logo





چند شعر از عسگر آهنین

چهار شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۳ مارس ۲۰۱۹

عسگر آهنین



خانه تکانی

-----------
بهار می آید
دوباره وقت خانه تکانی ست
با خاطرات کهنه چه باید کرد؟
۱۳ مارس ۲۰۱۶

بوی گلاب

دچار چنان خواب عمیقی شده بودم
که دیگر رویاهایم را نیز
به یاد نمی آورم
تنها چیزی که از شب گذشته به جا ماندست
بوی گلاب پرده های پنجره هاست
شاید جایی در رویاهایم
فصل گلاب گیری بود؟
۱۲ مارس ۲۰۱۷

زمزمه

---------
کمی تحمل کن
بهار که آمد
در سایه هم جوانه می روید
۱۱ مارس ۲۰۱۵

با هم به جستجوی گل سرخ

----------------------------------
کسی نمی تواند بگوید
مرز خداحافظی کجاست
پیش بینی عمر ردّپایی بر شنزار ثانیه ها
از عهده ی چه کسی بر می آید؟
به جای آن که پشت مرزهای فاصله ها عمر بگذرانیم
چرا نباید در این فضای مه آلوده
با هم به جستجوی گل سرخ گام برداریم؟
شاید که رنگ و بوی گل سرخ
شفا بخش دل غمزده مان باشد.
۱۱ مارس ۲۰۱۳

درختکاری

----------
روز درختکاری
در خاوران
درخت سرو بکارید
تا یاد کشته گان
همیشه سبز بماند
شاید که نسل های آینده
از سروها بیاموزند
که گوسپند های مومن
درنده تر از گرگ های بیابانند
۱۰ مارس ۲-۱۹

راه

-----------
مقصدی بود، ولی راه نبود
راه، پیدا شد و ُ همراه نبود
تا بدانم رَه و ُ همراه، منم
مقصدی گمشده در خویشتنم
۱۰/ ۳/ ۲۰۱۱

جایگاه و نگاه

----------------
یک صندلی برای تماشای افق ها
بالای ابرها بگذاریم
تا رنگ های جهان را دریابیم
زیرا که جایگاه ما نگاه ما را
تعیین می کند.
۹ مارس ۲۰۱۲

چرا بهار نمی آید؟

--------------------
هوا، هوای صبحدمان بود
سکوت،
روی پرده سنگینی می کرد
یک لحظه پرده را کنار زدم
گلی شکفته ندیدم
"چرا بهار نمی آید؟"
پرسیدم وُ زن همسایه را،
در باغچه، مشغول گلکاری دیدم
۸ مارس ۲۰۱۴


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد