logo





سفری نامترقبه

چهار شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۹ آپريل ۲۰۱۷

نیلوفر شیدمهر

Nilofar
در من ناشناسی
می‌پرد نیمه شب
می‌پراندم از خواب

با تکانی خفیف
مرا که مدت‌هاست
به اسکله بسته‌ام

پلک‌هایم نیم خیز
به کابینم درمی‌آید
آیا؟

یک امشب را آمده
در من
بخسبد؟

جیرجیر تخته‌ها
بیدار می‌کند
بندبندم را

به عرشه که می‌رسد
به خواب می‌زنم
باز خود را

می‌گذارم باز کند
بادبان‌هایم را
و باز داخلم شود

می گذارم برگردد
و تا اسکله
طی‌ام کند

هنوز صبر می‌کنم
تا آزادم نکرده
از تیرک مهار

بعد آن را ولی
خودم می روم
باد در طره‌ طره‌ی دکلم

خیزشی در مازه
جنبشی در اندام
افراخته‌ام حالا

و آماده
تا به زیر کشم
این ناشناس را

و به سفری
نامترقبه
ببرم.

/
نیلوفر شیدمهر
۱۴ آوریل ۲۰۱۷







نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد