logo





پرسش ها و پاسخ هایی
در باره وحدت و مسائل جنگ و صلح در منطقه

يکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳ اوت ۲۰۱۷

مجيد سيادت

majid-siadat.jpg
می خواهيم گذار خشونت پرهيز به دموکراسی را در جامعه سامان دهيم. اين نگرش با توجه به تحولات اجتماعی ايران و نگاه به تجربه گذشته مان شکل گرفته است و تاريخچه تحولات سی و چند سال گذشته هم مويد صحت آن بوده است. اين راهبرد کنونی ماست. ما بايد برنامه عملی داشته باشيم که می خواهد نيروهای عمده تحول جامعه ايران را در مد نظر داشته باشد. بنابران در پاسخ به پرسش بالا، می گویم درست است برنامه عمل با راهبرد پیوند مستقیم دارد.
هدفتان از وحدت چیست؟

فکر می کنم که نيروهای چپ بسيار پراکنده هستند و تا زمانی که اين پراکندگی وجود داشته باشد نمی توانيم بر روند وقايع سرنوشت ساز کنونی تاثير مناسبی داشته باشيم. درک من از" وحدت" بر آمدن همبسته نير وهای چپ مایل به وحدت حول يک برنامه عملی است، برنامه ای که بطور مشخص بتواند بين ما و کنشگران آزادی خواه ايران رابطه ای تنگاتنگتر به وجود بياورد. اينچنين برنامه ای بازتاب عميق ترين فکرهای ما در مورد پرنسيپهائی است که تک به تک ما بدانها باور داريم و بنابراين تکوين چنین برنامه ای را مهمتر و موثرتر از جمع آوری اشتراکات نظری می دانم. در دنيای امروز، در اقيانوسی از نظرات و درک های متفاوت و گهگاه متناقض شناوريم و کوشش برای رسيدن به يک سلسله پرتسيپهای انتزاعی کوششی کم ثمر خواهد بود. يقين دارم زمانی که در مورد اشتراکات نظری به توافق رسيديم باز هم اختلافات بسيار جدی در ميان ما وجود خواهد داشت. برنامه عمل مشترک می تواند در طی زمان، تفکر ما را به يکديگر نزديکتر کند و خود برنامه هم، در طی همين زمان با بهره گیری از تجارب عملی، غنی تر شده و تدقيق شود.
از اين ديدگاه است که معيار برتر من برای "وحدت" موفق، صلابت و صحت برنامه عمل خواهد بود.

برنامه عمل چیست؟ عمل یا کنش بر روش و روش بر بینش و راهبرد تکیه دارد. برنامه عمل مورد نظرتان برای وحدت چه رابطه ای با روش و بینش دارد؟


می خواهيم گذار خشونت پرهيز به دموکراسی را در جامعه سامان دهيم. اين نگرش با توجه به تحولات اجتماعی ايران و نگاه به تجربه گذشته مان شکل گرفته است و تاريخچه تحولات سی و چند سال گذشته هم مويد صحت آن بوده است. اين راهبرد کنونی ماست. ما بايد برنامه عملی داشته باشيم که می خواهد نيروهای عمده تحول جامعه ايران را در مد نظر داشته باشد. بنابران در پاسخ به پرسش بالا، می گویم درست است برنامه عمل با راهبرد پیوند مستقیم دارد.

از نظر شما، مسائل منطقه ای و بين المللی اصلی کنونی چیست؟

مهمترين تحولی که بر روند وقايع در منطقه و کشور ما تاثير می گذارد روند کاهش نفوذ و قدرت بين المللی امريکاست. به عبارت ديگر، در دوران افول قدرت امريکا و سربرآوردن قدرتهای تازه نفس و جديدی به سر می بريم. اين تحول از همه نظر بر زندگی تک تک ما و مردممان اثر می گذارد. از سوی دیگر، گذشته از جنبه های اقتصادی و فرهنگی تاثیر گذار در شرایط جهانی سازی، این امر را نیز باید در نظر داشت که امريکا به سادگی از امتيازاتی که حق خود می داند عدول نخواهد کرد. سر کارآمدن ترامپ بدين معناست که امريکا با شمشير آخته از تمامی آن امتيازات دفاع می کند.
بر این متن از اوضاع جهانی، در کوتاه مدت، اين عوامل در منطقه ما عمل می کنند:
شورای همکاری خليج فارس فلج شده است و اين ابزار فشار غرب ديگر بی اثر می ماند.
هم اکنون جنگ در يمن بيداد می کند. مردمی فقير و بی گناه به ورطه جنگ گرفتار آمده اند و پس از دو سال جنگ، وبا هم به نوبه خود کشتار می کند. اين جنگ گرفتاريهای جدی برای عربستان و يارانش به بار آورده و در حال حاضر راه حلی برای يمن به چشم نمی آيد.
جنگ افغانستان هر از چند گاهی شعله می کشد و هيچ بعيد نيست که هزاران سرباز امريکائی بيشتر در اين جنگ طولانی درگير شوند.
بحران فلسطين همچنان می تواند مايه جنگ تازه ای شود.
بحران سوريه به سمت نوعی از "صلح" يا لااقل کاهش چشمگير، گرايش می يابد.
تنش ايران و عربستان زمينه خطرناک ديگريست که می تواند به جنگی پردامنه تبديل شود. ترکيبی از بلندپروازيهای عربستان و تجاوزگری اسرائيل، همراه ماجراجوئيهای ترامپ می تواند مايه اوليه اين جنگ باشد. اين خطر واضح و روشن است و جنگ طلبان جمهوری اسلامی نمی توانند از زير بار نتايج خطرناک ماجراجوئيهای کنونی خود شانه خالی کنند.
بالاخره تضادهای مابين کردها از يک طرف با اعراب و از طرف دیگر با ترکيه پتانسيل جدی برای شعله ور شدن و کشیده شدن بسوی جنگ دارند.

با وجود این خطرات در دامن زدن به جنگ ها، چه امکاناتی برای صلح می بینید؟ سیاست های صلح جویانه کدامند و مبارزه برای صلح چگونه تقویت می شود؟


خوشحالم که امکان صلح در سوريه تقويت شده است ولی امکان صلح سراسری در منطقه را ضعيف می دانم. هنوز هم دخالت نيروها ی بين المللی برای حفظ امتيازاتشان را بايد جدی گرفت. اما ساختارهای حکومتی پوسيده برای دفاع از امتيازاتشان ابا ندارند. اين حکومتها با پشتوانه فعال غربی ها در منطقه وجود دارند ( مثل حکومت سعودی) که از هيچ جنايتی ابا ندارند.
تجربه جنگهای خانمان برانداز سالهای اخير اهميت سياستهای جنگ پرهيز را در تمام منطقه افزايش داده ولی متاسفانه هيچ نيروی جدی ای که در عرصه سياست منطقه به حساب می آيد موضوع صلح را در راس اهداف خود نگذاشته است.
در اين شرايط وظيفه ما کاهش پتانسيل "جنگ" است با بکار گیری تمامی وسایل ممکن داخلی و بین المللی. نبايد به جنگ طلبان بهانه بدهيم. سياست ما بايد فاش کردن بی رودربايستی هر گونه اقدامی است که به جنگ منجر می شود. توجه داشته باشيم که در مورد ايران، رهبری جهان اسلام و پيروزی شيعيان بر سنی ها هنوز هم آرزوی نهفته سردمداران جنگ طلب رژيم اسلامی است. به نظر می رسد اين گرايش در نظام سياسی ايران دست بالا را دارد. اين نوع آرزوها می توانند به نوبه خود به تحریک انگيزه های دیگر جنگ طلبانه بيانجامند.
در عين حال توجه داشته باشيم که هر جنگ در منطقه می تواند بر منافع ملی کشور های مختلف هم اثر بگذارد، که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. درصورت وقوع جنگهائی که بالنهايه برای تغییرات جغرافیای سیاسی منطقه و تحمیل تناسب قوا تازه ای است، حتی نیروهای صلح دوست – در چارچوب و محدوده دفاع از منافع ملی کشور خود – نسبت به جنگ افروزان بی تفاوت نخواهند ماند..

در زمینه مسائل منطقه ای و بین المللی اقدامات مطلوب برای پروژه وحدت را چه می دانید؟


سازمانی که از درون وحدت بيرون می آيد منطقا در شرايط منطقه ای شدن تحولات سياسی به فعاليت می پردازد. علاوه بر تاکيد در دنبال کردن مسائل منطقه ما بايد به کانالهای اوليه برای تبادل نظر با نيروهای منطقه ای مترقی فکر کنيم و در سمت برپائی اينگونه کانالها پيش برويم

يکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۶ اوت ۲۰۱۷
در مطلب بالا به پرسش های نادر عصاره پاسخ داده شده است.

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد