logo





پیام کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

دیگر حاشا نمیتوان کرد، جلادان در صف اعتراف و مدالهای آدمکشی!

به مناسبت سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت

جمعه ۱۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۱ سپتامبر ۲۰۱۷

سازمان راه کارگر ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و برابری، مصمم است همراه و همگام با همه انسانهای شریف و آزادیخواه، همه سازمانها و گروههای مدافع حقوق انسانی، برای آشکار شدن تمام حقیقت تلاش کند، تمام قربانیان جنایت های سیاسی در ایران شناخته و دادشان را در دادگاهی عادلانه ؛ آزاد و علنی فریاد کند ، همه آمران و عاملان این جنایات سازمانیافته و سراسری، شناخته و افشا و محاکمه شون ، امکان تکرار شدن این جنایت های سیاسی و وحشیانه را با کمک به سازمان دادن مردم در شبکه ها و نهادهای مترقی و بشردوست و عدالت طلب، آزادیخواه، مدرن و سکولار علیه جریانات ارتجاعی و نژادپرست و بنیادگرای مذهبی بگیرد، برای سرنگونی انقلابی رژیم جنایتکار اسلامی و برای آزادی و برابری مبارزه کند و در راه متحد کردن همه تلاشها و مبارزات اردوی کار و رنج و به ثمر نشاندن آرمانهای جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم تلاش نماید.
سالی که گذشت، سال اعتراف های رسمی به ارتکاب جنایتی بود که دهه اول حاکمیت رژیم اسلامی، با آن تعریف میشود. بیش از دو دهه حاشا و انکار، بخاطر مقاومت سترگ و تلاشهای بی شائبه و فداکارانه خانواده های خاوران و مدافعان حقوق انسانی و گروههای مخالف رژیم اسلامی، و پس از انتشار نوار صوتی ملاقات حسینعلی منتظری با هیات مرگ، به دستور ولی فقیه، دست اندرکاران جنایت، یکی پس از دیگری به میدان آمدند تا در قامت جلاد، از اجرای فتوای خونین امامشان دفاع کنند. وزیر دادگستری دولت یازدهم ، صدور احکام اعدام زندانیان را "افتخاری برای خود" دانست؛ امامان جمعه، حکام شرع، نوه های خمینی و بسیارانی که در این رژیم دارای مقام و مسئولیتی بودند، به میدان آمدند و از "تصمیم تاریخی" امام جلادشان تعریف و تمجید کردند و مدالهای افتخار جلادی را برای حفظ حکومت دینی بر سینه امام شان زدند و برای آمران جنایت علیه بشریت درخواست اهدای مدال کردند. فیلمها و گفتگوهای تلویزیونی با سردمداران و سیاست گذران دهه اول حاکمیت رژیم اسلامی، برای نشان دادن تاریخی وارونه از سرکوبهای خونبار پس از انقلاب و موافقان و مخالفان آن تهیه شد تا چهره امامی را نشان دهد که انقلاب سال ۵۷ را با احکام و حکام شرعش سربریده بود. امامی که میخواست پس از "انقلابش" چند هزار نفر از مخالفان را در مراکز عمومی و خیابانها بدار کشد و هیج روزنامه ای اجازه انتشار نیابد و همه احزاب را ممنوع کند و همه مخالفان ولایت فقیه را سرکوب نماید و جلوی فعالیت احزاب را بگیرد و هیچ مهلتی به دگراندیشان ندهد. او بود که در روز تولد پیامبرش گفته بود: "آنها که میگویند اسلام نباید آدمکشی کند آدمهای نفهمی هستند که معنای اسلام را نفهمیده اند"! اینجا بود که باید جهان "اوج عطوفت اسلامی و رحمتی" که بر مردم ایران رفته بود را در میافت!! اینها همه و همه نشانه های آنست که دیگر حاشا نتوان کرد، چهره آدمخواران برملا شده است، پرده سکوت و انکار درباره خاوران و خاورانهای پیدا و ناپیدای ایران، برای همیشه پاره شده است.

در سالگشت قتلعام زندانیان سیاسی، همچنان چوبه های دار دژخیمان اسلامی برپاست. بیش از یکصد نفر در ماه گذشته در زندانهای کشور بدار آویخته شده اند؛ همچنان زندانیان سیاسی و عقیدتی مورد آزار و شکنجه و مجازاتهای وحشیانه قرار میگیرند؛ بیش از سه هفته است رضا شهابی و بیش از بیست نفر از زندانیان سیاسی در اعتصابند. اعتصاب غذایی که در اعتراض به خشونت های مداوم و آزار و اذیت زندانیان و احکام غیرانسانی دستگاه های امنیتی و قضایی علیه زندانیان صورت گرفته است؛ محمد علی طاهری به اتهام "توهین به نبی" و ارتداد مجددا به اعدام محکوم شده است. همه اینها، بار دیگر ثابت میکند که سیاست حاکم بر رژیم اسلامی همچنان بر پایه پاکسازی عقیدتی و سیاسی مخالفان استوار است. تاریخ حکومت اسلامی، تاریخ کشتار و اعدام و تصفیه های خونین، تاریخ تلاش برای نابودی انسانیت و شادی و عشق و امید، ، تاریخ تلاش برای بردگی و تسلیم انسان در مقابل خبرگان آدمخوار و قوانین شریعت آن بوده است. تاریخی که با اعدامهای پشت بام مدرسه رفاه آغاز و با اعدامهای صحرایی کردستان و خوزستان و ترکمن صحرا ادامه می یابد. جنایات سیستماتیکی که نزدیک به چهار دهه است تصویر خونین راهپیمایی نظام ولایت فقیه را در تحکیم قدرت مطلقه اش برای همگان آشکار میکند. علیرغم همه اختلافات و کشمکشهای جناحهای حکومتی و تغییر و تعویض های دستگاه دولتی، خصوصیت این نظام آدمخوار و متحجر تغییری نکرده است؛ رژیم اسلامی همچنان بر پایه کشتار و اعدام و زندان و تصفیه مخالفان و خفقان و سانسور به حیات ننگینش ادامه میدهد.

۲۹ سال پیش در تابستانی داغ و سوزان، رژیم اسلامی آتش بس در جنگی هشت ساله را با جامی زهر گونه پذیرفت تا در وانفسای پایانی جنگی خونین، هزاران زندانی سیاسی بیدفاع را قربانی کند. عاشقان خون و مرگ و مرثیه، در سکوت و تاریکی، در بی خبری و انتظار، با فتوایی در دست، زندانیان سیاسی را به صف کردند. راهروهای منتهی به بیدادگاه از زندانیان انباشته شد و انگیزاسیون اسلامی در انتظار زندانیان، آنانرا به سالن های دار و شلاق هدایت میکردند.

مرداد و شهریور ۶۷ با نامهای بینام هزاران زندانی رنگین شد و سکوت با دارهای سالن حسینیه و آمفی تئاتر، با احکام هیات مرگ رئیسی - اشراقی – نیری – پورمحمدی، با کامیون های حمل گوشت بر زندان تحمیل شد. در تمام این دو ماه ملاقاتها قطع و خانواده ها در بی خبری مطلق بودند و ماشین مرگ با چراغ خاموش در حال سلاخی بود. روزها و هفته ها گذشت، اینک خانواده ها خبرها را از کمیته ها میگیرند ...خبر این بود ...اعدامشان کردند...تنها ساکهایی بجامانده از فرزندان رشید و اسیر به خانواده ها میرسد ... به کدامین گناه، به کدامین جرم اعدامشان کردند؟ در کجای این خاک جایشان داده اند؟ سکوت ...انکار ...سکوت .... خانواده ها پاسخی نمی گیرند... اما تلاشهای بی وقفه و شجاعانه خانواده های زندانیان سیاسی و قربانیان این جنایات وسیع، خاورانها را آشکار میکند و مبنا و آغازی برای کارزار دادخواهی مردم ایران علیه خبرگان آدمخوار میشود. این تلاشها بود که دهه خونین ۶۰ را به نسل جوان پس از انقلاب و جهانیان نمایاند. این رژیم هرگز نمیتوانسته است بدون داغ و دار و شلاق و شکنجه به حیاتش ادامه دهد. دهه خونین شصت سند و گواه روشن این حقیقت است.

یکسال پس از انتشار فایل صوتی گفتگوی منتظری با آمران قتلعام زندانیان سیاسی، خبر کشتار، چون خبری تازه، به خانه های مردم راه یافت. فايل صوتی منتظری، سند حقوقی انکارناپذيری است بر وقوع کشتار هزاران زنداني سياسی در سال ٦٧. فايل صوتی واقعيت اين جنایت تاريخی را مسجل کرد. جنايتی تاریخی که در دوران معاصر ایران بی سابقه بوده است. گرچه این فایل صوتی، بمثابه "نوش دارویی پس از مرگ سهراب" بود و اعتراض پنهانی منتظری به هیات قاتلان کشتار، نتوانست مانع از کشتار هزاران زندانی سیاسی در زندانهای ایران شود و او نخواست خانواده های زندانیان سیاسی منتظر در مقابل بیت اش را از تصمیم به اجرای قتلعام با خبر کند و از این طریق خانواده ها و مردم و نهادهای مدافع حقوق انسانی داخلی و بین المللی را علیه این جنایت برانکیزاند؛ اما علیرغم پنهان نگهداشتن فایلهای گفتگو با قاتلان برای بیش از ۲۸ سال، میباید گفت که این اسناد و اعترافات تکاندهنده در آن، برای خانواده قربانيان کشتار ٦٧، و همه مدافعان حقوق انسانی موفقيت است. آن ها سال ها کوشيدند که نگذارند تبهکاری حکومت در دهه خونین ۶۰ و خصوصا سال ٦٧ به فراموشی سپرده شود، مردم ايران از اين جنايت آگاهی پيدا کنند و حکومت وادار شود که واقعيت کشتار ٦٧ را بپذيرد. فعاليت پيگير آن ها با انتشار فايل صوتی حسینعلی منتظری به ثمر نشست و موجب شد نسلی که در آن دوره يا به دنيا نيآمده بودند و يا خردسال بودند، از جنايت جمهوری اسلامی آگاهی يابند. آگاهی يافتن نسل جدید از اين جنايت و نقش روح الله خمينی، احمد خمينی و هيئت مرگ در اين جنايت حائز اهمیت است.

علیرغم انتشار این اسناد و اعترافات برخی از آمران قتلعام و نواده گان رانتخوار امام جلاد ، علیرغم تلاش خانواده های قربانیان جنایات دهه شصت و زندانیان سیاسی سابق و فعالان سیاسی و گروههای چپ و آزادیخواه، علیرغم کشف خاورانها و گورهای دسته جمعی در تهران و بسیاری از شهرهای ایران، علیرغم شهادت صدها شاهد از میان زندانیان سابق و خانواده های قربانیان، علیرغم تمام تلاشهای بین المللی و مراسمها و یادبودها و برگزاری دادگاه نمادین بین المللی در لندن و لاهه و آشکار شدن تصمیمات و فتواهای بالاترین رهبران حکومتی در تصفیه زندانها و قتل عام زندانیان سیاسی،علیرغم افشای چهره و نام هیات مرگ و دست اندرکاران و آمران و عاملان این کشتار، همچنان قاتلان و جنایتکاران، بر مصدرحکومت اسلامیند. همچنان خبره ترین آدمخواران و جنایت کاران، خبره ترین سانسورچیان و تیغ بدستان در هیات جناحهای متنوع حکومتی در این دستگاه ماقیایی و جهنمی، در پی شکار انسان و آزادی و شادی و زندگی اند. علیرغم شکافها و تضادهای مابین این فرقه ها و جناحبندیها، سکوت و دروغ و فراموشی و انکار، سیاست اصلی در رابطه با جنایات آن دهه خونین و خصوصا قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ کماکان دفاع از آن است. علیرغم گذشت ۲۹ سال از قتل عام، ابعاد این کشتار در سراسر ایران هنوز در ابهام است و گزارشات انتشاریافته تنها گوشه کوچکی از این جنایت را برملا میکند.

باید در اینجا بر بیدادی که بر ما رفته است این را اضافه کنیم که متاسفانه در این میان بسیاری از مادران و پدران قربانیان جنایات سیاسی در دهه ۶۰ ، جان میسپارند، بی آنکه امکان دادخواهی داشته باشند و حتی از مکان دفن عزیزانشان باخبر شوند. مادر بهکیش، مادر پرتویی، مادر ریاحی، مادر معینی و مادرعجم (سکینه هزاردستان)، مادر میلانی و پروانه میلانی و... از آن جمله اند. مادرانی که با شنیدن صدای دادخواهی شان در عرصه داخلی و بین المللی و برسمیت شناسی تدریجی این فاجعه؛ به عنوان جنایت علیه بشریت، باری از دوششان برداشته شده و میشود. نباید بگذاریم این جنایات فراموش شوند؛ نباید بگذاریم آمران و عاملان این فجایع از دست عدالت بگریزند. باید شرایط محاکمه عادلانه و علنی آنان را فراهم کرد و آنانرا به جرم جنایت علیه بشریت و سازمان دادن یک نظام فاشیستی اسلامی، سازماندادن تصفیه های خونین عقیدتی، مذهبی، سیاسی، ملی و جنسیتی به محاکمه کشاند تا نگذاریم تاریخ خونین و جنایتبار استبدادی، بار دیگر در کشور ما تکرار شود. روشن شدن حقایق این دهه خونین و همه ۳۹ سال سرکوب و خون و وحشت و اضطراب، برای ساختن کشوری آزاد و برابر، برای شکستن زنجیره قتل و انتقام و جنایت ضرورتی حیاتی است.

سازمان راه کارگر ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و برابری، مصمم است همراه و همگام با همه انسانهای شریف و آزادیخواه، همه سازمانها و گروههای مدافع حقوق انسانی، برای آشکار شدن تمام حقیقت تلاش کند، تمام قربانیان جنایت های سیاسی در ایران شناخته و دادشان را در دادگاهی عادلانه ؛ آزاد و علنی فریاد کند ، همه آمران و عاملان این جنایات سازمانیافته و سراسری، شناخته و افشا و محاکمه شون ، امکان تکرار شدن این جنایت های سیاسی و وحشیانه را با کمک به سازمان دادن مردم در شبکه ها و نهادهای مترقی و بشردوست و عدالت طلب، آزادیخواه، مدرن و سکولار علیه جریانات ارتجاعی و نژادپرست و بنیادگرای مذهبی بگیرد، برای سرنگونی انقلابی رژیم جنایتکار اسلامی و برای آزادی و برابری مبارزه کند و در راه متحد کردن همه تلاشها و مبارزات اردوی کار و رنج و به ثمر نشاندن آرمانهای جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم تلاش نماید.

زنده باد یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران
زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
شهریور۱۳۹۶– اوت 2017



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد