logo





آژیرِ جَنگ

شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۸ مه ۲۰۱۹

آبتین آیینه



سُروده ای از آبتین آیینه
برگرفته از دفترِ آماده ی چاپِ واپسین شکست

برای سرورِ سربدار دکتر عاملی تهرانی (آژیر)
که مهرِ میهنی، جهان بینیِ ایرانگرایی و آژیرِ هشدارش
نگینِ نگاهِ هر نگارِ گشته است.

سپه را بیارای و آژیر باش
شب و روز با تَرکش و تیر باش
فردوسی

آژیرِ جَنگ

هنوز آژیرِ خُروشانِ سیلاب
فرجامِ سرانجامِ گِل نشستگان
بر سه چهارمِ خاکِبانو ی میهن:
خوزیان، لُران، کُردان، بَلوچستانیان، گُلستانیان
و ... روی از رویداد و جوی جُستار نگشتانده اند

گِلستانها، گهواره های آشیانه ی آوارگان
آوارِ دیوارهای دیدارِ بر هر تنِ تنیده
بر خاکِ خسته زمینگیر گشتانده اند

تا این گیرِ گلوی زمینگیر هرگز
زمانگیر گیره ی خیزِ خیزش
همگانی، چکانده نشود

تا در این بزنگاهِ هنگامه
آژیرِ آونگِ جنگ درمانی
آهنگِ شیپورِ اسلام رهایی را
سازِ سامانه ی ساماندهی بگردانند

تا آژیرِ سرورِ سربدار و سُروده ی زهرخندش
بر گوش ها نواخته و بر چشم ها نگار نگردد

«رازی نیافت جز آنکه نتوان گفت
رازی نگفت جز آنکه نتوان یافت»

او رازِ نیرنگ در بسترِ اندیشیدن*
و ژرفای جهان بینیِ ایرانگرایی
مینای کیمیا، رازِ آهنگِ خونهای*۲ ریخته را
آژیرِ هُشدار گرداند که در هم همه ی رمگیِ همگان
ناشنیده ناخواند بی نگار، پدیده ی ناپدیدار گشتاندند

تا تاخت و تازِ خمینی و خلخالی
دوره ی درازِ دیگربار را
کارزارِ جنگی گردانند

تا ای یاران (عیاران)؛ سربدارانِ دلاورِ میهن را
چونان آژیرِ سربدار، با تُندرِ تیر بر تن هایشان
بی درنگ و پُر شتاب تیرباران کنند

تا یادِستانِ کُشتارِ ایرانیان
در درازای چهارده سده
هر دم، دمادم بر روانِ جان ها، جانسوز
سینه سوخته دلباختگانِ بیمِ ترس را گسترده
فرجامِ سرانجامِ گسستگی ایران را گسترش
دامنه ی دامِ اسلام را گیتی گستر گردانند

تا دیگربار فرِ فَروَهَرِ داریوش*۳
از سیمای او دور و کور گردد
فرجام خواهیش از خمینی
شیرآژیرِ دربند را
از چنگالِ خلخالی باز نگرداند

تا دامِ سخنِ ایران نگار تخت
کامِ رهاییش کامبخش
کامیاب، تاج نگردد

تا دیگر آژیرِ هُشدار
هُشدارِ کُشتارِ دیوانِ اسلامستانِ الله
در گِلستانِ میهن، خوابِ بانوی خاک گردد

تا ریزگردها بر گِرداگِرد تن ها انباشته
انبوهِ تندیس ها از دیدنِ درشتگردها
و جن های قرآن، واژگون بُگریزند

تا آهوی آرزوی آزادگان
چونان شبنبمِ شبدرِ شمیده
چِک چِک، چِکیده خُشکیده شود

تا آذرِ آزادی و آبانِ آبادی
بر اَشکِ آهوان و آبشارِ آه:
نابینایانِ شهرِ کورانِ گهواره ی گیتی
هیچگاه رُخ نگشایند

تا پس از فریبای فریب درمانی
و دوزخِ دروغ درمانی
بازهم واپسین بختِ ماندگاری خویش را
با جَنگ درمانی، درمانگاه گردانند

تا کی و کیان از کجا
آذرخشِ بیداری و هوشیاری
از پیش از هر پگاه تا پسِ هر شبانگاه
آوردگاهِ آژیرِ بنفش بر دیوانِ قرآن را
زهرخند*۴ نواخته بگردانند

تا آزادی را بانگ فریاد
دلاوری را دادگرِ هر داد؛

ای داد ای داد، داد از بی داد!

یا مُردن یا ماندن یا نبودن یا بودن

یا نیستی یا هستی یا مرگ یا آزادی

بر بامِ آرزو: گامِ آغازینِ
راپرینِ (انقلابِ) نوین
پیمانه ی پیوند، همگام و همرزم
واپسین پیامِ آژیر «به ایران بیاندیشید»
بسترگاهِ پایندگی ایرانیان بگردد

بدینسان ایران را پس می گیریم

تا دیگربار ایران را پس ندهیم.




اردیبهشت ماه ۲۵۵۸ ایرانی
مه ۲۰۱۹ ترسایی (میلادی)
گوتنبرگ- سوید


پانویس ها:

* *۲ نگینِ نگاه به نگارشِ «نیرنگ در فلسفه» و دفترِ «آهنگ های خون» نگارشهای دکتر عاملی تهرانی است.

*۳ نگینِ نگاه به درخواستِ جاوید نام داریوش فروهر برای آزادی دکتر عاملی تهرانی چهره ی اندیشمندِ ایرانگرا، جانشینِ خردمندِ راهبری پان ایرانیست و درخشانترین وزیرِ دکتر شاهپور بختیارِ است که خمینی درخواستِ داریوش فروهر و دیگر چهره های هم اندیش او را در گامِ نخست پذیرفت. سپس هنگامی که داریوش فروهر فرمانِ او را برای آزادی دکتر عاملی تهرانی به زندان می برد در میانراهِ زندان خمینی با فرمانی دیگر از خلخالی خواست پیش از رسیدنِ فرمانِ نخست با این فرمان بی درنگ اندیشمندِ ایران نگار را تیرباران کند.

*۴ نگینِ نگاه به «زهرخند» یکی از واپسین سُروده های جاوید نام دکتر عاملی تهرانی می باشد که پس از آشکار گوییش: آتش کشیدنِ بیش از ششسد تن در سینما رکسِ آبادان به دست دیوزاده های اسلام، نگاشته شده است. از او خواسته شد دامِ سخنِ آتش کشیدن را بربندد تا از کام رهایی کامبخش، کامیاب گردد. دکتر عاملی تهرانی کام ماندگاریِ جاویدان را برگُزید.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد