logo





هیئت دبیران موقت برای ساماندهی شورای مدیریت گذار

اعتراف گیری زیر شکنجه نشانه هراس رژیم از اوجگیری اعتراضات سراسری است

سپیده قلیان و اسماعیل بخشی باید هرچه زودتر آزاد شوند

شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۶ ژانويه ۲۰۱۹

به باور ما در پس این اعتراف گیری و مستند سازی شکست خورده، هراس رژیم از فراروییدن اعتراضات صنفی به سیاسی و مقاومت مدنی و اعتصابات سراسری متکی بر آگاهی اجتماعی کارگران و همه عدالت خواهانی است که دیگر باوری به کارآیی این حکومت برای حل مشکلاتشان ندارند و در اعتراضات مستقل و خودسامانگر، با تکیه به توانمندی صنفی و رهبرانی که از دل این آگاهی بر می خیزند، کسب حقوق مسلم خود را جستجو می کنند.
نمایش تلویزیونی اوراق بازجویی و اعترافات زیر شکنجه فعالان کارگری اهواز در برنامه ای به نام "طراحی سوخته"، جلوه دیگری از استیصال سیاسی جمهوری اسلامی و رفتار ضد انسانی ارگان های امنیتی درقبال جنبش های اعتراضی رو به اوج در ایران است.
قربانیان این دور از اعترافات تلویزیونی، آقایان اسماعیل بخشی و علی نجاتی کارگران نیشکر هفت تپه و خانم ها سپیده قلیان و عسل محمدی کنشگران مدنی بودند که در جریان اعتراضات کارگری اهواز بازداشت و همراه تعداد دیگری از معترضان به زندان اطلاعات این شهر منتقل شدند.

اما شجاعت مدنی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در افشای شکنجه های جسمی و روانی خود و دیگر بازداشت شدگان و به چالش کشیدن علنی ارگان های امنیتی، به ویژه دعوت اسماعیل بخشی از وزیر اطلاعات کشور به مناظره در مورد شکنجه هایی که در زندان اهواز بر او اعمال شده، رسوایی این اعتراف گیری را در برابر افکار عمومی ایران و جهان قرار داد.

افشای آنچه بر اسماعیل بخشی و سپیده قلیان گذشته، به انتقام گیری دستگاه های امنیتی از این شهامت مدنی و بازداشت مجدد آن ها انجامید. سپیده قلیان در فاصله دو بازداشت و در یک ویدیوی ضبط شده خواهان برگزاری دادگاه علنی با حضور خبرنگاران شد و پدر او از رفتار وحشیانه ای که هنگام بازداشت بر دیگر اعضای خانواده رفته پرده برداشت.

به باور ما در پس این اعتراف گیری و مستند سازی شکست خورده، هراس رژیم از فراروییدن اعتراضات صنفی به سیاسی و مقاومت مدنی و اعتصابات سراسری متکی بر آگاهی اجتماعی کارگران و همه عدالت خواهانی است که دیگر باوری به کارآیی این حکومت برای حل مشکلاتشان ندارند و در اعتراضات مستقل و خودسامانگر، با تکیه به توانمندی صنفی و رهبرانی که از دل این آگاهی بر می خیزند، کسب حقوق مسلم خود را جستجو می کنند.

خودآگاهی بالای جامعه نسبت به ورشکستگی مستند سازی های امنیتی نیز به آن حد رسیده که روز دوم بهمن ماه یعنی سه روز پس از پخش آن، گروه بزرگی از مردم با نفی کامل چنین شیوه هایی با تجمع در برابر وزارت کار فریاد سر دادند: "شکنجه، مستند، دیگر اثر ندارد"

این ورشکستگی مدت هاست که برای کارگزاران اتاق های تمشیت رژیم نیز روشن است. غنچه قوامی شهروند ایرانی – بریتانیایی که پیش از این به اتهام "تبلیغ علیه نظام" در زندان برای اعتراف گیری شکنجه شده بود روز دوم بهمن در توییتر خود نوشت: "به بازجو گفتم: واقعا فکر می کنید مردم این اعترافات تلویزیونی را باور می کنند؟ گفت: "مهم نیست، باور نکنند. مهم این است که باور کنند ما می توانیم اعتراف بگیریم."

سرگذشت اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، علی نجاتی، عسل محمدی و ده ها کارگر بازداشت شده دیگر در زندان اطلاعات اهواز، سرگذشت یگانه ای نیست. چهل سال است که از اولین روز انقلاب تا کنون، مردم ایران شاهد شکنجه ها و اعدام های فردی و جمعی ده ها هزار هموطن ما در زندان ها و شکنجه گاه های حکومت اسلامی بوده اند. ما ضمن محکوم کردن این جنایت ها اطمینان داریم که حتی در ارگان های اطلاعاتی و امنیتی رژیم هستند کسانی که از اسناد و شواهد چنین رفتارهای ضد بشری برای سپردن به داوری تاریخ و ارائه به دادگاه های ذیصلاح پس از استقرار دموکراسی در ایران نگاهبانی می کنند.

هیئت دبیران موقت برای ساماندهی شورای مدیریت گذار
۱۳۹۷ چهارم بهمن ماه


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد