logo





علامیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

درباره انفجار اجتماعی در ایران و ضرورت سازماندهی و آمادگی برای انقلابی نوین

شنبه ۹ دی ۱۳۹۶ - ۳۰ دسامبر ۲۰۱۷

اکثریت مردم ایران خواستهای سکولاریستی، آزادیخواهانه، عدالت طلبانه و برابری طلبانه ای دارند که تنها یک بدیل حقیقتا سوسیالیست میتواند به آنها پاسخی درخور دهد. از اینرو تبلیغ و ترویج این گفتمان و نیز تقویت سازماندهی، همگرایی و همکاری در درون این بدیل از نان شب واجب تر است. اگر بدیل آزادیخواه و برابری طلب مستقل از قدرتهای ارتجاعی خارجی نتواند گفتمان خود را به گفتمان اصلی صحنه سیاست ایران تبدیل کند، نه وقوع انقلاب و نه حتی سرنگونی رژیم اسلامی مساوی با رهایی اردوی کار و رنج نخواهد بود.
یک روز بعد از حرکت اعتراضی وسیع مردم مشهد و چند شهر دیگر خراسان علیه موج فقر و گرانی، و سرکوب خشن این حرکت و دستگیری بیش از پنجاه معترض، گزارشات تصویری متعددی از شهرهای تهران، اصفهان، کرمانشاه، رشت، قم، ساری، همدان و قزوین در شبکه های اجتماعی منتشر شده که حکایت از یک انفجار اجتماعی سراسری در ایران میکند. رشته تظاهرات اخیر اگر چه در اعتراض به موج بیکاری و گرانی و فلاکت آغاز شده ، اما خیلی سریع به شعارهای سیاسی و سرنگون طلبانه فرا روئیده است. شعارهایی نظیر: ملت گدایی میکنه، آخوند خدایی میکنه – مرگ بر روحانی ، مرگ بر لاریجانی ، مرگ بر خامنه ای ، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر حزب الله – سوریه را رها کن فکری به حال ما کن – سید علی حیا کن ، سلطنتو رها کن – نترسید نترسیم حق مسلم ماست – زندانی سیاسی آزاد باید گررد – یک اختلاس کم بشه ، مشکل ما حل میشه و ... شعارهای اصلی این رشته اعتراضات در بیش از ده شهر کشور ما بوده اند.

متاسفانه در برخی از این اعتراضات، شعارهایی در پشیمانی از انقلاب ۵۷ و یا افسوسِ دوره شاه سر داده میشد که نیروهای سلطنت طلب و رسانه های پشتیبان آنها نظیر "صدای امریکا" سعی درعمده کردن آن دارند. اما در برخی دیگر از این اعتراضات، توده های به جان آمده با مقایسه دیکتاتوری شیخ با دیکتاتوری قبل از انقلاب شعار : خامنه ای حیا کن سلطنتو رها کن ! سر میدادند.

مردم ایران لازم است به یاد آورند که شروع نخستین اعتراضات توده ای در تابستان ۱۳۵۶ از محلات حاشیه ای و زاغه نشین های جنوب شهر تهران آغاز شد که سرپناه محقر آنها توسط شهرداری بر سرشان خراب می شد و انباشت نابرابریهای طبقاتی و جولان استبداد و خفقان آریامهری بود که زبانه های آن انقلاب را شعله ور کرد. اگر از درون آن انقلاب شکست خورده ، هیولایی بیرون آمد که فلاکت و نابرابری و استبداد سیاسی را با فناتیسم مذهبی عجین کرد ُ به هیچوجه نباید سبب اعتبار بخشیدن به رژیم ستم شاهی شود.

البته این فقط سلطنت طلبان نیستند که در صدد سوء استفاده از وضع موجود میباشند. سایر نیروهای ارتجاعی وابسته به امریکا و اسرائیل و عربستان و ... نیز دندان خویش را برای منحرف کردن اعتراضات انقلابی مردم ایران تیز کرده اند. به همین خاطر وظایف دشواری بر دوش جنبش کارگری، روشنفکران چپ در جنبش های اجتماعی گوناگون قرار دارد. در تمام سالهای رکود سایر جنبشهای اجتماعی پس از سرکوبهای خونین خرداد ۸۸ و ماههای بعد از آن ، جنبش کارگری ( کارگران صنایع و معادن، معلمان و بازنشستگان ) تنها جنبشی بوده که پیگیرانه در صحنه حضور داشته و در این راستا هزینه داده و فعالترین پیشروان آن به زندان افتادند و حتی جان خود را از دست دادند. به دنبال اوجگیری فساد و اختلاس و غارتهای میلیاردی و بالا کشیدن پس انداز انبوهی از مردم متعلق به اقشار زحمتکش و متوسط شهر و روستا توسط موسسه های مالی و بانکی رژیم غارتگر، موج جدیدی از اعتراضات اجتماعی این مالباخته گان و غارت شده گان را شاهد بودیم . متناسب با رشد این جنبشها و نیز مقاومت جانانه زنان شجاع و سکولار کشور ما در برابر حجاب اجباری و تبعیضات جنسیتی ، بر کم و کیف اختلافات جناحبندیهای رژیم افزوده شد. هم جناح اصولگرا و هم جناح احمدی نژاد سعی کردند با گرفتن ژستهایی در لزوم مبارزه با فساد و رسیدگی به موج بیکاری و گرانی ، جناح به اصطلاح اعتدال و "اصلاح طلب" را تضعیف کنند. همزمان به دلیل مسجل شدن ناتوانی کامل دولت حسن روحانی برای تحقق شعارهای پوشالی "انتخاباتی اش" موج اجتماعی جدیدی در فضای مجازی با عنوان : پشیمان هستم! به راه افتاد. جهانگیری معاون اول حسن روحانی موج هایی از این نوع را دست ساز جناح رقیب دانست تا دولت "تدبیر و امید" را تضعیف کنند. کلان رسانه حامی روحانی در خارج یعنی بی بی سی نیز تمام قد وارد معرکه شد که از ابعاد جنبش پشیمان هستیم! بکاهد و آنرا در خدمت اصولگرایان معرفی نماید. اما همگان میدانند که توده های لگدمالشده در راستای آزادی و عدالت اجتماعی و کرامت انسانی ، مطالبات و اهدافی دارند که هیچیک از جناح های رژیم قادر و مایل به تحقق آن نیستند. با این همه گاهی بخشهایی از مردم برای جلوگیری از سرکوب سریع، سعی میکنند از برخی بسترهای موجود مثلا تجمعات "اصلاح طلبان" و یا " اصولگرایان" و یا طرفداران احمدی نژاد بهره ببرند و در واقع سوء استفاده کنند تا شعارهای مستقل خود را طرح نمایند.

آنچه در ماههای گذشته بویژه در روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران رخ داده است، نه تنها نشانه یک انفجار اجتماعی است بلکه چه بسا علائم تمرین شروع یک انقلاب نوین نیز باشد. تبدیل شدن این اعتراضات عظیم اجتماعی به یک انقلاب بی بازگشت برای سرنگونی تام و تمام رژیم اسلامی سرمایه داری ایران بستگی به سراسری تر شدن این جنبش، حضور پرشمارتر زنان و مردان جویای آزادی و برابری، و مهمتر از آن بالا بردن عیار سازماندهی و نیز ابزارهای گوناگون مقابله با سرکوب نیروهای امنیتی و نظامی رژیم است.

اکثریت مردم ایران خواستهای سکولاریستی، آزادیخواهانه، عدالت طلبانه و برابری طلبانه ای دارند که تنها یک بدیل حقیقتا سوسیالیست میتواند به آنها پاسخی درخور دهد. از اینرو تبلیغ و ترویج این گفتمان و نیز تقویت سازماندهی، همگرایی و همکاری در درون این بدیل از نان شب واجب تر است. اگر بدیل آزادیخواه و برابری طلب مستقل از قدرتهای ارتجاعی خارجی نتواند گفتمان خود را به گفتمان اصلی صحنه سیاست ایران تبدیل کند، نه وقوع انقلاب و نه حتی سرنگونی رژیم اسلامی مساوی با رهایی اردوی کار و رنج نخواهد بود.

سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران
زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
۹ دیماه ۱۳۹۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد