logo





موج

چهار شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۵ مه ۲۰۱۹

فرخ ازبرى

farrokh-Azbari.jpg
روزگاريست ز خود دورم و از من خبرى نيست
مثل موجى كه ز خود گشته رها جان و سرى نيست

به پر عشق ببستيم همه جان و جهان را
بگذر از قفس ما كه دگر بال و پرى نيست

تا در اين خانه تنها نفس عطر تو باقيست
پيش اين مرغك باران زده جاى سفرى نيست

به تمناى تو رفتيم دم مرز شقايق
منم و صاعقه، خاكستر ما را شررى نيست

آهوى چشم تو يك شب به در خانه دل زد
اشك من گفت خدا را تو بگو كه سحرى نيست

چو بنفشه سر اندوه به زانو زده ام باز
كه در اين گردش ايّام چو من در بدرى نيست .

فرخ ازبرى _ آلمان
٢٨ آپريل ٢٠١٩




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد