logo





ترمه

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۱ مارس ۲۰۱۹

علی اصغر راشدان

Aliasghar-Rashedan05.jpg
چندترانه خواندی وادعاکردی خیلیهادلشان برای قلکت لک زده. بله، صدات رنگ وزنگ ونرمی ترمه رادارد. نرمش وبه بازی گرفتن اندام، حرکات، اشارات، ترفندهای نگاه، چشم وابرو، لب ودهن وچهره، سروگردن، وجنات، مخصوصاخنده های به موقع ودرلحظات خاصت، هنرمندانه بود. هنربازی گری وصحنه آرائیت، خوانندگیت راتحت تاثیرقرارمیدادویک جورائی خفه می کرد.
زنده یادمهین خانم اسکوئی که درحدهفت هشت جلسه فرهنگی، افتخار آشنائی باایشان راداشتم، استادیکتائی بوددرزمینه تاتر. کلاسهای تاتر اسکوئی ها درزمان خود، مشهورخاص وعام بودند. بزرگترین هنرمندهاوهنرپیشه های تاترو سینمای هنری ومردمی کشورمان، دست پرورده ی کلاسهای اسکوئیهابودندو تاهنوزهم هستند. اولین وکلیدی ترین نکته ی سبک این کلاسهااین بودوهست: روی صحنه، خود، تماشاچی، عشق، عروسی، عزا، فامیل، خانواده، مناسبات، کسب وکاروتمام دنیاومافیهارابایدبه بادنسیان سپرد. باتمامی ذرات تن وجان، بایددر عمق نقشی که روی صحنه می آفرینی فروروی. باکاراکتری که بازیگرنقشش هستی، بایدیکی ومطلقاازخودرهای شوی...
گفته شده روی صحنه خودوتماشاچی رانادیده بگیر، نگفته اندتماشاچی رابچه بگیروعوام به حساب آور. گذشته ازاین، ترمه خانوم خودرافراموش نمیکردکه هیچ، چندبرابرهم می دید. باسه چهارترانه مانند، نمیشودبلیط فروخت، شب وجلسه اجرای موزیک گذاشت. نتیجه چه میشود؟ بایدازکتاب دیل کارنگی، تکه برداری وجلسه رالایه گذاری ووقت راپرکرد. گاهی آخوندشد، رومنبرموعظه رفت وپندو اندرزداد. گاهی معلم دوره ی ابتدائی شد، تماشاچی رابچه وساده لوح به حساب آوردوباتکرارمشمئزکننده ی کلمه« عزیزدلم »، هدایتش کرد. اینهاچه ربطی به کنسرت وجلسه موزیک داشت ودارد؟ این پاکت چه داردکه دادی دست تماشاچی؟ که طی نامه هائی ازهنرت تعریف کنند؟ ازکدام هنرت؟انشاهای برگرفته ازکتاب دیل کارنگی؟ یاهدایتهای کودکانه ی صدتایک غازت؟ یاتعریف های مردرندانه ازخودت؟ درکنیافیلم برداری داشتم، همزمان، درتهران روی صحنه ی تاتربودم. توهواپیماخانم دکتری گفت « کشته مرده ی ترانه قلک توام.»، فداکاریهاکردم وبوسیله مریدم، خانم دکتر، دختربچه کنیائی رانجات دادم! تواین پاکتی که به من دادی، ازکدام شاهکارت تعریف وتمجیدکنم! ترمه خانوم خواننده، هنرپیشه تاتروسینما، موعظه گروهدایت کننده ی بچه های دوره ی ابتدائی!....
خلاصه ی کلام، ترمه خانوم، مشهورشدن درهرنوع هنر، دستپاچگی برنمی دارد. تماشاچی راعوام الناس وساده لوح فرض کردن وباانواع ترفندهاوچشم بندیها، خودراحقنه کردن برنمیدارد. بگذریم ازاین که بیشترتماشاچیهای سالهادورافتاده ازفرهنگ ورسم وراه روزمره ی وطن هم، عوام زده وتنهابه خاطرعرض اندام، به جلسات امثال شمامی آیند، نمونه ش همان جیغ ودادوسوت بلبلی زدنهای بیمورد، شبیه سوت بلبلی زدن برای خواننده باباکرم!قضاوت نهائی، سرباززدن آن دختراز ترجمه چیپ گوئیهای بی موردبود، درپایان مثلاکنسرت! (گرچه کارآن دخترهم روی صحنه، عملازشت ومشمئزکننده بود.)امایک اقلیت اهل هنروفرهنگ وفهم ودلسوخته هم درمیانشان بودودربیشترکنسرتهاهست، بایدحرمت آنهارامحترم می شمردی، که نشمردی...
ترمه خانوم،درهنربایدتمام هستی راگذاشت. ملکه هنرطالب تمامی وجود هنرمنداست. ملکه هنرخیلی حساس وحسوداست، متوجه شودکه به بازیش گرفتی، وسیله خودشیفتگی هات کردیش، نردبان بلندپروازیهائی کردی که شایسته ش نیستی، وسیله ی کاروکاسبی وکسب شهرتش کردی، درپای سگ وگربه ی قدرتمدارهاریختی وباهاش دغل بازی کردی، خاکسترنشینت میکندوول معطلی. ترمه خانوم، درهنربایدخالص ومخلص بود، ازهمه چیز دست شست، باهنر، نبایددنبال نان ونام بود. تمام عمربایددودچراغ موشی وخاک صحنه خورد. ملکه هنرذلیل وزمینگیرت که کرد، همه چیزت راتملک که کرد، ازهمه ی مواهب زندگی محرومت که کرد، به تمامی معنی به بندت کشیدویک عمربرده ی خودش که کرد، باهزارنازوعشوه، جمال وکمال عرضه وپرتوافشانی می کند، قدم رنجه می فرمایدودست نوازشش شامل حالت می شود. درغیراین صورت، عرض خودمریزو نقش بازی مکن! برونامه معروف چارلی چاپلین به دخترش رابخوان وحفظ کن....

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد