logo





اولین اعتصاب

پنجشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۴ ژانويه ۲۰۱۹

مجید نفیسی



خانم زرقونی خوب بود
و آقای صالحی حتی خوبتر.
اولی به انشایم بیست داد
که مرا به نوشتن کشاند
و دومی .... نمی‌دانم
چرا همه دوستش داشتیم.

آن روز که شنیدیم
دارد از دبستان ما می‌رود
تا جایش را آقای ششبلوکی بگیرد
اعتصاب کردیم
و به کلاس نرفتیم
در حیاط جمع شدیم
پا به زمین کوبیدیم
و مشت به آسمان
و یک صدا فریاد کشیدیم:
"صالحی خوبست!
ششبلوکی بدست!"

ششبلوکی هم بد نبود
از آقای صالحی خواست
به کلاس بیاید
و با ما وداع کند.

او را به یاد می‌آورم
صدایش می‌لرزید
و چشمهایش تر بود.

مجید نفیسی
بیست‌و‌یکن ژانویه دوهزار‌و‌نوزده


First Strike


Mrs. Zarqooni was good
And Mr. Salehi even better.
The first gave my composition an A+
Which drew me to writing
And the second …I don’t know
Why we all loved him.

The day we heard
He was leaving our school
To be replaced by Mr. Sheshbolooki
We went on strike
And did not go to class.
We gathered in the yard
Hit feet to the ground
And waved fists in the air
Shouting in one voice:
“Salehi is good!
Sheshbolooki is bad!”

Sheshbolooki was not bad either.
He asked Mr. Salehi
To come to our class
And bid us farewell.

I remember him.
His voice was trembling
And his eyes were wet.

Majid Naficy
January 21, 2019


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد