logo





مشت‌های محکم و کوبنده‌ی «امام عزیز»

جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴ ژوين ۲۰۱۹

س. حمیدی

در سایت رسمی "دفتر حفظ و نشر آثار امام خمینی ره" مقاله‌ای از سوی یکی از مقلدان او انعکاس یافته است که در آن گفته می‌شود امام عزیز همواره با اعدام افراد "مفسد فی‌الارض" مخالفت داشت. چنین نوشته‌ای به حتم ادعایی بی‌پشتوانه بیش نیست. چون هواداران او بنا دارند تا با حقه‌هایی از این نوع، چهره‌ای دگرگونه از روح‌الله خمینی عرضه گردد. چهره‌ای که با سیمای خشونت‌آمیز او خیلی راحت به چالش برمی‌خیزد. ناگفته نماند که اصطلاح وارداتی و سامی "مفسد فی‌الارض" را روح‌الله خمینی با خود برای مردم ما سوغات آورد و آن را در دستگاه اجق وجق قضایی کشور نهادینه کرد.
موضوع ورود پرماجرای روح‌الله خمینی به ایران با همان سخنرانی او در بهشت زهرای تهران آغاز گردید. در همین سخنرانی بود که او "تو دهنی به این دولت" ‌زد و شاه را متهم ‌کرد که قبرستان‌ها را آباد کرده است. روح‌الله خمینی همچنین وعده داد که آب و برق را برای همیشه مجانی خواهد کرد. گرچه بعدها او از مجانی شدن آب و برق پا پس کشید، ولی بدون وقفه در ادامه‌ی سیاست‌ شاه، قبرستان‌هایی را آباد نمود که هرگز ابتکار آن از "اعلا‌حضرت" برنمی‌آمد. در عین حال خمینی بدون استثنا در همه‌ی روستاها و شهرهای ایران "لعنت‌آباد"هایی برآورد که در تاریخ ایران هرگز نمی‌توان به نمونه‌ای فراگیر از آن دست یافت. این سنت برای همیشه در تاریخ به نام روح‌الله خمینی ثبت گریده است.

اما پدیده‌ی تو دهنِ دولت زدن، برای توده‌های مردم تا آن زمان تازگی داشت. چون هرگز نشنیده بودند که سیاستمداری با این نوع از ادبیات سخن بگوید. به همین دلیل هم این جمله‌ی تاریخی همچنان پس از چهل سال خنده و استهزای مردم را برمی‌انگیزد. حتا برای گروه‌های اوباش، این نوع از ادبیات چنان شیرین می‌آید که آن را در محاوره‌ی عمومی خود به کار می‌گیرند. با این تفاوت که گاهی به جای فعل می‌زنم، فعل جدیدی می‌نشانند که بیش‌تر با دنیای روانی اوباش‌ها سازگاری و انس و الفت دارد.

در قالب‌ گفتاریِ روح‌الله خمینی، تودهنی زدن جایگاه ویژه‌ای داشت. چنانکه بعدها نیز ۶۵ نوبت از آن در سخنرانی‌هایش استفاده به عمل آورد. به عبارتی روشن، او هرکسی را با تودهنی ادب می‌کرد و بر جای خود می‌نشاند. با این رویکرد، نمونه‌های جدیدتری از رفتارهای اصغر قاتل یا رمضان یخی هم مشروعیت می‌یافت. چون آنان نیز به قصد ادب کردن دیگران، کاربرد مشت و تودهنی را واجب می‌شمردند.

در رفتار روح‌الله خمینی خشونت از هر جایی سر برمی‌آورد و این موضوع تنها در کارکرد لفظ عامیانه‌ی تودهنی محدود باقی نمی‌ماند. سیلی هم نمونه‌ای از همین واژه‌های خشونت‌آمیز به حساب می‌آید که در معنای آن چندان با تودهنی فرق و فاصله دیده نمی‌شود. همچنان که روح‌الله خمینی در سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش قریب 663 نوبت، کاربرد سیلی را غنیمت می‌شمارد. در همین متن‌های تاریخی او 166 بار هم سیلی محکم را به کار می‌گیرد. اما این سیلی‌های محکم را یا خودش به گوش و صورت این و آن می‌کوبد، یا قرار می‌گذارد که دیگران چنین رفتاری را مغتنم بشمارند.

ولی روح‌الله خمینی همیشه تنها به کاربرد سیلی و تودهنی قناعت نمی‌ورزید. گاهی هم مشت را بر جای آن دو می‌نشاند. چنانکه او در متن گفته‌هایش حدود ۲۳۸ نوبت از ترکیب وصفی مشتِ محکم سود می‌جوید. در عین حال گاهی نیز مشتِ کوبنده، به‌تر از مشت محکم به کارش می‌آمد. چون قریب چهل و یک بار هم برای دفع مخالفان خود، کاربرد مشت کوبنده را مناسب می‌بیند. البته تمامی این مشت حواله کردن‌ها، در رؤیا و خیال صورت می‌پذیرفت و او انتظار داشت تا دیگران نیز در نقشی از مقلّدِ صرف و بدون اراده، به چنین تکلیفی عمل نمایند.

آنوقت مشت‌های محکم و کوبنده‌ی "امام عزیز" در سرعنوان روزنامه‌های دولتی نقش می‌بست تا همگی از کوچک و بزرگ به اقتدار بی‌چون و چرای او گردن بگذارند. مشت‌های امام گاهی هم قوم و ملت یا حکومتی را به تنهایی هدف می‌گرفت. تا آن‌جا که به گمان خود با همین یک مشت، کشور و دولتی را به خاک و خون می‌کشید. حتا اکثر کشورها نمونه‌هایی از این مشت‌ها را نوش جان کرده بودند. شوروی، امریکا، انگلیس، فرانسه، عراق، مصر و عربستان (یا به قول او حجاز) همه از این مشت‌های کارساز و مردافکن بیش و کم سهم می‌بردند.

ولی هفته‌نامه‌ی گل‌آقا بدون آنکه نامی از "امام عزیز" ببرد این نوع مشت محکم کوبیدن را به استهزا می‌گرفت. چنانکه به طنز می‌نوشت که گروهی از بالادستی‌های حکومت ضمن مشت محکم کوبیدن، مچشان درد گرفته است.

با این همه، شکی نبود که "امام عزیز" تا حد مرگ از جاهایی موهوم می‌ترسید. چنانکه او ترس و واهمه‌ی خود از جهان بیرون را، با همین مشت‌ها تیمار می‌کرد. چون اگر قرار نبود بترسد این مشت و سیلی‌ها چندان لازم شمرده نمی‌شد. او خوب فهمیده بود که فحش دادن و هوار کشیدن یا مشت و لگد پراکندن هم، نوعی اهرم تدافعی به شمار می‌آید. اهرمی که چه‌بسا آگاهانه عمل نمی‌کند و در صورت لزوم حتا می‌تواند به شکل غیر ارادی نیز به کار گرفته شوند. او درس ناخوانده و به کلاس نرفته، تمامی فوت و فن روانشناسی کاربردی را از بر بود. همان طور که "اسماعیل تیغی" یا "علی سبیل" هم ضمن تجربه این نوع از روانشناسی را از بر کرده‌اند.

پس از انقلاب بهمن، رفتار "امام عزیز" از سوی مدیران نظام الگو قرار گرفت. به هر حال آنان مقلدان امام خود بودند و تقلید از او را بر خود واجب می‌شمردند. اما این خشونت‌ها دیگر فقط به گفتار محدود باقی نماند. چون کارگزاران حکومت نمونه‌های روشن و فراوانی از آن را در مدارس نیز به کار گرفتند. چنانکه مدیر و ناظم یا حتا معلم مدرسه، استفاده از مشت و تودهنی را برای آموزش دانش‌آموزان امری لازم می‌دید. آنوقت کارگزاران حکومت، پاسداران خود را به مدیریت‌ مراکز آموزشی گماشتند تا از رهنمودهای مشت‌زنی و لگدپراکنی "امام عزیز" چیزی فرونگذارند. با همین دیدگاه بود که کاربرد شیوه‌های ایذایی بیش از پیش در مدارس کشور پا گرفت و قداست یافت و سرآخر به نمونه‌های فراوانی از بچه‌بازی انجامید. در زندان‌های کشور هم مشت محکم سرآخر به شیوه‌های متحجرانه‌ای از تعزیر و شکنجه بالید. ولی همه‌ی این رفتارها به منظور تعلیم و تربیت و اصلاح جامعه صورت می‌پذیرفت. تازه هواداران "امام عزیز"، امام زمانی را آفریده‌ بودند که او نیز جهت اجرای عدالت اجتماعی، شمشیری را به خود می‌آویخت. یعنی قرار گذاشتند با کشتاری همگانی، جامعه را به اصلاح و عدالت بکشانند. همان راهکار خشونت‌باری که روح‌الله خمینی نیز از عملیاتی شدن آن هرگز غافل نمی‌ماند.

ناگفته نماند که سودجویی از مشتِ محکم را پیش از روح‌الله خمینی شماری از پیامبران سامی نیز واجب شمرده بودند. برای نمونه‌، موسا با استفاده از همین مشت کوبنده بود که برای اجرای عدالت ظالمی را نقش بر زمین کرد. موسا برای عملیاتی شدن عدالت از شیوه‌های رفتاری فرعون الگو می‌گرفت. همچنان که روح‌الله خمینی نیز بنا داشت با پدیده‌ی قصاص، حق مظلوم را از ظالم بازستاند.

اینک علی خامنه‌ای هم در الگویی از امام عزیز از کارکرد جادویی مشت محکم و مشت کوبنده یا سیلی و تودهنی زدن بازنمی‌مانَد. چون ادبیات گفتاری او نیز از چنین واژه‌هایی به فراوان سود می‌جوید. توضیح اینکه هر خواننده‌ای می‌تواند مستندات لازم را در این خصوص در سایت رسمی او ببیند. همچنان که سایت رسمی "دفتر حفظ و نشر آثار امام خمینی ره" هم در همین راستا، مستندات غیر قابل انکاری در اختیار ما می‌گذارد.

در سایت رسمی "دفتر حفظ و نشر آثار امام خمینی ره" مقاله‌ای از سوی یکی از مقلدان او انعکاس یافته است که در آن گفته می‌شود امام عزیز همواره با اعدام افراد "مفسد فی‌الارض" مخالفت داشت. چنین نوشته‌ای به حتم ادعایی بی‌پشتوانه بیش نیست. چون هواداران او بنا دارند تا با حقه‌هایی از این نوع، چهره‌ای دگرگونه از روح‌الله خمینی عرضه گردد. چهره‌ای که با سیمای خشونت‌آمیز او خیلی راحت به چالش برمی‌خیزد. ناگفته نماند که اصطلاح وارداتی و سامی "مفسد فی‌الارض" را روح‌الله خمینی با خود برای مردم ما سوغات آورد و آن را در دستگاه اجق وجق قضایی کشور نهادینه کرد.

جالب آنکه در همان سایت، مقاله‌ی دیگری نیز در پایین مقاله‌ی پیشین آورده‌اند که در آن کسی از قول روح‌الله خمینی می‌نویسد: "تنها مفسدین را اعدام کنید". متن یاد شده با همین رویکرد، مستندی غیر قابل انکار به دست می‌دهد که گویا مأموران حکومت غیر از "مفسدین"، کسان دیگری را هم به اعدام سپرده‌اند. به طبع وقتی که مشت‌های محکم و کوبنده ارتقا یافت و بالید، سرآخر از اعدام مفسدانی سر بر می‌آورد که بنا به تأکید اندرونی‌های حکومت هرگز مفسد نبوده‌اند. سنتی از روح‌الله خمینی که تا به امروز بدون کم و کاست به کار گرفته می‌شود.




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد