logo





غلط ننویسیم!

سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۶ - ۰۲ ژانويه ۲۰۱۸

محمد علی مهرآسا

mehrasa.jpg
نمی دانم وجود فیس بوک و اینترنت سبب شده است و یا دبیران و آموزگاران و حتا استادان نیز به این مهم توجه ندارند که پارسی نویسی به سراشیب سقوط افتاده است و غلطهای املائی و انشائی آنچنان در نوشتارهای کوتاه و بلند فراوان شده است که سبب خجالت من خواننده همراه با نوعی تنفر می شود. دستکم این استادان درون ایران تذکری بدهند و در نشریات اشاراتی به این غلط نویس داشته باشند. چون این غلط نویسی بیشتر در بین ایرانیان ساکن وطن به چشم می خورد؛ لذا وظیفه استادان ادبیات است که با این لغزش و بی سوادی بجنگند. طرف در فیس بوکش ابزار را با «ض» نوشته است و آن یکی سطل را «صتل» مرقوم فرموده است. دیگری ظالم را «زالم» نوشته، و آن یکی محیط را «مهیت» مرقوم فرموده است. دیدن این گونه غلطها در نوشتار فیس بوکی آدمهای اندک سواد و کم مایه را فریب می دهد و تصور می کنند که این اغلاط درست است و آنان نیز به تبع دچار این غلط نویسی می شوند.

در این زمینه غلطی که اگر نگویم همگانی شده است، اکثریّت نویسندگان حتا آنان که دکترای جامعه شناسی خوانده اند و دم از ادبیات و شاعری می زنند، آن را نه تنها تکرار می کنند؛ بل نوشتار مرا نیز که برایشان می فرستم مطابق دیدگاه غلط خویش تصحیح و کلمه دست آموز خود را به جایش می گذارند. غلط دستوری چنین است:
در کتابهای دستور زبان فارسی نوشته ی علامه قزوینی، عبدالعظیم قریب، دکتر پرویز ناتل خانلری و پنج استاد... آمده است که مصادر یا مصدرهای فارسی که با همزه شروع می شوند در تصریف و به فعل درآوردن اگر «با» زینت در جلو فعل بیاید آن همزه به «ی» تبدیل می شود. به طور مثال افتادن یک مصدر است اگر بخواهیم صیغۀ امر و یا گذشته آن را بنویسیم باید بگوئیم و بنویسیم:
بیفت و بیفتاد. نوشتن «بیافت و بیافتاد» غلط حتمی است. زیرا می شوند: بی افت و بی افتاد و این معنای مورد نظر ما را نه تنها تأمین نمی کند، بل خواننده را نیز گمراه و سرگردان می کند.
در این مورد اگر مصدر با «آ» یعنی الف مدی شروع شود این «آ» چون مجموع یک همزه و یک الف است و درتصریف صیغه های امر و گذشته همزه به یا تبدیل شده و الف باقی می ماند. مانند:

آرمیدن و آمیختن و آغازیدن که با یک «با» زینت می شوند: بیارام، بیامیز و بیاغاز. آن علامت مَد که همزه است تبدیل به ی می شود و الف باقی می ماند.
همچنین اگر مصدر با همزه شروع شده و پس از همزه « ی» آمده باشد، تنها حرف«ب » به همزه می چسپد مانند ایستان که می شود بایست.

در کتاب دستور زبان فارسی «پنج استاد، رشید یاسمی، ملک الشعرا بهار، بدیع الزمان فروزانفر، عبدالعظیم قریب و جلال الدین همائی» در صفحه 145 می نویسد:

«اگر "ب" زینت بر سر افعالی در آید که اوّل آنها همزه باشد، همزه به "ی" بدل شود مانند: بینداخت، بیفروخت، بیفکند...»
به این نوع غلطها زنده یاد «سعیدی سیرجانی» نیز در نقد کتابهای حافظ شناسی دکتر رکن الدین همایونفرخ در مجله یغما اشاره دارد و فزون بر ایرادها در مورد حافظ و اشعارش، این ایراد را همراه تذکر « ب و به» نیز از او گرفته است.

موضوعی دیگر که لازم است مورد دقت و اشاره قرار گیرد، چسبیدن بای زینت به فعل است. در جلو نامها باید از «به» استفاده کنیم و در جلو فعل از حرف «ب» تنها که به بای زینت مشهور است زیرا به فعل نوعی زیبائی می بخشد. به طور مثال صیغۀ امر مصدر رفتن ، کلمه کوچک « رو» است. اما اگر یک ب که به بای زینت مشهور است به آن اضافه شود می شود«برو» که هم خوش آهنگتر است و هم مؤدبانه تر خواهد بود. پس در جلو نام باید «به» گذاشت و جلو فعل تنها یک حرف «ب» کافی است که چنانچه نوشتم به با زینت مشهور است و تنها برای زیبائی کلام آورده می شود.

من از کسانی که می خواهند مقاله بنویسند و یا در فیس بوک اظهار نظر کنند، تقاضا می کنم اگر در املای کلمه مشکوکند و نمی دانند که به طور مثال «تعویض» درست است یا « تعویز و تعویذ» به کتاب لغتی که در خانه دارند مراجعه کنند و صحیح آن را در آن کتاب نوشته اند و شما از روی آن نسخه برداری فرمائید. امیدوارم دستکم هر آدمی که دیپلم دبیرستان را دارد، در خانه اش یک کتاب لغت و یا فرهنگ لغات یافت شود که در مواقع لازم کمکرسان نویسنده باشد.

مشکل دیگر به وِیژه در اظهار نظرهای فیس بوکی بسیار جلب توجه می کند نوشتن به زبان عامیانه است. این گونه نوشتن ها تنها در داستانها و به هنگام بیان سخن پرسوناژ یا قهرمانان داستان و از زبان او روا بوده و در بقیه موارد از ارزش نوشته به شدت می کاهد. واژه های جون و مهمون و نون و قلیون و... در فارسی کتابی نباید آورده شود. یا اگر بنویسید:«محمد عادت داشت روزها بخوابه و شبها بیشتر بیدار بمانه و دیرتر بخوابه...» کاملا خلاف دستور نوشتار است. چون این گفتار شمای نویسنده است و از نظر ادبی نمی تواند چنین باشد و لازم است به جای آن «ه» در آخر آن سه کلمه، حرف دال گذاشته شود.

پس من منظورم تدریس نیست و تنها می خواهم پارسی نویسی از این فضاحت و غلط نویسی بیرون آید. زیرا هنگام خواندن نوشته های هممیهنان چه در مقالات و چه در روی فیس بوک و نوشتن مطالب در پاسخ دیگران به افراط دچار خطا و لغزش می شوند.
از سوی صاحب این قلم این تنها تذکری بود دوستانه به خاطر زبان شیرین پارسی؛ امید است استادان این کار کوشش بیشتری به کار گیرند و از سقوط زبان پارسی جلوگیری کنند.

کالیفرنیا: دکتر محمد علی مهرآسا 31/12/2017 زایشی




نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد