ۲۲ درصد کل گرسنگان جهان را کودکان زیر پنج سال تشکیل می‌دهند. به این ترتیب، در سال ۲۰۱۷ حدود ۱۵۰ میلیون کودک از پدیده گرسنگی رنج برده‌اند.



کودکان کار

امروزه، در سرتاسر جهان طبق گزارشی که سازمان یونیسف (صندوق کودکان ملل متحد)، در تاریخ ۱۱ ژوئن ۲۰۱۹ انتشار داده، در سراسر جهان ۱۵۲میلیون دختر و پسر (تقریبا از هر ده کودک، یک کودک) مجبورند برای چرخیدن چرخ اقتصادی خانواده کار کنند. اغلب آنها شغلی تمام وقت دارند. این کودکان به مدرسه نمی‌روند و تقریباً هیچ وقتی برای بازی کردن ندارند. بسیاری شان تغذیه یا مراقبت درستی دریافت نمی‌کنند. فرصت کودکی کردن از آنها گرفته شده است. بر پایه این گزارش، تقریبا نیمی از این کودکان در معرض بدترین انواع کار و استثمار قرار دارند: کار در محیط‌های مخاطره‌آمیز، کار به عنوان برده، یا دیگر اشکال کار اجباری، از جمله قاچاق مواد مخدر و روسپری‌گری و همینطور شرکت در نزاع‌های مسلحانه.

بنا به گزارش‌های یونیسف بیشتر این کودکان، یعنی تقریبا نیمی از آنها (۷۲ میلیون نفر) در آفریقا و ۶۲ میلیون در آسیا زندگی می‌کنند و بیش از ۷۰ درصد این کودکان در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند.

سازمان ملل متحد متعهد شده است که تا سال ۲۰۲۵ به معضل کار کودکان پایان دهد. یونیسف در گزارش اخیر خود تاکید دارد که شمار کودکان کار هر چند به شدت کاهش یافته اما روند این کاهش در سال های گذشته، کند شده است. یونیسف با انتقاد از کندی روند کاهش می‌گوید، اگر کاهش شمار کودکان کار به همین آهستگی پیش برود، در سال ۲۰۲۵ هم همچنان ۱۲۱ میلیون دختر و پسر کوچک در سراسر جهان مشغول کار خواهند بود.

واقعیات و آمار جدید یونیسف در روز جهانی مبارزه با کار کودکان

در گزارش جدید یونیسف آمده است که:

- در سطح جهان ۲۱۸ میلیون کودک ۵ تا ۱۷ ساله شاغل هستند؛

- در میان آنها، ۱۵۲ میلیون نفرشان کودک کار محسوب می‌شوند. تقریبا نیمی از آنها در شرایط مخاطره آمیز کار می‌کنند؛

- حدود نیمی از کودکان کار در آفریقا هستند (۷۲.۱ میلیون)، ۶۲.۱ میلیون در آسیا و اقیانوس آرام، ۱۰.۷ میلیون در قارۀ آمریکا، ۱.۲ میلیون در کشورهای عرب و ۵.۵ میلیون در اروپا و آسیای مرکزی؛

- تقریبا نیمی از همۀ ۱۵۲ میلیون کودکان کار ۵ تا ۱۱، ۴۲ میلیون ۱۲ تا ۱۴، و ۳۷ میلیون نفر آنها ۱۵ تا ۱۷ سال دارند؛

- کار مخاطره آمیز در کودکان کار بین ۱۵ تا ۱۷ ساله بیشتر شیوع دارد؛

- در میان ۱۵۲ میلیون کودک کار، ۸۸ میلیون نفر آنها پسر و ۶۴ میلیون دختر هستند.

- ۵۸ درصد همۀ کودکان کار و ۶۲ درصد کودکان کاری که شغل مخاطره آمیز دارند پسر هستند؛

- کودکان کار اکثراً در در بخش کشاورزی هستند (۷۱درصد) که شامل ماهیگیری، دامداری، جنگلداری، آبزی پروری می‌شود و همینطور کشاورزی معیشتی و تجاری را دربر می‌گیرد. ۱۷درصد این کودکان در بخش خدماتی هستند و ۱۲ درصد در بخش صنعتی از جمله معادن.

آمارهای رسمی ایران در خصوص کودکان کار

طبق آمارهای منتشر شده بین دو تا هفت میلیون کودک کار در ایران وجود دارد. و حداقل ۴ میلیون کودک و نوجوان ساکن ایران به مدرسه نمی‌روند. وضعیت این گروه بزرگ بازمانده از تحصیل که در میان آنها کودکان کار، بچه‌های مهاجر افغان، دخترانی که در سنین کم ازدواج کرده‌اند و دیگر دختران و پسران محروم از تحصیل به چشم می‌خورد. اين آمار با توجه به منابع موجود كشور رقم بسیار ناگواری است و می توان به جرات گفت که در صورت ادامه وضعیت موجود، اين امر موجب استمرار فرايند فقر برای این طیف از کودکان در سنین بزرگسالى می‌شود. در واقع هر ساله پاي تعداد بسيار زيادی از كودكان به محيط های كار، بـاز می شود. متاسفانه با وجود این همه کودک محروم از تحصیل در کشور، حتی در هنگام تعیین و تصویب بودجه سالیانه آموزش و پرورش، هیچ بودجه ای برای جلب و جذب این کودکان محروم از تحصیل اختصاص داده نمی شود. به راستی آمار فوق از کودکان محروم از تحصیل، چه معنایی جز این می تواند داشته باشد که آنها به نوعی به کاری در درون یا در بیرون از خانه مشغول هستند.

افزایش کودکان کار و خیابانی منعکس کننده افزایش خشونت علیه کودکان و بی‌حقوقی ‌و بی‌پناهی کامل آنان است. در جامعه ای‌که سن ابتلا به اعتیاد به زیر 10 سال رسیده، در جامعه ای‌که ده‌ها هزار کودک، فاقد شناسنامه بوده و از "اتباع خارجی‌" بشمار آمده و هیچ قانونی آنان را حمایت نمی‌کند و از بدیهی‌‌ترین حقوق اولیه انسانی از جمله حق آموزش و تحصیل باز می‌مانند



آموزش و تصویب قوانین موثر به نفع کودکان کار

سازمان‌ها و انجمن های مدنی و امدادگر بر این اعتقادند برای مقابله جدی و اساسی با کار کودکان باید دولت‌ها را مجبور کرد تا تحصیل در مدارس را اجباری کنند و سن قانونی برای اشتغال را به شکلی تعیین کنند که برابر با زمان پایان تحصیل در مدرسه باشد. یونیسف می‌گوید برای حفاظت کودکان از استثمار باید شرایط زندگی آنان را تغییر داد و بودجه بیشتری را به آموزش و پرورش کودکان و نظام‌های بهداشتی و اجتماعی اختصاص داد.

در واقع تصویب قوانینی مؤثر و کارآمد برای ممنوعیت کار کودکان و اجرای این قوانین، بهبود شرایط اقتصادی و آموزشی کل خانواده برای بی‌نیازی به کار کودکان و برخورداری از امکان تحصیل و آموزش رایگان می تواند موجب کاهش کار کودک در جامعه شود.


"فقر" و "بدسرپرستی" از دلایل اصلی کار کودکان در ایران

طبق آمار سایت‌های داخلی در ایران سه هزار "منطقه‌ی حاشیه‌نشین" و ۱۹ میلیون نفر حاشیه‌نشین وجود دارد و آسیب‌های اجتماعی ناشی از حاشیه نشینی در حال گسترش است. درصد زیادی از این محل‌ها، محل زندگی کودکان کار است. در ایران فقر به شکلی دردناک در حال گسترش و قربانی گرفتن است و تحریم ها این وضعیت را دشوارتر و سخت تر کرده است. وضعیت نامناسب اقتصادی و عاطفی در خانواده، اعتیاد و مهاجرت، بسیاری از کودکان را "بدسرپرست" کرده است. و بنا به نظر کارشناسان "فقر" و "بدسرپرستی" از دلایل عمده افزایش کار کودکان در ایران است. یونیسف دولت‌ها، جامعه مدنی و صاحبان صنایع را فراخوانده است که با ریشه‌های کار کودکان مانند فقر شدید، نبود امکان تحصیل و آموزش و تبعیض علیه دختران با شدتی بیشتر مبارزه کنند.

دنیای کودکی با کار کودک بپایان می رسد

کار کودک، حقوق اساسی کودکان را مورد تجاوز قرار می دهد. وجود کار کودک در جامعه يک فاجعه بزرگ انسانی است. کودکی که به دليل فـقر اقتصادی به محيط های کار کشيده می شود در واقع فـقر را در خود جاودانه می کند. امروزه بر همگان آشکار شده است که کار استثمارگرانه بر رشد جسمی کودک تأثير منفی دارد و سلامتی او بدين طريق به خطر می افتد. کار استثمارگرانه به رشد شناختی- عاطفی کودک از جنبه روانی آسيب های جدی وارد می سازد و بدين طريق احساسات و دلبستگی های او لطمه شديدی می خورد. اين کودکان به دليل کار طاقت فرسا با انواع و اقسام افسردگی ها، اضطراب ها و نگرانی ها مواجه هستند که اصلاً با سن آنها هيچ تناسبی ندارد. این کودکان به واسطه کار کردن در سنین پائین چنان فرسوده و پژمرده می شوند که در بزرگسالی نمی توانند بازده اقتصادی مفيدی داشته باشند. آنها در موقعیتی قرار دارند که بايد نقش بزرگسالان را انجام دهند و خيلی زود با دنيای کودکی شان خداحافظی می کنند و از آرزوهای شان دور می افتند. اين کودکان هيچگاه خاطره خوبی از دوره کودکی شان به ياد نخواهند داشت.

آمار سازمان یونیسف نشانگر این واقعیت است که جهان بشکلی ظالمانه و بی رحمانه کودکان را مورد بهره کشی مالی و جنسی قرار می دهد و دولت مردان برای بهبود شرایط زندگی اقتصادی و اجتماعی این کودکان کار، پروژه و یا برنامه موثری انجام نمی دهند و جهان کنونی همچنان با معضل کار کودکان باقی خواهد ماند

منابع:

-گزارش جدید یونیسف.

- آمارها و گزارشات سازمان های بین المللی مانند گزارش سالانه "سازمان جهانی تغذیه"، سازمان ملل، بانک جهانی

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد