logo





دست: از نگاه یک سراینده

چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۲ مه ۲۰۱۹

دکتر منوچهر سعادت نوری



دیشب کنار و همدم_ پیمانه بوده ایم
دست بوس، نزد_ دلبر جانانه بوده ایم
پیمانه ، بود و باده و بزم ، اما
از عطر یار سرخوش و مستانه بوده ایم
*
ناگهان ، ‌توفان فتد ، بر سر زمین/ برکند از بن ، بنای_ جهل و کین
آتشی آید ، به سو زد جاهلین/ هم به خشکاند ، تبار کاهلین
بردگان _ هادی زرق و ریا/ بس گریزان ، ا ز یسار و از یمین
بندگان _ وادی صد ق و وفا/ مستقر ، بر مسند _ علم و یقین
از تبسم ، چهره ‌ها گیرد حیات/ زندگی ، با عشق و شادی‌ ها قرین
منظر و رخسار_ زن ، یابد نشاط/ هم مقام و منزلت ، بر او بهین
بس سرود_ عشق، بارد ز آسمان/ چونکه عشق است ، برترين آ ئین و دین
حافظ_ آینده بين ، خوانده ست عیان
حق نجسته ست دست_ اهریمن، نگین
حق "نجسته ست دست_ اهریمن، نگین" اشاره به این سروده ی "حافظ" است
من آن نگین سلیمان ، به هیچ نستانم/ که گاه گاه بر او ، دست اهرمن باشد
همای ، گو مفکن سایه ی شرف ، هرگز/ در آن دیار که طوطی ، کم از زغن باشد
*
آن شب که ماه بود و فروغ ستاره بود
بر آسمان چشم تو ما را نظاره بود
آن شب فضا ، همه عطر تن تو داشت
هر رایحه ، ترانه ای از عشق می نگاشت
آن شب نگاه تو غزل عشق می سرود
ابیات آن نگاه ، به جان داد تار و پود
آن شب تمام جان و تن آتش گرفته شد
گل های عشق در بر ما ، نو شکفته شد
آن شب که دست عشق تو و من به هم فشرد
غم از میانه رفت و ره نیستی سپرد
آن شب که فصل عشق ورق خورد در کتاب
چشمان ما یکی شد و بیگانه شد ز خواب
آن شب نشد فسانه و پاینده هست هنوز
بر صفحه ی خیال ، درخشد بسان روز
دكتر منوچهر سعادت نوری
*
متن کامل
https://saadatnoury.blogspot.com/2019/05/blog-post_19.html
*
آرشيو مقالات و سروده ها
http://asre-nou.net/php/ar_author.php?authnr=1023<7a>

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد