logo





فوتبال ادامه سیاست است با وسایل دیگر

(بمناسبت جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ )

دوشنبه ۴ تير ۱۳۹۷ - ۲۵ ژوين ۲۰۱۸

ماشااله رزمی

mashallah-razmi.jpg

استفاده از ورزش با انگیزهای مبارزاتی در تاریخ ما ریشه های کهن دارد . نهضت سربداران در زورخانه هاپایه گذاری شده و زورخانه برای آنان محل تجمع ، آموزش سیاسی ـ عقیدتی وتمرینات بدنی بوده است .زمانی که مخالفان حکومت حق حمل سلاح نداشتند سربداران ابزار ورزشی زورخانه را شبیه سلاحهای جنگی آن روزگارااتخاب کردند ومیل و کباده و تخته را بجای گرز و کمان وسپروسیله تمرین نبرد با سلاحهای واقعی درموقع لزوم نمودند.
یکصد وپنجاه سال پیش هنگامیکه انگلیسی ها برای مبارزه با ورزش های خشن و خطرناک فوتبال رابا هفده قاعده ساده پایه گذاری کرده و توسعه دادند هیچکس فکر نمی کرد که معجزه توپ گرد در قرن بیستم جهانگیر و به سیاسی ترین ورزش دردنیا تبدیل گردد.توسعه فوتبال در قرن نوزدهم با توسعه استعمار انگلیس همراه ونوعی توسعه فرهنگی انگلیس در مستعمرات بوده است . درآمریکای لاتین گسترش فوتبال باگسترش نفوذ انگلستان واز بین رفتن استعمار اسپانیا و پرتقال همزمان است بهمین جهت مورخین انگلیس گلوبالیزاسیون فوتبال را گلوبالیزاسیون انگلیسی یا« انگلوبالیزیشن» می نامند وگاها نیز ازآن بعنوان گلوبالیزاسیون موفق و خوشبخت نام می برند.جالب است که فوتبال درهندوستان که بزرگترین مستعمره انگستان بود دیرتر ازهمه جا رایج شده زیرا هندی ها با پای برهنه کریکت بازی می کردند و حاضر نمی شدند کفش چرمی بپوشند و برتوپی که از چرم گاو درست شده بود ضربه بزنند و فوتبال بازی بکنند

فرانسه نیز درجهانی شدن فوتبال نقش جدی بازی کرده است و توسعه این ورزش درآفریقا اغلب توسط مبلغین مسیحی فرانسوی صورت گرفته است .آنان فوتبال رابعنوان وسیله ای برای کاهش خشونت وبه نظم در آوردن مردمان بومی رایج می کردند. بنیانگذار جام جهانی فوتبال نیز یک فرانسوی سوسیال مسیحی مومن بنام «ژول ریمه» می باشد وی که به جنبه های تربیتی و آموزشی فوتبال توجه داشت ودرفکر یونیورسالیزاسیون آن بود درسال 1930 ایده جام جهانی را عملی کرد و اولین جام جهانی درکشور کوچک اوروگوئه برگزارگردید .

فوتبال درایران با تاسیس شرکت نفت ایران وانگلیس شروع شده است بهمین جهت سال های سال فوتبالیست های آبادان قوی ترو کار آزموده تر ازسایر فوتبالیست ها بودند زیرا شرکت نفت امکانات ورزشی و حقوق بازیکنان را تامین می کرد.با تاسیس دانشگاه و کشیدن راه آهن بتدریج تیم های فوتبال دیگر تشکیل وبه رقابت با یکدیگر پرداختند.

از دوران باستان همواره ورزش مورد توجه دولتها بوده است . شعار ژول سزار امپراطور روم باستان برای توده هاعبارت بود از «نان وبازی» البته در آن دوران محبوب ترین بازی رومی ها« جنگ گلادیاتورها»بودکه با مرگ گلادیاتور مغلوب پایان می یافت .این بازی، مرگ وخشونت را که امپراطوری روم برای نگهداری قدرت بدان نیاز داشت درمیان مردم رایج می نمود وبه امری عادی تبدیل می کرد...

امادرزمان ما اولمپیک وجام جهانی فوتبال به سمبل های گلوبالیزاسیون وصلح و تولرانس فرهنگی تبدیل شده اند. نوعی ازگلوبالیزاسیون که هیچ دولت وملتی مخالف آن نیست وبرعکس ملت ها و دولتها درتلاشند تا در بالاترین رده این گلوبالیزاسیون قرار بگیرند. زیرا فوتبال چیزی بیش از یک ورزش است ومنافع اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی در آن وجود دارد و برخلاف بسیاری از ورزش هاکه جنبه طبقاتی دارند ، فوتبال همه اقشار اجتماعی را بدون در نظر گرفتن جنس و سن وشغل و پایگاه طبقاتی در یک استادیوم گرد می آورد .تنوع فرهنگی ونژادی چه در میان بازی کنان و چه در میان طرفداران فوتبال بی نظیر است و همه این ویژگی ها باعث می گردد که سیاستمداران به فوتبال توجه خاصی داشته باشند تا خودرا مردمی و طرفدار همه اقشار جامعه نشان بدهند.

نگاه سیاستمداران به قهرمانان فوتبال توام با تحسین و حسادت است . از اینکه قهرمانان فوتبال قادرند فقیر و ثروتمند ، روستایی و شهری ، زن و مرد و پیر وجوان را طرفدار خودشان بکنند ،آنان رابه تحسین وامی دارد اما چون سیاستمداران قادر نیستند همه طیف ها و اقشاراجتماعی را باخود همراه سازند به فوتبالیست ها حسادت می ورزند زیرا فوتبال ادامه سیاست است با وسایل دیگر وکارآمدی دیگر. استادیوم فوتبال جایگاه بیان آشکار هویت ملی وهمچنین نشان دادن میهن پرستی واقعی هواداران است .

البته بازی فوتبال مخالفانی نیز دارد وبعضی از جامعه شناسان وفیلسوفان با بازی فوتبال مخالفت می کنند و می گویند این بازی بی محتوا وتوخالی است و امید کاذب در جوانان ایجاد می کند و دولتها از فوتبال برای انحراف افکار عمومی استفاده می کنند. این مخالفت ها هرچقدرهم که منطقی باشند تابحال نتوانسته اند خللی در توسعه جهانی فوتبال ایجاد بکنند چون نیمی ازجمعیت هفت میلیاردی کره زمین بازی های فینال جام جهانی را از طریق تلویزیون تماشا می کنند.

نظر باینکه درنظام های دیکتاتوری همه چیز سیاسی است بجز خود سیاست لذا فوتبال که فی نفسه یک ورزش سیاسی است در جمهوری اسلامی ایران به شمشیر دولبه سیاسی برای حکومت تبدیل می گردد.از یک طرف حکومت می خواهد مردم را با فوتبال سرگرم کند تا مطالبات اقتصادی را مطرح نکنند و همچنین انرژی جوانان را تخلیه نماید تا شورشی برپا نشود واز طرف دیگرخصلت زن ستیز نظام اسلامی اجازه نمی دهد تا زنهاوارد استادیوم های فوتبال بشوند و بدینسان حقوق نیمی از جامعه نقض می شود وحق ورود زنان به استادیوم ها به یک مطالبه جدی سیاسی ازحکومت تبدیل می گردد و حقانیت و مشروعیت جمهوری اسلامی را در داخل وخارج بیش از پیش از بین می برد و حکومت در تنگنای بیشتری قرار می گیرد.

بعد از جنگ ایران وعراق ورزش فوتبال درایران رشد کرده این امر می تواند دلایل اقتصادی و اجتماعی متعددی داشته باشد اما بنظر من دو دلیل عمده در این رشد نقش غالب را داشته است . یکی از این دلایل نبود هرگونه تفریح دیگر برای جوانان است که آنان را بسوی میدان فوتبال می کشاند زیرا در ایران فوتبال هم ورزش و هم تفریح است . علت دیگر نبود آینده روشن برای جوانان در جمهوری اسلامی است بدینجهت شایسته ترین جوانان طبقات پائین جامعه تمام تلاش خود را می کنند تا درفوتبال پیشرفت بکنند وشخصا آینده ای برای خود فراهم نمایند .جمهوری اسلامی می کوشد موفقیت های این جوانان رابنفع خودمصادره نماید و بعضی از آخوند ها نیزپیروزی تیم ایران در خارج را « پیروزی اسلام بر کفر» می نامند یعنی غیر از ایستفاده سیاسی می خواهند از فوتبال استفاده دینی هم بکنند.

هم اکنون دیاسپورای ایرانی دردنیا بیش ازهفت میلیون نفر می باشد هر وقت تیم فوتبال ایران برای مسابقه به خارج سفر می کند ایرانیان ورزش دوست از کشور های مختلف به تماشای فوتبال ایران می آیند اما بر خلاف همه طرفداران فوتبال سایرکشورها که در یک دست پرچم کشور خودشانرا نگهمیدارند و دست دیگر را بر روی قلب خود گذاشته سرودملی کشورشان را می خوانند ،ایرانیان خارج کشور نه حاضر می شوند پرچم جمهوری اسلامی را که یک الله در وسط و بیست و دو الله بخط کوفی در فاصله رنگهادارد در دست بگیرند و نه سرود جمهوری اسلامی را بخوانند که بشدت ایدیولوژیک و تکرار کلمه الله اکبر است و درخارج شعار تروریست ها قلمداد می گردد.

نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به همه چیز ازجمله ورزش نیز موجب می گردد که تمام فدراسیون ها ،باشگاهها و استادیوم های کشور به فرماندهان سپاه واگذار گردد و چون آنان تخصص ومدیریت لازم را ندارند لذا هم ورزشکاران و هم هوادارانشان را از رژیم ناراضی می کنند و به پیشرفت ورزش نیزلطمه می زنند.

هر وقت درایران صحبت از فوتبال می شود خواه ناخواه موضوع تیم فوتبال تراکتورسازی تبریزهم بمیان می آید چون نام این تیم سیاسی شده است . تیم تراکتورسازی تبریزدرسال 1353 بعد ازتاسیس کارخانه تراکتورسازی توسط کارشناسان کشور رومانی ، بوجود آمده است و طی چهل وپنج سال گذشته همواره یکی از تیم های مطرح در کشور بوده است.سال گذشته کارخانه تراکتور سازی که در مالکیت سپاه پاسداران بود بعلل مختلف ازجمله مدیریت غلط ورشکست شد وتعطیل گردیدوبدنبال آن تیم تراکتورسازی تبریز نیزدچار مشکل مالی گردید وبه فروش گذاشته شد.

اخیرا محمدرضا زنوزی مالک شرکت هواپیمایی «آتا»تیم تراکتورسازی را خریداری کرده وقول داده است بار دیگر این تیم را به جایگاه شایسته خود برساند . اکنون صحبت از این است که اگر هواداران تراکتور سازی بخواهند نام« تراکتورسازی تبریز» به « تیراختورآذربایجان» تغییر خواهد کرد . در زبان ترکی آذربایجانی تراکتور بصورت تیراختور تلفظ می شود ونه تنها تبریزی ها بلکه اکثریت آذربایجانی های ورزش دوست طرفدار این تیم هستند..

از پانزده سال پیش فعالان حرکت ملی آذربایجان تیم تراکتورسازی را بعنوان تیم ملی آذربایجانی ها انتخاب کردند و از آن به بعد استادیوم هشتاد هزار نفری سهند تبریز به کانون تجمع وطرح شعارهای مطالباتی آذربایجانی ها تبدیل شد. در مسابقات حساس بخاطر اینکه ماموران دولتی زنان ودختران را به استادیوم راه نمی دادند ،آنان نیز ابتکار به خرج داده و به بالای تپه ای که پشت استادیوم قرار دارد و به زمین استادیوم مسلط است می رفتند واز دور مسابقه را تماشا می کردند.

نظر باینکه تیم تراکتورسازی و استادیوم سهند تا بحال دردست سپاه پاسداران بوده ، گروههای اوپوزیسیون جمهوری اسلامی که عموما از اقشار روشنفکر تشکیل شده اند ،طرفداری فعالان حرکت ملی از تیم تراکتورسازی را بر نمی تابیدند و هنوز هم این موضوع برای آنان حل نشده است و قضاوت های نادرستی دراین باره دارند.

برداشت من و خیلی از فعالان فرهنگی آذربجان این است که اغلب گروههای اوپوزیسیون تحلیل درستی از جنبش های ملی که آنان « قومی» خطاب می کنند ندارند و ازطرف دیگرچون گروههای اوپوزسیون هیچکدام فراگیر و دارای طرفداران بیشمار نیسیتند لذا استفاده از سنگرهای بازبرایشان مطرح نیست و یا اصولا به این نوع تاکتیک ها وبازی در زمین دشمن عادت نکرده اند..

استفاده از ورزش با انگیزهای مبارزاتی در تاریخ ما ریشه های کهن دارد . نهضت سربداران در زورخانه هاپایه گذاری شده و زورخانه برای آنان محل تجمع ، آموزش سیاسی ـ عقیدتی وتمرینات بدنی بوده است .زمانی که مخالفان حکومت حق حمل سلاح نداشتند سربداران ابزار ورزشی زورخانه را شبیه سلاحهای جنگی آن روزگارااتخاب کردند ومیل و کباده و تخته را بجای گرز و کمان وسپروسیله تمرین نبرد با سلاحهای واقعی درموقع لزوم نمودند.

تمام جنبش های ملی مدرن در زمان ما نیزاز ورزش بویژه از میدان های فوتبال برای طرح خواسته های ملی خودشان استفاده کرده اند و استفاده می کنند. ایرلندی ها ، کاتالان ها و حتی کابیلی های الجزایر الگوهای خوبی در همین رابطه می باشند. بی جهت نیست که بعضی از فعالان حرکت ملی آذربایجان ، تیم تراکتورسازی را«بارسای آذربایجان »می نامند.

ماشااله رزمی 24 ژوئن 2018 ـ پاریس

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد