logo





آغازی نو، در آستانه سالی نو!

سرمقاله اتحاد کار دوره‌ی جدید، شماره چهارم

چهار شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۷ مارس ۲۰۱۸

etehade-kar04.jpg
جنبشی که در دی ماه گذشته در اندک مدتی فضای سیاسی کشور را دگرگون ساخت، در واقع بازتاب آتشفشانی بود که در زیر پای جمهوری اسلامی و در اعماق جامعه ما در غلیان است. این خیزش اگرچه زودگذر بود، اما با حضوری متفاوت از همه‌ی خیزش های پیش از خود، تاثیری ماندگار از خود برجای گذاشت و به نقطه عطفی در جنبش مردم میهن ما در طول چهار دهه‌ی گذشته تبدیل گشته است. پیام مردم در این تظاهرات اعتراضی وسیع، صریح و روشن بود: گذار از نظام استبدادی و فرتوت جمهوری اسلامی! همین صدا هم چالش رهایی جامعه از چنگ جمهوری اسلامی در آستانه سی و نهمین سالگرد آن را، به بحث مهم روز تبدیل کرده است.
کشور ما در آستانه سال نو آبستن تحولات جدیدی است. برای اولین بار در طول حیات جمهوری اسلامی نیاز به تغییر عمومی شده است. جامعه ما به مرحله ای رسیده است که دیگر ادامه‌ی وضعیت موجود را بر نمی تابد. برای حکومت نیز توان گذر از بحران های دامنگیر کشور در همه عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دیگر ممکن نیست. سامانه‌ اقتصادی و اجتماعی کشور در حال فروپاشی است. تنها ابزار حکومت برای ادامه وضع موجود و تنها «راه حل» مواجهه با بحران ریشه دار کنونی، استفاده هرچه بیشتر از دستگاه سرکوب است.

جنبشی که در دی ماه گذشته در اندک مدتی فضای سیاسی کشور را دگرگون ساخت، در واقع بازتاب آتشفشانی بود که در زیر پای جمهوری اسلامی و در اعماق جامعه ما در غلیان است. این خیزش اگرچه زودگذر بود، اما با حضوری متفاوت از همه‌ی خیزش های پیش از خود، تاثیری ماندگار از خود برجای گذاشت و به نقطه عطفی در جنبش مردم میهن ما در طول چهار دهه‌ی گذشته تبدیل گشته است. پیام مردم در این تظاهرات اعتراضی وسیع، صریح و روشن بود: گذار از نظام استبدادی و فرتوت جمهوری اسلامی! همین صدا هم چالش رهایی جامعه از چنگ جمهوری اسلامی در آستانه سی و نهمین سالگرد آن را، به بحث مهم روز تبدیل کرده است.

امروز جامعه‌ی ما بیش از هر زمانی دیگر، در اندیشه‌ی آغازی نو است. ما وارد شرائطی شده ایم که دیگر حکومت مذهبی حاکم، حکومت تبعیض، حکومت متکی بر قوانین غیر انسانی به کلی زیر سوال رفته است. دیگر کسی در فکر مشاطه گری آن نیست. در اعتراضات دی ماه نیز هر شعاری که بر زبان مردم آمد، گواه این واقعیت بود. دیگر توسل به شعارها و اسطوره های مذهبی جایی در جنبش مردم ندارد. تجربه‌ی دشوار جمهوری اسلامی طی چهار دهه‌ی گذشته، مردم ایران را، حتی در دور افتاده ترین نقاط کشور هم، به این نتیجه رسانده است که جز به قدرت خود به هیچ مذهب و مسلکی امیدی نیست.

این واقعیت که جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام ایدئولوژیک، متکی بر تبعیض، کشتار و جنایت عامل اصلی همه‌ی بحران های دامنگیر جامعه ماست، امروز دیگر برای بخش اعظم مدافعان سابق این حکومت نیز محرز شده است. روزی نیست که گوشه ای از احتلاس و دزدی های هزاران میلیاردی علنی نشود. اما کسی جرات به محاکمه کشیدن عاملان اصلی آن ها را ندارد. متولیان حکومت مذهبی، علاوه بر چنگ انداختن بر اموال مردم، هر روز بیشتر از روز پیش، بر تعرض به حریم خصوصی افراد افزوده اند؛ هم چنان در تلاش تحمیل افکار پوسیده خود به آحاد مردم هستند و بدین وسیله امنیت و آسایش را بر مردم حرام کرده اند و دارو دسته های اوباش را به جان آن ها انداخته اند.

معترضان به حکومت، فعالان مدنی، سیاسی و فرهنگی از زن و مرد، همواره در معرض تهدید و تعرض دستگاه سرکوب قرار دارند. آن ها بدون هیچ دلیلی بازداشت و شکنجه می شوند. جوانانی که از خیابان ها ربوده می شوند تا مدافعان محیط زیست و اساتید دانشگاه، در زندان ها به قتل رسیده و دستگاه های حکومتی با وقاحت تمام «خودکشی» آن ها را اعلام می کنند.

دستگاه قضائی جمهوری اسلامی، در عمل دستگاهی برای تحمیل این نظام فاسد و ابزار حفظ و تحکیم دیکتاتوری مذهبی حاکم است. در بیدادگاه های حکومت همه مجرم اند. مردم از همه‌ی حقوق خود محروم اند. حاکمان حق و قانونی برای کسی به رسمیت شناخته نمی شناسند. به قانون فقط زمانی استناد می شود که در خدمت سیاست سرکوب و غارت مردم و بستن دهان ها باشد. در بیدادگاه های جمهوری اسلامی نوشتن چند خط در یک وبلاگ می تواند حتی بیست سال زندان داشته باشد، اما دزدی و حیف و میل هزاران میلیارد از اموال مردم بدون مجازات می ماند و رهبر حکومت راسا، حکم مسکوت گذاشتن این نوع دزدی ها را صادر می کند.

امروز دیگر، به جرات می توان گفت که ما در آستانه شکل گیری یک جنبش همگانی برای خلاصی از بختک دیکتاتوری مذهبی و بنیان یک جامعه آزاد قرار داریم. شعارهایی که در دی ماه طنین انداز شدند، اینک پژواک وسیع تری یافته و به طرح هایی برای گذر از جمهوری اسلامی فرا روئیده اند. طرح رفراندوم از آن جمله است. هم چنین تلاش های مدنی در جامعه میدان وسیع تری یافته اند. از جلوه های مهم آن نافرمانی مدنی «دختران میدان انقلاب»، در تداوم مقاومت زنان کشورمان است، مقاومتی که از سال ۵۷ تاکنون در بطن جامعه جریان دارد و در این چهار دهه همواره حضوری مستمر داشته است. همچنین مبارزات مدنی کارگران و مزدبگیران برای رسیدن به خواست های خود با شعارهای مشخص، تشدید شده است. تقاضا برای بدست آوردن حق اعتراض و اعتصاب و پایبندی حکومت به قانون اساسی خود در رابطه با آزادی های سیاسی مردم، از سوی نیروهای اجتماعی، کارگران و زحمتکشان و دانشجویان، هر روز با صدای بلندتری در جامعه پژواک می یابد.

سیر پرشتاب تحولات در شرائط حاکم بر جامعه‌ی ما، وظائف مبرمی را در برابر نیروهای سیاسی قرار می دهد. نیروهای چپ و دمکرات باید با درک شرائط کنونی گام های جدی‌تری را در جهت انسجام صفوف خود بردارند و طرح های عملی روشنی برای تحقق اهداف جنبش مردم ارائه دهند. تلاش برای وحدت درونی چپ می تواند در خدمت چنین هدفی قرار گیرد. جنبش نوینی که در بطن جامعه در حال جوشیدن است. باید با تمام قوا ضمن پشتیبانی از آن، در جهت تقویت این جنبش برای به زانو درآوردن استبداد حاکم تلاش کرد!

اتحاد کار دوره‌ی جدید، شماره چهارم


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد