logo





پروانه من

جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹ مارس ۲۰۱۸

نیلوفر شیدمهر

Nilofar
در من روزی پروانه‌ای بود
که پر می‌گیرد هر سال
جای خالی‌اش در تور دلم
می‌خواهد رهایش کنم
می‌خواهد دوباره برود
دور و دورتر شود.

در من روزی پروانه‌ای بود
پروانه‌ای که پدید شد ناگه و هر روز
بزرگ و بزرگ‌تر شد
پروانه‌ای که برایش کوچک و کوچک‌تر شدم
از خود آزادش کردم پس
و به جهانش دادم.

در من روزی پروانه‌ای بود
در بالیدنش سهمی نداشتم
پروانه‌ای که دورشد
در چشم برهم‌زدنی
پروانه‌ای که به پشت سرش
نگاه نکرد.

پروانه‌ام حالا
از شهد جوانی سرشار
در باغ دنیا می‌گردد
در این جهان بزرگ
که جایی
برای دل تنگ من ندارد.

پروانه‌ام می‌گردد
مست و شادمان دور گل‌های جهان
حالا که پرپرترم می‌کند هر سال
دست پیری
حالا که با هر بال زدن او
دور و دورتر می‌شوم.

در چهارم اسفند ماه اما
دنیا برای من
بر مدار همان سالی می‌گردد
که پدیدار شد قلبش و پر گرفت
ناگه در تور دلم
دلی که آه او را به جهان داد.

در من روزی پروانه‌ای بود
که جای خالی‌اش تنها
با پایان من پر می‌شود.

/
نیلوفر شیدمهر
۸ مارس ۲۰۱۸



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد