logo





حزب نوین چپ ایران چه مشخصه هائی میتواند داشته باشد

شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰ فوريه ۲۰۱۸

دنیز ایشچی

یک – حزب نوین چپ آرمان های نسل های نوین و بعد از ما برای زندگی بهتر در آینده ای نوین را ترسیم و نمایندگی میکند. حزب نوین قرن بیست و یکم، باید ویژگیهای امروزین را داشته و بر پایه های آینده نگری علمی منطقی آخرین دستاوردهای بشری فورمولبندی گردیده باشد. اینده متعلق به جوانان و نسل های بعدی میباشد. لذا، شناخت اینکه تحولات علمی دنیای نوین دیجیتالی و جهانی شدن مناسبات و ارتباطات انسانی چه دریچه های جدید و ارزش های نوینی را برای نسل های بعدی میگشاید، از پایه های کلیدی راهبردی آینده این حزب را تشکیل میدهند.

در کنار چنین راهبردی چالش در عرصه پایان بخشیدن بر استثمار انسان از انسان و فراهم نمودن مناسبات فرهنگی، قانونی و رفتاری کار تعاونی عموم انسانیت جهت تامین نیازهای همگانی بدون اینکه این مناسبات موجب بهره کشی انسان از انسان گردد، یکی از پایه های آرمانی این حزب را تشکیل میدهد. پایه دیگر آن پایان بخشیدن بر هر نوع تبعیض و مناسبات محدود کننده جنسی، ملی، گروهی، دینی، شکوفائی فکری و غیره جهت فراهم نمودن زمینه های شکوفائی تمام فرهنگ ها، اندیشه ها افکار مترقی و علمی در جهت همزیستی بالنده انسانی، از چالش بشریت برای رسیدن به آرمان های متعالی انسانی را تشکیل میدهد.

جلوگیری از گرمایش کره زمین، اتلاف بی روزه ذخایر زمینی و از بین بردن آن بدون احساس مسئولیت در مقابل نسل های آینده، جلوگیری از افزایش شمار بمب های اتمی، رسیدن به توفق های بین المللی در زمینه کاهش و از بین بردن سلاح های اتمی. تضمین صلح جهانی.، از بین بردن فقر و گرسنگی . درمان و بهداشت رایگان همگانی و خیلی خواسته های مشابه جهانی خواسته های عموم بشری انسان معاصر و آینده نزدیک می باشند. بیشتر این خواسته ها در راستای بازدارندگی از وقوع و گسترش عواملی میباشند که در راستای نابودی نسل بشر عمل میکنند.

دو – این حزب باید بافت های نظام آلترناتیو جایگزین مناسبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نئو لیبرالیسم و سرمایه داری را فورمولبندی کرده و عرضه نماید. آنچه که میتواند در قرن بیست و یکم سوسیالیسم نامیده شود باید چه مشخصه هائی را داشته باشد.

نظام سرمایه داری که ارکان آن بر پایه های سود آوری برای صاحبان سرمایه از یک طرف و افزایش مصرف گرائی جهت چرخش نظام تولید کننده سود برای سرمایه داران مبتی می باشد، نه فقط منابع و ذخایر کره زمین را به سرعت تمام به نابودی می کشاند، بلکه هم موجب گرمایش کره زمین میگردد و هم در ذات خودش ناعادلانه بوده و فاصله بین فقیر و ثروتمند را در مقیاس های کشوری و در مقیاس بین المللی و مناسبات میان کشورها بطور فاحشی بیشتر میکند.

نظام سرمایه داری بطور فزاینده و مداومی با بحران های دوره ای شدیدی روبرو میگردد. وابستگی عمیق کالاهای مالی و واحد پولی دلار آمریکائی به نفت وتاسیسات تولیداتی مهمات نظامی از یک طرف و چاپ و توزیع نجومی دلارهای بدون پشتوانه موجب گردیده است تا دولت های روی کار آمده در آمریکا برای حفظ و دوام چرخش اقتصادی خود از یک طرف و حفظ و ادامه کنترل قدرت جهانی خویش دست به جنگ های منطقه ای مداوم و پی در پی بزنند. بهترین و بزرکترین نوع تجارت برای حفظ نظام و ادامه سود آوری برای آنها ایجاد جنگ های منطقه ای پراکنده و در عین حال ادامه دار میباشد. دود این کشتارها و ویرانی ها و آوراگیهای دهها میلیونی به چشم کشورهایی میرود که جنگ های ناخواسته به آنها تحمیل میگردد.

در شرایطی که بیش از پیش نسل های بیشتری از جوانان و روشنفکران و نسل های صدمه دیده اجتماعی به بن بست رسیدن نظام سرمایه داری پی برده اند، قدرت مقابله با ماشین های تبلیغاتی، سیستم های حقوقی و اداری سیاسی و سرکوب آن را ندارند. از طرف دیگر به دنبال از هم پاشیدگی اتحاد جماهیر شوری، نه فقط مردم به جنبش سوسیالیستی و چپ اعتماد لازم را به دست نیاورده اند، بلکه خود جنبش های چپ از ارائه آلترناتیو قدرتمند جایگزین باز مانده اند. گرچه آرمان های نیروهای جوان بعنوان پشتوانه قدرتمند چپ یا احزاب سوسیال دموکراتیک، آنها را به سمت رادیکالیسم می برند، یا اینکه به موازات جریانات سوسیال دموکراتیک و گاها درون احزاب چپ به نشو و نما و رشد فزاینده خود ادامه می دهند، ولی هنوز چنان انسجام قدرتمندی نیافته اند که بتوانند بعنوان آلترناتیو قدرتمند موازی کاپیتالیسم عرض اندام نمایند.

سه – این حزب در وحله اول یک حزب ارزشی آرمانی میباشد. ارزش ها و آرمان هائی که حزب نوین چپ ایران نمایندگی میکند، در وحله اول کارگران و زحمتکشان و در وحله دوم منافع تمام مردم ایران و بشریت را مد نظر قرار می دهد. به همین دلیل یک حزب فراگیری خواهد بود که در بر گیرنده آرمان ها و ارزش هایی باشد که توسط آنها اقشار، طیف ها و طبقات و گروه های مختلف اجتماعی بتوانند در کنار همدیگر همزیستی مملو از سعادت، ترقی و رشد ارزش های بالنده انسانی داشته باشند.

الف – این حزب باورمند به تمام ارزش های آزادی و برابری در تمام عرصه های حقوق فردی و اجتماعی انسانی بوده و در تمام عرصه های داخلی و بین المللی از آنها دفاع میکند.

ب – این حزب معتقد است که ارزش افزوده، اندوخته شده و انباشته گردیده حاصل کار، تلاش و زحمت انسان هائی میباشد که از طریق کار، تلاش و زحمت خویش آن ارزش ها را آفریده و تولید کرده اند. دزدیدن ارزش های افزوده و تبدیل آن به سرمایه در دست عده ای محدود که آن را بعنوان وسیله ای در حدمت سودآوری بیشتر برای خود و فقر و استثمار بیشتر برای اکثریت زحمت کش جامعه تبدیل کرده اند راهزنی و دزدی سر گردنه توسط باندهای مافیائی تشنه قدرت، دیکتاتوری و کشتار و خفقان بیش نیست.

پ – نظام سرمایه داری مبتنی بر سورآوری و مصرف گرائی نه فقط با سرعت سرسام آوری ذخایر ارضی کره زمین را به هدر میبرد، بلکه موجب گرمایش کره زمین، تولید گازهای مسموم کننده و آلودگیهای دیگری میگردد که حیات کره زمین را تهدید میکند. نظام سرمایه داری به خاطر ویژگیهای ذاتی خویش نقش مستقیمی در سرعت بخشیدن به این عامل خطرناک دارد.

ج – یکی از ویژگیهای امروزین سرمایه داری کلان جهانی که نمایندگی سیاسی آن را نئولیبرالیسم سیاسی که نمایندگی نئوکان های و مافیاهای قدرت های مالی نظامی امنیتی پشت سر آنها را میکنند بر عهده دارند، این میباشد که آنها متوجه هستند که بحران های مالی و دوره ای سرمایه داری بصورت های عمیق تر و گسترده تری فرا رسیده و ارکان هستی این نظام را تهدید میکنند. آنها راه نجات از این سقوط به قعر چاه نابودی را در به راه انداختن جنگ های منطقه ای ، کنترل هر چه بیشتر بازارهای انرژی و ذخایر ارضی و بازارهای جهانی می دانند. این جنگ ها موجب کشتار و آورادگی دهها میلیون، نابودی و ویرانی تاسیسات خیلی از کشورها گردیده و خصوصا در منطقه خاورمیانه موجب قدرت گیری بی سابقه ایدئولوژی اسلامی بنیادگرایانه گردیده است که موجب نابودی فرهنگ علمی مدنی این کشورها گردیده و آنها را گاها صدها سال به عقب باز میگرداند. حتی در شرایط اتمام جنگ ها در این مناطق غالب آمدن بر این ویرانگی فرهنگی مدنی نسل ها طول خواهد کشید. باندها و مافیا های نفتی مالی نظامی باید مهار شده و تضعیف گردیده و از کنترل قدرت های سیاسی نظامی ساقط گردند.

چ – خطرناک ترین و ویران گرانه ترین بخش سرمایه داری جهانی که از طریق کنتری نظامی امنیتی جهانی خواسته ها و منافع باندهای مافیائی خود را بر جهان تحکیم میکند، سرمایه داری کلان و جهانی آمریکائی میباشد. بخش نفتی، مالی و نظامی این سرمایه داری هارترین و ویران گرانه ترین بخش سرمایه داری جهانی میباشد. این امر موجب آن گردیده است که در مقیاس جهانی ائتلاف ها و صف بندی های مقابله گرانه ای بر علیه باندها و مافیاهای نئوکان نفتی مالی نظامی آمریکائی شکل بگیرند. سازمان های چپ نه تنها باید به ماهیت این تضادها وافق باشند، بلکه از این تضادها در جهت محاصره و محدود کردن باندهای مافیائی نظامی امنیتی و کشتار آمریکائی استفاده نمایند.

ه – سلاح های تولید شده توسط بشر در دنیای امروز به مراتب کشنده تر و ویران گرانه تر از دهها سال پیش میباشند. هر روز تعداد بیشتر و بیشتری از کشورهای به تکنولوژی غنی سازی انرژی اتمی دست می یابند و این امر دنیا را هر چه بیشتر برای احتمال نابودی آن توسط نسل بشر نزدیک تر میکند. برچیده شدن مرحله ای و نابود کردن سلاح های اتمی از وظایف ضروری نسل بشر میباشد. این امر که داشتن سلاح هسته ای محافظ امنیت ملی هیچ کشوری نیست، بلکه تهدیدی برای زیست و باقی ماندن نسل بشر بر کره زمین میباشد. از این نظر حمایت از صلح جهانی و نابودی و از بین رفتن سلاح های اتمی از بنیادی ترین ارزش های آرمانی حزب چپ رهائی خواه امروزین میباشد.

چهار – این حزب یک حزب سیاسی میباشد. جوهر هستی وجودی یک حزب سیاسی را ماهیت و استراتژی سیاسی آن تعیین میکند. اینکه چگونه یک حزب سیاسی میخواهد تا حاکمیت بر قدرت سیاسی کشوری را بدست بیاورد، یا اینکه در آن مشارکت داشته باشد و با اینکه بالاخره در آن تاثیر بگذارد، میتواند ماهیت استراتژی سیاسی و یا تاکتیک های مرحله ای آن را تشکیل بدهد. هر حزب سیاسی در وحله اول میخواهد تا از طریق بدست آوردن قدرت سیاسی بتواند اهداف و برنامه هایی را که میان مردم برده است به مرحله اجرا در بیاورد. اگر این حزب این ارزیابی را داشته باشد که یکی از احزاب فرعی جامعه میباشد و هیچ وقت به این زودیها قادر نخواهد بود خود به تنهائی به آلترناتیو درجه اول قدرت سیاسی حاکم تبدیل گردد، تلاش میکند تا با احزابی که با آنها نزدیکی بیشتری احساس میکند، ائتلاف هایی تشکیل داده ودر اشتراک با آنها در قدرت سیاسی سهیم گردد. اگر هم این احزاب نتوانند ائتلافی تشکیل بدهند، جهت منزوی کردن رقیبان درجه اول خویش از احزاب دیگری که نسبت به آنها نزدیکی بیشتری احساس میکنند، حمایت میکنند تا رقیبان درجه اول آنها بر سر قدرت سیاسی نیایند، تا از این طریق به میزان بیشتری بر برنامه ها و سیاست های جاری بر کشور تاثیر بگذارد.

شفافیت استراتژی سیاسی یک حزب در ترسیم راستای حرکت آن در جهت کسب یا مشارکت در قدرت سیاسی، رابطه مستقیمی با میزان موفقیت آن در برقراری پیوند ارگانیک با توده های مردم آن کشور و حمایت آنها در پای صندوق های رای دارد. درستی شعارهای سیاسی یک حزب سیاسی در طرح مسائل کلیدی و محوری کشوری و راهکار غلبه آمدن بر آنها نه تنها رابطه مستقیمی با پیوندیابی توده ای آن دارد، بلکه راهکار غلبه بر آن مشکلات را در صورت بدست آوردن قدرت سیاسی هموار و ترسیم میکند.

برعکس این گفتار هم به این صورت درست میباشد که نداشتن شعارهای محوری و کلیدی سیاسی و استراتژیک سیاسی و اتخاذ سیاستهای استراتژیک دنباله روانه از نیروهای سیاسی دیگر، خصوصا جناح های حکومتی به مفهوم مرگ تاریخی سیاسی آن احزاب و جریان های سیاسی می باشد.

پنجم – این حزب از ساختاری عمدتا افقی شبکه ای برخوردار بوده و لایه های عمودی آن از دو سه لایه فراتر نخواهند رفت. استنباط من از چکیده نظرات این میباشد که حزب سیاسی چپ بصورتی شبکه ای و خود گردان خواهد بود که واحدهای مختلف آن در چهارچوبه محورهای آرمانی، برنامه های سیاسی اجتماعی و اساسنامه ای آن از استقلال عمل و تصمیم گیری برخوردار خواهند بود. این احزاب از حد اقل لایه های عمومی برخوردار بوده و نه بصورتی هرمی، بلکه عمدتا بصورت افقی شبکه ای خواهند بود. این حزب نه یک حزب توده ای فراگیر، و نه یک حزب نخبه گان خالص خواهد بود. این حزب از افرادی که از کاراکتر و شخصیت اجتماعی سالمی برخوردار بوده و آرمان ها و برنامه های سیاسی حزب را آگاهانه قبول کرده باشند تشکیل میگردد که آماده باشند در راه تحقق آن آرمان ها و برنامه های سیاسی فداکارانه فعالیت و تلاش نمایند.

شش - این حزب یک حزب با ویژگیهای ایرانی می باشد. این حزب از ویژگیهای جغرافیای سیاسی فرهنگی و تاریخی منطقه برخوردار بوده، ویژگیهای ملی تاریخی فرهنگی ایرانی را در خود متبلور خواهد کرد. کشور ایران همیشه منطقه زیست و تلاقی اقوام، عشایر و ملیت های مختلف با هویت های رنگارنگی بوده که در همسایگی همدیگر و گاه در آمیزش با همدیگر با زبان ها، فرهنگ ها و ویژگیهای رنگارنگ و زیبای خویش زیسته و ارزش های زیستی همدیگر را غنی تر کرده اند. کشور ایران باید گلستانی برای شکوفائی بیشتر و نشو و نمای گسترده تر این تنوع های فرهنگی، ملٍی زبانی در کنار همدیگر باشد. این حزب نه تنها برای برقراری شرایط لازم جهت شکوفائی تمامی زبان ها و فرهنگ های ملی داخل ایران تلاش میکند، بلکه با هرگونه تبعیض نژادی ملی و فرهنگی بشدت مقابله میکند. این حزب معتقد است که باید در حق ملیت هائی که دهها بلکه صدها سال مورد ستم ملی واقع شده اند، شرایط تبعیض مثبت فراهم گردد تا عقب افتادگیهای شکوفائی خویش را بتوانند جبران نمایند. این ویژگیها در برنامه ها و ساختار شبکه ای حزب نیز منعکس خواهد شد.
هفت –نام حزب چه میتواند باشد؟ حزب سیاسی نوین به طبقه خاصی تعلق ندارد.این حزب در عوض طبقات، اقشار و طیف های مختلف زحمتکشان فکری و جسمانی را در بر میگیرد. این حزب خواهان سعادت و آسایش همگانی در سایه کار و تلاش همگانی میباشد. این حزب خواهان آزادی های فردی و گروهی میباشد. این حزب باید در برگیرنده بافت های اندامی ملٍی، جنسی، طبقاتی و غیره اجتماعی باشد. این حزب خواهان داد و عدالت اجتماعی می باشد. این حزب، حزب ترقی، رشد و نشو و نمای علمی بشریت میباشد. این حزب، حزب قانون و برابری همگان در مقابل قانون میباشد. این حزب خواهان نظام غیر متمرکز خودگردان پارلمانی انتخاب شده از طرف مردمی میباشد. این حزب نظام جمهوریت پارلمانی را بعنوان مناسب ترین نظام جایگزین تاریخی برای شرایط روز ارزیابی میکند. این حزب میتواند، حزب سوسیال دموکراتیک مردم ایران میباشد. از یک نگرش دیگر این حزب میتواند بر برپایه شعار محوری جمهوری فدرال دموکراتیک مردم ایران مبتنی باشد. آنچه مهم است، این میباشد که ما خودمان چه مضمونی را برای "سوسیال دموکراسی" تعریف میکنیم، نه اینکه بگونه ای عامیانه اینطور استنباط نمائیم که با داشتن نام سوسیال دموکراسی، حتما از نظر مظمونی هم این حزب کپی احزاب سوسیال دموکراسی اروپائی خواهد بود. اگر از یک پرسپکتیو دیگری به مضمون و محتوای محوری حزب نوین نگاه کنیم، استقرار ارزش ها و پایه های آزادی فردی و اجتماعی انسانی میتواند یکی از ارکان عمده آن را تشکیل بدهد. رکن و پایه دوم اساسی آن را برچیدن استثمار انسان از انسان بر پایه های تعاون در تلاش برای تامین نیازهای انسانی و برخورداری همگانی از حاصل تلاش انسانی برپایه های نظام غیر استثماری می باشد. آنچه که در این تعریف میتواند عدالت اجتماعی و سوسیالیسم نوین نامیده بشود. از ترکیب این دو مفهوم محوری میتوان به نام حزب آزادی و عدالت مردم ایران نیز رسید، که شاید همین نام، ترجمه فارسی نام حزب سوسیال دموکراتیک مردم ایران میباشد.

هشت – پلاتفورم حزب فورمولبندی برنامه ای عملکردی اجرائی ارزش ها و آرمان های آن برای جامعه ایرانی می باشد. در این مختصر نمیشود ساختار و مضمون پلاتفورم حزبی را به تشریح تفصیل تحریر کرد. اینکه در ایران چه نوع نظام سیاسی آلترناتیو میتواند پاسخگوی نیازهای جامعه امروز در داخل خانواده بزرگ جهانی باشد. این سیستم توسط چه نهادها، ساختارها و سیاست های اجرائی و به چه شیوه های انتخاباتی میتواند مدیریت سیاسی را در کشور پیاده کند. نظام انتخاباتی شهری، منطقه ای – استانی، و بالاخره کشوری به چه شیوه ای خواهند بود؟

مشکلات بیکاری، فقر، مسکن، توسعه اقتصادی، مشکلات مربوط به محیط زیست، بهداشت و درمان همگانی، مسائل امنیتی، اجتماعی، حقوقی و غیره چگونه مورد پرداخت و چالش قرار خواهند گرفت. پایه های سیستم حقوقی و مدنی بر چه بنیادهائی استوار خواهند بود و چگونه جدائی سه قوه اجرائیه، مقننه و قضائیه از همدیگر تضمین خواهد شد.

مشکلات کلان کشوری در مرحله اول و مسائلی که با در نظر گرفتن تحولات نوین اجتماعی علمی میتوانند در آینده نه چندان دور به مشکلات کلان اجتماعی تبدیل گردند، در این بخش مد نظر قرار گرفته و طرح میشوند و برای آنها در حد امکان راهکارهای مناسب مد نظر قرار میگیرند. این راهکارها همیشه قابل تغییر، تحول و تکامل میباشند که این کار در روند زیست طبیعی حزبی تحقق خواهند یافت.

نه –اساسنامه حزب فورمولبندی رفتاری و فرهنگی درون ساختاری حزبی میباشند که بر پایه های ارزش ها و آرمان های آن تنظیم میگردند و توسط سیستم های کنترل و نظارتی داخلی، اجرائی و برخورداری از سیستم های حل اختلاف و غیره، به بهترین ممکن و بیشترین میزان مشارکت اعضا با حداکثر بهره وری کارکرد درونی آن تنظیم میگردد.

ده – ویژگیهای دوران گذر از سازمان به حزب. طبیعتا حزب جدیدی که از امتزاج سه جریان تشکیل میگردد، یک نهال جدیدی میباشد که تازه کاشته شده است و زمان میبرد تا بتواند روی پای خود ایستاده، ریشه های خود را در تن جامعه بدواند و شاخ و برگ های خود را به آسمان بکشاند. این فاصله زمانی هرچقدر هم کوتاه یا بلند باشد، در این مدت احزاب و سازمان های سیاسی چپ تشکیل دهنده آن باید به زیست معمولی سیاسی خویش ادامه دهند. در شرایطی که اعضا و فعالین این احزاب عملا عضو و فعال سیاسی دو سازمان سیاسی خواهند بود، در کنار به جا آوردن مسئولیت های سابق خویش، وظایف نوین خویش را در ساختار نوین حزبی نیز به جا خواهند آورد. دست در دست هم دادن فعالین و اعضای سه جریان و دعوت از اعضا و فعالین جریان های دیگر چپ و سوسیالیستی برای پیوستن به آن بطور طبیعی پتانسیل نهال نوین را برای تنومندی هر چه بیشتر و محوری شدن آن در عرصه کشوری فراهم تر میکند. رشد طبیعی و تنومندی هر چه بیشتر این نهال نوین میتواند ضرورت وجودی سازمان های قدیمی را از میان برداشته و در مدت زمان تاریخی معیّنی به ضرورت وجود تاریخی آنها پایان بخشد.

یازده – فرق حزب سیاسی با دیگر نهادهای غیر حکومتی مدنی در چه زمینه هائی میتوانند باشند. جامعه آینده دموکراتیک و آزاد باید مملو از ساختارهای مدنی مردمی خودگردان باشند که توسط خود مردم شکل گرفته و بوسیله مرام نامه و نظام نامه های داخلی بصورتی خودگردان اداره میگردند. این نهادهای خودگردان مردمی میتوانند گاها کوچک باشند، ولی گاه میتوانند رشد کرده به سازمان هائی سرتاسری و قدرتمند فرارویند. نمونه اتحادیه های کارگری، سازمان های ورزشی هنری و موسسیات خودگردان علمی میتوانند از آن نمونه ها باشند. ما حساب موسسات و ساختارهای تجاری را از این مقوله جدا میکنیم.

این نهادها در راه تحقق آرمان ها و اهدافی که در اساسنامه و مرامنامه خود تنظیم کرده اند تلاش کرده و از این طریق بخش قابل توجهی از نیازهای اجتماعی را تحقق می بخشند. در عین حالیکه این موسسات از استقلال عمل حقوقی و قانونی کامل برخوردار میباشند، احزاب سیاسی میتوانند با عضویت در این تشکل ها از آنها تاثیر گرفته و در راستای هدایت سالم و بالنده آنها تاثیرگزار باشند.

دوازدهم – این حزب جهانی فکر میکند و منطقه ای زندگی میکند. مسائل جهانی چنان به همدیگر گره خورده اند که هیچ کشوری نمیتواند بدون ارتباط با مردم دیگر کشورهای جهان زندگی خود را تصور نماید. ارتباطات جهانی بشر امروز بوسیله دنیای رسانه های اینترنتی آنقدر به همدیگر نزدیک شده است که تماس انها با همدیگر میتواند بطورلحظه ای و بصورت تصویر و صوتی میسر گردد. از طرف دیگر جهانی شدن و سرعت حرکت سرمایه در بازارهای مالی و وسعت سرمایه گذاری های خارجی کشورهای عمده سرمایه داری در کشورهای عمدتا جهان سومی نه فقط ارتباطات اقتصادی پیوسته و پیچیده ای را بوجود آورده است، بلکه سیستمی از اعمال کنترل، قهر و امنیت از طرف حاکمان سرمایه نسبت به کشورهای جهان سوم اعمال میگردد. در همین رابطه نه فقط سرعت و وسعت حرکت و مهاجرت انسانها میان کشورها وسعت گسترده ای یافته است، بلکه قوانین مهاجرت، زیست و تجارت هر چه بیشتر پیوسته تر و به همدیگر نزدیکتر میگردند. در چنین شرایطی هر کشوری باید موقعیت خویش را در این پیوستگی ها تنظیم کرده و محدودیت ها و دامنه های گشایشی ارتباطاتی خویش را خود تنظیم نماید. در میدان جدل بلوک های سرمایه ای در عرصه جهانی بر سر کنترل بر بازارهای سرمایه گذاری، انرژی، بازارهای کار و مصرف، یا باید پیوندها و مناسبات سیاسی به شیوه ماکیاولیستی بر پایه تناضع بقا و حفظ حیات خویش به هر قیمت بدون اعتنا بر هیچ پرینسیپ های انسانی برقرار کرد، یا اینکه دوستان و مقابلین خود را بر پایه های ارزش های عدالت جویانه، انسان دوستانه و آزادیخواهانه تنظیم نمود.

یاد یاران سیاهکل گرامی باد.

دنیز ایشچی 19 بهمن ماه 1396

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد