logo





فراخوان تبادل نظر برای استقرار یک نظام دموکراتیک در ایران بر اساس آرمان های دکتر مصدق

دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۰ مارس ۲۰۱۷

mossadegh4.jpg
ما امضاء کنندگان این بیانیه، در سالروز ملی شدن صنعت نفت و به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق، رهبرملی ایرانیان، مردم ایران را به همبستگی و تبادل نظر و همفکری برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی از راههای مسالمت آمیز و جایگزینی آن با نظامی مُلهم از آرمان های دکتر مصدق، فرا می خوانیم. آرمان ها و خواستهای اساسی دکتر مصدق در یک جمله خلاصه می شوند: آزادی و استقلال مردم ایران در چهارچوب یک حکومت دموکراتیک و قانون مدار موجب شکوفایی ایران و بهروزی ایرانیان خواهد شد.

دکتر مصدق فرزند انقلاب مشروطه ایران بود و در پایبندی اش به مبانی آن انقلاب هرگز خللی وارد نیامد. انقلاب مشروطه برای نخستین بار در تاریخ، مردم ایران را به صورت مدون صاحب حقوق کرد، براختیارمطلقه پادشاه خط بطلان کشید و این اصل مهم را که قدرت حکومت ناشی از اراده مردم است به کرسی نشاند. انقلاب مشروطه بر تفکیک قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضاییه، با هدف مهار قدرت متکی بود. به سخن کوتاه، حکومت مشروطه متکی بر آراء مردم و نمایندگان آنها در مجلس شورای ملی )نه اسلامی) است که در یک انتخابات آزاد برگزیده می شوند.

دکتر مصدق هیچ موهبتی را بالاتر از آزادی بیان نمی دانست و با درک این امر خطیر که دولتمردان به
آسانی می توانند به روش حکومت استبدادی روی آورند، آزادی رسانه ها را برای آگاهی رسانی به مردم و نظارت بر قدرت حیاتی و ضروری می دانست. او در همان روز اول نخست وزیری اش فرمان داد که که برای هیچ روزنامه ای به خاطر آنچه که علیه او، ولو به دروغ، نوشته باشد، کمترین محدودیتی ایجاد نشود و اعلام داشت که به این مناسبت از هیچ روزنامه ای شکایت نخواهد کرد.

دکتر مصدق با آنکه خود یک مسلمان باورمند بود، دین را امری شخصی می شناخت و یکایک مردم
ایران را، ضمن احترام به هویت دینی و قومی آنها، شهروند ایرانی و دارای حقوق مساوی می شمرد. بر اساس همین باور بود که او به کار کشور داری بر مبنای اصل جدایی دین از دولت جامه عمل پوشاند. در تاریخ آمده است که دکتر مصدق در پاسخ به پیام آیت الله بروجردی که نسبت به فعال شدن بهایی ها دربعضی از شهرستان ها هشدار داده بود، گفت: "از نظر من، مسلمان و بهائی فرق ندارند، همه از یک ملت وایرانی هستند".

در زمینه سیاست خارجی، دکتر مصدق، خواستار استقلال تمام و کمال ایران بود. او با رهبری جنبش
ملی کردن صنعت نفت، در رویارویی با امپراطوری انگلستان، ضمن احترام به قوانین و نهادهای بین المللی وبا استفاده منطقی و درست از آنها، به استقلال کامل ایران برای نخستین بار در تاریخ معاصر واقعیت بخشید. او به عنوان یک تحصیل کردۀ فرانسه و سویس، هیچگاه خارجی ستیز و دشمن
ارزش های جهان شمول غرب نبود. او با خارجی ها آشکارا گفتگو و مذاکره می کرد، ولی با آنها هیچ سَر و سِری نداشت. در تاریخ آمده است که در یک سخنرانی با اشاره به شعار"مرگ بر انگلستان" به مردم گفت، ما خواهان مرگ ملت انگستان نیستیم، ما خواهان عزت و سربلندی آنها هستیم. ما تنها حقوق حقه خودمان را مطالبه می کنیم.

امروز در جهانی که شتابان در راه پی ریزی آینده ای بر شالودۀ فن آوری پیش میرود، ملت ایران در زیر سیطره یک استبداد دینی واپسگرا بسر می برد. جمهوری اسلامی حکومت را ناشی از اراده مردم نمی داند و چه درقانون اساسی خود و چه در عمل، هشتاد میلیون ایرانی را صغیرانی می شمارد که اختیارشان در دست یک ولی فقیه مطلقه به نام علی خامنه ای است. انتخابات در چنین حکومتی همیشه به انتخاب مسؤلانی منتهی می شود که به اقتدار تام ولی فقیه بر مقدرات مردم و کشورمهر تایید می گذارند، و درواقع بنابر گفته یکی ازمسوولان پیشین نظام اسلامی، نقشی جز این که "تدارک چی" رهبر باشند ندارند.

حقوق زنان نیزهمچنان نصف حقوق مردان است، و آنها از اشتغال به مسؤلیتهای مهم و از جمله کار قضاوت، و از ورود به ورزشگاهها محرومند.

تا کنون هزاران تن از دگر اندیشان، دگر باشان ومخالفان استبداد دینی به دست کارگزاران نظام حاکم به قتل رسیده اند و بسیاری هنوزدر زندان به سر می برند و شکنجه می شوند. هیچگونه عدالتی برای قربانیان وجود ندارد و دادخواهی آنها به هیچ نتیجه ای نمی رسد.

وضعیت وخیم اقتصادی کشور از یک مقایسه ساده میان امروز و سال 1357 ، تنها با در نظر گرفتن دو معیار، درآمد سرانه و ارزش بین المللی پول ایران، بخوبی آشکار می شود. اقتصاد کشور زیر سیطرۀ کامل نهادهای وابسته به حکومتگران، مانند سپاه پاسداران، بیت رهبری و بنیاد مستضعفین، قرار دارد و بازوهای متعدد این نهادها، اختاپوس وار برگرد همۀ منابع حیاتی چنبره زده اند. قرار گرفتن این منابع در خدمت طبقه حاکمه و آقا زاده ها به اختلاف طبقاتی دهشتناکی دامن زده است و این در حالی است که
شمار بزرگی از مردم ایران، از جمله کارگران و آموزگاران، به طور روز افزونی با فقر و دشواری های شدید مالی دست به گریبانند و آفات اجتماعی مانند بیکاری، بی خانمانی، کارتن خوابی، گور خوابی، کودکان کار، روسپیگری زنان و دختران زیر سن، معتادان و دهها مورد دلخراش دیگر در بخش گسترده ای از جمعیت بیداد می کنند.

در زمینه روابط خارجی، نظام مذهبی حاکم بر مبنای جهان بینی شیعه دوازده امامی ، همچنان داعیه حکومت برگزیده اسلامی را در جهان دارد. همین حکومت متولیان مذهب شیعه که دین اقلیت مسلمانان جهان است، ایران را رو در روی حکومت آل سعود عربستان سعودی قرار داه است که خود را متولی کعبه و مسلمانان اهل سنت می داند. حکومت جمهوری اسلامی سی و هشت سال است که حاضر به برقراری رابطه عادی و دیپلماتیک با ایالات متحده آمریکا نیست. بی شک هیچ حکومت مستقلی هرگز نباید ذره ای از استقلال، شرافت و منافع مردم میهنش در برابر نظامیگری، زورگویی و اهداف استثماری
آمریکا یا روسیه یا هر کشوری دیگری عدول کند. ولی هیچ حکومتی در جهان امروز نیست که شیوه و رویه غیرمعقول و غیر مسوولانه حکومت جمهوری اسلامی در قبال آمریکا را برای نزدیک به چهار دهه
اتخاذ کرده باشد. امروز با توجه به تنش های ناشی از ریاست جمهوری دانالد ترامپ در ایالات متحده آمریکا، اتخاذ یک سیاست معقول و دیپلماتیک برای برقراری رابطه با آمریکا با پایان دادن به شعار بی ربط و تحریک آمیز ))مرگ بر آمریکا(( برای خنثی کردن توطئه جنگ افروزی و حفظ تمامیت ارضی ایران از هر زمان دیگری ضروری تر است.



در این سی و هشت سال آنچه از ایران کم نشده است، کوشش همه روزه مردم مهربان و با استعدادش
برای حفظ تمامیت ارضی کشور و سربلندی ملت ایران بوده است. جهان وارد قرن بیست و یکم شده است و بیش از این جایز نیست که مردم سرافراز ایران و بویژه جوانان ایرانی، ازموهبت یک حکومت آزاد ومستقل در چهارچوب یک قانون اساسی دموکراتیک و مبتنی بر اصل جدایی نهاد دولت از نهاد دین و اعلامیه جهانی حقوق بشر محروم بمانند. دکتر مصدق دقیقا خواستار چنین حکومتی بود و تا آخرین توان خود علیرغم محاصرۀ شدید اقتصادی و محرومیت از در آمد نفت، تا کودتای بیست و هشت مرداد، با تکیه بر مردم ایران در راه استقرار آن کوشید. استقرار چنین نظامی موجب شکوفایی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در سراسر جغرافیای آن خواهد شد و مردم ایران را بر اساس مساوات و احترام متقابل در رابطه و تعامل با همه ملل جهان قرار خواهد داد.

اکنون در این مقطع حساس برداشتن یک گام مهم و حیاتی بر عهدۀ ما ایرانیان چه در داخل وچه بیرون از کشور است که راه سومی را سوای جناح های اصولگرا و اصلاح طلب وابسته به حکومت که هدف مشترکشان همچنان اسارت ایرانیان در زیر لوای یک ولی فقیه مطلقه و حکومت اسلامی است بجوییم و برای تحقق بخشیدن به آن تبادل نظر جدّی و هدفمند را بر اساس روشهای دموکراتیک برای تنظیم یک برنامۀ کارآمد و عملی با یکدیگر آغاز کنیم. آرمان های استقلال، آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی دکتر مصدق برای ایران، از نظر ما امضاء کنندگان این بیانیه، تکیه گاه و زیر بنای چنین راه سوم بسوی یک نظام جمهوری برخاسته از اراده مردم را تشکیل می دهند. ما در پنجاهمین سالگرد درگذشت رهبرملی ایران، متعهد می شویم که همه تلاش خود را در راه تحقق آرمان های دکتر مصدق به کاربندیم.

مونا آفاری، روانشناس، آمریکا
بابک ادیبیان، طراح سازماندهی و طبقه بندی مشاغل، آمریکا
حمید اکبری، استاد دانشگاه، آمریکا
نسرین الماسی، روزنامه نگار، کانادا
فریبا امینی، روزنامه نگار مستقل، آمریکا
منصور بختیار، هنرمند نقاش، هلند
سعید بشیرتاش، داندنپزشک و فعال سیاسی، بلژیک
ایرج جوادی، حسابرس، آمریکا
آذر خونانی-اکبری، کارشناس ارشد آموزش و پرورش کودکان، آمریکا
مهدی زمانی، دانش آموخته روانشناسی، شغل آزاد، آمریکا
امیر سلطانی، نویسنده و کارگردان، آمریکا
رضا شاه حسینی، مهندس مکانیک، آلمان
شیوا شفاهی، میکرو بیولوژیست و کوشنده محیط زیست، آلمان
باقر صمصامی، پزشک، آمریکا
کورش صحتی، روزنامه نگار، آمریکا
نازیلا طوبایی، متخصص نرم افزار سیستم، آمریکا
یوسف عبدالله زاده، افسر سابق نیروی دریایی ایران، آمریکا
مزدک عبدی پور، تحصیلکرده مهندسی عمران و کنشگر ملی- مصدقی، آلمان
بهمن فرقانی، خلبان هواپیمای شکاری، آمریکا
بهمن فرهبخش، کنشگر راه مصدق، آلمان
پیام فرهی، هنرمند، آمریکا
فرهنگ فرهی، روزنامه نگار، آمریکا
کامبیز قائم مقام، مهندس مکانیک، آمریکا
محسن قائم مقام، پزشک، آمریکا
مسعود کاظم زاده، استاد دانشگاه، آمریکا
حسین کبریت چی، کارآفرین، آمریکا
بهاره کشاورز، مهندس شهرسازی، آمریکا
پروین کوه گیلانی، روزنامه نگار، آمریکا
منوچهر قنبری، مهندس انرژی اتمی، آمریکا
اردشیر لطفعلیان، دیپلمات پیشین، نویسنده و مترجم، آمریکا
ایرج مصداقی، پژوهشگر حقوق بشر، نویسنده و فعال سیاسی، سوئد
امیر هوشنگ ممتاز، پزشک، آمریکا
رضا مهاجری نژاد، مدرس دانشگاهی و کاندیدای دکترای علوم سیاسی، آمریکا
شهاب مهرگان، فوق دیپلم نرم افزار و طنز پرداز سیاسی اجتماعی، سوئد
نیما ناصرآبادی، دانشجوی دكتراى آمريكا شناسي و فعال سیاسی، آلمان
دارا نیرویی، مهندس بازرسی ساختمان، آمریکا

۲۹ اسفند ۱۳۹۵

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد