logo





طرح کارورزی؛ مدیریت بحران دانش آموختگان بیکار یا نیروی کار ارزان؟

سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ - ۲۷ ژوين ۲۰۱۷

الهه امانی

elahe-amani.jpg
یکی از ویژگی های جهان کنونی آن است که بیش ترین میزان جوانان را نسبت به کل جمعیت دارد. از هر چهار نفری که در جهان امروز به سر می برند، یک نفر بین سنین ۱۵-۲۱ سال است. این آمار قریب به ۱٫۸ میلیارد نفر را شامل می شود که ۹۰ درصد این جوانان در کشورهای در حال توسعه آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین ساکن هستند. به جز آفریقا، جمعیت جهان رو به سالمندی است؛ به این معنی که در هیچ بازه زمانی در آینده، تعداد جوانان جهان به میزان کنونی نخواهد بود.



برآمد چنین پدیده ای، فرصتی با ارزش برای توسعه محسوب می گردد. نیروی انسانی که می تواند با پتانسیل خود، توسعه و پیشرفت را در کشورهای به ویژه در حال توسعه با آهنگ سریع تری به پیش راند. از این رو جوانان و زنان امروزه به مثابه دو رکن اساسی نیروی انسانی برای آینده جهان محسوب می شوند. حضور زنان به مثابه اهرمی برای تغییرات توسعه به بهای آن است که از پتانسیل نیمی از جامعه انسانی به طور کامل در کشورهای گوناگون –از جمله کشور ما ایران-، بهره برداری نمی شود. در سال ۲۰۱۵، سازمان ملل اهداف توسعه پایدار را تدوین و به تایید ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل رساند. در تحقق کلیه این اهداف تا سال ۲۰۳۰(برنامه ۱۵ ساله) بر حضور فعال زنان و جوانان تاکید شده و نقش جوانان و زنان در تحقق اهداف ۱۷ گانه، از رفع گرسنگی، تا بهداشت عمومی، از مقابله با چالش های محیط زیست و استقرار صلح و امنیت تا دموکراسی و آزادی برجسته شده است.

از چالش هایی که زنان و جوانان در جوامع در حال رشد از جمله ایران، با آن مواجه هستند، بیکاری جوانان، عدم وجود فضایی سالم برای رشد و اعتلای نیروی انسانی آنان، آموزش عالی بدون کیفیت و نیازهای بازار کار، تبعیضات جنسی و جنسیتی و عدم وجود خواست و اراده سیاسی برای اولویت بخشیدن به بارور نمودن پتانسیل زنان و جوانان است. آهنگ رشد بیکاری در میان جوانان، و در زیر گروه آن جوانان تحصیلکرده و یا جوانانی که در حالی که شاغل هستند هنوز زیر خط فقر زندگی می کنند، زنان و جوانانی که زیر لایه های تبعیض چندگانه اقتصادی، جنسیتی، قومی و مذهبی و حتی از دستیابی به امکانات موجود و محدود نیز محروم هستند، بالا است.

بر اساس آمارهای سازمان ملل در سال ۲۰۱۶ در زمینه بیکاری جوانان، آفریقای جنوبی با ۵۰٫۹ درصد، یونان با ۴۶٫۶ درصد، فلسطین یا ۴۱٫۶ درصد، اسپانیا با ۳۹٫۳ درصد، ایتالیا با ۳۴ درصد، صربستان با ۳۱٫۲ درصد و سپس ایران با ۳۰٫۲ درصد بدترین وضع را در جهان دارند. در بین کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی، ایران پس از فلسطین، بالاترین تعداد جوانان بیکار را دارد. سازمان جهانی کار میانگین جهانی بیکاری جوانان را ۱۳٫۱ درصد در سال ۲۰۱۶ برآورد نموده که از ۱۲٫۹ درصد سال ۲۰۱۵، بیش تر است.

در یافتن دلایل و راهکارهای موثر برای مقابله با چالش جوانان تحصیلکرده بیکار در کشورهای گوناگون، پژوهش های ارزنده ای انجام شده که بسیاری از آنان در راستای روندهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران است.

بر اساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۲، در تونس ۶۰ درصد آموزش عالی این کشور را زنان تشکیل می دهند، امکانات آموزش عالی در بازه زمانی نسبتاً کوتاهی اشاعه یافت و از این رو چالش تحصیلکرده های بیکار به یکی از مشکلات اقتصادی-اجتماعی این جامعه بدل شده است. بخش خصوصی تونس، به دلیل عدم کیفیت و مهارت های فنی مورد نیاز، تمایلی به استخدام فارغ التحصیلان نداشته و از نظر فرهنگی، جوانان نیز تمایلی نسبت به اشتغال در بخش خصوصی ندارند؛ زیرا اشتغال ایده آل از نظر فرهنگ غالب بر جامعه، استخدام دولتی است.

مصر، کشور دیگری که با چالش فارغ التحصیلان بیکار مواجه بوده و هست، مورد پژوهش های گوناگون قرار گرفته است. دکتر گیتا سوبرامانیم(Dr. Gita Subrahmanyam)، پژوهشگر دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی لندن اظهار می دارد که ۷۰ درصد از بیکاران مصر را جوانان بین ۱۷-۲۹ سال تشکیل می دهند و ۶۰ درصد آنان دارای مدرک از موسسات آموزش عالی هستند.

این امر که مصر نتوانسته فارغ التحصیلان با کیفیت بالا برای پاسخگویی به نیازهای بازار فراهم آورد، سبب شده که متجاوز از ۶۰۰ هزار شغل در بخش خصوصی وجود داشته باشد و در عین حال ۶۰ درصد از بیکاران، فارغ التحصیلان از دانشگاه باشند.

در رساله رفع بی عدالتی در مصر(Addressing Informality in Egypt)، ارزیابی شده که در دانشگاه های مصر، دانشجویان را برای اشتغال راهنمایی نکرده و مهارت هایی که بخش خصوصی نیاز دارد، به آن ها آموزش داده نمی شود. هم چنین، در مصر نیز چون تونس، از نظر فرهنگی بسیاری از جوانان در انتظار فرصت های کاری در بخش دولتی هستند و موسسات آموزش فعالیت چندانی در راستای تشویق و دادن راهکارهای موثر به دانشجویان در زمینه اشتغال در بخش خصوصی و یا نوآوری، ابتکار و خلاقیت برای مشاغل آزاد نداشته اند.

دوارا جان(Devara Jan)، که یکی از کارشناسان ارشد بحران اشتغال در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی است، از پاردوکس آموزش عالی در خاورمیانه سخن می گوید و بر کیفیت آموزش پایین که قابلیت رقابت در عرصه جهانی را ندارد، اشاره می کند. این امر به ویژه در مورد دانشجویانی که در رشته های علوم، ریاضیات و مهندسی تحصیل کرده اند، صادق بوده است. در کنار کیفیت پایین آموزش، عدم برخورداری دانشجویان و نداشتن فرصت هایی برای کسب مهارت های نرم شغلی چون کار گروهی، روابط انسانی در محیط کار، ارتباطات شغلی و غیره، سبب گردیده که بین فارغ التحصیلان بیکار و نیازهای بازار کار عدم تطابق به وجود آید.

وی در زمینه راهکارهای برون رفت نه تنها بر تغییرات اساسی در سیستم آموزش عالی، بلکه بر ارائه معافیت های مالیاتی، سیاست های ارزی و امتیازات دیگری برای تشویق صاحبان کار در زمینه مشارکت در امر اشتغال زایی اشاره دارد.



مسئله بیکاری تحصیلکردگان در اروپا نیز مشکلی جدی است و پژوهش ها و طرح های گوناگونی برای این مسئله مطرح است. مشارکت دانشجویان در زمینه توانمندسازی فارغ التحصیلان(Student Advisement of Graduate Employability “SAGE”)، پروژه ای است که مسئله رفرم در آموزش عالی چهار کشور اروپایی را در دستور کار قرار داده است. کشورهای دانمارک، فنلاند، مجارستان و اسپانیا، چهار کشوری هستند که در این پروژه برای مدیریت و کاهش فارغ التحصیلان بیکار همکاری می کنند.

در آمریکا اشتغال جوانان با میزان تحصیلات آنان در ارتباط مستقیم قرار دارد. ۸۸ درصد از کسانی که مدرک دانشگاهی دارند، در برابر ۴۸ درصد از کسانی که مدرک دیپلم ندارد، شاغل هستند. به طور کل نرخ اشتغال جوانان ۲۴-۲۰ ساله در آمریکا، ۷۲ درصد است که این میانگین در بطن خود تفاوت فاحش و عظیم جوانان شاغل سیاه پوست و آفریقایی تبار و لاتین آمریکایی تبار را دارد. تبعیضات نژادی، فقر، دستیابی محدود به موسسات آموزشی با کیفیت بالا، در کنار سایر چالش ها سبب می شود که میزان اشتغال اقلیت های نژادی و کسانی که از نظر اقتصادی در حاشیه قرار دارند، بسیار پایین تر باشد.

در اروپا و آمریکای شمالی، یکی از راهکارهایی که در مقابله با بحران فارغ التحصیلان بیکار در نظر گرفته شده و تحت عناوین مختلف ولی در کل با مضمون بازنگری آموزش عالی و رفرم های ملی به صورت هدفمند و کلان قرار دادن بودجه های دولتی به موسسات آموزشی را به شاخص جدیدی که میزان اشتغال فارغ التحصیلان است، در رابطه قرار داده است. این امر سبب می شود تا مدیران و مسئولین موسسات آموزشی تشویق شوند تا دانشجویان را برای اشتغال در بازار با پروژه های کارورزی، آموزش مهارت های نرم چون ارتباطات، روابط انسانی، کار گروهی، ابتکار و خلاقیت و نوآوری آشنا سازند. در کنار این امر مطالعات و آموزش ها در زمینه شغل آزاد مورد نیاز جامعه، ابتکار، خلاقیت، مهارت های و تخصص هایی که بخش خصوصی نیاز به آن دارد، می تواند به طور موثر اشتغال زایی برای فارغ التحصیلان را فراهم آورد.



به طور اجمالی، در بررسی روندهای جهانی و دلایل بحران فارغ التحصیلان بیکار، سه دلیل مطرح می گردد:

تقابل میان مهارت ها و تقاضاهای بازار کار وجود ندارد.
میزان فارغ التحصیلان بیش تر از قابلیت بازار کار برای جذب آنان است.
رشد نرخ بیکاری در میان جوانان تحصیلکرده به اصلاح و تغییرات در نظام آموزشی نیاز دارد.

در کنار دلایل فوق، چالش هایی چون اقتصاد ضعیف، سیاست های مالیاتی و ارزی و فقدان انگیزه های لازم برای کارفرمایان نیز وجود دارد.

آسیب شناسی و تحقیق در زمینه عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دیدگاه های بنیادی در زمینه کیفیت آموزشی و محتوای کتاب های درسی، خواست سیاسی برای استقرار آموزش و پرورش با کیفیت عالی، برای همه، بدون تبعیض که در زمره اهداف آموزش برنامه ۲۰۳۰ سازمان ملل نیز است، می تواند بستری فراهم آورد که راهکارهای موثر برنامه ریزی گردد.

طرح کارورزی در ایران

در ایران بیش از ۲٫۵ میلیون جوان بیکار هستند. ۱٫۱ میلیون از آن ها تحصیلات دانشگاهی دارند، ۵۰ هزار دانش‌ آموخته در مقطع دکتری بیکار هستند و سالانه ۳۰ هزار نفر نیز به این آمار اضافه می شود و در واقع تحصیلکرده های بیکار که شاغل نیستند، بحران بیکاری موجود را تشدید کرده اند.

بیکاری رسمی در کشور ۱۲٫۳ درصد است اما بسیاری از صاحب نظران برآنند که آمار واقعی بیکاران دو برابر این میزان است. در خلال سه سال گذشته، نرخ بیکاری از ۲۶ درصد در سال ۲۰۱۴ به ۳۰٫۴ درصد در آغاز سال ۲۰۱۷ افزایش یافته است.

یحیی آل اسحاق در مصاحبه ای با تسنیم در سال گذشته گفته بود که بیکاری ۲ میلیونی جوانان درست نیست و در حال حاضر ۷-۸ میلیون بیکار در کشور وجود دارد. در بین جوانان ۲۰ تا ۲۴ ساله، نرخ بیکاری در بین مردان ۲۶٫۶ درصد و در بین زنان ۵۰٫۶ درصد است. این بحران در شرایطی است که ایران بزرگ ترین اقتصاد را بعد از عربستان سعودی در میان کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی دارد و تولید ناخالص ملی اش در سال ۲۰۱۶، ۴۱۲٫۲ میلیارد دلار برآورد شده است. در ایران برای مدیریت بیکاری جوانان با توجه به کسانی که هر ساله وارد بازار کار می شوند، باید سالانه ۱ میلیون کار تولید شود که دولت تنها ۳۰۰ هزار مورد آن را به وجود می آورد. تخمین زده می شود که ایران رشد اقتصادی ۱۰ درصد باید داشته باشد تا بحران بیکاری جوانان را بتواند مهار کند.

در این بین، طرح کارورزی دولت که در پاسخ به بحران بیکاری جوانان تحصیلکرده بیکار مطرح شده، با انتقادهای فراوانی مواجه است.

در وهله نخست آن که این طرح درصدد یافتن راهکارهایی برای مدیریت بحران جوانان تحصیلکرده بیکار دارد، بر ریشه های این بحران که در نظام آموزش عالی قرار دارد، نظر نداشته و می کوشد تنها با فرآیندهای آن مقابله کند. برنامه موثر در این زمینه نه تنها باید در برگیرنده اشتغال فارغ التحصیلان بیکار کنونی، بلکه با تغییرات بنیادین در نظام آموزشی سونامی ورود فارغ التحصیلان جدید را به این خیل عظیم کنترل کند.

به اذعان وزیر کار، علی ربیعی، طرح کارورزی طرحی است که “بیکاران طی فرصت ۶ الی ۹ ماهه آموزش های لازم را دیده و مدرک فنی و حرفه ای کسب می کنند”.

کارورزان که سن آن ها باید بین ۲۳ تا ۳۴ سال باشد، در این طرح یک-سوم حداقل دستمزد تعیین شده توسط وزارت کار –یک-سوم ۹۳۰ هزار تومان-، را دریافت کرده و تحت پوشش بیمه حوادث قرار می گیرند. نرخ بیکاری در برنامه پنجم توسعه، یعنی تا پایان سال ۱۳۹۵ می بایست به ۷ درصد تقلیل یابد اما در سال ۱۳۹۵، ۱۲٫۴ درصد، یعنی ۵٫۴ درصد بیش از هدف قرار داده شده در برنامه پنجم بود.

منتقدان این طرح، هدف دولت را تامین نیروی کار ارزان و اشتغالزایی می دانند. برخی نیز معتقدند که طرح کارورزی با تکلیف قانونی که از سوی مجلس برای اشتغالزایی در قانون برنامه ششم توسعه گنجانده شده است، تعارض دارد.

عیسی منصوری، معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزیر کار در پاسخ به معضل بیکاران فارغ التحصیل در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر اظهار می دارد که “بله، دقیقاً بخش قابل توجهی از بیکاران کشور از دانش آموختگان دانشگاهی هستند. طی چند سال گذشته، نظام اجرایی کشور با سرمایه گذاری در نیروی انسانی، جوانان را به خاطر مدرک گرایی به سمت دانشگاه ها سوق داده است؛ اما لزوماً این افراد فارغ التحصیل، متخصص و دارای مهارت برای اشتغال نیستند. در حال حاضر نیروی کار متخصص وجود ندارد. حتی بسیاری از این افراد که تخصص متناسب با رشته تحصیلی خود را ندارند، در دانشگاه های معتبر تحصیل کرده اند”.

فعالان کارگری هم نگران آن هستند که این فرصت سبب شود که کارفرمایان، کارگران و کارمندان خود را اخراج کرده و نیروی کار ارزان را جلب نمایند تا از مشوق های بیمه ای امتیاز پرداخت حقوق کم تر(یک-سوم حقوق) برای نیروی کار بهره مند شوند.

البته نهادهای دولتی وعده نظارت بر این نگرانی را داده اند که اعتماد و اطمینانی نسبت به پیاده شدن آن وجود ندارد. هدف گذاری اشتغال سالانه ۱۵۰ هزار فارغ التحصیل بیکار در طرح کارورزی و موفقیت این طرح که برخی بر این نظر هستند که در سال ۱۳۸۶ تجربه شد و ناموفق بود، امریست که بسیاری از کارشناسان بازار کار در ایران آن را بعید می دانند.

هم چنین عدم تعامل و هماهنگی با تشکل های کارگری، یکی دیگر از نگرانی ها برای عدم موفقیت این طرح است.

در جامعه ای که “دولت محوری” در جای جای سیاست های خرد و کلان در زمینه آموزش و اشتغال زایی، از هم اندیشی، همکاری، تبادل نظر با کارشناسان و پژوهشگران سر باز زده و حتی بهترین طرح هایی که در این زمینه در سایر کشورهای در حال توسعه موفق بوده است، مورد توجه قرار نمی گیرد؛ در جامعه ای که خواست سیاسی و توجه دولت در زمینه اشتغال زایی برای جوانان کشور، انعکاسی در بودجه و سرمایه گذاری های دولت ندارد؛ در جامعه ای که بخش خصوصی در همکاری و تعامل با دولت به صورت خلاق حضور ندارد تا از پتانسیل های انسانی زنان و جوانان بهره مند گردد و این نیروی عظیم بالقوه به سود توسعه پایدار بالفعل گردد؛ در جامعه ای که ارائه طریق های جمعی جامعه جهانی در قالب سازمان ملل چون برنامه توسعه جهانی تا سال ۲۰۳۰ با انگیزه های سیاسی کنار زده می شود؛ طرح هایی چون کارورزی چاره ساز نخواهند بود. زیرا اقدامی بنیادین، کارساز و پایا نبوده و صرفاً حرکتی نمادین و واکنشی در برای خواست به حق میلیون ها ایرانی است که خواهان حقوق انسانی خود در زمینه اشتغال، رفاه اقتصادی، بهداشت و آموزش هستند.

منابع(انگلیسی):

مگگرید، پل، کدام کشورها دارای کم ترین بیکاری فارغ التحصیل هستند؟، وبسایت انجمن جهانی اقتصاد، ۲۰ آگوست ۲۰۱۵
“تحول دنیای ما: دستور کار ۲۰۳۰ برای توسعه پایدار”، وبسایت پلتفرم شناخت توسعه پایدار
ملاقات با چالش های بزرگ در جهان در حال توسعه: مجموعه ای از مقالات کار (۱۹۹۶)، فصل گزینه هایی برای بهبود بازار کار برای کلان شهرها در جهان در حال توسعه، وبسایت آکادمی ملی مطبوعات

هنامه ی خط صلح

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد