logo





رسانه های اجتماعی از منظر منتقدان

چهار شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۳۱ ژانويه ۲۰۱۸

ناهید حسینی

nahid-hoseini1.jpg
باید اعتراف کرد، از یک طرف، اینترنت و شبکه های اجتماعی دارای امتیازات زیادی برای راحتی زندگی در قرن 21 را داراست، از طرف دیگربه جز آنچه ممکن است در اشاره به نظر منتقدین در بالا مورد تامل باشند، مفید است درخاتمه این مطلب، برخی از ضعفهای دیگر آن نیز ذکر شوند. از جمله باید به امکان اشاعه اخبار و اطلاعات غلط، هیجانی کردن فضا برای سوء استفاده های روانی، سیاسی واطلاعاتی، بزرگنمایی و یا تقلیل اهمیت واقعی حوادث و روندهای که در بطن جامعه در جریان است، اشاره کرد. بهرحال همانطوری که اشاره رفت، تغییرات دنیای تکنولوژیک بسرعت پیش خواهد رفت و نسل آینده، زندگی کاملا متفاوتی با نسل امروز خواهد داشت.
مقدمه: درمقاله اول بنام جنبش‌های اجتماعی نوین و ایران به مفهوم و کارکرد جنبشهای نوین اجتماعی پرداخته شد ودرمقاله دوم، نقش ودلایل موافقین و مخالفین استفاده از رسانه های اجتماعی مجازی(دیجیتال سوشال مدیا) در جنبشهای اجتماعی مورد بحث قرار میگیرد. این رسانه ها درحال حاضربه سطح یک ابزار قدرتمند ارتباطی دردست فعالین جنبشها برای سازمانگری وهدایت اعتراضات اجتماعی فرا روییده و شکلی عالم گیر در آموزش، سازماندهی، تبادل نظریات، ایجاد ارتباطات و ابراز همبستگی در جنبش ها به خود گرفته است. ار سوی دیگر، دولتها نیز برای مقابله با این جنبشها، در مقیاسی انبوه از کنترل دنیای رسانه ای دیجیتال بهره میگیرند. بر زمینه چنین واقعیتی، دو دیدگاه متضاد در مورد نقش رسانه های اجتماعی شکل گرفته اند که اولی نقش آنرا بسیارمهم و تنها وسیله موثر موجود در شرایط کنونی برای برقراری ارتباطات و بسیج سریع نیرو میشناسد، و نظردوم، چنین نگاهی را رد میکند. باید یک نکته را در اینجا خاطر نشان کرد، این نوشته فقط بر تاثیرسوشیال مدیا در جنبشهای اجتماعی تمرکز دارد و بررسی کلی آن مورد نظر نویسنده نیست.

در نقد و در دفاع از رسانه های اجتماعی:

یک نظر آلترناتیو در استفاده از رسانه های اجتماعی آنلاین در هر نوع برآمد اجتماعی وجود دارد که تاثیرمثبت پلاتفرمهای نظیر فیسبوک، تویتر و یوتیوب را مورد تردید قرار میدهد. بطور مثال ملکم گلادول در روزنامه نیویورک در مقاله ای با عنوان "تغییرات کوچک" در سال 2010 نوشت، چرا نمیتوان انقلاب را توییت کرد: در اینجا اواین استدلال را مطرح کرد که اینترنت به سادگی یک ابزار سازمانی است و رسانه های اجتماعی، فعالیت های اجتماعی را بازتعریف نکرده اند. تزگلادول این است که جنبش های اجتماعی و سیاسی نیاز به سلسله مراتب رهبری دارند تا مردم را هدایت و بسیج کنند. با این حال، رسانه های اجتماعی قادر به ایجاد روابط قوی بین مردم نیستند، بنابراین، گلادول در مقاله خود نقش رسانه های اجتماعی را مورد پرسش قرارداد و وزن و اهمیت آن را در دستیابی به بسیج مردمی درتظاهرات اخیر، تقلیل جدی میدهد(1).

وی با اشاره به وضعیت موجود در مولداوی در سال 2009، با وضوح میگوید که "انقلاب تویتری مولداوی" رخ نداده، زیرا در آن زمان، تعداد چندانی حسابهای فعال توییتر در مولداوی وجود نداشت و به همین ترتیب نیز، قیام 2009 در ایران نیز نمیتواند به عنوان «انقلاب توییتری» محسوب شود؛ چرا که کسانی که در مورد تظاهرات در ایران توییت میکردند عمدتا در غرب مستقر بودند واز زبان انگلیسی برای ارتباط گیری استفاده میکردند(2).

گفتمان نقش رسانه های جمعی در جنبش های اجتماعی اخیردر نظر عده ای منجر به اعتبار بخشی به رسانه ها به عنوان نیروی محرک جنبش میشود ، از نظر عده دیگری، با منحرف کردن توجه از فعالیتهای واقعی، فضایی را جهت ایجاد اسلاکتیویزم[1] بوجود می آورد، بدین معنی که با در نظر گرفتن زمانی کوتاه میتوان یک حرکت سیاسی را سازماندهی کرد مثل امضا بیانه های آنلاین و یا پیوستن به یک گروه سیاسی از طریق اینترنت. یوگنی موروزوف بطور مثال میگوید که اسلاکتیویزم ممکن است ما را از اقدام اصلی منحرف کند که می تواند تأثیر جدی در دنیای واقعی داشته باشد. او توضیح می دهد که اسلاکتیویزم به عنوان یک واژه مناسب برای آن دسته از فعالیتهای آنلاینی است که احساس خوبی ایجاد میکند ولی نمیتواند در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی هیچ تاثیری داشته باشد(3).

موروزوف در کتاب خود بنام "شبکه توهم" که در سال 2011 چاپ شد، توضیح میدهد که تناقضات و سردرگمی های اینترنت فقط بعد از هیجان اولیه ایجاد شده توسط ورود آن، قابل رویت می شوند. او توجه خود را به پیامدهای سیاسی اینترنت معطوف داشته و می پرسد اگرپتانسیل آزاد سازی اینترنت شامل هسته های غیر سیاسی و بر علیه دموکراسی باشد، آنگاه چی خواهد شد؟ بغیر از اتوپیایی سایبری، آنگونه که وی میگوید، چه کسی اینترنت را به عنوان یک وسیله قدرتمند برای آزادی سیاسی محسوب میکند؟ موروزوف با اعتماد به نفس استدلال می کند که به نام و تحت عنوان شعار آزادی، اینترنت یا آن را به طور نسبی محدود میکند و یا از بین می برد. او استفاده از فیس بوک را در طول اعتراضات سال 2009 در ایران مثال میآورد و میگوید، رژیم ایران هم از فیسبوک استفاده کرد تا معترضین را با استفاده از عکس و مشخصات فردی محل زندگی آنها را شناسایی کند. فیسبوک توسط حکومت به عنوان وسیله ای برای توزیع ویدیوهای تبلیغاتی خود مورد استفاده قرار گرفت. پیامهایی نیز از طرف حکومت برای ایجاد سوءظن و بدبینی درمیان جمعیت به آنها ارسال میشد. در ادامه نظریاتش او معتقد است که "اینکه برخی سیاستمداران گمان کنند آنچه که مردم برای سرنگونی دولتها به آن احتیاج دارند فقط دسترسی به اینترنت است و یک اکانت تویتتر، از واقعیت بدور است".

حتی مارمورا (2008) کمی جلوتر میرود و و تردید خود را در مورد کیفیت استفاده دموکراتیک و مفید از آن در جنبشهای اجتماعی را بیان میکند (4)، و واسرمن (2007) نیز به نابرابری در دسترسی و عدم فراگیری در وسعتی که جنبش گسترده شده اشاره میکند(5).

از طرف دیگر، کلی شیرکی، نویسنده و محقق امریکایی، به تحلیل گلادول با تمرکز بر اسلاکتیوزم جواب داد . او درعین پذیرش نکات منفی در ارزیابیهای منتقدین در مورد اینترنت گفت اکه ایرادات مطروحه نمی توانند پتانسیل و قدرت رسانه های اجتماعی را به عنوان یک ابزار هماهنگ کننده نفی کنند. فعالان هنوز هم می توانند از آن به طور موثر برای اقدام واقعی بر روی زمین استفاده کنند، اما نه به عنوان جایگزینی برای فعالان جنبش در مقابل پارتیزانهای هندی سال 2009، و یا اعتراضات گوشت گاو در کره جنوبی در سال 2008، و یا اعتراضات دانشجویی 2006 به تغییرات قانونی در آموزش در شیلی (6).

مزایای استفاده از این رسانه ها توسط شیرکی این چنین عرضه میشود؛ طبق گفته های او، رسانه های اجتماعی آنلاین، مشارکت دموکراتیک را از نظر گفتگو و به اشتراک گذاشتن ایده ها و تجربیات در یک مقیاس بزرگ درفرصت زمانی کوتاه فراهم آمده است که هرگز قبلا امکان پذیر نبود. شیرکی اعلام می کند که در گذشته پلاتفرمهای مشترک مانند ویکی پدیا میتوانست از طریق تلاش های یک موسسه جا افتاده تاسیس بشود، اما، ورود دستگاه های اجتماعی الکترونیکی توانسته است محدودیت های زمانی و هزینه را برای نوآوری های تکنولوژیک و همچنین نیاز قبلی به داشتن یک ساختار تجاری به منظور توسعه محصولات یا خدمات جدید حذف کند. در مقايسه با ديگر فناوريهاي قبلی جا نیفتاده مانند ظهور چاپ و تلفن، رسانه های جدید آنلاین، فرصت و فضا را براي صداهاي فردي و شفافیت ارتباطات بين افراد گسترش داده است. او استدلال می کند که چشم انداز آینده پلاتفرم رسانه های آنلاین اجتماعی در میان فعالین، بستگی به گسترش استفاده جمعی از برنامه های کاربردی در نیل به اهداف انها خواهد داشت(7).

او در کتاب خود بنام "دراینجا همه می آیند: قدرت سازمان دهی بدون سازمان ها" که در سال 2008 منتشر شده است، توضیح می دهد که چگونه مردم در حال حاضر، برای کنش جمعی ، بجای سازمانهای سنتی حزبی از رسانه های اجتماعی آنلاین، استفاده میکنند. با وجود پتانسیل آن به عنوان ابزاری برای دادن اطلاعات نادرست و تبلیغاتی، رسانه های اجتماعی تبدیل به وسیله ای برای سازماندهی و هدایت بسیاری از جنبش های سیاسی در جهان شده اند، بطوریکه سیستم های اقتدارگرا را مجبور ساخته اند، تلاش های زیادی را برای محدود کردن دسترسی عمومی به اینترنت در سرزمینی که در آن حکومت می کنند، بکار ببرند. کلی شیرکی میگوید که چگونه فیس بوک یا توییتر و سرویس پیام کوتاه آنلاین، فعالان ایرانی را کمک میکنند تا به طور مستقیم خبررسانی کنند و قانون سانسور را دور بزنند. وی میگوید که ماهیت سیاست به نفع جامعه مدنی تغییر می کند؛ زیرا کنترل اخبار از بالا به پایین شکست خورده و به پایان خود می رسد[2].

وی با اشاره به طیف وسیعی از مواردی که رسانه های اجتماعی باعث تغییرات مثبتی از جمله اسپانیا در سال 2004 و مولداوی در سال 2009 شده اند، در مقابل، وی نمونه هایی را نیز که به نتایج ناموفق منجر شد مثل بلاروس در سال 2006، ایران در سال 2009 و تایلند در سال 2010 مورد ملاحظه قرار داده و خاطرنشان می کند که شکست این جنبش ها پس از سرکوب ، در پاسخ به این پرسش را که آیا" ابزارهای دیجیتال، دموکراسی را تقویت می کنند؟" دشوار میکند.

با این حال، او به ما یادآوری می کند که تغییرات اجتماعی و فرهنگی را تنها می توان در طول یک دوره طولانی و نه با تمرکز بر تاثیر یک دوره کوتاه مدت از یک مرحله تحولی مشخص، اندازه گیری کرده و انتظار نتیجه مثبت داشت(8).

مانیول کستلز یکی از دیگر صاحب نظران جنبشهای اجتماعی معتقد است که سوشیال مدیا تاثیر مهمی در زندگی امروزه ما داشته است، اواز قدرت ارتباطات در دهکده جهانی صحبت میکند (9). کستلزمیگوید کنشگران اجتماعی از قابلیتهای شبکه های اجتماعی برای پیشبرد برنامه ها، دفاع از ارزشها و علایق خود استفاده میکنند. کستلز به قدرت شبکه های اجتماعی در بسیج نیرو و ارتباط گیری فعالین در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا در نوشته هایش اشاره دارد (10).

نگاهی گذرا به وضعیت اینترنت و شبکه های اجتماعی در ایران:

حدود 60 درصد از جمعیت ایران زیر 35 سال سن دارد و نصف جمعیت ایران یعنی حدود 40 میلیون هر کدام دارای یک تلفن موبایل هستند. برای بخش بزرگی از این جمعیت، تلفن موبایل درحکم تنها وسیله تفریحی، سرگرمی، آموزش و رابطه با دنیای خارج است. حدود 5 میلیون نفر ایرانی نیز در خارج از کشور زندگی میکنند که وسیله ارتباطی آنها با هم دیگر و با داخل کشور از طریق فیسبوک، تویتر،اسکایپ، تلگرام، اینستاگرام، ایمو، واتزآپ و...می باشد، بنا بر گزارش پژوهشگاه ملی فضای مجازی، فقط 754 هزار کانال فارسی در تلگرام به ثبت رسیده ، که در مدت کوتاهی بیش از دو میلیارد بازدید از آن وجود داشته است. استفاده از اینترنت به بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم ایران در آمده است. کاملا طبیعی است همانطوریکه در دیگر نقاط جهان این امکان ارتباطی مورد سوء استفاده بسیاری قرار میگیرد، درایران نیز چنین شود. اما میتوان گفت بیشترین استفاده را نهادها و ارگانهای وابسته به قدرت در ایران از این وسیله میکنند. دست یابی ارتش سایبری به اطلاعات کاربران، بخصوص فعالین سیاسی و فعالین زنان، هک کردن حسابهای کاربری آنها، جنگ تبلیغاتی با منتقدین خود و انتشار اطلاعات غلط در دنیای مجازی از جمله این سوءاستفاده هاست.

ایران اولین کشوری درمنطقه بود که در جریان جنبش سبز 2009 از شبکه های اجتماعی برای ارتباط گیری و بسیج نیرو برای حضور در خیابانها استفاده کرد. در تظاهرات دیماه 1396، تنها وسیله ارتباطی معترضین، شبکه های اجتماعی بود، تظاهرات همزمان در بیش از 80 شهر ایران بدون داشتن یک حزب سراسری و یا یک رهبری مشخص، بار دیگر قدرت شبکه های اجتماعی را نمایان ساخت. به همین دلیل حکومت ایران درصدد پیدا کردن راههایی موثری برای کنترل و سانسور فضای مجازی در سطح کشور میباشد. سخنرانی احمد خاتمی در نماز جمعه، هشدار احمد جنتی رئیس مجلس خبرگان، برگزاری جلسه بزرگی با شرکت صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه و هشدارهای مکرر خامنه ای در جهت تاسیس اینترنت داخلی مثل چین و روسیه، حاوی این پیام است که دولتمردان، فلج بودن خود را در مقابل فضای مجازی را به شدت حس کرده و برای بزیر کشیدن شبکه های اجتماعی همه با هم متحد شده اند. احمد جنتی میگوید که فضای مجازی بلای جان ما شده است رئیس قوه قضاییه، می‌گوید که ایران باید شاهراه‌های دشمن را ببندد و مردم را به اتوبان‌های امن هدایت کند[3].

در حال حاضر اینترنت داخلی ایران به شبکه جهانی وصل نیست، و از نظر تکنیکی جدا کردن آن از شبکه جهانی احتمالا نتواند کار سختی باشد، اما نکته مهم اینجاست که آیا مسئولین مربوطه در ایران میتوانند جلو دسترسی مردم را به شبکه های اجتماعی بگیرند؟ شواهد نشان میدهد که دنیا هر لحظه شاهد کشف و اختراع جدیدی در استفاده ازاینترنت است، بیاد داریم که جوانان ایرانی در جنبش سبز از فیسبوک برای گردهمایی و اعتراض و فرستادن اخبار به جهان استفاده میکردند، ولی دولت وقت، فیسبوک را فیلتر کرد، در اعتراضات دیماه 1396 از تلگرام و اینستگرام استفاده کردند، هر دو کانال را فیلتر کردند. دفعه بعد به احتمال خیلی زیاد وسیله ای دیگری برای گرفتن رابطه، اختراع میشود. دنیای اینترنت یک دنیای مجازی بدون مرز است، هر زمان بتوان دیوارهای غیر قابل نفوذ در مقابل امواج الکترونیک را در فضای آسمان ایران برپا ساخت، آنگاه میتوان حضور اینترنت را در یک منطقه جغرافیایی نیزاز بین برد.

این چنین بنظر میرسد، نظرات کسانی که نقش کار ساز شبکه های اجتماعی را در جنبش های اجتماعی نفی میکنند بیشتر مربوط به یک دهه گذشته باشد، در شرایط حاضر ما باید سرعت پیشرفت تکنولوژیکی را بطور روزمره حساب کنیم، زیرا اطلاعات و کشفیاتی که متعلق به دیروزبودند بسرعت کهنه میشوند. با این وصف اگر شما به نظرات دست اندرکاران رژیم در ایران در سال 2018 توجه کنید، آنها سریع تر از بخشی از صاحب نظرانی مثل موروزوف به اهمیت و قدرت شبکه های اجتماعی پی برده و آنرا به توپخانه دشمن تشبیه کرده ، و به همین دلیل نیز فضای مجازی را در حال حاضر بزرگترین دشمن خود میدانند، شاید آنها بهتر از هر کسی اطلاع دارند که منشاء اعتراضات مردم در داخل کشور است ونه خارج از ایران، و شبکه های اجتماعی تنها ابزاری هستند که مردم ناراضی را بهم وصل میکنند. حتی اگر اینترنت ملی مورد استفاده قرار بگیرد، بنظر نمیرسد که مانع ارتباط گیری مردم برای پیگیری خواسته هایشان شوند.

منظور صادق لاریجانی از اتوبانهای امنی که مردم باید هدایت شوند، در اصل تاسیس شبکه ای جایگزین برای ثبت و راه اندازی حسابهای کاربری کسب و کار مردم در آن است و به موازات آن نیز فیلترکردن و یا به نوعی قطع رابطه این شبکه با شبکه جهانی اینترنت است که به قول وی معنایش بستن شاهراههای دشمن خواهد بود.

نکته اساسی دیگراین است که امروزه مردم از طریق اینترنت، شغل و ممردر آمدی برای زندگی خود ایجاد میکنند، کما اینکه بعد از بستن تلگرام و اینستاگرام، در ایام اعتراضات دیماه 1396، تعدادی از مردم به لحاظ اقتصادی متضرر شدند و به فیلترشدن پلاتفرمهای مجازی اعتراض کردند. حتی خود دست اندرکاران رژیم درآمد کمی از صدقه آنلاین امام زاده ها و صیغه آنلاین ندارند، چگونه میتوانند این منبع درآمد بی مالیات را حذف کنند؟ همینطوراستفاده از کتابخانه های مجازی و آموزش دانشگاهی آنلاین، استفاده از گوگول و رابطه الکترونیکی سفارتخاته های کشورهای مختلف با ایران و دیگر امکانات اینترنتی، اجازه قطع اینترنت جهانی را در ایران، غیرممکن میسازد.

در خاتمه باید اعتراف کرد، از یک طرف، اینترنت و شبکه های اجتماعی دارای امتیازات زیادی برای راحتی زندگی در قرن 21 را داراست، از طرف دیگربه جز آنچه ممکن است در اشاره به نظر منتقدین در بالا مورد تامل باشند، مفید است درخاتمه این مطلب، برخی از ضعفهای دیگر آن نیز ذکر شوند. از جمله باید به امکان اشاعه اخبار و اطلاعات غلط، هیجانی کردن فضا برای سوء استفاده های روانی، سیاسی واطلاعاتی، بزرگنمایی و یا تقلیل اهمیت واقعی حوادث و روندهای که در بطن جامعه در جریان است، اشاره کرد. بهرحال همانطوری که اشاره رفت، تغییرات دنیای تکنولوژیک بسرعت پیش خواهد رفت و نسل آینده، زندگی کاملا متفاوتی با نسل امروز خواهد داشت.

دکتر ناهید حسینی
28 ژانویه 2018



References:

(1,2) Gladwell, M. (2010). ‘Small change: Why the revolution will not be tweeted, ‘Twitter, Facebook,

and social activism’ The New Yorker, October 4, 2010.

(3) Morozof, E. (2009). ‘The Brave New World of Slacktivism’, Published in Foreign Policy website

https://foreignpolicy.com/2009/05/19/the-brave-new-world-of-slacktivism/

(4) Marmura, S. (2008), A net advantage? The internet, grassroots activism and American Middle-

Eastern policy http://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/1461444807086469

(5) Wasserman, H. (2007), a New Worldwide Web Possible? An explorative comparison of the use of

ICT by two African social movements. African studies review, vol.50, no.1 April 2007.pp 109-131

(6,7) Shirky, C. (2011). ‘The Political Power of Social Media’ (2011, Foreign Affairs)

https://www.cc.gatech.edu/~beki/cs4001/Shirky.pdf

(8) Shirky, C. (2011). ‘The Political Power of Social Media’ (2011, Foreign Affairs)

https://www.cc.gatech.edu/~beki/cs4001/Shirky.pdf P: 29.

(9) Castells, M (2009) Communication Power. Oxford: Oxford University Press, 2009

(10) Castells, M. (2015), Networks of outrage and hope, social movements in the Internet age, second

edition.

Endnotes:

[1] Slacktivism: actions performed via the Internet in support of a political or social cause but regarded as requiring little time or involvement, e.g., signing an online petition or joining a campaign group on a social media website. https://en.oxforddictionaries.com/definition/slacktivism

[2] https://www.ted.com/talks/clay_shirky_how_cellphones_twitter_facebook_can_make_history

This talk was presented at an official TED conference.

[3] https://www.radiofarda.com/a/amoli-larijani-against-social-media-internet/28999935.html


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد