logo





کیمیا در برخی از سروده ها

جمعه ۱۶ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۷ سپتامبر ۲۰۱۸

دکتر منوچهر سعادت نوری

بسیاری از سرایدگان در سروده های خود به "کیمیا" اشاره کرده اند. گلچینی از سروده های کهن و این زمانه را پیرامون این موضوع با یکدیگر مرور می کنیم:
همان دیده‌بان دار و هم پاسبان/ نگهبان لشکر به روز و شبان
من اکنون بسازم یکی کیمیا/ چو اسفندیار آنک بودم نیا … : فردوسی
*
آخر ای جان اول هر چیز را/ منتهایی منتهایی منتها
یوسفا در چاه شاهی تو ولیک/ بی لوایی بی‌لوایی بی‌لوا
چاه را چون قصر قیصر کرده‌ای/ کیمیایی کیمیایی کیمیا… : مولوی
*
ای نظر آفتاب هیچ زیان داردت/ گر در و دیوار ما از تو منور شود
گر نگهی دوست وار بر طرف ما کنی
حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود…: سعدی
*
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی/باشد که از خزانه غیبم دوا کنند… : حافظ
*
دل چو خونین لجه و چون کشتی بی‌بادبان/ روح من سرگشته در غرقاب محنت ‌زای او
کیمیای فکرت من ساخت زر از خاک راه/ باز آن زر خاک شد از تاب استغنای او
خوشتر است از سیم و زر در چشمم آن خاکی کز آن
بردمد با کاسهٔ زر نرگس شهلای او… : ملک ‌الشعرای بهار
*
سیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید/ به ترک خواب نگفتیم و صبحدم خندید
ز تیغ بازی گردون هواپرستان را/ نفس برید ولی رشته هوس نبرید
چو مفلسی که به دنبال کیمیا گردد/ جهان بگشتم و آزاده‌ای نگشت پدید…: رهی معیری
*
براه افتادی، سیم جاده غرق نوا شد/ در کف تست رشته ی دگرگونی
از بیم زیبایی می گریزم و چه بیهوده فضا را گرفته ای
یادت جهان را پر غم می کند و فراموشی کیمیاست…: سهراب سپهری
*
اینجا ، زمان طلاست/ هر لحظه اش به. قیمت اکسیر و کیمیاست
اما ، ضمیر من تقویم بی تفاوت شب ها و روزهاست/ اینجا، غروب، رنگ جنون دارد
باران، صدای گریه ی تنهایی است/ چشم ستارگان همه نابیناست… : نادر نادرپور
*
آنجا شگفت انگیز دنیایی ست/ دروغ و دشمنی فرمانروایی می کند آنجا
طلا، این کیمیای خون انسان ها/ خدایی می کند آنجا… : هوشنگ ابتهاج
*
این صدا که خاک را به خون و خاره را به لاله می کند بدل
این صدای سحر و کیمیای کیست؟
این صدا که از عروق ارغوان و برگ روشن صنوبران/ می رسد به گوش
این صدا خدای را صدای روشنای کیست؟ دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
*
قلب دنیا ، آن زمان ها بود پاک/ آنچه شد ورد زبان ، بود آب و خاک
لفظ ايران ، مظهر فرهنگ و نام/ سوی عرش و تا ثریا ، داشت گام...
چون چهل سالی، حیات ما گذشت/ چرخ گردون، شیوه ی دیگر به گشت
عصر و عهد كهنه ای ، آمد پدید/ خیل خو نخوار پلیدی ، سر رسید
حکم و امر و قالب_ نا مردمی/ غالب آمد ، بر جهان_ آ دمی
گوهر ناب فضیلت گشت همچون کیمیا
بس رذیلت بهر ناکس مردمان شد رهگشا

دکتر منوچهر سعادت نوری
*
همچنین نگاه کنید به
کیمیا در سروده ها: تارنمای لغت نامه ی دهخدا
کیمیا در زنجیری از سروده ها: تارنمای گنجور
کیمیا در گلچینی از سروده ها: تارنمای جستجو
پژوهشی پیرامون واژه ی کیمیا
*
متن کامل:
http://saadatnoury.blogspot.com/2018/09/blog-post_4.html
*
آرشيو مقالات و سروده ها
http://asre-nou.net/php/ar_author.php?authnr=1023




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد