logo





اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

رفیق رضا غفاری،
با دیدن طلیعۀ پگاه، آرامش ابدی را برگزید

سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۹ مه ۲۰۱۸

او برای پاسداری از آرمان های به خون خفتگان دهه شصت وعلیه فراموشی جنایات نظام جمهوری اسلامی در زندان ها ، علیرغم بیماری و رنج ناشی از شکنجه های دوران زندان، به کشورهای مختلف سفر کرده و سخنرانی و مصاحبه می کرد. او کتابش را با این جملات به پایان رسانده است: « در افق، نوری سوسو می زند. به باور من این صدای پگاه است. همان که عمو، الوندی، فیروز، حسن صدیق، منیژه هدایی، جلیل شهنازی، حبیب و حمید مجاهد و ده ها هزار شهید دیگر آروزیش را داشتند.» و خود او با شنیدن صدای پگاه و آژیر تحولات انقلابی در جاده های سراسر کشور، نجیبانه، آرامش ابدی را برگزید.
صبح روز پنجشنبه سوم خرداد ۱۳۹۷، دکتر رضا غفاری، از اعضای سازمان و از مبارزان فداکار راه آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم ، دیده از جهان فروبست.

رفیق رضا، در ۱۶ تیرماه ۱۳۱۶ در تهران دیده بر جهان گشوده بود؛ در عنفوان جوانی با فضای سیاسی پر التهاب دهۀ سی روبرو شد و شاهد تحولات پس از کودتای ۱۳۳۲ بود. او در دهه چهل با جریانات دانشجوئی ـ سیاسی آن دوران آشنا شد. و وقتی برای ادامه تحصیل به امریکا رفت، فعالیت سیاسی خود را در همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی علیه دیکتاتوری نظام پهلوی ادامه داد. در آن دوره از فعالیت، مقالات متعددی از او با نام مستعار "کاوه آهنگر" در نشریات مختلف از جمله میلیتانت و گاردین نیویورک، در دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان ایران و خاور میانه، منتشر شد که نشان از عشق شورانگیز او به سوسیالیسم داشت.

بعد از بازگشت به کشور در سال ۱۳۵۴ ، بعنوان استاد در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به کار شد که در کنار استادانی هم چون تمدن جهرمی، ناصر پاکدامن و فرهاد نعمانی، به فضای سیاسی دانشگاه غنای بیشتری می بخشید. او در دانشکده ای کار می کرد که در همان سال، چندین دانشجویش توسط ساواک اسیر کمیته مشترک و زندان شده بودند. با آغاز خیزش انقلابی مردم کشورمان در آن سال ها علیه استبداد سلطنتی، در تحصن و اعتصاب دانشگاهیان در انقلاب ۵۷ نقش بسزایی داشت و بعد از سرنگونی نظام پهلوی، برای مبارزه با رژیمی که انقلاب مردم را به یغما برده بود، ابتدا به سازمان فدایی و سپس به سازمان ما پیوست. او در بخش کارگری سازمان فعال بود و مقالاتی در زمینه اقتصادی در نشریه "راه کارگر" ارگان سازمان منتشر میکرد.

رفیق رضا، در یورش وحشیانه جمهوری اسلامی به سازمان های سیاسی و از جمله به سازمان ما، در اواسط ۱۳۶۱ دستگیر شد و تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفت و نهایتا بعد از تحمل هشت سال اسارت، از زندان خلاصی یافت. او گرچه از کشتار ۶۷ جان به در برده بود اما بدلیل تحمل شکنجه های وحشیانه در زندان اوین، تا پایان عمر از صدمات جسمی رنج می برد.

بعد از خلاصی از زندان، مجبور به ترک وطن شد و با پیوستن مجدد به سازمان، فعالیت خود را در مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه داد. او در تمامی این سال ها، دست از مبارزه در راه آرمان های انسانی بر نداشت. حتی در شرایط رشد بیماریش، در مدتی که رفیق رضا در آمریکا بود، با کمک رفقای دیگر، کمپینی برای دفاع از کارگران شرکت واحد تشکیل داد. علیرغم بیماری توانفرسائی که وجودش را آزار می داد، با شور و هیجان کارهای کمپین را به پیش می برد. بدن شکنجه شده رفیق رضا شاهدی بر سبعیت و وحشیگری جمهوری اسلامی بود. رضا با شرکت درجلسات گوناگون، ایرانی ها و امریکایی ها را با تاریخچۀ شکنجه و ترور که از رژیم سلطنتی به رژیم جمهوری اسلامی به ارث رسیده و به شدت تعمیق یافته بود، آشنا می ساخت. متاسفانه شدت گرفتن بیماری این مجال را به رفیق نمی داد تا با تمام نیرو در اختیار جنبش کارگری باشد.

او خاطراتش از دوران اسارت و زندان را بار نخست به زبان انگیسی منتشر کرد. در مقدمه کتابش نوشت:« من یکی از زندانیان نظام جمهوری اسلامی و تازه از قماش آن خوشبخت هایی بوده ام که توانسته ام با پشت سرگذاشتن آن همه شکنجه و ماجرا، خود را به دنیای غرب برسانم، اینک می کوشم در حد توانم فریاد خفه شده و خونین هزاران زندانی بی پناه را به گوش جهانیان و هم وطنانم برسانم» در این کتاب او به تحلیل ساختار دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، شیوه های شکنجه های فیزیکی و روانی، سیاست نابود سازی کادرهای جنبش و همچنین شیوه های کثیف تواب سازی و مصاحبه گری پرداخت.

او برای پاسداری از آرمان های به خون خفتگان دهه شصت وعلیه فراموشی جنایات نظام جمهوری اسلامی در زندان ها ، علیرغم بیماری و رنج ناشی از شکنجه های دوران زندان، به کشورهای مختلف سفر کرده و سخنرانی و مصاحبه می کرد. او کتابش را با این جملات به پایان رسانده است: « در افق، نوری سوسو می زند. به باور من این صدای پگاه است. همان که عمو، الوندی، فیروز، حسن صدیق، منیژه هدایی، جلیل شهنازی، حبیب و حمید مجاهد و ده ها هزار شهید دیگر آروزیش را داشتند.» و خود او با شنیدن صدای پگاه و آژیر تحولات انقلابی در جاده های سراسر کشور، نجیبانه، آرامش ابدی را برگزید.

رضا غفاری ، یکی از قربانیان و شاهدان جنایات نظام جمهوری اسلامی، بعد از سال ها مبارزه در راه آزادی و سوسیالیسم، از میان ما رفت. یادش همواره گرامی . باشد تا آرمان هایش هرچه زودتر به تحقق بپیوندند.

ما غم از دست دادن این رفیق عزیز را به خانواده و همه همرزمانش و بویژه به همسرگرامی اش فیروزه خانم و به فرزندان گرانقدرش؛ زهرا، زهره و امیر تسلیت می گوئیم

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
يكشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ برابر با ۲۷ می ۲۰۱۸



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد