logo





روایتی متفاوت از انقلاب، مبارزه و زندان

معرفی کتاب: در کوران مبارزه انقلابی، دستگیری و بازجویی

سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۴ آپريل ۲۰۱۷

سهیلا وحدتی

Soheila_vahdeti.jpg
پیشگفتار

یارم نوشت ... آنچه را که بر او رفت ... اما نه از نگاه یک قربانی رژیم جمهوری اسلامی، بلکه از زبان یک مبارز. مبارزی جوان که در کوران مبارزه انقلابی برای آنچه که اکنون «سوسیالیسم رویایی من» می نامد، کوشید و به خاطر مبارزات اش دستگیر شد، یک سال از زندگی اش زیر بازجویی دستگاه اطلاعات سپاه پاسداران و با دلهره اعدام گذشت، و پس از آن نیز چند سالی را در زندان گذراند. این مبارز قربانی شکنجه و رفتار بیرحمانه و تحقیرآمیز و غیرانسانی شد، اما کتاب اش درباره شکنجه و اعدام نیست، بلکه سرگذشت اوست که همواره انسانی مبارز باقی ماند و زیر فشارهای گوناگون نشکست گرچه جسم و جان اش زخم برداشت و با همان زخم ها به زندگی من پیوست. من با عشق او را در آغوش گرفتم، اما زدودن آسیب های گذشته آسان نبود و شاید بتوان گفت که اصلا ممکن نیست ... و زندگی مشترک مان نیز از آن همه زخم برداشت. شاید زمانی من از آن زخم ها بنویسم که تکه ای از روح مرا با خود برد و روی کودکی فرزندان مان نیز که همواره از من می پرسیدند چرا پدرشان نمی خندد سایه انداخت. اما این کتابی که خواندن اش را به شما توصیه می کنم درباره پیامد آن دوران نیست، بلکه درباره خود آن دوران است.



معرفی کتاب: سوسیالیسم رویایی من

رضا فانی یزدی، همسر من، خاطرات اش را در سه جلد با عنوان «سوسیالیسم رویایی من» نوشته است. دو جلد نخست این کتاب چاپ شده است، «دفتر اول: در کوران مبارزه انقلابی»، و «دفتر دوم: دستگیری و بازجویی»*. جلد سوم این کتاب با عنوان «دفتر سوم: زندان وکیل آباد» هنوز در دست نگارش است و همه این کتاب ها با صدای نویسنده گویا خواهد شد.

همانگونه که از عنوان کتاب ها پیداست، دفتر اول بازگویی سیر وقایع انقلاب و مبارزه نویسنده به عنوان یک کادر حرفه ای حزب توده ایران در نخستین سال های پس از انقلاب است. این کتاب شرح مفصلی است از رخدادهای سیاسی که به شکل گیری منسجم نظام جمهوری اسلامی انجامید، و نیز جریان های سیاسی مختلف برون رژیم، و رودررویی های سیاسی که در روزنامه ها بازتاب می یافت و به خشونت کشیده شد. نویسنده با درج بریده هایی از روزنامه های آن زمان، از نشریات دولتی گرفته تا نشریات گروه های سیاسی اپوزیسیون، تلاش کرده که با شیوه مستند به بررسی رخدادها بپردازد و خلاصه ای از روند حوادثی را که به فاجعه سرکوب گروه های سیاسی برون حکومتی انجامید توضیح دهد.
همچنین شیوه کار و سازمان دهی حزب توده ایران و چارت تشکیلاتی آن با همه جزئیات ارائه می شود. و این همه در کنار بیان سرگذشت زندگی نویسنده در آن دوران است که از داوطلب شدن خویش برای رفتن به جنگ گرفته تا عشق ها و شادمانی های خانوادگی شان را تعریف می کند و ما را با زندگی یک جوان پرشور در فضای تب آلود پس از انقلاب آشنا می سازد.

دفتر دوم شرح دستگیری نویسنده توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و اینکه در پی آن در پایگاه اطلاعاتی سپاه پاسداران در خیابان کوهسنگی مشهد (واقع در محل سابق دبیرستان دانشگاهی علم که من زمانی در آنجا دانش آموز بودم) مورد شکنجه و بازجویی قرار می گیرد. نویسنده از شیوه های بازجویی و رفتار بازجویان سپاه، شیوه های برخورد رفقایش در برخورد با بازجویان، و نیز از کسانی می گوید که در بازداشتگاه سپاه دیده است، از تواب ها و نیز از کسانی که به سوی اعدام می رفتند. آنچه که نویسنده در بازداشتگاه می آموزد نیز جالب است، از جمله ظلمی که بر بهائیان می رود که در هم بند شدن با آنان کم کم بر وی آشکار می شود، برخی فعالیت های شبکه مخفی حزب توده ایران که غم انگیز است، و معجزه کابل شکنجه که هم غم انگیز و هم خنده دار است. رضا همچنین ماجرای ملاقات ها و دیدار با مرا در سپاه و اینکه چگونه "عقد" کردیم توضیح می دهد.

خاطرات: زندگی یک مبارز

این خاطرات درباره قربانی شدن نیست، بلکه روایت زندگی یک مبارز جوان است که در کوران مبارزه انقلابی با شوری سودایی برای حقوق کارگران و پیشبرد اهداف حزب توده ایران مبارزه می کند و بهای مبارزه در یک کشور استبدادزده را با گذراندن بهترین سال های جوانی اش در بازداشتگاه و زندان می پردازد. در این میان از رفقای حزبی که یار و یاورش بودند و برخی یار ماندند و برخی تواب شدند، از هواداران دیگر گروه های سیاسی هم بندش، از اعضای سپاه پاسداران که او را بازجویی می کردند و کتک می زدند، "اسدالله" هایی که او را نجس می پنداشتند یا برایش دل می سوزاندند، از افراد عادی و غیرسیاسی که از بد روزگار گذارشان به بازداشتگاه و زندان افتاده بود، و خلاصه از همه آن که دیده می نویسد. و ما به عنوان خواننده کسانی را از نزدیک می بینیم که زمانی مخالف رژیم جمهوری اسلامی بودند و دست از مخالفت کشیدند و چه ها کردند تا ثابت کنند که دست کشیده اند تا زنده بمانند، کسانی را که همواره مخالف باقی ماندند و در این راه جان باختند، کسانی را که دست از مخالفت کشیدند ولی باز هم جان باختند، و نیز آنهایی را که هوادار رژیم اسلامی بودند و در راه این هواداری جان دادند. نویسنده تلاش کرده که با نگاهی انسانی و به دور از تعلقات سیاسی آنچه را که شاهد بوده و از نزدیک دیده و شنیده بیان کند و نتیجه گیری را – اگر اصلا نتیجه گیری ای در میان باشد – به خواننده می سپارد.

اما مشاهدات نویسنده و زندگی اش در خلاء رخ نداده است. پس کوشیده تا حال و هوای آن دوران را با شرح جریان های سیاسی بازسازی کند. در این راه از بریده های روزنامه ها استفاده کرده و روند حوادث سیاسی را بیان کرده تا خواننده را به متن حوادث سیاسی آن دوران ببرد تا بازگویی نویسنده از ماجراهای زندگی اش برای خواننده مفهوم پیدا کند و احساسات اش از شور و شعف مبارزه گرفته تا غم ضربه به حزب و اندوه از دست دادن یاران به دل خواننده بنشیند.

نکته جالب دیگر درباره این خاطرات اینست که نویسنده بسیاری از جزئیات زندگی شخصی خود را نیز در میان وقایع سیاسی بیان می دارد. اهمیت این کار از آن روست که ما با تاثیر فضای سیاسی آن دوران در زندگی شخصی نویسنده و اطرافیان اش آشنا می شویم. دوران انقلاب یک دوران استثنایی در تاریخ ما بود و میزان تاثیر حوادث آن دوران بر زندگی شخصی تک تک ما گاه آن چنان گسترده و بزرگ بوده که نقطه سنجشی برای ما باقی نگذاشته، اما واقعیت اینست که انتخاب ها و رفتارهای شخصی هم در آن دوران از انقلاب و حوادث آن رنگ می گرفت، از رابطه با پدر و مادر گرفته تا توجه به جنس مخالف و یافتن شریک زندگی. نویسنده در این زمینه بی پروا و صادقانه به بیان زندگی خویش در آن دوران می پردازد. باید بگویم که خاطرات رضا از این جنبه برای من هم ناگفته هایی داشته و جذاب است.

روایتی دور از غرض

این کتاب با انگیزه دفاع از حزب توده ایران یا افشاگری علیه جمهوری اسلامی نوشته نشده است. این کتاب، مانند همه کتاب های خاطرات زندان، سند جنایت رژیم جمهوری اسلامی هست. اما با انگیزه افشای جنایت و جنایتکاران نگاشته نشده است. شاید اینکه نویسنده پیشتر مقاله های فراوانی در زمینه افشاگری جنایت های رژیم جمهوری اسلامی در زندان ها نوشته و منتشر کرده به او کمک کرده که در این کتاب گامی ورای افشاگری رفته و با نگاهی واقع بینانه، و در همان حال نقادانه نسبت به همه کس و همه چیز، ماجراها و رخدادهای آن زمان را بنویسد. در این کتاب حس نفرت به مسئولان رژیم و یا زندانبان هایی که شکنجه می کردند، و حتی نسبت به یارانی که تا دیروز رفیق صمیمی بودند و ناگهان تواب شدند به چشم نمی خورد. از صفت های مجرد برای توصیف ماهیت یا عملکرد افراد، چه در بدگویی و چه در ستایش، استفاده نشده است. نویسنده حتی هنگامی که از "حاج آقای رازینی حاکم شرع و آقای پورمحمدی دادستان انقلاب" می گوید که در سلول انفرادی به دیدار او آمده و او را به اعدام تهدید کردند، از صفت های مجرد یا انگ سیاسی در توصیف ظاهر یا باطن آن ها استفاده نمی کند. بلکه آنچه را که دیده و شنیده و در واقعیت رخ داده رک و راست برای خواننده بیان می دارد.

شیوه کار و جزئیات سازمانی حزب توده ایران نیز توضیح داده شده و نویسنده آنچه را که دستگاه اطلاعات و دادسرای انقلاب اسلامی بر سر حزب توده و اعضای آن و خود وی آورده بازگو می کند. اما این همه در جریان روایت زندگی نویسنده که یک توده ای جوان است و در لابلای مشاهدات او بازگو می شود. در حقیقت شاید بتوان گفت که این کتاب در راستای روایت زندگی یک نسل از مبارزان در آن فضای فرهنگی – سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ است.

خواندن این کتاب یادآور بس خاطرات تلخ و شیرین برای کسانی است که آن دوران را زندگی کرده اند، اما به ویژه برای کسانی که آن دوران را تجربه نکرده اند می تواند جذاب باشد زیرا که نویسنده تلاش کرده تا با بازگویی حوادث سیاسی و نیز بازسازی فضای فرهنگی آن دوران از راه بیان آرزوها و باورها و بیان جزئیات روابط میان انسان ها، حال و هوای آن فضا را زنده کند تا خواننده فقط نویسنده را نبیند، بلکه فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اطراف او و حال و هوای آن دوران را نیز مشاهده کند و سرگذشت نویسنده را در زمینه ی واقعی آن دوران دنبال کند.

باید زمانی می گذشت

کاش نویسنده زودتر خاطرات اش را می نوشت، چرا که هنوز بسیاری از مسائل مربوط به زندان تازه بود، جزئیات بیشتری در خاطره نویسنده باقی مانده بود و می توانست شرح زنده تری از وقایع را ارائه کند. همچنین احساسات اش هنوز تحت تاثیر شدید سال های زندان بود و بهتر می توانست احساس یک زندانی سیاسی را منتقل کند. و ما با مرد جوانی روبرو می شدیم که تازه از زندان و شکنجه و موج اعدام ها جان بدر برده و احساسات اش را در گرماگرم حوادث بازگو می کند.

اما واقعیت این است که به چند دلیل باید زمانی می گذشت تا نویسنده بتواند بنویسد.

دلیل نخست را من که با او زندگی کرده ام خوب می دانم. بخشی از این خاطرات مربوط به اعدام ها در حیاط دادسرای انقلاب اسلامی و در کشتار 1367 است. یادآوری خاطرات تلخ آسان نیست. کار دشواری است که هزینه احساسی سنگین دارد. من هنوز هم نمی دانم که رضا چگونه بار آن سال ها را با خود کشیده زیرا به قدری سنگین بود که حتی بر شانه های من که پشت دیوار زندان بودم سنگینی می کرد و من به همین دلیل بارها از مشاوره با روانشناس سود جسته ام. ولی رضا علیرغم تشویق و درخواست من هیچگاه نیازی به مشاوره ندید گرچه تا سال ها در خواب می دوید و فرار می کرد... حرکت پاهایش مرا بیدار می کرد و من او را بیدار می کردم. گاه در میان خواب از جا می پرید و فریاد می کشید. و به هر مهمانی که می رفتیم غذاهایی را که میزبان با زحمت فراوان پخته بود با غذاهای زندان در دل مقایسه می کرد و به شدت اسراف می شمرد و آزرده می شد. هر چیزی حتی اگر هم برای شادی او فراهم شده بود یادآور زندان و رنج و اعدام بود. بخش بزرگی از روح اش سال ها پس از مهاجرت هنوز در بازداشتگاه و زندان وکیل آباد باقی مانده بود. باید زمانی می گذشت تا به تمامی و با همه وجودش مهاجرت کند تا بتواند به پشت سر نگاهی بیندازد و گذشته را از جایگاه امروز ببیند. باید زمانی می گذشت تا در انبان خاطره هایش شیرینی زندگی نیز در کنار آن همه خاطرات آزاردهنده به تدریج جمع گردد و از شیرینی زندگی نیرو بگیرد تا توان آن را یابد تا به یادآوری آن روزهای تلخ بپردازد. و همانطور که خودش می گوید، فرزندان مان نقش عمده را در این زمینه بازی کردند.

دیگر اینکه اگر نویسنده با نگاهی بیطرفانه به بیان وقایع آن روزها می نشیند و می تواند همه طرف های درگیر در حوادث سیاسی آن دوران، از جمله حزب توده ایران، را نقد کند به دلیل گذشت زمان است. اکنون سنی از نویسنده گذشته و هیجان احساسی ناشی از حوادث فروکش نموده و جا را برای دیدگاه منطقی در بررسی گذشته باز کرده است. نویسنده اگر در زمان این حوادث جوان بیست و دو سه ساله ای بود که در ایران استبدادزده زندگی می کرد، اکنون در زمان بازگویی این حوادث پدر دو جوان بیست و دو سه ساله است که در امریکای دمکراسی زده زندگی می کند. پس نگاه او به زندگی، مبارزه، ایدئولوژی، ایمان، و بسیاری مفاهیم دیگر بس تغییر کرده است. این گذشت زمان و بلوغ اندیشه و تغییر دیدگاه لازم بود تا نویسنده بتواند این کتاب را به دور از جانبداری سیاسی، و به عنوان روایت بخشی از تاریخ کشورمان، که در جریان روایت زندگی خودش بازگو می شود، بنویسند.

نگاه مداراگرانه ی نویسنده به رخدادها و کسانی که در اطراف او بوده اند چشمگیر است. عشق در این کتاب فراوان به چشم می خورد، اما نفرت به ندرت، و شاید پیدا نشود. نگاه نقادانه البته در سراسر کتاب وجود دارد، به ویژه آنجا که نویسنده به نقد اندیشه ها و یا حتی رفتار خویش در برابر دیگران می پردازد، اما این نقد در چارچوب یک نگاه انسانی به گذشته جای می گیرد، و نه سیاسی.

نگارش روان از زندگی ساده ... و فاجعه

شیوه نگارش نویسنده نیز ساده، روان و خودمانی است. گاه برخی خاطره ها چنان با همه جزئیات و نقل قول ها بیان می شود که خواندن اش را دلچسب می سازد. نکته جالب درباره این کتاب همین است که زندگی روزمره نویسنده را از نوجوانی تا رشد و پیشرفت او به یک کادر حرفه ای حزب توده بیان می کند. عکس های خانوادگی، بازی فوتبال توی کوچه، دلدادگی ها و خواستگاری ها، خواننده را به بطن زندگی معمولی می کشاند. و بیان زندگی روزمره نویسنده و جریان های سیاسی اطراف او ادامه دارد تا اینکه نویسنده بدون آنکه متوجه شود که چه خطری او را تهدید می کند، ناگهان در تله می افتد و سر از بازداشتگاه سپاه پاسداران در خیابان کوهسنگی مشهد درمی آورد در حالیکه هنوز حتی نمی داند که چه اتفاقی افتاده، کجاست و چه به سرش خواهد آمد. خواننده نیز که همراه نویسنده در کوچه و خیابان های مشهد شاهد فعالیت و زندگی روزمره اوست، شوک دستگیری و حوادث پس از آن را احساس می کند.

بازنگری وقایع سیاسی آن دوران در دفتر اول و شرح رسیدن گام به گام به فاجعه ای که عمق آن در دفتر دوم و سوم به تدریج آشکار می شود، به خوبی روشن می سازد که فجایع سیاسی آن دوران تا چه حد غیرمنتظره بود. این روایت نشان می دهد که چگونه سرعت حوادث و عمق فاجعه های خشونت بار سرکوب مخالفان و دگراندیشان همه را غافلگیر کرد.

درک این نکته به ویژه برای نسل جوان اهمیت دارد. برخی از کتاب های خاطرات سیاسی آن دوران، به ویژه خاطرات زندان، از هنگام دستگیری و زندان آغاز می شود، و ناخواسته اینگونه به خواننده القا می شود که انگار قرار بوده فاجعه اتفاق بیافتد یا اینکه فاجعه بخش محتومی از گذشته ماست، یا اینکه ماهیت بیرحم و سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی از همان آغاز برای همه دانسته و شناخته شده بوده است. در حالیکه عمق و ابعاد فاجعه برای همه طرف های سیاسی در آن دوران کاملا غیرمنتظره بود و شدت بیرحمی رژیم در سرکوب مخالفان و جریان های چپ همه را غافلگیر کرد. نویسنده کتاب نیز از جمله کسانی است که گرچه خود شاهد آغاز فاجعه و سرکوب خشونت بار مجاهدین است، اما در هنگام سرکوب حزب توده ایران کاملا غافلگیر شده و با ناباوری به حوادث اطراف خویش می نگرد. با این همه، کتاب شرح قربانی شدن نیست، بلکه شرح زندگی و رخدادهای سیاسی است.

در حاشیه: خاطرات رضا فانی یزدی

با آنکه در سال های زندگی مشترک بارها و بارها خاطره های رضا را از زبان خودش شنیده ام، اما بسیاری از مطالب گفته شده در این کتاب برای من تازه بود. افزون بر آن، تلاش من برای تاثیرگذاری بر شیوه نگارش، بازگویی یا بازنگویی برخی جزئیات و نام ها، و حتی فصل نگاری کتاب بی ثمر ماند و به ویرایش برخی جمله ها بسنده کردم. در پایان بگومگوهایم با نویسنده، دانستم که خاطرات و خاطره نویسی تنها بیان آنچه که رخ داده نیست و نمی تواند بازگویی صرف عینیت آن زمان باشد. بلکه این بازگویی، مهر احساسات و شخصیت فردی نویسنده را نیز بر خود دارد. به گمانم مقایسه ای میان ماهیت رخدادهایی که در این کتاب بیان شده با زبانی که نویسنده برای بیان آنها به کار می برد به خوبی نمایانگر دگرگونی شخصیت او در طول زمان نیز هست که در آن زمان یک مبارز توده ای دوآتشه و جان بر کف بود که شرط ازدواج با مرا این گذاشت که بدانم میان من و حزب، حتما حزب را انتخاب خواهد کرد و در این زمان دفاع از حق زندگی را مقدم بر هر مبارزه سیاسی می داند.

اشک های ناریخته

یکی از تصویرهای این کتاب که مرا رها نمی کند لحظاتی از زندگی جوانی به نام داریوش مهدوی در بازداشتگاه اطلاعاتی سپاه پاسداران است که حالت او را در وحشت از حکم اعدام بازگو می کند. "گاه آن وجود پرشور چنان آرام می گرفت و چشمان اش چنان بی حال می شد و از فضای اتاق بیرون می رفت که احساس می کردی که داشت خودش را نگاه می کرد که به طناب دار آویزان بود و یا به ملاقات خودش در قبر رفته بود. ولی باز دقایقی بعد انگار شور جوانی و امید زندگی از خواب ترس و وحشت مرگ می پراندش و دوست داشت ورزش کند."

هنوز لحظات پنهان فراوانی در گذشته هست که باید کشف شود، هنوز اشک های ناریخته فراوانی هست که باید برای آنان که در خاموشی جان باختند فروریخته شود.

*توضیح: دفتر اول و دوم کتاب «سوسیالیسم رویایی من» را می توانید از کتابفروشی ها و آمازون تهیه کنید:

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد